شماره "۱"
شیطونه میگه یه تقدیمی بدم این ده نفرو بیارم اینجا چهارصد تاییشو ببینه
حالشو ندارم نمیشه خودتون چهارصد بشید_؟
شماره "۱"
No.100 ادبیات، اعماق پیامهای ذخیره شده، شارژر شارژ نکن، سیاسفید و رفیق، رول با دیپ سیک، استایلز و ق
No.101
جان کیتینگ، ارغوان و هوشنگ ابتهاج، اتحاد بچهها، گروه بدون معلم، درِ قمقمه، رزی، نفرتی که تو میکاری، استار، درس درس درس درس، "هیچکس چیزی نمیفهمد!"، روتختی کوچیک، شبه خونه، افت تحصیلی🗣، یه صفحه قرآن، توپاک.
---
Yggdrasil
دعای عهد، گربه دم بریده، رانندگی بابام، ولف کینگ، امتحان، خانم عشوهای/سادیسمی، "خانم یه لبخند خاصی تو چشماتونه، انگار از انتقام راضیاید"، ویترای، بچههای کلاس شیشمی، خاله، تجربه جدید، دو ساید اون دختره، خانم استاکر و اشتراک بدبختی، پیچوندن زنگ سوم، میز و مدیر رو مخ، مغزایی که جاشون دمپاییه، نگاه غضبناک، "خب تهش که چی_"، گرما و نفله شدن، جزوه، خواب سر ظهری، دوستایی که نخود تو دهنشون خیس نمیخوره، قهرمانان المپ، حسرت، تغییر و فکر، اون دختره از کلاس پنجم، سال سخت، "خانم نفهمیدم. کجاشو؟ همهشو..."، مامانم، کد نویسی
"هروقت حسرتهات رو شمردی و دیدی از خاطرات خوبت بیشتر شدن، بدون داری میری جاده خاکی."
شماره "۱"
"هروقت حسرتهات رو شمردی و دیدی از خاطرات خوبت بیشتر شدن، بدون داری میری جاده خاکی."
"یخ را میشد تنفس کرد. او هاکی باز بود"
شماره "۱"
"یخ را میشد تنفس کرد. او هاکی باز بود"
"عشق قویتر بود، از هر سرفه و از هر دارویی..."
شماره "۱"
"عشق قویتر بود، از هر سرفه و از هر دارویی..."
"دست از قوی بودن بردار. اجازه بده یه بار بقیه قوی باشن. درسته دنیا سخت میگیره ولی قرار نیست همیشه سختیش رو تو بچشی"
شماره "۱"
"دست از قوی بودن بردار. اجازه بده یه بار بقیه قوی باشن. درسته دنیا سخت میگیره ولی قرار نیست همیشه س
"فقط یک بار دیگر.
به خودش قول داد.
و اگر بخواهی تا آخر عمرش حساب کنی، صدبار دیگر هم همین را به خودش گفت"
شماره "۱"
"فقط یک بار دیگر. به خودش قول داد. و اگر بخواهی تا آخر عمرش حساب کنی، صدبار دیگر هم همین را به خودش
"گفت:《دستهایی که میلرزن نمیتونن گیتار بزنن.》
دستش را گرفت و گفت:《حالا دیگه نمیلرزن》"
شماره "۱"
"گفت:《دستهایی که میلرزن نمیتونن گیتار بزنن.》 دستش را گرفت و گفت:《حالا دیگه نمیلرزن》"
"خواهرش را بیشتر از هرچیزی در دنیا دوست داشت، حتی اگر مزاحم خودکشیاش میشد"
شماره "۱"
"خواهرش را بیشتر از هرچیزی در دنیا دوست داشت، حتی اگر مزاحم خودکشیاش میشد"
"ستارههای خاموش شده میدرخشند و نفسهای به شمارش افتاده قطع میشوند"