𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
‹‹ دیوانه و زنجیر ›› گفت با زنجیر، در زندان شبی دیوانهای عاقلان پیداست، کز دیوانگان ترسیدهاند
دیوانهها توی جهان عاقلها جایی ندارن.
در اصل دیوانهها اصلا به جامعه تعلق ندارن.
در حالیکه ارتباطاتشون بخاطر رشتههای نامرئی از قضاوتهایی قطع میشه که خودشون تنیدنش.
کی حاضره شادی و پذیرفته شدن از طرف اجتماع رو فدا کنه تا حرفی که به نظرش درسته رو بزنه؟