یاسهاسبزخواهندشد ؛
چرا من حتی از بهترین چیزها بدترین و غمگین ترین برداشت رو میکنم؟ این به خودی خود چیز خوبی میتونست ب
جان گذاشتن پُشت اسم آدمهارو خیلی دوست دارم. جدیدا بیشتر دوستدارم. برای همینم دیگه به هادی میگم هادیجان.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
باشه خداجون، دیگه به اندازه هفته پیش، عصبانی و پُر از گریه نیستم؛ باشه. اصلا آخیش، خوبه؟
امروزم یه آخیش دیگه گفتم خداجون، ممنونم و تو آخه چقدر بلدی!
به قول حامد عسکری.
مخاطب اولِ این پیام، خودمم اما، کاش بیاین دیگه توی کانالهامون (حتی شوخی) ناامیدی ترویج نکنیم، تو تیم دشمن بازی نکنیم با میلِ خودمون : )
یاسهاسبزخواهندشد ؛
مخاطب اولِ این پیام، خودمم اما، کاش بیاین دیگه توی کانالهامون (حتی شوخی) ناامیدی ترویج نکنیم، تو تی
خب جنگ که میشه، الان نشه، بعدا میشه، چون این نبرد آخره.. اما گاهی یادمون میره (یادم میره) که ما در مسیر قلهایم، و حوادثی هست، و دست خدا با جماعته، و ما به یاری خدا پیروزیم و..
یاسهاسبزخواهندشد ؛
خب جنگ که میشه، الان نشه، بعدا میشه، چون این نبرد آخره.. اما گاهی یادمون میره (یادم میره) که ما در م
بیاید یادمون نره و به بقیههم بگیم یادشون نره. البته که باید اول به این باور برسیم که ما واقعا در مسیر قلهایم، وگرنه امیدمون واهیه و باری که باید رو از روی دوشِ انقلاب برنمیداریم. هم باور کنیم هم یادمون نره، هم نذاریم بقیه یادشون بره. دیگه داریم میرسیم : )
یاسهاسبزخواهندشد ؛
روزِ سوم چلهٔ دعایِ عهد.
روزِ پنجم چلهٔ دعایِ عهد.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
« دارن وا میکنن تو آسمونا باب خیرو » 🎤 با مداحی: حاج #مهدی_رسولی 💐 انتشار به مناسبت میلاد سرداران
ازت نور چکه میکنه مرد، شهید شو دیگه.
پرسیده بودین، هنوز چادریام؟ و وقتی ذهنن ارور میده چیکار میکنم؟
بله همچنان چادریهم و برش نداشتم و تصمیم ندارم که کلا هم برشدارم. اما خب، این ارور طبیعیه و اون وقتهایی که میاد بهش اجازه میدم همه غرهاش رو بزنه..
یه چیزی رو درباره حجاب پذیرفتم که، تیپ نیست. خیلی وقتها یادم میرهها، واقعا یادم میره و به خودم میام میگم وا، چته حانیه؟ منظورم این نیست که محجبه ها نباید خوشگل بپوشن و خوشتیپ رفت و آمد کنن اما، مفهوم حجاب داشتن اینه که شما تو چشم نباشی، که شما جلب توجه نکنی و یه سری چهارچوبهارو رعایت کنی. درباره خودم به این نتیجه رسیدم که اگر تصمیم بگیرم چادرم رو کنار بزارم، کمکم همش رو کنار خواهم گذاشت چون تا اینجا چادری بودن من رو از این جلب توجهه حفظ کرده. من یه آدم اینطوریم، آدمی که گاهی حسرت میخوره چرا نمیتون۶ مثل بقیه محجبهها تیپهای خوشگل بزنه، برای همین میدونم اگر چادری روی سرم نباشه، من به شخصه، هی کمکم از دست میرم.
اما اگر بخوام خیلی شخصیش نکنم، چادر یه میراثه، یه حرفه : )
محجبههای تویِ خیابون، دستشون درد نکنه و قطعا جهاد میکنن، اما حرفی پشت لباس پوشیدنشون نیست، چادر پیام داره و من ترجیح دادم به جای اینکه یه زن مسلمانِ خوشگلِ خوشپوش باشم که مردم با دیدنش میگن بهبه به محجبهها (که اینم چیز بدی نیست) زنِ مسلمانی باشم که حتی وجود داشتنش و لباس پوشیدنشهم پیام داره و حرف میزنه : )
و خب، این حرفها درست نیست که در آینده چادریای وجود نداره، پس ماهم چادری نباشیم دیگه : )))
اولا، یه زمانی یاران امانحسین ۷۲ نفر بودن ولی الان؟ شاید حتی مثال درستی نزده باشم اما میخوام بگم که معادلاتِ خدا دو دوتا چهارتا نیست که چون الان همچین جوی در جامعه هست، قراره ادامه پیدا کنه.. نه! این جو رو ما خودمون میشکنیم، با حضور داشتن. و اتفاقا وقتی کمتریم ولی پایِ عقیدمون میمونیم، انگار حرفهای بیشتریهم برای گفتن داریم و این یکی از همون پیامهاییه که چادر داره.
و دوم اینکه، نسبت به سالهای گذشته، شما خیلی بیشتر خانمهایِ چادری در خیابون میبینی، چون انگار چادر از پوششِ زنانِ خانهدار و خانهنشین به نوعی تبدیل شده به پوشش زن مسلمانِ انقلابیِ کنشگر، که دیگه اونقدرها نمیشه بهش گفت از رویِ عادت داری چادر سرت میکنی. خب این خیلی خوبهههه، چرا دیدگاهتون اینطوری و اینقدر سیاهه؟ : )