eitaa logo
متن‌نوحه‌وروضه
5 دنبال‌کننده
14 عکس
9 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کانال چهارده معصوم(ع)
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السَّلاَمُ عَلَی صَاحِبِ الصَّمْصَامِ وَ فَلاَّقِ الْهَامِ مولای من!🖤 هنوز صدای انکسرظهری جدت از غم عباس در گوش صحرا پیچیده هنوز صدای رجزهای حیدری علی اکبر، جان جهان را می لرزاند... هنوز صدای گریه‌های عطشناک علی‌اصغر، تنیده در مویه‌های مظلومانه‌ رباب، در اوج آسمان به گوش می‌رسد... هنوز اشک‌های عمه جانتان، بر چهره‌ تاریخ، جاری است... هنوز رد کاروان، بر صورت زخمی عالم، دیده می‌شود... هنوز شرم از حضور مردمانی که امام زمانشان را دشنام دادند، سر بریدند و به اسارت بردند، بر صورت زمان، هویدا است... تا شما بازآیید و مرهم گذارید بر این‌ همه زخم ...🏴 🥀 سلام علیکم صبح شما عاشقان متبرک به نام و یاد ماه منیر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام. 🖤
( علیه السلام ) (شوردشتی) شرمِ مرا به خیمه ی طفلان که می ‌بَرد ؟ مَشک مرا به خیمه ی سوزان که می ‌بَرد ؟ از یه اهل دلی سوال کرد ،گفت :آقاجان ما شنیدیم ابالفضل قدش رشید بود اما چرا قبرش ، اینقدر کوچیکه ؟ میخوره این قبر برا یه بچه باشه ! میدونی چی جواب داد؟ آخه وقتی ابالفضل ، وقتی مَشکشو زدن ، از غُصّه و خجالت آب شد ، چه توقعی داری از قامت ابالفضل ؟ « اَدْرِکْ اَخا » سرودم و نالیده ‌ام زِ دل خیلیا ميگن آنقدر با ادب بود هیچ موقع ، حسین رو برادر صدا نمیزد ، هر موقع میخواست بچه های فاطمه ی زهرا رو صدا بزنه ، هی میگفت : مولای من ، آقای من ، حتی زینبو میخواست صدا بزنه میگفت : سیده ی من ، خانوم من ، هیچ موقع اینها رو خواهر و برادر صدا نمیزد ، اما برا اولین بار حسین شنید صدا زد : « اَدْرِکْ اَخا » ، داداش حالا دیگه به دادم بِرس ... « اَدْرِکْ اَخا » سرودم و نالیده ‌ام ز دل این ناله را به محضرِ سلطان که می‌ برد؟ سقا به خون نشست و عَلَم بر زمین فِتاد با دختران ، خبر زِ مُغیلان که می ‌برد ؟ حالا ببین ابالفضل داره برا چی غصه میخوره ؟ دستم فتاد ، پنجه ی دشمن گشوده شد » ... تا وقتی اباالفضل زنده بود ،کسی جرات نمی‌کرد به سمت خیمه ها نگاه کُنه ، همه از ابالفضل می‌ترسیدند ، اما : دستم فتاد و پنجه ی دشمن گشوده شد این قِصّه را به موی پریشان که می‌برد ؟ دشمن به فکر غارت و مَعجر کِشی فتاد این شرح را به طفل هراسان که می ‌برد؟ همه شنیدید ابی عبدالله اومد سرشو به زانو گرفت ، صدا زد برادرم ، قربونت بِرَم ، ابالفضلم ، علَمداررشیدم ، پاشو قربونت بِرَم ، باید بِبرمت سمت خیمه ها ، ... اینایی که میگم زبان حاله، هیچ کجا ننوشته ، شاید ، ابالفضل بگه حسین ، پاشو برو سمت خیمه ها ، چرا ؟ آخه یه عده صدا میزدن ، ابالفضل افتاد ، علَمدار زمین گیر شد ،حالا وقتشه ، حالا باید به خیمه ها حمله کنیم ، صدا زد حسین پاشو برو ، الان میان به خیمه ها حمله میکنن ... همه جلو خیمه ها منتظرن ، « مُخدّرات » مقابل خیمه هاایستادن، ببینن چی شد؟ ابالفضل برمیگرده یا نه ؟ دخترا هی به بچه های کوچولو وعده میدن ، غُصّه نخورید ... الان عمومون ابالفضل بر میگرده ، عمو ابالفضل وعده بِده رد خور نداره ... عمومون پهلوونه ... خدا نکنه یه پهلوونی یه وعده ای بِ ده و وعدش مُحقق نشه آبروش میره ، ابالفضل خودش وعده داده آب میاره ، بچه ها غُصّه نخورید ... یه وقت دیدن اباعبدالله داره میاد، با یه دست ، عنان ذوالجناح رو گرفته ، یه دست به کمر، داره آروم آروم میاد ، امید حسین ، نا امید شد ، اومد مقابل خیمه ها نشست ، از هیبت حسین همه فهمیدن چی شده ، کسی جرات نمیکنه بیاد سوال کنه ، یه مرتبه دیدن سکینه ، اونیکه مَشک رو به عمو داده ، حالا اومد جلو ، صدا زد ابتا « اَیْنَ عَمِّیَ الْعَبَّاسْ » بابا ما دیگه آب نمیخواهیم ، بگو عمومون برگَرده ، ابی عبدالله نتونست جواب بِده ، نمیدونم تا حالا اینجوری شدی ؟ ... بُغض گلوی حسینو گرفته ، هر کاری کرد چی جواب بِدم ؟ از جا بلند شد اومد عمود خیمه عباسو کِشید ، خیمه روی زمین خوابید، یعنی ، بچه ها ، بِرید برای اسارت آماده بشید ، این خیمه دیگه صاحب نداره ... هر جا نشستی ، ناله بزن یا حسین ... 1403 https://eitaa.com/madehin14
( علیه السلام ) (شوردشتی) اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّه ، وَعَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِک امشب شهادتنامه ی « عُشّاق » امضا میشود فردا زِ خونِ عاشقان این دشت ، دریا می شود چه خبر بود امشب کربلا ؟ تاریخ طبری میگه عصرِ روز تاسوعا ، لشکر عمر سعد شروع کردن حرکت ، به سمتِ خیامِ ابی عبدلله ... ، آقا سیدُ الشهدا ، شمشیرش رو به زمین زده ، سر گذاشته روی شمشیرِ مبارک ، یه چند لحظه ای خواب به چشم ابی عبدالله اومد ، بی بی زینب سراسیمه اومد حسین رو بیدار کرد صدا زد خواهرجان، الان جدّم پیغمبرو در خواب دیدم فرمود : حسین ، به زودی به سمت ما میآی ... صدا زد ، زینب جان ، گویا لحظه ی شهادت ما نزدیکه ... ابالفضلش رو صدا زد :« يا عَبّاسُ اِركَبْ ، بِنَفْسِي اَنْتَ يا اَخي » عباس جان ، سوار اسبت شو ، قربونت بِرَم ... { ارشاد ، ج ۲ ، ص ۹۰ } ... همه ی عالَم میگن یا حسین ، فدات بشیم آقاجان ، فقط یه جاست ، حسین میگه :« بِنَفْسِي اَنْتَ يا اَخي » ، جونم فدات یا عباس ، برادرم ، ... فرمود برو با اینا صحبت کن ، ببین چی میخوان ؟ آقا قمر بنی هاشم با یه تعدادی از اصحاب اومد مقابلِ لشکر، به عمرِ سعد فرمود : چی میخوای ؟ گفتن ما دستور داریم ، یا باید حسین با یزید بیعت کنه ، یا باهاش بجنگیم ؟ آقا قمر بنی هاشم برگشت با ابی عبدالله صحبت کرد ، امام حسین فرمود برو با اینا صحبت کن عباس جان ، امشبو از اینها مُهلت بگیر ، ما دوست داریم با خدا مناجات کنیم ، نماز بخونیم ...، امشبو مُهلت دادن به ابی عبدالله ، برای این که عبادات بکنه ... امشب ، شب قیامت کبرای دیگر است هر لحظه یک گزارش صحرای محشر است امشب رسد به گوش مناجات عاشقان فردا، به روی خاک بدن های بی سر است امشب ، علَم به دستِ علَمدار کربلاست ... ( پاسبان خیمه ها ابالفضله ، بچه ها همه خوابیدن ، خیالشون راحته ، اما ... ) فردا، تنش به علقَمه در خون شناور است ( یه بیت ،عرض روضه ی من همین جاست ) امشب رباب ، دست دعایش بر آسمان امشب رباب ، هِی دور علی اصغرش میگرده ، آخه ابی عبدالله یه حرفایی زد ، نمیدونم به گوش رباب رسید یا نه ؟ موقعي که قاسم سوال کرد عمو جان ، آیا منم فردا کُشته میشم یا نه ؟ ابی عبدالله فرمود : عزیز دلم ، عموجانم ، بگو ببینم مرگ در نظر تو چگونه ست ؟ قاسم صدا زد ، « اَحْلیٰ مِنَ الْعَسَلْ » ابی عبدالله بعدش یه جملاتی فرمود خیلی رمزآلوده ، فرمود قاسم جان ، فردا تورو به یک بلای عظیمی میکُشن ، بعد یه جمله ای فرمود ، فردا اینا حتی به طفل شیرخواره ی ما رحم نمی‌کنند! نمیدونم رباب اينو شنید یانه ؟ امشب رباب دست دعایش برآسمان فردا تسلّی دل او، داغ اصغر است ... آی حسین ... امشب اینطوری گذشت ، اما امان از عصر فردا ، موقعی که ابی عبدالله اومد با اهل حرم ، وِداع کنه ، دیگه نه اباالفضلی داره ، نه علی اکبری داره ، تک و تنها شده ... ، تا شروع کرد با لشکر حرف زدن :« هَلْ مِنْ نَاصِرٍ یَنْصُرُنِی » ، آیا کسی هست به ما کمک کُنه ؟ یه مرتبه صدای شیونِ اهل حرم بلند شد ، ابی عبدالله زودی برگشت ، یکی یکی مُخدّرات رو ، دعوت به صبر کرد ... زینب جان ، آرام باش ، شکییبا باش ... ،خواهرم اُمِّ کُلثوم آرام باش ، مبادا بلند بلند گریه کنید ، مبادا بی تابی کنید ، مبادا دشمن شادمون کنید ... اما توو مقاتل نوشتن یه خانومی بینِ مُخدّرات ، خیلی بدجور گریه میکرد ... ، بگم کی بود ؟ خانم سکینه، اینقدر بی تاب شد ، بعضیا میگن ابی عبدالله از مَرکب پیاده شد ... عبارت مقتل اینه ، سکینه رو بغل گرفت ، دخترم آرام باش قربونت بِرَم ، ابی عبدالله فرمود : « لَا تُحْرِقِی قَلْبِی » ، دیگه بسه ، قلبمو مسوزان با اشکات ... هر جا نشستی ناله بزن : « یا حسیییین » 25/4/1403 https://eitaa.com/madehin14
هدایت شده از ذاکرین
@tanine_eshgh4_5839292838193397963.mp3
زمان: حجم: 977.7K
مڹ غلامہ قنبرم قنبڕغلامہ حیدڕاست کربلایے مجیدمرادزاده: شور احساسی زینبی سبک کربلا خونمه🌹 ✅بنداول من به تاب وتبم ذکره روی لبم منصبم اینه که غلامه زینبم 🌹 می گیرم هرشب ذکریازینب دختر حیدر دلاوری گنبدت زیباست حرمت رویاست به چه صحن وسرای محشری دارم ارادت بمیرم واست توازبرادرت غریب تری 🌹 واااای بی بی زینب (س) ؁؁؁؁؁؁؁ ✅بنددوم بانوی محترم ببرم به حرم بی بی جون نیگاکن به چشمای ترم 🌹 بی بی کرم دفاع از حرم افتخاروسعادته منه اعتداله من اعتبارمن اینه بگن که این سینه زنه این شعارمه افتخارمه بشم فدای دخت فاطمه 🌹 وااااای بی بی زینب (س) ؁؁؁؁؁؁؁ ✅بندسوم سربازیم همگی تحت امرولی جون فدامیکنیم براسیدعلی 🌹 ماهمه عمار، میثم تمار مائیم مطیع امر رهبری داعشی پست میخوری شکست باتیغ شیعه های جعفری اهل ایرانیم مثل سلمانیم مدافعان بنت الحیدریم 🌹 واااای بی بی زینب (س) مجید مراد زاده ❤️ نوحه روضه اشعار محرم 🕋 مداحی و سخنرانی ذاکرین👇 https://eitaa.com/zakerin 🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
مهدی بیا که شام غریبان ِعمه هاست وقت مرور داغ اسیران کربلاست هشتاد و چار کودک و زن بین خیمه ای مجلس گرفته اند بیا روضه ها به پاست آقا ببین شبیه تو خون گریه می کنند اما ببین که گریه ی آنها چه بی صداست هر کس که ناله ای بزند می خورد کتک بنگر جواب آه ِغریبانه، ناسزاست مشغول سرشماری اطفال، زینب است از داغ ِ روی داغ، اگر جان دهد رواست پیش فرات ناله ای بر گوش می رسد من شیر دارم،اصغر شش ماهه ام کجاست رفته رقیه نیمه ی شب سمت قتلگاه دیده به روی خاک بیابان تنی رهاست در زیر تیر و سنگ و سنان دفن گشته است بر روی کلّ پیکر او نقش ِردّ پاست می خواست بر لبان پدر بوسه ای زند اما نگاه کرد سر از پیکرش جداست بوسه به روی حنجر صدپاره اش زد و گفت ای پدر: رقیه به مرگ خودش رضاست ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
گودال قتلگاه السلام علیک یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ای روضه خوان صبح و مساء،صاحب الزّمان ای داغدار کربوبلا ، صاحب الزمان صاحب عزای عمّه ی قامت خمیده ای خون، جای اشک، بین عزایش چکیده ای وقت مرور ِ داغ ِ روی داغ ِ عمّه هاست گویی که خیمه ات لب ِ گودال کربلاست داری شبیه عمّه به خود لطمه می زنی بشکسته از جراحت ِ رگ های گردنی در بین خاک وخون، بدنی دست و پا زده او را عدو برای رضای خدا زده دارد نشان ِ سنگ و عصا روی پیکرش رفته ز کینه، بر سر ِ سرنیزه ها سرش اینجا شروع ماتم جانسوز عمّه است آغاز ِ اشک ِ هرشب و هرروز ِ عمّه است باید که عمّه همسفر ِ قاتلین شود در ازدحام کوفه و شام بلا رود باید میان هلهله ی کوچه های شام پیش همه شود سپر ِ کینه های بام باید رود به غربت ِ بازار شامیان مهمان شود به بزم شراب حرامیان خون از لبان رأس بریده شود روان در اصل،قاتلش بشود چوب خیزران ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 تشنه بود آقا  ولی نیزه به خوردش داد شمر 💢 دامنِ هر کوفیِ نامرد، ده ها سنگ بود بر سرِ پیراهنِ صد پاره اش هم جنگ بود ذره ای پیراهنش جای رفو کردن نداشت آن تن پامال دیگر پشت و رو کردن نداشت اسب خود را شمر پیش چشم آقا آب داد با نوک نیزه تن آقای ما را تاب داد کوفیان بعد از علمدارش زبان وا کرده‌اند زخم های سینه اش دیگر  دهان وا کرده‌اند آنقَدَر زد ... آنقَدر زد ... از نفس افتاد شمر تشنه بود آقا  ولی نیزه به خوردش داد شمر نیزه هاشان را به روی قلب آقا کاشتند فرصت کافی برای مثله کردن داشتند دید زينب، هستی اش افتاده تنها، بی پناه «یا بُنیّ» «یا بُنیّ» مادر آمد قتلگاه ✅احسان نرگسی _محرم۱۴۰۴
2025_06_24_01_21_08.mp3
زمان: حجم: 1.3M
😭😭😭😭😭 منو بیچاره کرد این شعر رویای رفتن به خیمه حضرت مهدی علیه السلام گریز به علقمه و گودال نور می بینم خیمتو از راه دور می بینم خار می بینم بین یک صحرا، گلزار می بینم توی رویای قشنگم اومدم تو رو ببینم یعنی میشه آقاجون از کف پات بوسه بچینم پر پرواز دلم شد نور سبز خیمه گاهت اومدم تا که بهشتم بشه تنها یه نگاهت العجل بقیة الله..... 〰〰〰〰〰 ماه می بینم من تو رو در خیمه گاه می بینم اشک می بینم روبه روی تو یک مشک می بینم باز کنار مشک پاره روضه ی علقمه داری برای عموت ابالفضل ازچشات خون شده جاری ناله ی جدّ غریبت توی گوش تو نشسته پشتشو داغ علمدار بین خنده ها شکسته العجل بقیة الله..... 〰〰〰〰〰 آه می گریم با تو یاد ثارالله می گریم ابر می گریم با تو یاد قتل ِصبر می گریم هر کسی یه جوری می زد گیرآوردنش تو گودال شد تن جدّ غریبت زیر نعل تازه پامال جلوی چشمای زینب سر جدّ تو جدا شد دشمنا دفن شدن اما تن جدّ تو رها شد العجل بقیة الله..... ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن)
🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶🔷🔶 💢 زبانحال حضرت زینب سلام الله علیها در عزای شب عاشورا،شب دهم محرم الحرام 💢 آنکه یک عمر است با غیرت نگهدار من است رویِ خاک افتاده اما باز غمخوارِ من است بعد مادر، بعد بابا، سالها بعد از حسن(ع) رازدارم بوده و آری کَس و کارِ من است سنگ را انداختند و خونِ پیشانی او آتشم زد! باعثِ آزارِ بسیارِ من است با نگاهی سمتِ من بر پیکرش زد نیزه را... حرمله(لع) بیش از همه در فکرِ آزارِ من است میخورَد هر بار شمشیر از کنار و پشتِ سر "یا غیاثَ المُستغیثین" ذکرِ هر بارِ من است کارِ شمرِ (لع) بی حیا آغاز شد در قتلگاه رویِ تل بر سینه و بر سر زدن کارِ من است ای فدایِ این برادر که میانِ خاک و خون چشم هایِ نیمه بازش محوِ دیدارِ من است ای تمام ِ نیزه ها، ای سنگهایِ بی حیا این که زیر دست و پا افتاده سالارِ من است پُر شد از زخم و جراحت؛ جای-جایِ پیکرش در همین احوال هم حتی هوادارِ من است آه این صیدِ به خون خفته پناهِ زینب(س) است این حسینِ (ع) تشنه لب عمریست دلدارِ من است پیش چشم دیگران؛ نامرد! عریانش نکن غارتِ پیراهنش اندوهِ سرشارِ من ✅مرضیه عاطفی محرم۱۴۰۴
هدایت شده از روضه دفتری
✨ کرب و بلا حال و هوایی داره ✨دو بار‌گاه باصفایی داره (رفتی ؟؟خدایی دیدی؟؟) ✨روی یکی از این حرم های زیبا ✨نوشته یا حسین عزیز زهرا (دلت رفت کربلا؟) ✨اون یکی با سیم دلت می شه وصل ✨روسر درش نوشته یا اباالفضل (یا اباالفضل)3 امروز گرفتارا بگن یا ابالفضل امروز مریض دارابگن یا ابالفضل مشکل دارابگن یا ابالفضل ✨آخ همه دار و ندارم را بگیرید ✨ولی عباس را از من نگیرید ⬅️ بگو آقا میدونی گرفتارم میدونی مریض دارم میدونی حاجت دارم،میدونی مشکل دارم آبرو دارم یا اباالفضل یا ابالفضل بگو آقا ارمنیا میان در خونت جواب میگیرنُ برمیگردند، آقا غیرمسلمونا صدات می زنند ناامید برنمی‌گردن، بگو آقاجون من گریه کن داداش حسینتم، آقاجان دلت میاد دست خالی برگردم، امیدمو ناامید نکن آقا جان، آقا خودت میدونی دست خالی برگشتن چقدر سخته، آقا امروز امیدمو ناامید برنگردون.... ⬅️(اوج)امروز خدارو قسم بده به حق اون آقایی که کربلا امیدش ناامید شد.. آقایی که خجالت کشید... بگو آقا نزار دست خالی برگردم... امان امان2 (بگمو نالشو بزنی؟) دستاشو از بدن جدا کردند.. تیر به چشم نازنینش زدند... آخ عمود آهن به فرق نازنینش زدن... ⬅️(اوج)همچین که از بالای مرکب با صورت به زمین آفتاد..... آخ صدا زد ..... برادر... برادر تو دریاب... الهی نبینی داغ برادرتو... (اگه برادر داری الهی داغشو نبینی) آی برادر دارا یه وقت دیدن عزیز زهرا حسین ع داره میاد... اما دیگه پاهاش قدرت نداره... دوزانو اومد کنار بدن اباالفضل... سر عباسُ از زمین برداشت رو زانو گذاشت.. ✨ کمتر بزن بازوی خود را بر زمین اباللفضل ( داداش) ✨ شرمنده ام کردی گل ام البنین اباالفضل ✨بودُ امیدم مرا یاری کنی ✨ سالها بهرم علمداری کنی ✨آخ بی برادر گشتمُ پشتم خمید2 🌾 دیده بگشا که طبیبت سر بالین آمد 🌾دیده بگشا که حسین با دل خونین آمد 🌾 دیده بگشا ای سرو بخون غلطیده 🌾 تا نگویند حسین داغ برادر دیده 🌾هدیه به خانم فاطمه معصومه سلام الله علیها(صلوات)🌾 @roze_daftari