شماره "۱"
وای دیروز دقیقا یه همچین اتفاقی برام افتاد🤣💔
من تو ماشین که تو حال خودم بودم و داشتم به امتحانی که قرار گند بزنم فکر میکردم.
یکی از دوستام که دو سه سالی بود ندیده بودمش و قبلا باهم صمیمی بودیم.
هردو وقتی همو دیدیم:😦😦
بعد سرعت ماشینا زیاد تا تشخیص بدیم کی به کیه رد شدیم از هم🤣💔
https://eitaa.com/anbari02/7710
خودم ریختم برگام موند
پس دیوید آلموند موقع نوشتن گِل به این موجود نگاه میکرده