"هروقت حسرتهات رو شمردی و دیدی از خاطرات خوبت بیشتر شدن، بدون داری میری جاده خاکی."
شماره "۱"
"هروقت حسرتهات رو شمردی و دیدی از خاطرات خوبت بیشتر شدن، بدون داری میری جاده خاکی."
"یخ را میشد تنفس کرد. او هاکی باز بود"
شماره "۱"
"یخ را میشد تنفس کرد. او هاکی باز بود"
"عشق قویتر بود، از هر سرفه و از هر دارویی..."
شماره "۱"
"عشق قویتر بود، از هر سرفه و از هر دارویی..."
"دست از قوی بودن بردار. اجازه بده یه بار بقیه قوی باشن. درسته دنیا سخت میگیره ولی قرار نیست همیشه سختیش رو تو بچشی"
شماره "۱"
"دست از قوی بودن بردار. اجازه بده یه بار بقیه قوی باشن. درسته دنیا سخت میگیره ولی قرار نیست همیشه س
"فقط یک بار دیگر.
به خودش قول داد.
و اگر بخواهی تا آخر عمرش حساب کنی، صدبار دیگر هم همین را به خودش گفت"
شماره "۱"
"فقط یک بار دیگر. به خودش قول داد. و اگر بخواهی تا آخر عمرش حساب کنی، صدبار دیگر هم همین را به خودش
"گفت:《دستهایی که میلرزن نمیتونن گیتار بزنن.》
دستش را گرفت و گفت:《حالا دیگه نمیلرزن》"
شماره "۱"
"گفت:《دستهایی که میلرزن نمیتونن گیتار بزنن.》 دستش را گرفت و گفت:《حالا دیگه نمیلرزن》"
"خواهرش را بیشتر از هرچیزی در دنیا دوست داشت، حتی اگر مزاحم خودکشیاش میشد"
شماره "۱"
"خواهرش را بیشتر از هرچیزی در دنیا دوست داشت، حتی اگر مزاحم خودکشیاش میشد"
"ستارههای خاموش شده میدرخشند و نفسهای به شمارش افتاده قطع میشوند"