🌹شبی پراز آرامش وزیبایی به امید صبحی سراسر عشق وسلامتی برای همگان خواهانم♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️
ارادتمند حسین شایسته پرتو
هدایت شده از حماسه جنوب،خاطرات
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر وقت نمازت دیر یا قضا شد، در این فکر باش که....
شهید نوید صفری
#شهید
@defae_moghadas
🇮🇷خدمات فنی پرتو🇮🇷
نانو محسن اعجاز تمیزی
سلام مجددا به تعداد محدود موجود شد
هدایت شده از حماسه جنوب،خاطرات
🍂 از اوج در دجله
تا نزول در فرودگاه
در شبهای خون و آتش،
وقتی دجله پیکر حمید را در آغوش گرفت،
مهدی ایستاد، با چشمانی که گریه نمیکرد،
اما هر قطرهاش، وزنی داشت به سنگینی تاریخ.
و گفت:
«اول پیکر بقیه شهدا را بیاورید، بعد اگر وقت شد، برادرم را…»
نه از سر بیمهری،
بلکه از سر مهر به مردمی که برادرش بودند.
او میدانست که خون، سلسله ندارد؛
شهید، پسر هیچکس نیست،
جز پسر ایمان.
و امروز، در فرودگاهی بیدجله،
وزیرکی با غرور،
مسئولی را عزل میکند
که تنها میخواست قانون را برای همه یکسان اجرا کند.
نه توهینی بود، نه جسارتی،
فقط بازرسیای ساده،
که غرورش را برآشفت،
و خادمی را قربانی کرد.
ای شهیدان،
شما رفتید تا ما بمانیم،
اما ما ماندهایم تا شما را فراموش کنیم؟
قرار بود فرهنگ ایثار حاکم شود،
نه فرهنگ «من کیام؟» و «چرا مرا بازرسی کردی؟»
و پیر خمین،
در واپسین وصیتش، با صدایی لرزان گفت:
«نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد…»
و در جای دیگر، با التماسی که تاریخ را لرزاند، نوشت:
«نگذارید لیبرالها و غربزدهها کشور را به دست گیرند…»
اما ما،
در هیاهوی پستها و پاداشها،
فراموش کردیم که انقلاب،
نه برای صندلی بود،
بلکه برای سجادهای بود که باکریها بر آن نماز خون خواندند.
ای دجله،
تو پیکر حمید را بردی،
اما ما،
غرور را نگه داشتیم،
و خادمان را راندیم.
خدایا،
ما را به آن شبها برگردان،
نه برای جنگ،
بلکه برای فهمیدن اینکه
برادری یعنی اول مردم، بعد من.
@defae_moghadas
شبی پراز از خاطرات خوش برای شما خواهانم به امید صبحی پر از نور
https://eitaa.com/PARTOW135