مشکات !
این چند روز رو هم دور از گوشی مشغول خوندن ادامهی کتاب جدیدی که از نرجس شکوریانفرد شروع کردم، بودم:
خبر بد اینکه؛
کتابی که شروع کرده بودم داره تموم میشه
مشکات !
خبر بد اینکه؛ کتابی که شروع کرده بودم داره تموم میشه
کلمات این کتاب همان طور که مانند آبی روان، جاری شده است بر روی کاغذ، درون روح من نیز جاری شد...
روح من قبل از خواندن این کتاب مانند گیاهی بود پژمرده بر روی زمینی خشک، که تَرَک برداشته بود از کمبود آب...
خط به خط، جمله به جمله و کلمه به کلمهی این کتاب مانند آبی جاری شد در روحم و ایکاش همراهم بماند... بماند تا ابد!