eitaa logo
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
41.9هزار دنبال‌کننده
941 عکس
67 ویدیو
0 فایل
بنام خدای عاشق ها... ❤️🌱 یک لحظه قَدَم شبیهِ آهو برداشت این شد که تمامِ پیکرم مو برداشت تردید نداشت عاشقم، با این حال او قلبِ مرا به شرطِ چاقو برداشت... " تبلیغات " @tablighat_aron
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده‌بلک🖤
من آرشم☝️از زن‌ گرفتن بیزار بودم و دلم به رفیقام خوش بود. قانون گروه مجرد بودن اعضا بود، اگر می‌فهمیدن متاهل شدم به حتم میپیچوندنم. سوای اون اصلا روم نمیشد این دختر زشتی که خودشو انقدر می‌پوشوند با سیبیل پشت لبش رو به عنوان زنم، معرفی کنم!! عصبی غریدم: - عقدت کردم دیگه. میخوای هلک هلک دنبالم راه بیفتی؟ مبهوت نگاهم کرد و با تته پته گفت: - پس کجا برم؟ گفتن باید باهاتون بیام چون دیگه...دیگه شما شوهرمید.. با نفرت چشم گرفته و گفتم: - پیش منم جایی نداری. میخوام برم سفر. بمون همینجا، بهت سر میزنم. راه افتادم سمت ماشین اما صدای چرخ چمدونشو شنیدم. حرصی شدم ولی نفس‌نفس که زد دلم سوخت. بالاجبار چمدون رو ازش گرفته و گفتم: - حق نداری به رفیقام بگی زنمی. میگی بخاطر پول دانشگاهت اومدی خونه رو تمیز کنی الانم خدمه شخصی من شدی.فهمیدی؟! به حتم دختر حاجی که پولشون از پارو بالا میرفت و تو ناز و نعمت بزرگ شده بود قبول نمیکرد این خزعبلات رو بگه؟! خوشحالی بودم که پیچوندمش اما یهو گفت: - چشم. هرچی شما بگید. همینو میگم!! باورم نمیشد باهام راه بیاد اما همونشب وقتی رفیقام اومدن صورتش رو اصلاح شده دیدم. هنوز ماتش بودم صمیمی‌ترین رفیقم تو گوشم چیزی گفت که از زور غیرت سرخ شدم و همونجا... ادامه‌‌ش رو اینجا میذاریم⚠️👇 https://eitaa.com/joinchat/770442792C199bfd67a7
هدایت شده از گسترده‌بلک🖤
با التماس مادرم،دختر سیبیلوی حاجی رو عقد کردم اما قسم خوردم بهش دست نمیزنم تا بتونم راحت طلاقش بدم اما شب عقد چمدون سنگینشو جلوم پام گذاشت.با خجالت چادرش رو تو صورتش کشید و گفت:- حاجی گفتن عروسی نمیخواد. باید باهاتون بیام خونتون!! خسته شدی از داستانای آبکی و کلیشه؟ بهترینشو آوردم برات زود برو اینجا📛👇 https://eitaa.com/joinchat/770442792C199bfd67a7
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق با صدای امیرعلی از جا بلند میشم نگاهی به اطراف می اندازم . همه از جا بلند شده بودند و انگار که رسیده بودیم . نفس عمیقی میکشم و دستی به صورتم میکشم .. از جا بلند میشم که امیرعلی نگاهی بهم میندازه.. لبخند کجی گوشه لبش نشسته -انقد خسته بودی ؟! چادرم جمع میکنم و ناراحت لب میزنم + دیشب نخوابیدم . یک تای ابرو اش بالا می‌پره و من بی حرف از کنارش رد میشیم .. از هواپیما پیاده میشیم ... دستم به سمت ساک می‌برم که صدایش درست کنارم بلند میشه. -نمیخواد دست بزنی . خودم میارم ... چیزی نمیگم و بی حرف پشت سرش شروع به حرکت میکنم .. احساسی که داشتم حسابی عجیب بود .. احساسی که نمی‌دونستم از کجا شروع شده و تا کجا ادامه داره .. چیزی شبیه به اولین باری که با امیر علی هم خانه شده بودم . 💛 🌿💛 💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛🌿💛
هدایت شده از گسترده الی
شوهرم گفت بهش جواب رد بدم، ولی من عاشقش بودم و جواب مثبت دادم. شب اول ازدواج توی چشمام زل زد و گفت ازم متنفره و به محض اینکه ارثش رو بگیره، من رو بیرون میندازه. تهدیدم کرد اگه صدام در بیاد وای به حالم می‌شه و حالا که زنش شدم، باید یه سال تحمل کنم. از لج من دوست‌دخترش رو به خونه آورد و بهم گفت باید نقش خدمتکار بازی کنم. مادرش هم از من متنفر بود و با دختره گرم می‌گرفت و جلوی من و شوهرم ازش تعریف می‌کرد. یتیم بودم و مجبور بودم تحمل کنم و ببینم که یه دختر برای شوهرم دلبری می‌کنه. از ناراحتی و غصه روز به روز ضعیف‌تر می‌شدم. اونروز هم داشتم خونه جارو می‌زدم که شوهرم با چندتا از رفیقاش به خونه اومدن و....... سرگذشت جذاب دلارا👇🏼👇🏼 https://eitaa.com/joinchat/1005977702Cc8f1adff91
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴 ترک بدون بستری ممکن شد !!! 🔹 روشی به تازگی کشف شده که با استفاده از هربال تراپی با ایجاد تنفر به مواد ، فرد مصرف کننده را (در منزل) ترک دهد! ✅ اگر مصرف مخدر سنتی ، صنعتی ، متادون Bدو اپیوم و … دارید همین حالا وارد شوید و راهکار ترک را استفاده کنید تا بفهمید با چه روشی تنفر مصرف ایجاد میشود https://eitaa.com/joinchat/4201448799Cf4dd4863bc 👆👆👆مرکز ترک رضوی 👆👆👆
🦋🌼🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼 🌼 از حا بلند میشه و بطری آب روی میز رو برمیداره. کمی به صورتش میزنه - تو جز زاییدن کاری کردی تا حالا ؟! وای .. احمق بود.. این تا آخر عمر من رو ول نمی‌کرد. هرکس جز من بود تا حالا هزار بار از دستش ناراحت شده بود.. + اره .. بلدم .. گ.. بلند میزنه زیر خنده و آب سر گلو اش می‌پره . دست روی دهنش می‌زاره و روی زمین میشینه - خفه بشی الهی .. جون گرفتی باز ؟! کاش همینطور نگهت دارن.. بی حرف بهش خیره میشم اگر می‌توانست تا یک قرن حرف میزد .. من اما استرس داشتم استرس شناسنامه بچه ام که هیچ دلم نمی‌خواست هیچ نام و نشونی از فواد باشه. + خب ؟! - خب هیچی دیگه .. اونجا نمی‌گذاشتنن موبایل ببرم داخل .. به همین راحتی . 🌼 🦋🌼 🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼 🌼🦋🌼🦋🌼 🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَـ‌ـــرســتش عِــشــق پارت هیجانی بعدی رپ گذاشتم اینجا براتون... امیرعلی دیونه تخت جدا گرفته 😒 https://eitaa.com/joinchat/479133974C94393f7936
شوهرم پلیس بود تازه از ماموریت برگشته بود بدون توجه به من خسته سمت حموم رفت ،بعد از گذشت یکسال به من دست نزده بود ،جلوی حموم ایستادم دستمو گذاشتم رو دستگیره در صدای مادرشوهرم تو گوشم زنگ زد : میدونم که تا الان بهت دستم نزده ... . این سوال برام تکرار میشد تو ذهنم من چی کم دارم؟ نه از زیبایی چیزی کم داشتم نه از اندا... فقط میدونستم در حدش نیستم اون یه خونواده اصل و نصب و ثروت بیکران داشت که من نداشتم همین باعث شده بود مادرشوهرم دنبال زن باشه برای شوهرم... درو باز کردم و رفتم تو...پشت به من زیر دوش بود . درو آروم بستم با قدمای لرزان سمتش رفتم . خشکش زد سریع برگشت و اخماش تو هم رفت وگفت:داری چیکار میکنی ؟ دستشو آروم گرفتم. گیج گفت:چت شده تو ؟ این کارا چیه ؟ با لبای لرزون گفتم: میخوام زنت بشم نه فقط توی شناسنامه …انگار زمان متوقف شده بود. مدت زیادی سام فقط نگاهم کرد. پوزخندش امیدمو ناامید کرد : یه شبه به این نتیجه رسیدی؟؟ یه قطره اشک از چشمم ریخت تمام تنم میلرزید. دیگه مطئن شده بودم که سام منو پس میزنه خواستم برگردم که محکم دستمو گرفت پوزخندی زد وگفت :مطمنی میخوای زنم بشی دیگه اره؟هیچ میدونی چرا تموم این یکسال بهت دست نزدم؟ منتظر بودم تا دلیلشو بگه ولی با حرفی که زد ....اینجا ادامه اشو بخون👇 https://eitaa.com/joinchat/2509964895C47f4b5058c
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
شوهرم پلیس بود تازه از ماموریت برگشته بود بدون توجه به من خسته سمت حموم رفت ،بعد از گذشت یکسال به من
من شهرزادم، فقط ۱۷ سالم بود مجبور شدم زن دوم یه پلیس بشم ،فردا عقدم منو برد یه منطقه مرزی گفت:موهات رنگ دندونات سفید بشه بهت دست نمیزنم اما یه شب وقتی بخاری خونه خراب بود مجبور شدم پیشش بخوابم نصف شب احساس کردم که.... ادامه اش اینجاست😁👇 https://eitaa.com/joinchat/2509964895C47f4b5058c