eitaa logo
آموزش تخصصی مداحی و روضه
13.6هزار دنبال‌کننده
436 عکس
420 ویدیو
44 فایل
کانال رسمی استادحاج‌اسماعیلی مجمع‌المادحین حضرت زهرا(س) آموزش‌نغمات‌ودستگاه‌های‌موسیقی ویژه مداحی اهل‌بیت(ع) ساده، سریع و به‌روش ابداعی✔️ 🌐 سایت: madehin14.ir 🔁 ادمین تبادل: @hajsmaeeli 📝 ثبت‌نام 👳‍♂️ برادران: @madehine14 🧕 خواهران: @admin_madahyar
مشاهده در ایتا
دانلود
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
( علیه السلام ) من زیرِ بِیْرَقِ اباالفضلِ عبّاسم ، من زیرِ بِیْرَقِ هیچ کس دیگه ای نمیرم ... http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
( علیه السلام ) امشبی را شه دین در حرمش مهمان است عصر فردا بدنش زیر سُم اسبان است مکن ای صبح طلوع مکن ای صبح طلوع http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
از « خاك » هم مضايقه كردند كوفيان آقا بمانْد رویِ زمين تا سه چار روز ... @madehin14
( علیه السلام ) (شوردشتی) اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّه ، وَعَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِک امشب شهادتنامه ی « عُشّاق » امضا میشود فردا زِ خونِ عاشقان این دشت ، دریا می شود چه خبر بود امشب کربلا ؟ تاریخ طبری میگه عصرِ روز تاسوعا ، لشکر عمر سعد شروع کردن حرکت ، به سمتِ خیامِ ابی عبدلله ... ، آقا سیدُ الشهدا ، شمشیرش رو به زمین زده ، سر گذاشته روی شمشیرِ مبارک ، یه چند لحظه ای خواب به چشم ابی عبدالله اومد ، بی بی زینب سراسیمه اومد حسین رو بیدار کرد صدا زد خواهرجان، الان جدّم پیغمبرو در خواب دیدم فرمود : حسین ، به زودی به سمت ما میآی ... صدا زد ، زینب جان ، گویا لحظه ی شهادت ما نزدیکه ... ابالفضلش رو صدا زد :« يا عَبّاسُ اِركَبْ ، بِنَفْسِي اَنْتَ يا اَخي » عباس جان ، سوار اسبت شو ، قربونت بِرَم ... { ارشاد ، ج ۲ ، ص ۹۰ } ... همه ی عالَم میگن یا حسین ، فدات بشیم آقاجان ، فقط یه جاست ، حسین میگه :« بِنَفْسِي اَنْتَ يا اَخي » ، جونم فدات یا عباس ، برادرم ، ... فرمود برو با اینا صحبت کن ، ببین چی میخوان ؟ آقا قمر بنی هاشم با یه تعدادی از اصحاب اومد مقابلِ لشکر، به عمرِ سعد فرمود : چی میخوای ؟ گفتن ما دستور داریم ، یا باید حسین با یزید بیعت کنه ، یا باهاش بجنگیم ؟ آقا قمر بنی هاشم برگشت با ابی عبدالله صحبت کرد ، امام حسین فرمود برو با اینا صحبت کن عباس جان ، امشبو از اینها مُهلت بگیر ، ما دوست داریم با خدا مناجات کنیم ، نماز بخونیم ...، امشبو مُهلت دادن به ابی عبدالله ، برای این که عبادات بکنه ... امشب ، شب قیامت کبرای دیگر است هر لحظه یک گزارش صحرای محشر است امشب رسد به گوش مناجات عاشقان فردا، به روی خاک بدن های بی سر است امشب ، علَم به دستِ علَمدار کربلاست ... ( پاسبان خیمه ها ابالفضله ، بچه ها همه خوابیدن ، خیالشون راحته ، اما ... ) فردا، تنش به علقَمه در خون شناور است ( یه بیت ،عرض روضه ی من همین جاست ) امشب رباب ، دست دعایش بر آسمان امشب رباب ، هِی دور علی اصغرش میگرده ، آخه ابی عبدالله یه حرفایی زد ، نمیدونم به گوش رباب رسید یا نه ؟ موقعي که قاسم سوال کرد عمو جان ، آیا منم فردا کُشته میشم یا نه ؟ ابی عبدالله فرمود : عزیز دلم ، عموجانم ، بگو ببینم مرگ در نظر تو چگونه ست ؟ قاسم صدا زد ، « اَحْلیٰ مِنَ الْعَسَلْ » ابی عبدالله بعدش یه جملاتی فرمود خیلی رمزآلوده ، فرمود قاسم جان ، فردا تورو به یک بلای عظیمی میکُشن ، بعد یه جمله ای فرمود ، فردا اینا حتی به طفل شیرخواره ی ما رحم نمی‌کنند! نمیدونم رباب اينو شنید یانه ؟ امشب رباب دست دعایش برآسمان فردا تسلّی دل او، داغ اصغر است ... آی حسین ... امشب اینطوری گذشت ، اما امان از عصر فردا ، موقعی که ابی عبدالله اومد با اهل حرم ، وِداع کنه ، دیگه نه اباالفضلی داره ، نه علی اکبری داره ، تک و تنها شده ... ، تا شروع کرد با لشکر حرف زدن :« هَلْ مِنْ نَاصِرٍ یَنْصُرُنِی » ، آیا کسی هست به ما کمک کُنه ؟ یه مرتبه صدای شیونِ اهل حرم بلند شد ، ابی عبدالله زودی برگشت ، یکی یکی مُخدّرات رو ، دعوت به صبر کرد ... زینب جان ، آرام باش ، شکییبا باش ... ،خواهرم اُمِّ کُلثوم آرام باش ، مبادا بلند بلند گریه کنید ، مبادا بی تابی کنید ، مبادا دشمن شادمون کنید ... اما توو مقاتل نوشتن یه خانومی بینِ مُخدّرات ، خیلی بدجور گریه میکرد ... ، بگم کی بود ؟ خانم سکینه، اینقدر بی تاب شد ، بعضیا میگن ابی عبدالله از مَرکب پیاده شد ... عبارت مقتل اینه ، سکینه رو بغل گرفت ، دخترم آرام باش قربونت بِرَم ، ابی عبدالله فرمود : « لَا تُحْرِقِی قَلْبِی » ، دیگه بسه ، قلبمو مسوزان با اشکات ... هر جا نشستی ناله بزن : « یا حسیییین » 25/4/1403 https://eitaa.com/madehin14
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
( علیه السلام ) یااباعبدالله : « اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَة » یعنی این کارزار ، تمام نشدنی است ، کارزارمیانِ جبهه ی حسینی و جبهه ی یزیدی ... 4/6/1403 http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
1. شام غریبان.mp3
زمان: حجم: 7.4M
( علیه السلام ) زیر نورِکمی از ماه ، بدنها پاره ... مسجد حضرت ولی عصر ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) جزیره خارک 19/6/1398 https://eitaa.com/madehin14
( علیه السلام ) اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِک ... دهه ی اول محرم تمام شد ، نمیدونم اشکها و گریه هامونو خریدی ارباب یا نه ؟ نمیدونم تونستیم با اشکامون ، دلِ امام زمان رو بدست بیاریم یا نه ؟ اما چند جمله ذکر روضه بخوانم ، شب شام غریبانه ، امشب چه خبره کربلا ؟ زیر نورِکمی از ماه ، بدنها پاره خیمه ها سوخته ، جمعی زحرم آواره آنطرف تر، تن هجده گلِ زهرا بی سر این طرف (غیرتیها ، سیدا ) این طرف مقنعه و چادر و چندین معجر آنطرف نعشِ امامی ته مقتل ، عریان اینطرف جسم امامیست به خیمه سوزان (عجب شبی بوده امشب کربلا) آنطرف ریخته هرسو بدنِ ثارَالله (قربونت برم آقای « مُقَطَّعُ الأعْضَاء » یعنی بدن مبارکشو قطعه قطعه کردند ) آنطرف ریخته هر سو بدنِ ثارَالله این طرف خِرمن آتش به تنِ آلُ الله آنطرف ، بر سرِ هر نیزه سری بالا رفت ؟ این طرف ، آهِ دل از هر جگری بالا رفت ... ( آه ، خیلی شعر نخونم ، اذیتت نکنم ، از صبح تا حالا سینه زدی ، گریه کردی برا ارباب ، اما ببین زینب چه حالی پیدا کرده ؟ بعضیها همین یکی دو روزه یه مقدار سینه زدن ، هی میگن پامون درد گرفت ، کمرمون درد گرفت ، اما بببین زینب چی کشیده ؟آه از امشب بگم ... یکی یکی بچه ها رو جمع کرد توی خیمه ی نیم سوخته ، شروع کرد بچه ها رو شمردن ، یه وقت دیدن زینب هی به سرو صورت میزنه ، چیه خانم ؟ هرچی میگردم دوتا از بچه ها گم شدن ... شروع کرد بیابونا رو جستجو کردن ، اینقدر دنبال این بچه ها گشت ، یه وقت دید یه گوشه ای نشستن دستاشونو گردن همدیگه انداختند ازغُصه دق کردند ... اما اون روضه ای که خیلی جانسوزه ، میگن نیمه های شب ، زینب یه فرصتی پیدا کرد ، همه رو خوابوند بچه ها رو خوابوند، رباب رو آروم کرد ، به اُم کلثوم سپرد خواهرجان مراقب اهل حرم باش ، کجا میخوای بری ؟ من برم دنبال داداشم بگردم ، اومد سمت گودال از زیر نور ماه یکی یکی شمشیر شکسته ها ، نیزه شکسته ها رو کنار میزنه ، هر چی میگرده دنبال حسین پیدا نمیکنه ... اگه آدم بخواد یه گم شده ای رو بشناسه از چند تا نشونی دنبالش میگرده ، اول میگه ببینم صورتش چه شکلیه ؟ شبیه گم شده ی من هست یا نه ؟ قربون اون بدنی برم سرش رو هم به غارت بردند ... دوم نشونی ، میگه ببینم عزیز من فلان لباس تنش بود از رو لباساش میشناسم اما بدن نازنین حسین رو غارت کردند ، حتی لباسا را هم به غارت بردند ، بدنش عریانه ، آماده ای بگم ؟ یه نشونه های دیگه ای هم داره حسین ... حسین من یه انگشتری تو دست داره ، زینب هی میگرده خدا داداشم کجاست ؟ بمیرم برا اون بدنی که انگشتو با انگشتر بردن ... یه وقت دید از نای مبارک از گلوی بریده یه صدایی بلند شد: « اُخَیَّ اِلَیَّ » خواهرم بیا من اینجام ... أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ( سوره هود ، آیه 18 ) مسجد حضرت ولی عصر ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) جزیره خارک 19/6/1398 https://eitaa.com/madehin14