🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق
#پارت_299
زیر لب صدای خشنش رو میشنوم که لب میزنه
- ای به گور من !
چیزی نمیگم و تنها ترسیده بهش خیره میشم .
میدونستم ..
بخدا که میفهمیدم اون هم نیاز هایی داره..
اصلا داشتم با خودم کنار می اومدم تا بپذیرمش ولی با اتفاق امروز ؟!
میترسیدم ازش ..
دروغ چرا ..
اعتمادم نسبت بهش کمتر شده بود
- بلند شو عوضش کن تا خودم عوض نکردم ..
با شنیدن خش صداش وحشت زده از جا میپرم و پتو کامل کنار میره ..
میخوام از جام بلند بشم که دستم و از پشت میکشه ...
ترسیده جیغ خفه ای میکشم و روی تخت می افتم ..
نفسم توی سینه حبس میشه و تنها با نگاهی سراسر وحشت خیره میشم به چشم های سرخ و نفس های تند شده امیر علی...
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَــــرســتش عِــشــق #پارت_299 زیر لب صدای خشنش رو میشنوم که
چنل vip رمان پرستش عشص پارت ۷۰۰ رو هم رد کردههععع🤫🥲
جهت عضویت در چنل vip مبلغ ۹۰ هزار تومن رو به شماره کارت زیر واریز کنید
۶۲۱۹۸۶۱۸۶۲۱۰۴۴۴۴
رحیمی .
فیش واریزی به آیدی زیر ارسال کنید
@ellahe_banoo
🌿💛🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛
🌿💛
💛
« پَــــرســتش عِــشــق
#پارت_300
متعجب بهش خیره میشم و نفس های داغش توی صورتم میخوره ...
+ بزار برم عوض کنم !
باز هم صدای گرفته اش بلند میشه ..
صدایی که انگار یک هفته بود سرما خورده .
-نمیخواد !..
نمیشد ..
امیر علی سختش بود و من ...
عاجزانه لب میزنم .
+ ولی ..
کلافه میشه ..
- تو که راحتی ...
اونی که داره زجر میکشه منم..
منم میگم نمیخواد بری عوض کنی ! کمتر تکون بخور پرستش ..
ساکت میشم و حتی نفس کشیدن رو هم از یاد میبرم ..
گفته بود تکون نخورم ؟!
نفس هم نمیکشیدم دیگه ..
بالش رو از زیر سرم میکشه و من هنوز هم گیج کارهاش هستم .
قلبم خودش را وحشیانه به دیواره سینه ام میکوبه و چیزی تا گُر گرفتنم از گرما نمونده !
💛
🌿💛
💛🌿💛
🌿💛🌿💛
💛🌿💛🌿💛
🌿💛🌿💛🌿💛
پـرسـتشِ دلᥫ᭡
🌿💛🌿💛🌿💛 💛🌿💛🌿💛 🌿💛🌿💛 💛🌿💛 🌿💛 💛 « پَــــرســتش عِــشــق #پارت_300 متعجب بهش خیره میشم و نفس های
شما پارت ها رو با سانسور میخونید ولی ما توی چنل vip پارت ۷۰۰ رو بدون سانسور رد کردیمممم🤫
جهت عضویت در چنل vip مبلغ ۹۰ هزار تومن رو به شماره کارت زیر واریز کنید
۶۲۱۹۸۶۱۸۶۲۱۰۴۴۴۴
رحیمی .
فیش واریزی به آیدی زیر ارسال کنید
@ellahe_banoo
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_دویستیک
نفس عمیقی میکشم و دست روی شکمم میزارم .
+ هر چی تو میخوری !
قیافه ای کج میکنه که باز به خنده می افتم !
- من آیس کارامل موکیاتو میخورم !
تو چی میخوری !؟
اگه همینو میخوای ی دور تکرارش کن!
صدای خنده ام بلند میشه و با پا از زیر میز ضربه ای بهش میزنم .
+ خیلی خری !
کسی زن حامله رو اذیت میکنه؟!
دست بالا میبره تا گارسون به سمتمون بیاد
دست روی لبهاش میزاره و بوسه ای برام می فرسته .
گارسون به سمتش میاد و سفارش ثبت میکنه .
- به نظرت منم بچه دار میشم ؟!
پوکر بهش خیره میشم و چیزی نمیگم .
میتونست تا یک روز به چرت و پرت هاش ادامه بده و ذره ای خجالت نمیکشید.
سفارش ها میرسه و مقابل مون قرار میگیره .
نگاهی بهش میندازم و روبه سیمین لب میزنم
+ممنون سیمین !
خوشحالم که حداقل تو کنارمی .
لبخندی میزنه و چیزی نمیگه
بی حرف مشغول خوردن میشم و نگاهی به قطعات یخ توی بستنی میندازم .
ذره ذره داشتن آب میشدن و توی آب هَل می شدند...
چقدر شبیه زندگی کن و فواد بود.
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼
🌼
#قانـــونِ_عِشــــق
#صَفـــحــــه_دویستدو
آروم آروم کنار هم دیگه آب میشدیم و خودمون متوجه نمی شدیم .
زندگی خوبی داشتیم .
ناحقی نمیکنم ..
اما این اواخر جوری نابودم کرده بود که مشکل روحی پیدا کرده بودم و خدا میدونست اگه سیمین نبود چه بلایی بر سر خودمو بچه توی شکمم می آوردم ...
-جای قشنگی هست نه ؟!
لبخندی میزنم و سری به نشونه مثبت تکون میدم
+اره .
آرامش داره .
حرفم تایید میکنه و چیزی نمیگه.
آهنگ بی کلامی که پخش میشد چیزی درونم رو تکون میداد .
چیزی شبیه دلتنگی .
این اواخر حساس شده بودم و خودم هم کامل حسش میکردم .
« گل منو اهلی کردن و برمیگردن به من میخندن
بعد برمیگردن به من میخندن ؛ میبینی چه بد بی رحمن هی »
صدای خنده زنانه ای سرم رو بالا میاره .
نگاه به رو به رو میندازم .
زن رو به من بود و مردی مقابلش نشسته بود
زن و عشوه های زنانه اش حتی من رو هم جذب میکرد چه برسه به مرد مقابلش !
🌼
🦋🌼
🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼
🌼🦋🌼🦋🌼
🦋🌼🦋🌼🦋🌼