eitaa logo
مشکات !
87 دنبال‌کننده
997 عکس
85 ویدیو
0 فایل
مولانا: پس زخم‌هامان چه؟ شمس: نور از میان همین زخم‌ها وارد می‌شود... . . اگر خسته جانی بگو ؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/2135837
مشاهده در ایتا
دانلود
مشکات !
خانم می‌پرسید: هرکی از چی تو زمستون خوشش می‌آد؟ همایون‌خله گفت: از شیر سرد. آندره گفت: از برف. من گفتم: از تعطیلی مدرسه، به خاطر برف. تو گفتی: از بوی پوست پرتقال سوخته روی بخاری، وسط روز برفی. می‌دونستم تو یه چیزی می‌گی که شبیه بقیه نیست... تو فرق داشتی گلی:)
!
آقای قاضی! من معترضم به دنیا _فرمودید به چه جرمی؟ به جرم.. به جرم سیاهی! سیاهی و تباهی ِبی‌پایان _ از خودتون دفاع کنید. ولی دنیا ساکت‌تر از همیشه بود ساکت‌تر از قبرستان‌هایش و اما درونش آشوبی بود، پرهیاهو تر از آشوب های درونش و انگار نه انگار که این، دنیاست! تماما دریا شده بود؛ آرام، اندوهگین و زیبا و معصوم جلوه می‌کرد، مظلوم‌تر از تمام مظلومان خاورمیانه‌اش...
کِه می‌دانست یا می‌توانست بفهمد، که خود دنیا نیز تسلیم و دست‌بسته‌ی سرنوشت است چرا هیچکس یقیه‌ی سرنوشت را نمیگرفت؟ او بود که کودکی را یتیم، معلول، بیمار و یا خواسته نشده، بر چرخ‌وفلک دنیا سوار می‌کرد عزیزی را می‌برد، عاشقی را چشم به راه و محکوم معشوقی را مجبور بزرگی را ناامید کوچکی را ناچار به امیدی واهی در دست ِثانیه‌ها رها می‌کرد بمب جنگ‌ و تفرقه را انداخته و به بی‌منصفانه ترین شیوه‌ی ممکن، آدمی را اسیر و ابیرِ روزها، ساعت‌ها و دقیقه‌ها کرده و درنهایت همه را شاکی و گله‌مند ِدنیا می‌کرد. «ولی.. که می‌دانست که مجرم واقعی، کیست؟»