مَأمَندِل
اگر خداوند امیرمومنان را برای فاطمه نمیآفرید در زمین همتایی برای او نبود... [امامصادقعلیهالسلا
آسمان از شوق میبارد و زمین میشکفد
پیوند دو نور از وجود او رقم خورده است؛
عهدی آسمانی
چه دیدنی است قامت رشید حیدر کرار در کنار بانویش،
آن دویی که دست در دست هم نهادهاند تا بشوند تجلی مهر بی نهایت و شجاعت
یکی از دیار مهر و خورشید،اما مقتدر
دیگری از دیار شمشیر و مردِ میدان ها،اما عاشق..
مَأمَندِل
و جهان میداند؛
علی هرچه در میدانها،مرد نبرد بود و از دشمن زَهرِ میترکاند و دل میلرزاند
در کنار زهرایش عاشق ترین بود:)
مَأمَندِل
ندیده هم میتوان عاشق بود...
همانندِ روزی که میانِ بازیهای کودکانه،
قصهی شجاعتها و مهربانیهایش را شنیدم
و ساده و کودکانه،
دل سپردم به مردی به بلندای آسمان:)
شجره طیبه؛
مدرسه ای که روزی محل رویش دانه های علم بود،حال به مخروبه ای از رویاها و آرزوهای ناتمام تبدیل شده است..
مدرسه ای که پیش از شکفتن غنچه هایش،
طوفان خصم آنان را از آغوش خاک چید..
و آوار دیوار هایی که در هیاهوی تاریکی ها با زمزمه کودکانه روایتگر مظلومیت است
مَأمَندِل
علی[علیهالسلام]
هر جا ردی از نام او باشد؛
دل،قفل سکوت بر لب میزند
و قفل از گوش میگشاید
برای شنیدن مردی از آسمان،
که تکیهگاه زمین و زمینیان شده است..
و علی!
یادآوری روزیست که دستی،
در برابر نگاه های منتظر همسفران،
همراه دست پهلوان بالا رفت،
و در میان سکوت صحرا فریادی برخاست
و او را مولا و امیر ما خواند...
از آن پس هرکس دل به او باخت،
در او،تکیهگاهی یافت
و هرکس به نور او پیوست،
راه گم نکرد..
مَأمَندِل
مَأمَندِل
چه خوش نشست جامهٔ امیرالمؤمنین بر قامت علی،
آندم که غدیر،
ولایتش را بر صفحهٔ تاریخ مُهر زد
20.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیهراس از اهلِ دنیا؛
با افتخار در شهر
عشقِ شما را جار زدیم؛
تا هر کوی و برزن،
رنگِ علی گیرد..!✨
[غدیر۱۴۴۷]