1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_حضرت_اباالفضل
( علیه السلام )
#مقام_معظم_رهبری
من زیرِ بِیْرَقِ اباالفضلِ عبّاسم ، من زیرِ بِیْرَقِ هیچ کس دیگه ای نمیرم ...
#کارگاه_مداحی
http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_امام_حسین
( علیه السلام )
#دو_دمه
امشبی را شه دین
در حرمش مهمان است
عصر فردا بدنش
زیر سُم اسبان است
مکن ای صبح طلوع
مکن ای صبح طلوع
#شب_عاشورا
#کارگاه_مداحی
http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
#لبیک_یا_حسین
از « خاك » هم
مضايقه كردند كوفيان
آقا بمانْد رویِ زمين
تا سه چار روز ...
@madehin14
1. شهادت نامه عشاق.mp3
زمان:
حجم:
8.6M
#روضه_امام_حسین
( علیه السلام )
#استاد_حاج_اسماعیلی
#آواز_دشتی
#دستگاه_شور
#شور_محلی (شوردشتی)
امشب شهادتنامه ی
« عُشّاق » امضا میشود
#شب_عاشورا
#روضه_دستگاه_شور
25/4/1403
https://eitaa.com/madehin14
#روضه_امام_حسین
( علیه السلام )
#استاد_حاج_اسماعیلی
#آواز_دشتی
#دستگاه_شور
#شور_محلی (شوردشتی)
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّه ، وَعَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِک
امشب شهادتنامه ی
« عُشّاق » امضا میشود
فردا زِ خونِ عاشقان
این دشت ، دریا می شود
چه خبر بود امشب کربلا ؟ تاریخ طبری میگه عصرِ روز تاسوعا ، لشکر عمر سعد شروع کردن حرکت ، به سمتِ خیامِ ابی عبدلله ... ، آقا سیدُ الشهدا ، شمشیرش رو به زمین زده ، سر گذاشته روی شمشیرِ مبارک ، یه چند لحظه ای خواب به چشم ابی عبدالله اومد ، بی بی زینب سراسیمه اومد حسین رو بیدار کرد صدا زد خواهرجان، الان جدّم پیغمبرو در خواب دیدم فرمود : حسین ، به زودی به سمت ما میآی ... صدا زد ، زینب جان ، گویا لحظه ی شهادت ما نزدیکه ...
ابالفضلش رو صدا زد :« يا عَبّاسُ اِركَبْ ، بِنَفْسِي اَنْتَ يا اَخي » عباس جان ، سوار اسبت شو ، قربونت بِرَم ... { ارشاد ، ج ۲ ، ص ۹۰ } ... همه ی عالَم میگن یا حسین ، فدات بشیم آقاجان ، فقط یه جاست ، حسین میگه :« بِنَفْسِي اَنْتَ يا اَخي » ، جونم فدات یا عباس ، برادرم ، ... فرمود برو با اینا صحبت کن ، ببین چی میخوان ؟
آقا قمر بنی هاشم با یه تعدادی از اصحاب اومد مقابلِ لشکر، به عمرِ سعد فرمود : چی میخوای ؟ گفتن ما دستور داریم ، یا باید حسین با یزید بیعت کنه ، یا باهاش بجنگیم ؟ آقا قمر بنی هاشم برگشت با ابی عبدالله صحبت کرد ، امام حسین فرمود برو با اینا صحبت کن عباس جان ، امشبو از اینها مُهلت بگیر ، ما دوست داریم با خدا مناجات کنیم ، نماز بخونیم ...، امشبو مُهلت دادن به ابی عبدالله ، برای این که عبادات بکنه ...
امشب ، شب
قیامت کبرای دیگر است
هر لحظه یک گزارش
صحرای محشر است
امشب رسد به گوش
مناجات عاشقان
فردا، به روی خاک
بدن های بی سر است
امشب ، علَم به دستِ
علَمدار کربلاست ...
( پاسبان خیمه ها ابالفضله ، بچه ها همه خوابیدن ، خیالشون راحته ، اما ... )
فردا، تنش به علقَمه
در خون شناور است
( یه بیت ،عرض روضه ی من همین جاست )
امشب رباب ،
دست دعایش بر آسمان
امشب رباب ، هِی دور علی اصغرش میگرده ، آخه ابی عبدالله یه حرفایی زد ، نمیدونم به گوش رباب رسید یا نه ؟ موقعي که قاسم سوال کرد عمو جان ، آیا منم فردا کُشته میشم یا نه ؟ ابی عبدالله فرمود : عزیز دلم ، عموجانم ، بگو ببینم مرگ در نظر تو چگونه ست ؟ قاسم صدا زد ، « اَحْلیٰ مِنَ الْعَسَلْ » ابی عبدالله بعدش یه جملاتی فرمود خیلی رمزآلوده ، فرمود قاسم جان ، فردا تورو به یک بلای عظیمی میکُشن ، بعد یه جمله ای فرمود ، فردا اینا حتی به طفل شیرخواره ی ما رحم نمیکنند! نمیدونم رباب اينو شنید یانه ؟
امشب رباب
دست دعایش برآسمان
فردا تسلّی دل او،
داغ اصغر است ...
آی حسین ... امشب اینطوری گذشت ، اما امان از عصر فردا ، موقعی که ابی عبدالله اومد با اهل حرم ، وِداع کنه ، دیگه نه اباالفضلی داره ، نه علی اکبری داره ، تک و تنها شده ... ، تا شروع کرد با لشکر حرف زدن :« هَلْ مِنْ نَاصِرٍ یَنْصُرُنِی » ، آیا کسی هست به ما کمک کُنه ؟ یه مرتبه صدای شیونِ اهل حرم بلند شد ، ابی عبدالله زودی برگشت ، یکی یکی مُخدّرات رو ، دعوت به صبر کرد ... زینب جان ، آرام باش ، شکییبا باش ... ،خواهرم اُمِّ کُلثوم آرام باش ، مبادا بلند بلند گریه کنید ، مبادا بی تابی کنید ، مبادا دشمن شادمون کنید ...
اما توو مقاتل نوشتن یه خانومی بینِ مُخدّرات ، خیلی بدجور گریه میکرد ... ، بگم کی بود ؟ خانم سکینه، اینقدر بی تاب شد ، بعضیا میگن ابی عبدالله از مَرکب پیاده شد ... عبارت مقتل اینه ، سکینه رو بغل گرفت ، دخترم آرام باش قربونت بِرَم ، ابی عبدالله فرمود : « لَا تُحْرِقِی قَلْبِی » ، دیگه بسه ، قلبمو مسوزان با اشکات ... هر جا نشستی ناله بزن : « یا حسیییین »
#شب_عاشورا
#روضه_دستگاه_شور
25/4/1403
https://eitaa.com/madehin14
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_امام_حسین
( علیه السلام )
شبیه سازی صحنه کربلا
#کارگاه_مداحی
http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_امام_حسین
( علیه السلام )
#حاج_محمود_کریمی
به سمت گودال از
خیمه دویدم من ...
#شب_عاشورا
#کارگاه_مداحی
http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#سخنرانی_امام_حسین
( علیه السلام )
#مقام_معظم_رهبری
یااباعبدالله : « اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَة » یعنی این کارزار ، تمام نشدنی است ، کارزارمیانِ جبهه ی حسینی و جبهه ی یزیدی ...
4/6/1403
#کارگاه_مداحی
http://eitaa.com/joinchat/3560112146C95a6ac9eaf
1. شام غریبان.mp3
زمان:
حجم:
7.4M
#روضه_شام_غریبان
#روضه_امام_حسین
( علیه السلام )
#استاد_حاج_اسماعیلی
زیر نورِکمی از ماه ،
بدنها پاره ...
مسجد حضرت ولی عصر ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) جزیره خارک
19/6/1398
https://eitaa.com/madehin14
#روضه_شام_غریبان
#روضه_امام_حسین
( علیه السلام )
#استاد_حاج_اسماعیلی
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَی الاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِک ... دهه ی اول محرم تمام شد ، نمیدونم اشکها و گریه هامونو خریدی ارباب یا نه ؟ نمیدونم تونستیم با اشکامون ، دلِ امام زمان رو بدست بیاریم یا نه ؟ اما چند جمله ذکر روضه بخوانم ، شب شام غریبانه ، امشب چه خبره کربلا ؟
زیر نورِکمی از ماه ،
بدنها پاره
خیمه ها سوخته ،
جمعی زحرم آواره
آنطرف تر،
تن هجده گلِ زهرا بی سر
این طرف (غیرتیها ، سیدا )
این طرف
مقنعه و چادر و چندین معجر
آنطرف نعشِ امامی
ته مقتل ، عریان
اینطرف جسم امامیست
به خیمه سوزان
(عجب شبی بوده امشب کربلا)
آنطرف ریخته هرسو
بدنِ ثارَالله
(قربونت برم آقای « مُقَطَّعُ الأعْضَاء » یعنی بدن مبارکشو قطعه قطعه کردند )
آنطرف ریخته هر سو
بدنِ ثارَالله
این طرف خِرمن آتش
به تنِ آلُ الله
آنطرف ، بر سرِ هر نیزه
سری بالا رفت ؟
این طرف ، آهِ دل
از هر جگری بالا رفت ...
#شاعر_محمود_ژولیده
( آه ، خیلی شعر نخونم ، اذیتت نکنم ، از صبح تا حالا سینه زدی ، گریه کردی برا ارباب ، اما ببین زینب چه حالی پیدا کرده ؟ بعضیها همین یکی دو روزه یه مقدار سینه زدن ، هی میگن پامون درد گرفت ، کمرمون درد گرفت ، اما بببین زینب چی کشیده ؟آه از امشب بگم ... یکی یکی بچه ها رو جمع کرد توی خیمه ی نیم سوخته ، شروع کرد بچه ها رو شمردن ، یه وقت دیدن زینب هی به سرو صورت میزنه ، چیه خانم ؟ هرچی میگردم دوتا از بچه ها گم شدن ... شروع کرد بیابونا رو جستجو کردن ، اینقدر دنبال این بچه ها گشت ، یه وقت دید یه گوشه ای نشستن دستاشونو گردن همدیگه انداختند ازغُصه دق کردند ...
اما اون روضه ای که خیلی جانسوزه ، میگن نیمه های شب ، زینب یه فرصتی پیدا کرد ، همه رو خوابوند بچه ها رو خوابوند، رباب رو آروم کرد ، به اُم کلثوم سپرد خواهرجان مراقب اهل حرم باش ، کجا میخوای بری ؟ من برم دنبال داداشم بگردم ، اومد سمت گودال از زیر نور ماه یکی یکی شمشیر شکسته ها ، نیزه شکسته ها رو کنار میزنه ، هر چی میگرده دنبال حسین پیدا نمیکنه ... اگه آدم بخواد یه گم شده ای رو بشناسه از چند تا نشونی دنبالش میگرده ، اول میگه ببینم صورتش چه شکلیه ؟ شبیه گم شده ی من هست یا نه ؟ قربون اون بدنی برم سرش رو هم به غارت بردند ...
دوم نشونی ، میگه ببینم عزیز من فلان لباس تنش بود از رو لباساش میشناسم اما بدن نازنین حسین رو غارت کردند ، حتی لباسا را هم به غارت بردند ، بدنش عریانه ، آماده ای بگم ؟ یه نشونه های دیگه ای هم داره حسین ... حسین من یه انگشتری تو دست داره ، زینب هی میگرده خدا داداشم کجاست ؟ بمیرم برا اون بدنی که انگشتو با انگشتر بردن ... یه وقت دید از نای مبارک از گلوی بریده یه صدایی بلند شد: « اُخَیَّ اِلَیَّ » خواهرم بیا من اینجام ... أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ( سوره هود ، آیه 18 )
مسجد حضرت ولی عصر ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) جزیره خارک
19/6/1398
https://eitaa.com/madehin14