#خاطره_کاری_مصطفای_شهید
توی جلسات اگر حس می کرد راه درست دارد کج می شود، رگ گردنی می شد. آستین هایش را بالا می زد و می گفت: «تماشا کنید! این پوست و استخوان مال طبقه سه جامعه است. لای پر قو بزرگ نشده ام. درد را هم می فهمم. نمی گذارم راه مردم دور شود.» یک بار هم دو تا از بچه های نطنز را ناحق اخراج کردند. آنقدر ایستاد و پافشاری کرد تا با سلام و صلوات برشان گرداندند.
منبع: کتاب آقا مصطفا
#شهید_مصطفی_احمدی_روشن
@Modafeaneharaam
📜 #خاطره_کاری_مصطفای_شهید
💌
✏️به نقل از همکار شهید
📍اطلاعات ما حاکی است در خیلی از تأسیسات دنیا از طریق نفوذ در سیستم صدمه می بیند ولی در ایران مسئله حل شده است.
🔧فضای کاری که مصطفی توانست نزد اعجوبه ها و نخبه ها به وجود بیاورد این بود که می توان به عشق اینکه پنجه در پنجه بهترین آدمهای برنامه نویس دنیا بیندازیم، کار کنیم. مصطفی خوب فهمید اینکه همه مثل من باید فکر کنند و برای من هم باید کار کنند، کارایی ندارد.
🇮🇷 یک چیز مشترک هست و از همه مهمتر است و آن دین و میهن است او خوب فهمید که مهم آن است که شما بدانید و بفهمید چه کسی چه می خواهد.
💠 یکی دوست دارد با یک ابرقدرت گلاویز بشود، یکی دوست دارد به مملکتش خدمت کند و با هرکدام، طبق خودش باید رفتار کنی تا او را پای کار بیاوری.
#شهید_مصطفی_احمدی_روشن
#شهید_هسته_ای
@Modafeaneharaam