یه پارادوکس زمانی واسه داستانم ساختم که نه ai میفهمه، نه آدما کامل درک میکنن......👽
خدایا توبه.
𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
یه پارادوکس زمانی واسه داستانم ساختم که نه ai میفهمه، نه آدما کامل درک میکنن......👽 خدایا توبه.
الان ئه که به جنون برسم......👽🚶🏻
هوش مصنوعی دلقک.
واقعا غیبت نکردن به نظرم مهم ئه ولی......
بعضی وقتا آدما جایی رو ندارن که حرفاشون رو بزنن. همه هم پول روانشناس ندارن... و واقعا نیاز به کمک دارن؛ یا حداقل نیاز به شنیده شدن.
واقعا نمیدونم... این هم گناه محسوب میشه؟؟ خب اگه هست پس جایگزینش چیه...؟؟
هدایت شده از یونیک.
«عظمت از سؤال شروع میشود، نه از پاسخ.»
"نیل گیمن"
To: https://eitaa.com/Mis0Nyc
𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
«عظمت از سؤال شروع میشود، نه از پاسخ.» "نیل گیمن" To: https://eitaa.com/Mis0Nyc
ممنون... واقعا جالب بود.🤝🏻
هدایت شده از کالبدشکاف روانی
عنوان: عطرِ دانایی در فنجانِ سکوت
کتابخانه، جایی بود که زمان، آهستهتر حرکت میکرد. عطرِ کاغذهای کهنه و چرمِ صحافی شده، با بویِ گس و دلنشینِ قهوهای که تازه دم کشیده بود، در هم آمیخته بود.
مردی گوشهای از کتابخانه، پشتِ میزی چوبی و قدیمی نشسته بود. روبرویش، کتابی باز بود با جلدی چرمی و صفحاتی زرد شده. کنارِ دستش، فنجانی قهوه ایستاده بود، بخارِ ملایمش به آرامی به سمتِ سقفِ بلندِ کتابخانه اوج میگرفت.
با هر جرعه قهوه، طعمِ تلخ و شیرینِ آن با دانشی که از کتاب میآموخت، در وجودش میپیچید. انگار که هر کلمه در کتاب، دانهای بود که در باغِ ذهن او کاشته میشد و قهوه، آبِ زندهای بود که به رشدِ آن سرعت میبخشید.
او غرقِ در دنیایِ داستان بود؛ دنیایی که قهوه، حسِ لامسهی آن را عمیقتر میکرد. صدایِ خشخشِ صفحات، تنها موسیقیِ این عالم بود و عطرِ قهوه، هوا را پر از رمز و راز.
گاهی، چشم از کتاب برمیداشت و به بخارِ رقصانِ فنجانش خیره میشد. در آن بخار، انگار که تمامِ داستانها، تمامِ افکار، و تمامِ لحظاتِ تنهاییِ او، شکل میگرفتند و دوباره محو میشدند.
او نه تنها کتاب میخواند، بلکه قهوه مینوشید و در سکوتِ کتابخانه، دنیایی را در درونِ خود میساخت. دنیایی که در آن، دانایی و آرامش، در هم تنیده بودند و هر جرعه قهوه، کلیدی بود برای گشودنِ دریچهای تازه به سویِ فهم.
و اینگونه بود که مرد، در آن بعدازظهرِ آرام، با کتاب و قهوه، نه تنها زمان را میگذراند، بلکه در حالِ خلقِ جهانی بود که عطرِ داناییاش، تا ابد در فنجانِ سکوتش باقی میماند.
فوفوچان
هدایت شده از یونیک.
#challenge
فور کن و برای یک ماه، هر روز حداقل یه فکت درباره ی خودت بگو.
𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
#challenge فور کن و برای یک ماه، هر روز حداقل یه فکت درباره ی خودت بگو.
روز اول (چهارشنبه) :
«هیچوقت اینجور چالشها رو تا یه هفته هم ادامه نمیدم.»