eitaa logo
مُحَلِّل
31.6هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
128 ویدیو
16 فایل
محلل: تحليلگر، مفسر، ناقد، منتقد 📌اینستا: https://www.instagram.com/muhallell 📌 تلگرام: https://t.me/Mohallell 📌 بله: https://ble.ir/Mohallell 📌روبیکا: https://rubika.ir/Mohallell 📌سروش: https://splus.ir/Mohallell
مشاهده در ایتا
دانلود
مُحَلِّل
بنابراین، اولین صنایع نظامی به عنوان بیان تقسیم کار و سیاست‌های جذب ملی پدیدار شدند. ارزش‌های جامعه چیزی بیش از رفتار فردی جنگجویان صهیونیستی را منعکس نمی‌کردند؛ آنها در هسته خود، تجسمی از تصویر ذهنی و ساختار اجتماعی بودند که جنبش صهیونیستی در پی ایجاد آن در اسرائیل بود. از قضا، این ارزش‌ها، چه عمدی و چه غیرعمدی، از بسیاری جهات منعکس کننده مدل نازی‌ها بودند. بن گوریون سنگ بنای امنیت ملی اسرائیل - حمله برق‌آسا، جنگ در خاک دشمن، پیروزی قاطع و بازدارندگی - را از ایده‌های هاینز گودریان، افسر نازی که به خاطر پایه گذاری اصل حمله برق‌آسا با استفاده از نیروهای زرهی شناخته می‌شود، استخراج کرد. کتاب گودریان درک نظامی از منطق جنگ و مبانی پیروزی را متحول کرد. از نظر گودریان، نقص اساسی ارتش‌های کلاسیک در تلاش آنها برای نابودی کامل نیروهای دشمن به عنوان پیشنیاز پیروزی بود. راه حل جایگزین، تمرکز تلاش‌ها بر فلج کردن ساختار فرماندهی و مختل کردن شبکه‌های ارتباطی و تدارکاتی است، به طوری که دشمن قادر به درک یا پاسخ دادن نباشد. تنها در این صورت می‌توان با حداقل هزینه به پیروزی دست یافت. بر این اساس، سرعت حرکت واحدهای رزمی در ارتش اسرائیل در طول تاریخ آن یک سلاح روانی و سازمانی بوده که قادر به تعیین نتیجه جنگ بوده است، طبق دیدگاه‌های بن گوریون و مربی او، گودریان. این سیاستی است که تل آویو پیوسته در تمام جنگ‌های خود، از اولین حملات هاگانا به روستاهای المعین در منطقه بئرالسبع در سال ۱۹۴۸، تا حمله به بیروت در سال ۱۹۸۲، اتخاذ کرده است. / ۴ @Muhallel
مُحَلِّل
پس از پایان جنگ سرد، مفاهیم جان اشلی واردن، سرهنگ بازنشسته و استراتژیست برجسته نیروی هوایی ایالات متحده، و دن کویل، معاون رئیس جمهور ایالات متحده در طول جنگ دوم خلیج فارس، در مورد "عملیات مبتنی بر اثربخشی" در دیدگاه ارتش اسرائیل غالب شده بود. برداشت واردن را می‌توان به عنوان ضرورت به کارگیری نیروی هوایی نه تنها برای پشتیبانی از نیروهای زمینی، بلکه برای انجام حملات دقیق علیه مراکز فرماندهی و کنترل دشمن با استفاده از آتش با دقت بالا خلاصه کرد. این برداشت‌ها در طول جنگ دوم خلیج فارس و به طور قابل توجهی، در عملکرد ارتش اسرائیل در طول جنگ دوم لبنان در سال ۲۰۰۶ پدیدار شد. آنها همچنین تأثیر قدرتمندی بر برنامه‌های توسعه استراتژیک ارتش اسرائیل، معروف به "گیدئون" و "تنوفا"، در دهه دوم دهه ۲۰۰۰ داشتند. با این حال، به طور متناقضی، عملکرد ارتش اسرائیل در غزه و لبنان پس از طوفان الاقصی، تغییر به سمت برنامه‌های جدید را نشان داد. در واقع، ارتش اسرائیل برنامه‌های جنگی را که برای آنها آموزش دیده بود، اجرا نکرد. در مورد روش‌های جنگی ارتش اسرائیل پس از به دست گرفتن کنترل مناطق شهری غزه در اواخر سال ۲۰۲۵ مباحث مطرح شده در صفحات "معاراخوت"، مجله رسمی ارتش اسرائیل، به وضوح این سردرگمی را آشکار می‌کند. در مقاله‌ای از سرگرد تامیر (فرمانده سابق گروهان و افسر عملیات در گردان ۸۱۰۸)، او یک مدل جنگی جدید برای آنچه که به عنوان "پاکسازی منطقه" شناخته می‌شود، پیشنهاد می‌کند. از نظر او، شکاف عمیقی بین نظریه‌ای که شامل عملیات پاکسازی در عملیات تهاجمی می‌شود و واقعیت عملی که در آن نیروها این مرحله را به عنوان یک تلاش دفاعی طولانی و گیج‌کننده تلقی می‌کنند، وجود داشت. بنابراین، تامیر شکل جدیدی از نبرد دفاعی را پیشنهاد می‌کند که نیازی به دستورات طولانی ندارد. در عوض، کافی است مرزهای بخش و دستورات دفاعی را تعریف کنیم تا ماموریت زیردستان روشن شود: جلوگیری از سقوط مناطق حیاتی در بخش تحت مسئولیت گردان، جلوگیری از رسیدن دشمن به عقبه گروه‌های رزمی و ایجاد شرایط برای حمله متقابل. تمام این دستورات فرض را بر این می‌گذارند که مدافع، درست مانند آنچه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ اتفاق افتاد، از قلمرو خود در برابر نیرویی که ممکن است به آن نفوذ کند، محافظت می‌کند. اما تامیر می‌پرسد: «این دستورات تا چه حد با واقعیت ماه‌ها جنگ برای پاکسازی یک منطقه و تثبیت کنترل عملیاتی در آن مطابقت دارند؟» صرف نظر از پاسخ‌ها به مقاله او، به نظر می‌رسد مشکل نظامی که سرگرد در مورد آن بحث می‌کند، اساساً عملیاتی، سیاسی و حتی اجتماعی است. ستاد کل اسرائیل، در جنگ‌های خود علیه غزه و لبنان، با همان منطق گودریان عمل کرد، به شدت به اطلاعات متکی بود و فاقد درک اجتماعی بود. / ۵ @Muhallel
مُحَلِّل
کوری قبل از ۷ اکتبر سرتیپ مایر فینکل، رئیس تحقیقات مرکز دادو (یک موسسه تحقیقاتی وابسته به ستاد کل ارتش اسرائیل)، با استناد به کتاب «تفکر، سریع و آهسته» نوشته دانیل کانمن، این مشکل را به تفکر کند (بوروکراتیک) در اسرائیل قبل از عملیات لبه محافظ نسبت داد. فینکل در مقاله‌ای که در ماه مه ۲۰۲۲ منتشر شد، اظهار داشت که ارتش اسرائیل اطلاعاتی در مورد طرحی به نام «دیوار اریحا» دریافت کرده است که جزئیات یک حمله غافلگیرانه گسترده به غلاف غزه و شهرهای نقب غربی را شرح می‌دهد. افسر مسئول تجزیه و تحلیل این اطلاعات، سرهنگ دوم «Y»، یک افسر اطلاعاتی در تیپ غزه بود. او از زمان پایان عملیات لبه محافظ (جنگ اسرائیل علیه غزه در سال ۲۰۲۱) به دنبال اطلاعات مشابهی در مورد دیوار اریحا بود، اما هیچ چیز قابل مقایسه‌ای پیدا نکرد. (بعداً مشخص شد که اطلاعات نظامی در واقع اطلاعات مشابهی را در سال ۲۰۱۸ به دست آورده بود، اما هنگام انتشار به طور کامل مورد مطالعه قرار نگرفت و متعاقباً نادیده گرفته شد.) بنابراین، این افسر فرض کرد که دیوار اریحا صرفاً یک طرح اولیه است. در ماه مه ۲۰۲۲، بر اساس ارزیابی‌های افسران اطلاعاتی، این طرح به عنوان «نقطه مرجع تقویت نیرو» (یعنی یک طرح نظری) با این فرض که طرحی کاملاً عملی و قابل اجرا نیست، در نظر گرفته شد. این ناتوانی در پیش‌بینی، بازتابی از یک طرز فکر کلی اجتماعی بود. ایال نداو استدلال می‌کند که این عدم پیش‌بینی‌پذیری ناشی از عوامل بوروکراتیک و روانی بود. اولویت‌بندی شاباک بر سیستم‌های تکنولوژیکی منجر به نادیده گرفتن واحد ۵۰۴ (واحد استخدام اطلاعات انسانی) و ایخا مستبرا شد. این واحد اخیر پس از آن تأسیس شد که اطلاعات اسرائیل به دلیل آنکه فرض می‌کرد مصر حمله نخواهد کرد، نتوانست جنگ اکتبر ۱۹۷۳ را پیش‌بینی کند. در نتیجه، دپارتمانی در اطلاعات نظامی به نام «ایخا مستابرا» که به معنای کلمه «عکس آن صادق است» است، ایجاد شد که به ایجاد شک و تردید در هر گزارش اطلاعاتی اختصاص دارد. در ۷ اکتبر، این یک «مفهوم» خاص نبود که اطلاعات اسرائیل را گمراه کرد، بلکه اتکای فزاینده به فناوری بود. شاباک منابع دیجیتال را در اولویت قرار داد و منابع انسانی را که گزارش‌هایی مبنی بر تأیید قصد حماس برای شروع حمله خود در ۷ اکتبر ارائه کرده بودند، نادیده گرفت. همچنین بی‌توجهی متقابلی بین دپارتمان تحلیل و «ایخا مستبرا» وجود داشت. / ۶ @Muhallel
مُحَلِّل
مشکل جناح راست: نگاه می‌کند اما نمی‌بیند ایال وایزمن، محقق اسرائیلی، در کتاب خود با عنوان «سرزمین توخالی: معماری اشغال اسرائیل»، به مشکل اشغال به عنوان یک سیستم جامع نابینایی می‌پردازد. وایزمن استدلال می‌کند که دیوار حائل در کرانه باختری صرفاً یک مانع بتنی نبود، بلکه یک سیستم گفتمانی، اقتصادی و اجتماعی بود که بر اساس لزوم کور کردن مردم نسبت به فلسطینی‌ها ساخته شده بود. در واقع، سیاست‌های کوری که توسط دولت‌های متوالی اسرائیل از اواخر دهه ۱۹۶۰ تا به امروز مهندسی شده است، به نظر می‌رسد از الگویی پیروی می‌کند که کاملاً با ظهور جناح راست اسرائیل همسو بوده است. جناح راست، ذاتاً از دیدن واقعیت در پیچیدگی‌ها و ظرافت‌های آن بیزار است. این گرایش صرفاً بر ایده‌های مذهبی رستگاری خود متمرکز است. برای درک تأثیر جناح راست جدید بر جامعه و ارتش، کافی است به تغییرات ساختاری رخ داده در سیستم آموزشی اسرائیل نگاهی بیندازیم. از اوایل دهه ۱۹۷۰، علوم انسانی در اسرائیل به نفع علوم فنی و کاربردی رو به افول بوده است. دانشگاه عبری اورشلیم (رهبر علوم انسانی) از دانشگاه تل‌آویو (رهبر علوم کاربردی) عقب مانده است. کیبوتص (دهکده کشاورزی سوسیالیستی) به نفع موشاو (شهرک تعاونی) کنار رفته است، در حالی که مرتز، حزب چپ‌گرای حامی راه‌حل دو دولت، زمین را به غوش امونیم، جنبش افراطی شهرک‌نشینان که در سال ۱۹۷۳ تأسیس شد و به دنبال کنترل تمام فلسطین تاریخی است، واگذار کرده است. این دقیقاً همان چیزی است که متفکر اسرائیلی، یشایاهو لیبوویتز، هنگام بیان اینکه جامعه اسرائیل از تمرکز بر "چرا" به "چگونه" تغییر می‌کند، مشاهده کرد. در چنین جامعه‌ای، سوالات فراگیر از بین می‌روند و خشونت به یک ارزش برتر تبدیل می‌شود. / ۷ @Muhallel
مُحَلِّل
جامعه قمارباز و تکنولوژی‌زده در ساعات اولیه ۲۱ مارس ۲۰۲۶، امانوئل فابیان، روزنامه‌نگار تایمز اسرائیل، پس از گزارش فرود موشک ایرانی در منطقه بیت شمش در نزدیکی اورشلیم، تهدید به مرگ شد. این تهدید نه از سوی مرجع سانسور نظامی اسرائیل و نه حتی از سوی سازمان‌های امنیتی، بلکه از سوی قماربازان ناشناس در "بازار پیش‌بینی آینده" مطرح شد. این حادثه پس از وقایع مشابهی که پیش از جنگ اخیر با ایران رخ داد، بُعد جدیدی به خود می‌گیرد. این حادثه را می‌توان در چارچوب تحلیل "مالی‌سازی" جامعه که از اواخر دهه ۱۹۷۰ با سرمایه‌داری در اسرائیل همراه بوده است، درک کرد. این مفهوم به تغییر در اقتصاد جوامع از یک اقتصاد واقعی و مبتنی بر تولید به یک اقتصاد مالی مبتنی بر عملیات بانکی و حباب‌های مالی اشاره دارد. چنین پدیده‌ای اغلب سیاستمداران و جوامع قماربازی را ایجاد کرده است که رفتار اقتصادی و سیاسی آنها مبتنی بر ریسک است. بار دیگر، این تغییر به سمت قمار به عنوان بازتابی از سیاست‌ها و تاکتیک‌ها آشکار می‌شود، نه صرفاً به عنوان یک پدیده اجتماعی جدید. هیچ چیز این را بهتر از خود بنیامین نتانیاهو نشان نمی‌دهد، که رفتارش در جنگ با ایران نشان می‌دهد که او تصمیم به قمار گرفته است - برای سوق دادن ایالات متحده به جنگ با ایران بدون هیچ درک روشنی از پیامدهای آن در میدان. مشکلی که این رفتار قمارگونه نادیده می‌گیرد این است که فناوری به تنهایی برای پیروزی در جنگ‌ها علیه ملت‌ها و تمدن‌های تثبیت‌شده‌ای که تاریخ، جغرافیا و واقعیت همگی نشان می‌دهند به راحتی سرنگون نمی‌شوند، کافی نیست. بنابراین، نتیجه نهایی این درگیری طولانی نه تنها با قدرت تکنولوژیکی و نه با ماجراجویی‌های بی‌ملاحظه، بلکه با جغرافیا، جمعیت‌شناسی و اراده سیاسی تعیین خواهد شد - عواملی که هیچ سیستم تسلیحاتی نمی‌تواند از آنها اجتناب کند. واقع جهان امروز نشان می‌دهد که جنگ‌ها با ذهنیت شرط‌بندی و قمار انجام نمی‌شوند. بنابراین، نتانیاهو با رفتارش اسرائیل و ایالات متحده را به سمت یک قمار سوق می‌دهد، همان‌طور که تاکتیک‌های جنگی ارتش اسرائیل در دو سال گذشته، از غزه تا جولان، و از لبنان تا تهران، گواه آن است. در حالی که برج‌های «روئیه-یوریه» (ببین و شلیک کن) بر فراز دیوارهایی که ارتش اشغالگر در «مرزها» می‌سازد، قد علم می‌کنند، دیوارهایی در اطراف اسرائیل در حال بالا رفتن هستند که مانع از دیدن جامعه آن می‌شوند. در اسرائیل فناوری‌ها و تاکتیک‌های زیادی وجود دارد، اما دوراندیشی و بینش کمی وجود دارد؛ این امر به همان اندازه که توسط تاکتیک‌های ارتش آشکار می‌شود، توسط خود جامعه اسرائیل نیز تجسم می‌یابد. / پایان @Muhallel
🏴در سوگ نبی جهان پُر از ماتم شد زین داغ گران قامت هستی خم شد دیوار و در مدینه فریادزنان می‌گفت دل فاطمه پُر از غم شد عزای رحلت رسول خدا(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) تسلیت باد
عربستان سعودی واضحاً در مقابله با یمن دچار محدودیت کارت‌هاست. یکی از آخرین کارت‌های باقی مانده اما تلاشی مشترک با آمریکا جهت شعله‌ور سازی جبهات داخلی، خصوصاً تشدید در محور الحدیده با هدف کاهش اشراف و کنترل انصارالله بر دریای سرخ است. در روزهای اخیر نیز تحرکات مختلف لجستیک خصوصا از عدن به حدیده صورت گرفته که هشدار حملات زمینی از سوی مزدوران را بالا برد و حتی در جنوب حدیده نیز یک درگیری سنگین ۴۸ ساعته رخ داد. از این رو از ابتدای هفته جاری انصارالله یک عملیات پیش‌دستانه‌ای را با نظارت، ردیابی و هدف‌گیری پیشرفته مراکز فرماندهی و اتاق‌های عملیات، مراکز تجمع، زاغه‌های مهمات و انبارهای لجستیک مزدوران در نقاط ثقل دشمن آغاز کرده است. @Muhallel