عربستان سعودی واضحاً در مقابله با یمن دچار محدودیت کارتهاست. یکی از آخرین کارتهای باقی مانده اما تلاشی مشترک با آمریکا جهت شعلهور سازی جبهات داخلی، خصوصاً تشدید در محور الحدیده با هدف کاهش اشراف و کنترل انصارالله بر دریای سرخ است. در روزهای اخیر نیز تحرکات مختلف لجستیک خصوصا از عدن به حدیده صورت گرفته که هشدار حملات زمینی از سوی مزدوران را بالا برد و حتی در جنوب حدیده نیز یک درگیری سنگین ۴۸ ساعته رخ داد. از این رو از ابتدای هفته جاری انصارالله یک عملیات پیشدستانهای را با نظارت، ردیابی و هدفگیری پیشرفته مراکز فرماندهی و اتاقهای عملیات، مراکز تجمع، زاغههای مهمات و انبارهای لجستیک مزدوران در نقاط ثقل دشمن آغاز کرده است.
@Muhallel
اکنون تاریخ چهارشنبه، ۸ مهر ۱۴۰۵(۳۰ سپتامبر) تبدیل به تاریخ کلیدی و مرکز بحث ها در عراق شده است. تا این تاریخ، قرار است نیروهای آمریکایی به طور کامل از خاک عراق خارج شده و دولت نیز اعلام کرده که تا این تاریخ باید خلع سلاح رخ داده و حتی بعد از آن آماده رویارویی است. در این بین چندین طرح وجود دارد و مذاکرات فشرده ای میان طرف های مختلف برقرار است. مقاومت نیز متعهد است که ضمن حفظ اصول خود، وارد درگیری و رویارویی که منجر به شعله ور سازی اختلافات و درگیری های داخلی در عراق شود، نگردد. یکی از محاور اصلی سفر روزهای اخیر سردار قاآنی به عراق نیز همین موضوع بوده و به نظر در سفر آتی دکتر قالیباف به بغداد نیز شاهد بحث ها در این خصوص باشیم. مسئله اصلی این است که به نظر ما خلع سلاح محدود به این موضوع نیست و جریاناتی که این طرح را هدایت می کنند به دنبال تغییرات ساختاری عمیق تر و وسیع تر در عراق هستند. ضمن اینکه مشخصا در زمانه ای که تهدیدات آمریکا، اسرائیل و سعودی و توابع آنها همچون جولانی به اوج رسیده و از سوی دیگر پرونده های منطقه ای همچنان در شرایط بلاتکلیف قرار دارند، خلع سلاح فصائل عراقی خنجری بر محور است.
@Muhallel
مُحَلِّل
#مهم
در هفتههای اخیر، تپه علی الطاهر به تحتنظرترین نقطه از نظر سیاسی، نظامی و اطلاعاتی در سطح منطقه ای تبدیل شده است؛ تپهای که در زیر آن تأسیسات گسترده زیرزمینی قرار دارد و رژیم صهیونیستی آن را مرکز فرماندهی نظامی جنوب حزبالله و شامل تونل های موشکی و زاغه های مهمات می داند، در کنار روایاتی که معتقدند تاسیسات معروف عماد ۴ حزب الله در واقع در زیر این تپه قرار دارد. رژیم همچنین تخمین می زند که بین ۳۰ تا ۴۰ نفر از رزمندگان حزب الله به همراه برخی از مستشاران جمهوری اسلامی ایران در این تاسیسات حضور دارند، امری که باعث شده رژیم دستیابی به آن را به عنوان یک هدف استراتژیک ترسیم کند.
البته توجه اسرائیل به این منطقه با تجاوزات اخیر آغاز نشده است؛ چرا که از زمان آتشبس در سال ۱۴۰۳، این منطقه به هدفی تکرارشونده برای شناسایی و پرواز مداوم پهپادها و کوادکوپترهای دشمن تبدیل شده بود. حتی اسرائیل در یک نوبت تلاش کرد با استفاده از مزدوران روی زمین به این تأسیسات دست یابد و ورودیها و ماهیت استحکامات اطراف آن را کشف کند، اما مقاومت توانست این گروه را شناسایی و تلاش آنان را ناکام بگذارد.
با برقراری توافق آتشبس فعلی، دشمن اسرائیلی این منطقه را در زمره «مناطق امنیتی» قرار داد که باید تحت کنترل امنیتیاش باقی بماند اما چالش واقعی پیش روی ارتش اسرائیل این است که با وجود محاصره شدید آتشباری و اطلاعاتی، رزمندگان مقاومت همچنان در داخل شبکه تونلها و استحکامات زیر این ارتفاعات حضور دارند.
طبق روایت رژیم، قرار بود سرنوشت کسانی که در داخل تأسیسات باقی ماندهاند بر اثر محاصره مداومِ حدوداً سه هفتهای و قطع آذوقه و آب، با «مرگ یا تسلیم» یکسره شود. با این حال، این سناریو محقق نشد و ارتش اسرائیل را در برابر یک معضل تحلیلی قرار داد: چگونه همچنان حضور مقاومت در مکانی که فرض بر محاصره کامل آن است ادامه دارد؟ خود روایتهای اسرائیلی در پاسخ به این پرسش دچار تناقض میشوند؛ گاه از عناصری سخن میگویند که شبانه از میان شکافهای محاصره نفوذ میکنند، گاه از امدادرسانی با پهپادهای کوچک، و گاهی نیز اعلام میکنند که تأسیسات از نظر نظامی سقوط کرده و آنچه باقی مانده صرفاً بقایای نمادین مقاومت است.
در میدان، این منطقه شاهد تنشزایی روزانه است که از آتش توپخانه و حملات هوایی آغاز شده و به استفاده از فسفر سوزان برای آتش زدن پوشش گیاهی و کشف ورودیهای تونل میرسد. چند روز پیش، در پی عملیات رصد و پایش، درگیری مستقیمی در یکی از نقاط میان چند تن از مجاهدان حزبالله و یک نیروی متجاوز اسرائیلی از یگان نخبه ایگوز درگرفت. منابع مطلع اشاره میکنند که یکی از اهداف این عملیات، تلاش اسرائیل برای اجرای کمینی به منظور به اسارت گرفتن یکی از رزمندگان بود تا اطلاعات مستقیمی درباره تأسیسات و شرایط داخلی آن به دست آورد.
در برابر این صحنه، به نظر میرسد اشغالگران اسرائیلی تا کنون شرطبندی بر محاصره و فرسایش را ترجیح میدهند، به این امید که تأسیسات خودبهخود زیر بار فشار سقوط کند.
در نتیجه، تپه علی الطاهر امروز به نمادی برای یک معادله گستردهتر تبدیل شده از یکسو شرطبندی سیاسی و نظامی اسرائیل بر یکسره کردن پرونده پیش از کارزارهای انتخاباتی، در مقابل ایستادگی میدانی که مقاومت با آن به عنوان نبردی با ماهیت کربلایی برخورد میکند. این احتمال با توجه به مواضع ایران که امنیت لبنان را به امنیت ملی خود پیوند میدهد، بعدی منطقهای نیز به خود میگیرد زیرا موضوع فوق مستقیماً به امنیت ملی جمهوری اسلامی ارتباط پیدا میکند.
از این رو، هرگونه ارزیابی اسرائیل مبنی بر اینکه یک عملیات نظامی گسترده در علی الطاهر میتواند در محدوده همین تپه محصور بماند، شرطبندی بسیار خطرناکی است؛ چرا که چنین عملیاتی میتواند سریعاً مسار تصعیدی جدیدی فراتر از مرزهای منطقه بگشاید و به رویارویی وسیعتری بینجامد که در آن تهران خود را در برابر گزینه مداخله برای حمایت از حزبالله ببیند.
همچنین در این ایام دعا برای مدافعان و رزمندگان این دژ حساس فراموش نگردد.
@Muhallel
اکنون محاصره دریایی تبدیل به دال محوری بحثها شده است. مجموع شواهد و سخنان مقامات آمریکایی نشان می دهد که آنها به اهرم محاصره دریایی، حتی فراتر از قبل و به مثابه یک اهرم بلندمدت فشار علیه ایران میاندیشند و معتقدند که بالاخره این حصر که میتواند با سایر اقدامات تحریمی و سخت علیه شریانهای اقتصادی کشور توسعه یابد، نهایتاً در نقطهای تهران را وادار به تسلیم میکند. / ۱
@Muhallel
مُحَلِّل
اکنون محاصره دریایی تبدیل به دال محوری بحثها شده است. مجموع شواهد و سخنان مقامات آمریکایی نشان می د
این موضوع هم از حیث تاکتیکی و هم راهبردی اهمیت دارد. از لحاظ تاکتیکی، محاصره اقتصادی میتواند منجر به محدودیت یا قطع شریانهای تنفسی کشور شده، مشکلاتی نظیر کسری بودجه، جهش نرخ ارز، اجرای طرحهای خاص اقتصادی و نهایتاً آشوبهای اجتماعی بینجامد که در شرایط آمادگی قوای آمریکایی و اسرائیلی در منطقه، یک پاس گل از زمین به هوا خواهد بود. از حیث راهبردی، پس از رونمایی از اهرم راهبردی تنگه هرمز از سوی ایران، شرطبندی آمریکا بر روی یک اهرم فشار دائمی، موثر و بلندمدت، وضعیت را در سطح کلان پیچیده میکند./۲
@Muhallel
مُحَلِّل
این موضوع هم از حیث تاکتیکی و هم راهبردی اهمیت دارد. از لحاظ تاکتیکی، محاصره اقتصادی میتواند منجر ب
هر چند از قبل و خصوصا پس از جنگ ۱۲ روزه و پیش از جنگ رمضان، پیشبینی میشد که بالاخره آمریکاییها به این اهرم متوسل خواهند شد، اما دشمن نیز میدانست که در شرایط آمادگی نیروهای دریایی ایران، امکان اجرا در حالت عادی فراهم نیست. با وقوع جنگ ۴۰ روزه و آسیبهای گسترده وارده به نیروهای دریایی ارتش و سپاه خصوصا در بخشهای کلاسیک آن، حریف نیز این امکان را دید که میتواند بالاخره از این برگه خود رونمایی کند. / ۳
@Muhallel
مُحَلِّل
هر چند از قبل و خصوصا پس از جنگ ۱۲ روزه و پیش از جنگ رمضان، پیشبینی میشد که بالاخره آمریکاییها به
با این حال از ابتدا نسبت به اثرات محاصره بیشبرآوردی از سوی حریف و کم برآوردی از سوی برخی در داخل وجود داشت، جایی که برخی تحلیلگران در داخل کشور تصور میکردند که "این محاصره یک امر ناشدنی است، آمریکا بیش از ما ضرر میبیند" تا دیدگاههای آمریکایی که معتقد بودند "اقتصاد ایران با این اقدام ظرف ۱ یا ۲ ماه فرو پاشیده و تسلیم میشود". / ۴
@Muhallel
مُحَلِّل
با این حال از ابتدا نسبت به اثرات محاصره بیشبرآوردی از سوی حریف و کم برآوردی از سوی برخی در داخل وج
اما به طور کلی ۴ دسته راهکار برای شکست محاصره وجود دارد:
۱. راهکارهای سیاسی
۲. راهکارهای اقتصادی و تجاری و مالی
۳. راهکارهای نظامی مستقیم
۴. راهکارهای نظامی غیرمستقیم / ۵
@Muhallel
مُحَلِّل
اما به طور کلی ۴ دسته راهکار برای شکست محاصره وجود دارد: ۱. راهکارهای سیاسی ۲. راهکارهای اقتصادی و
۱. راهکارهای سیاسی: از ابتدا، بخشی از کشور با محوریت تیم دولت و وزارت امور خارجه معتقد بودند و هستند که بهتر است که این محاصره، که تاثیرات سوء بسیاری بر اقتصاد بیمار فعلی کشور دارد، را با زمان دادن به مذاکرات سیاسی و انعقاد تفاهمنامه با امریکا رفع کرد تا کمترین هزینه نیز وجود داشته باشد. این دیدگاه میگوید حتی تاخت زدن این با هرمز نیز مشکلی ندارد زیرا ما همیشه در کنار تنگه حضور داریم و هر زمان می توانیم با شلیک آن را ببندیم اما مدل فعلی محاصره با اتکای به ناوگان سنگین امریکایی در اقیانوس هند و دریای عمان است و با تفاهم نامه نیز علاوه بر رفع محاصره، در بلندمدت نیز با عقبنشینی امریکا از منطقه، دشمن دیگر این اهرم را به طور فوری و موثر در اختیار ندارد و بعداً هم میتوان فکری کرد. با این حال، جدیترین نقد به این دیدگاه فارغ از معادل قرار دادن آن با هرمز، این است که آیا حریف به راحتی این اهرم را از دست میدهد؟ جدای از این، سوال محوریتر این است که تا کِی باید به مذاکرات سیاسی زمان داد؟ آیا طولانی شدن مذاکرات و ریسک افزایش تنش برای کنترل شرایط خود تبدیل به اهرمی برای گذر زمان تا تاثیرگذاری محاصره بر اقتصاد ما نیست؟ / ۶
@Muhallel