هدایت شده از ɪʟʟᴜꜱɪᴏɴ ᴛᴜɴɴᴇʟ ‧₊˚
"کنار جسد میایستد و به دوربین لبخند میزند."
⊹ ࣪ ˖ From IllusionTunnel To MadamMrple⭒-
اصلنم مود نیس
"کنار جسد میایستد و به دوربین لبخند میزند." ⊹ ࣪ ˖ From IllusionTunnel To MadamMrple⭒-
درمورد این
من یه سناریو کوتاه تو ذهنم بود؛ خلاصش شد این.
حوصله ادبی نوشتن و اینا ندارم (نکه خیلی خوب و دقیق مینویسم)
خلاصش میشد اینکه: یه عوضی رو کشته بعد تفنگشو میذاره کنار جسد و صافش میکنه.
بعد حواسش هست روی خونا پا نذاره چون کفشش نوعه
بعدم یه دوربین قدیمی داره که با اون از خودش و کسی که کشته عکس میگیره تا بماند به یادگار
هدایت شده از ɪʟʟᴜꜱɪᴏɴ ᴛᴜɴɴᴇʟ ‧₊˚
"چشمانت را ببند؛ بگذار آسمان ترک بخورد."
⊹ ࣪ ˖ From IllusionTunnel To خونهیاَمن!⭒-
اصلنم مود نیس
"چشمانت را ببند؛ بگذار آسمان ترک بخورد." ⊹ ࣪ ˖ From IllusionTunnel To خونهیاَمن!⭒-
این عکسا هم وایبشو میدادن بنظرم ولی درمورد متنش هیچ توضیح و توجیهی ندارم واقن