نویسا پژوهش
#کلیپ_62 #النملة و #الصرصور مورچه و سوسک موضوع: معرفی حشرات زیرنویس عربی 👇👇 🆔@afsahollesan110
النملة و الصرصور
✍️في الدفء 🔥🥵و بین الغیطان🏜🏝
📝در گرما و بین کشتزارها
✍️غنّی صرصور الألحان🪳🎺🎸🎙😅
📝سوسک آوازهایی میخوند
✍️منشَرحاً بین الألوان😌❌🌈
📝آسوده خاطر بین رنگها
✍️وقَفت نملةٌ تَنصحه🐜☺️
📝یه مورچه ای ایستاد درحالیکه نصیحتش میکرد
✍️ ترجوا یوماً أن تَنفَعَه🤞🤞😊😊
📝به این امید که روزی به کارش بیاد
✍️لا تُهدر وقتَک صرصور🛑🪳
📝وقتت را هدر نده سوسک
✍️فصل الصیف ما أسرعه🔥☀️🐇🚶♂️
📝فصل تابستون سریع میگذره
✍️خزّن جزءاً ممّا تَکسِب✅👌🙂
📝بخشی از چیزی که به دست میاری را انبار(ذخیره) کن
✍️یوماً دِفء الصیف سَیَذهَب1️⃣🔥☀️🌞☀️🚶♂️🚶♀️
📝یه روزی گرمای تابستون خواهد رفت
✍️ماذا سَتَفعَل حین تَجوع🤔🧐
📝اون وقت گشنت شد چه کار خواهی کرد؟
✍️لا یُعقَل أن تَحیا تَلعَب❌🛑🎲⚽️😛🏌️♀️🤹♀️🤹♂️♟
📝عقلانی نیست دائم در حال بازی و سرگرمی باشی
✍️غنّی الصُرصور و لَم یَسمع🪳🎤🎤🗣🗣👂
📝سوسک آواز میخوند و گوش نمیداد
✍️إنَّ الحَقل به ما یُشبع!!🏜 🏝🧏😳😳
📝 کشتزار من را سیر نمیکنه!!
✍️هیّا تعالوا و أرقصوا🤗🚶♂️🚶♀️🕺👯♀️💃
📝سریع باشید، بیایید و برقصید
✍️بالجوّ المُنعِشِ نَستَمتِع💨☁️🤗🤭🥰😍
📝از این هوای روح بخش بهره ببرید
✍️مرّت أیّام و النَملُ🌞📅🐜
📝روزها گذشت و مورچه
✍️یجمَعُ من خَیرات الحَقل🏝🏝👍👍
📝از نَعمات کشتزار جمع میکرد
✍️و الصُرصور هُناک یُغنّی🪳 🎤🎤
📝و سوسک اونجا داشت آواز میخوند
✍️لا یَکتَرِثُ و لا، لایَعمَل😒😏⛔️🛑
📝و اهمیتی نمیداد و کار نمیکرد
✍️ذهَب الصَّیفُ و جاءَ الشِّتاء☀️☀️🌨⛄️
📝تابستون رفت و زمستون اومد
✍️لایوجَدُ بالحَقلِ غِذاء🍳🍰🍕🥦🌽❌🥺🥺
📝در کشتزار غذایی پیدا نمیشد
✍️إنّي جائعٌ فاسمعوا🪳😧😋🥺🗣
📝من گشنمه گوش بدید
✍️یشعُرُ جِسمي بِالإعیاء🥺😔😔
📝جسمم احساس ضعف میکنه
✍️یشعُرَ جِسمُه بالإعیاء👃💀👂🙁😢
📝جسمش احساس ضعف میکنه
✍️یَشعُر بالبرد الصرصور🪳⛄️🥶☃️
📝سوسک احساس سرما میکند
✍️یَبحَثُ عن قوت و یدور☕️🍐🍧🍉🍊🍛🎂 🤨🤨
📝دنبال خوراکی میگشت و میچرخید
✍️یَهمِس في ندم و یقولُ:🗣😕☹️☹️
📝در حالت پشیمانی زمزمه میکرد
✍️لو عندي طَعامٌ مَدخور🍕🍳🍰🥐🥪😱😰
📝ای کاش غذایی ذخیره کرده بودم
✍️ذَهَبَ لجُحر النّمل حزین🚶♂️🚶♂️😢🐜
📝با حالت ناراحتی به لانه مورچه رفت
✍️یَطلُبُ قوتاً کالمسکین🙏🙏☕️🍐🍧
📝 و به حالت مسکین طلب غذا کرد
✍️أدخَلَه النملُ و أکرَمَه🐜✋🙋♀️🤗
📝مورچه او را داخل لانه کرد و احترام بهش گذاشت
✍️صار لفضلِ النملِ مَدین🤗🐜
📝سوسک مدیون فضل مورچه شد
✍️قال النملُ سَتَبقی معنا🐜😌
📝مورچه بهش گفت: پیش ما بمون
✍️حَذَرناک و لَم تَسمَعنا👉👉🚨👂🙂🛑
📝ما به تو هشدار دادیم ولی گوش ندادی
✍️کَي تَدَّخِرَ لوقت الشدّة🍕🍰🍐🍧🍉🍊🍛
📝که برای وقت سختی غذا ذخیره کنی
✍️و لذلک سَوف تُساعِدُنا😊🥰
📝و به خاطر این کمکت خواهیم کرد
نویسا پژوهش
#کلیپ_62 #النملة و #الصرصور مورچه و سوسک موضوع: معرفی حشرات زیرنویس عربی 👇👇 🆔@afsahollesan110
✅✅ترجمه برخی واژگان✅✅
✍️النملة: یک مورچه
✍️الصرصور: سوسک
✍️الدفء: گرما
✍️الغیطان: کشتزارها
✍️غنّی: آواز خواند
✍️الألحان: آوازها
✍️منشَرح: آسوده خاطر
✍️وقَف/ وقفت: ایستاد
✍️تَنصحه/ ینصحه: او را نصیحت میکرد
✍️ ترجو/ یرجو: امیدوار است
✍️أن تَنفَعَه/ أن ینفعه: او را سود رساند
✍️لا تُهدر: به هدر نده
✍️فصل الصیف: فصل تابستان
✍️خزّن: ذخیره کن
✍️ممّا تَکسِب: از چیزی که به دست میاوری
✍️ماذا سَتَفعَل: چه کار خواهی کرد
✍️حین تَجوع: زمانی که گشنه خواهی بود
✍️الحَقل: کشتزار
✍️الجوّ المُنعِشِ: هوای روح بخش
✍️لا یَکتَرِثُ: اهمیت نمیداد
✍️الصَّیفُ: تابستان
✍️الشِّتاء: زمستان
✍️جائعٌ: گرسنه
✍️یشعُرُ: احساس میکند
✍️الإعیاء: ضعف
✍️یَشعُر بالبرد: احساس سرما میکند
✍️یَبحَثُ: دنبال میگردد
✍️یَهمِس: زمزمه میکند
✍️مَدخور: ذخیره شده
✍️جُحر النّمل: لانه مورچه
✍️حزین: ناراحت
✍️حَذَرناک: به تو هشدار دادیم
✍️تُساعِدُنا: به تو کمک میکنیم
نویسا پژوهش
#استماع #سطح_مقدماتی #تعلم_الفارسية 19 مكالمة هاتفية بين الإبن وأمه
تعلّم الفارسية ۱۹ - مكالمة هاتفية بين الأبن وأمه
والد علي مريض ويريد المجيء إلی طهران للعلاج، والده ووالدته وأخته يأتون من مدينة شيراز إلی طهران علی متن طائرة، وقد حجز لهم علي غرفة في الفندق. لأسرة علي أقرباء وأصدقاء في طهران، وهم ينوون زيارتهم خلال فترة اقامتهم في طهران.
أفراد الأسرة الآن في الطائرة ويتحدّث معهم علي عبر الهاتف. سنستمع إلی حديث بين علي ووالدته بعد الاستماع إلی المفردات الجديدة وکتابتها:
✍️الو: الو
✍️عزيزي: جان
✍️عزيزي علي: علی جان
✍️نحن بخير: ما خوب هستيم
✍️کيف أنت: تو چطوری
✍️قرب: نزديکِ
✍️متی؟: کِـى؟
✍️أنتم تـَصِـلون: شما می رسيد
✍️نحن نـَصـِل: ما می رسيم
✍️نصف: نيم
✍️ساعة: ساعتْ
✍️بعد: ديگر
✍️نصف ساعة: نيم ساعت
✍️لـِ: بـَرای
✍️أنتم: شما
✍️فندق: هتل
✍️أنا: مـَن
✍️حجزتُ مکاناً: جا رزرو کردم
✍️فندق آزادي: هتل آزادی
✍️عنوان: آدرس
✍️أنتم تعلمون: شما می دانيد
✍️نحن نعلم: ما می دانيم
✍️نحن نأتي: ما می آييم
✍️مباشرة: مستقيم
✍️أنا أذهب: من می روم
✍️أنا أری: من می بينم
✍️بالتأکيد: حتماً
✍️ولَدي: پسرم
✍️في أمان الله: خداحافظ
نویسا پژوهش
#استماع #سطح_مقدماتی #تعلم_الفارسية 19 مكالمة هاتفية بين الإبن وأمه
✅✅الحوار✅✅
✍️علی: الو؟
📝علي: الو؟
✍️مادر علی: الو، سلام علی جان.
📝والدة علي: الو، مرحباً عزيزي علي.
✍️علی: سلام مادر. حالتان چطور است؟
📝علي: مرحباً أمي. کيف حالکم؟
✍️مادر علی: ما خوب هستيم، تو چطوری؟
📝والدة علي: نحن بخير. وأنت کيف حالک؟
✍️علی: بد نيستم. الآن شما کجا هستيد؟
📝علي: لا بأس. أين أنتم الآن؟
✍️مادر علی: ما نزديک تهران هستيم.
📝والدة علي: نحن قربَ طهران.
✍️علی: کـِی به تهران می رسيد؟
📝علي: متی تـَصـِلون طهران؟
✍️مادر علی: فکر می کنم نيم ساعت ديگر به تهران می رسيم.
📝والدة علي: أظنّ بعد نصف ساعة نصل طهران.
✍️علی: من برای شما در هتل جا رزرو کردم. هتل آزادی. آدرس هتل را می دانيد؟
📝علي: أنا حجزت لکم مکاناً في الفندق. "فندق آزادي". تعرفون عنوان الفندق؟
✍️مادر علی: بله. می دانيم. ما مستقيم به هتل آزادی می آييم.
📝والدة علي: نعم. نعرفُ. نحن نأتي مباشرة الی فندق آزادي.
✍️علی: خوب است. من هم به هتل می آيم. شما را آنجا می بينم.
📝علي: جيد. أنا ايضاً آتي الی الفندق. أراکم هناک.
✍️مادر علی: حتماً پسرم. خداحافظ.
📝والدة علي: بالتأکيد ولدي. في أمان الله.
✍️علی: خداحافظ.
📝علي: في امان الله.
يبدل علي ملابسه وبعد انجاز أعماله يذهب الی الفندق.
علی لباسهایش را عوض میکنه و بعد از انجام دادن کارهایش به هتل میرود.
هدایت شده از نویسا پژوهش
قال مولانا أمیرالمؤمنین علیهالسلام: «كُلُّ وِعاءٍ يَضيقُ بِما جُعِلَ فيهِ إلاّ وِعاءَ العِلمِ فَإنَّهُ يَتَّسِعُ»
امام على عليه السلام: گنجايش هر ظرفى با آنچه در آن نهند، تنگ مىشود، جز ظرف دانش كه [هر چه در آن نهند] گسترش مىيابد.
🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹🌷🌹
⚜️ عرض سلام و خیر مقدم داریم به عزیزانی که به تازگی به این کانال پیوستهاند.
💠هدف کلی این کانال، آموزش مکالمه عربی در قالب کلیپهای متنوع هست.
📌 فضای کلی مطالب فعلا به شکل زیر است:
1️⃣ کلیپهای تصویری آموزشی که هر هفته بارگزاری میشود.
شامل:
#ترجمه_متن
#ترجمه_واژگان
#اصطلاحات
#تست
#عکس_نوشته
2️⃣ استماع
مقدماتی:
مجموعه صوتهای #تعلم_الفارسية (شامل مکالمههای کاربردی دو زبانه)
سطح بالاتر:
نمایشنامه #غریب_طوس
مجموعه صوتهای اخلاقی #معالي_الأخلاق
(فعلا بارگزاری این بخش متوقف شده👆👆)
3️⃣ قواعد
4️⃣ کلیپهای مناسبتی
5️⃣ حوار و گفتگوی صوتی هفتگی(با توجه به شرایط نت هنوز فعال نشده است)
🌺🌺پیام نخست کانال:👇👇
https://eitaa.com/afsahollesan110/4
از شما عزیزان که با ما همراه هستید نهایت تقدیر و تشکر را داریم. 🌺🌻🌺
ایتا:
https://eitaa.com/afsahollesan110
تلگرام:
https://t.me/afsahollesan
هدایت شده از نویسا پژوهش
آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرود و....
#مرحله_مقدماتی
ایتا:
https://eitaa.com/afsahollesan110
ارتباط با مدیر:
@AbdolReza_Mollazadeh110
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_63
#النملة و #الصرار #الصرصور
مورچه و سوسک
موضوع: معرفی حشرات
زیرنویس عربی
👇👇
🆔@afsahollesan
https://eitaa.com/afsahollesan110
نویسا پژوهش
#کلیپ_63 #النملة و #الصرار #الصرصور مورچه و سوسک موضوع: معرفی حشرات زیرنویس عربی 👇👇 🆔@afsahollesa
✅✅النملة والصرار✅✅
مورچه و جیرجیرک
✍️في فصل الصیف، عاش صرار ظریف یحب الرقص والغناء
📝در تابستان، یک جیرجیرک کوچک زیبا زندگی می کرد که عاشق رقصیدن و آواز خواندن بود
✍️وبجواره عاشت نملةٌ نشیطة تحبّ العمل بجدّ
📝و در کنار او مورچه ای پرانرژی زندگی می کرد که دوست داشت سخت کار کند
✍️في کلّ صباح کان سکّان الغابة یستیقظون علی صوت غناء الصرار وعَزفه علی القیتارة
📝هر روز صبح ساکنان جنگل با صدای آواز سوسک و نواختن گیتارش از خواب بیدار می شدند.
✍️فکان یقضي یومه في اللهو حتی موعد الطعام
📝پس روز خود را تا وقت غذا به تفریح وخوش گذرانی سپری میکرد
✍️فیأکل بعض الحبوب أو الأوراق ثمّ یعود إلی لهوه من جدید حتی موعد النوم
📝او مقداری دانه یا برگ می خورد و دوباره تا زمان خواب به تفریح خود باز می گشت
✍️أمّا النملة، فکانت تقضي یومها في جمع وتخزین کلَّ ما یصادفها من طعام
📝اما مورچه، معمولاً روز خود را صرف جمع آوری و ذخیره تمام مواد غذایی می کرد.
✍️ولا ترتاح إلّا للأکل أو في المساء لتنام.
📝و استراحت نمی کرد جز برای غذا خوردن یا هنگام عصر(غروب) برای خواب.
✍️وفي یوم من الأیام سخر الصرار من النملة قائلاً:
📝و در یکی از روزها جیرجیرک در حالیکه مورچه را مسخره میکرد گفت:
✍️لماذا تقضین فصل الصیف في الکدّ والجدّ وهو فصل راحة ولهو؟
📝برای چی فصل تابستان را سخت کار میکنی ، در حالی که فصل استراحت و تفریح است؟
✍️فأجابته نملة: حتی أجد ما آکله في فصل الشتاء
📝مورچه به او پاسخ داد: برای اینکه در زمستان چیزی برای خوردن پیدا کنم
✍️فقال الصرّار: ولکنّ الحبوب والأعشاب تملأ المکان ویمکنها أن تکفي کلّ سکّان الغابة لسنوات
📝جیرجیرک گفت: اما غلات و علف ها فضا را پر کرده اند و همه جا هستند و می توانند سال ها همه ساکنان جنگل را کفایت کنند.
✍️فعرفت النملة أنّها لن تستطیع إقناع الصرار فترکته في لهوه وانصرفت إلی عملها
📝سپس مورچه فهمید که نمی تواند جیرحیرک را متقاعد کند، بنابراین او را در خوش گذرانیاش تنها گذاشت و به کار خود مشغول شد.
✍️وفي فصل الخریف اصفرّت الأوراق وسقطت
📝در پاییز برگها زرد شده و ریختند
✍️وهطلت الأمطار بغزارة وجرفت کلّ الحبوب والأوراق الیابسة من الغابة
📝باران شدیدی بارید و تمام دانه ها و برگ های خشک جنگل را شست
✍️فأصبح الصرّار یتضور جوعا ولا یجد ما یسدّ به رمقه
📝بنابراین جیرجیرک گرسنه شد و چیزی برای سیر کردن خود پیدا نکرد
✍️فذهب إلی جارته النملة یطلب منها بعض الطعام
📝پس پیش همسایه اش مورچه رفت و از او مقداری غذا درخواست کرد
✍️أرجوک ساعدیني یا جارتي شیئا من الطعام أسدّ به رمقي
📝ای همسایه من از تو خواهش میکنم مرا کمک کن به مقداری غذا تا سد رمق کنم
✍️فأجابته النملة قائلة: لو لم تکن مساعدة الجار واجبة لترکتک تهلک من الجوع
📝مورچه در جواب او گفت: اگر کمک به همسایه واجب نبود، تو را رها میکردم که از گرسنگی هلاک شوی.
✍️ولکنّني سأساعدک في هذه المرّة لعلک تعتبر
📝اما من این بار بهت کمک خواهم کرد تا شاید عبرت بگیری
✍️وهکذا نجا الصرار وتعلم
📝و این طور جیرجیرک نجات یافت و فهمید که
✍️ أنه من جدّ وجد
📝عاقبت جوینده یابنده بود
✍️ومن سار علی الدرب وصل
📝از تو حـركت از خـدا بركت
هدایت شده از نویسا پژوهش
آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرود و....
#مرحله_مقدماتی
ایتا:
https://eitaa.com/afsahollesan110
ارتباط با مدیر:
@AbdolReza_Mollazadeh110
���� ����� ����� �������4_6037285092462693042.mp3
زمان:
حجم:
2.1M
#استماع
#سطح_مقدماتی
#تعلم_الفارسية 20
صديقان يتحاوران حول صديقهما الثالث
👇👇👇
🆔https://eitaa.com/afsahollesan110