#رهبر_شهید
دلت شکسته و داری به سینه داغِ جهان را
چشیده قلب نجیبت تمام رنج زمان را
شکوه صبر تو را دیدهاند عالم و آدم
چه صبر؟ صبر به داغی که خورده شیرهی جان را
گشوده دشمن غَدّار، تیغ را به کمین ات
چه نقشه ها که کشیدند مجتبی جوان را...
چهقدر روضه بخوانم به یاد صبح غریبی-
که دستهای پلیدی، گرفت رهبرمان را
به دست زخمیاش ای دوست! زیر آتش و آوار
بمیرم آن همه داغی که دیدهی نگران را...
به آن عبای عزیزی که سوخت در نظر تو
چقدر زخم به تن داشت، آه، زخم زبان را
شکوه نام بلندش همیشه زنده به عشق است
سرآمد است به تاریخ، رهبران جهان را
الهام نجمی
https://eitaa.com/PoetryHall
مثل یک سرو که خشکیده و دور افتاده ست
بند بند دل ما سرد و صبور افتاده ست
ماهیِ راهیِ دریای عمیق و آبی
نرسیده به گره خانه ی تور افتاده ست
این عجیب است نفس می رود و می آید
چند وقتی ست جسد داخل گور افتاده ست
خودمان هیچ، نشد شاد کمی سایه ی ما
در سرش وحشت افتادن نور افتاده ست
گله ای نیست، غمی نیست، مداوایی نیست
نسخه ی شادی ما هم گم و گور افتاده ست!
علیرضا قربانخان
https://eitaa.com/PoetryHall
هستیم پای عهد ،علی رغم مشکلات
خونخواه رهبریم سلحشور و با ثبات
ما را بعید نیست بخواند «اقلیت»
قومی دهان دریده و قومی همیشه لات
در نم گذاشت فتنه و شر انتقام را
تا شور و شوق ملت ایران شود بیات
لعنت به هرچه بوی سیاست گرفته است
لعنت به همنشینی و با گرگ التفات
لعنت به آن تفکر پوچی که سالهاست
گم کرده ی خداست در این عصر ارتباط
مبعوث های واقعه هستیم و می شود
با اتحاد ملت مان فتنه کیش و مات
وقت مدد رسیده بیا صاحب الزمان(عج)
تا شیعه خانه را دهی از دست شان نجات
محمدجواد منوچهری
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#شهیدسیدعلیحسینیخامنهای
https://eitaa.com/PoetryHall
باز هم دیشب خدا، شعری جدیدی را سرود
این غزل، تقدیر یاران شهادت پیشه بود
امتحان عاشقی بود و سرانجامی قشنگ
محفل دلدادگی ها و نوای چنگ و عود
پایکوبیهای یاران بود اما، در بهشت
همنوایی با شهیدان بود، از عمق وجود
باز ابراهیم در آتش حماسه آفرید
جلوهی از عاشقی، در پردهای از جنس دود
روز تقسیم شهادت بود، ما را خط زدند
سوختیم از رفتن یاران ولی جانا چه سود
خواب بودیم و خدا گویا برای لحظه ای
باز هم دروازهی باغ شهادت را، گشود
#مهتاب_بهشتی
#رهبر_شهید
https://eitaa.com/PoetryHall
خنده ات روشنایی شب بود
صبح از خنده ات لبالب بود
اخم، انذار، توصیه، تسکین...
خنده های تو اصل مطلب بود
اغلب از شوق فتح میگفتی
خنده هم بر لب تو اغلب بود
از دل تنگ رفع حسرت کن
باز هم خنده ای محبت کن
پرده هارا بیا کنار بزن!
تکیه بر چوب اقتدار بزن!
با امید و غزل دهان وا کن!
بر زمستان ما بهار بزن!
خصم را زیر پای خود بفشار!
حرف از عزت و وقار بزن
از دل تنگ رفع حسرت کن
چند جمله، دوباره صحبت کن
چفیه ات بوی کربلا میداد
نخ به نخ روح را جلا میداد
چون سرش روی شانه های تو بود
بوی دلداری تورا میداد
دست در دست شهر میچرخید
درد دلتنگ را شفا میداد
باز برخیز و بذل نعمت کن
چفیه انگشتری عنایت کن...
رزم کردی تو پا به پای حسین
اشک هایت فقط برای حسین
صف اول نشسته بودی ها
دیدی آخر شدی فدای حسین
بین یاران خود غریب شدی
ای غریب غم آشنای حسین
خودت از غصه ها حکایت کن
مادرت گفت ترک غربت کن؟
روضه ات را به شور و شین بگو
آنچه دیدی خودت به عین، بگو
مستمع بوده ای همیشه ولی
این محرم تو از حسین بگو
بینمقتل چه بر سرت آمد
از طلوع شهادتین بگو...
با همین دست خود روایت کن
بیت را غرق عطر تربت کن
تو پدر بودی و وطن مامت
امت داغدار، ایتامت
با تو پرپر شدند در میناب
دسته گل های سرخ ناکامت
باغبان نهال های وطن!
آه ای سرو سبز خوش قامت!
از دل تنگ رفع حسرت کن ...
یک نظر جلوه ی ابهت کن!
چای دم کرده ام به نیت تو!
چای خوش عطر! هست نوبت تو!
ما به دردش نخورده ایم اما
باز هم آفرین به همت تو
خستگی را تکاندی از جسمش
بیشتر از من است قیمت تو
برو آقا و رفع زحمت کن!
برو قدری هم استراحت کن
ما اگر گریه های هر روزیم
داغ اگر دیده ایم و میسوزیم
شب به شب بین این خیابان ها...
مشت های همیشه پیروزیم!
مجتبی راه را نشان داده است:
شعله بر دشمنان بیافروزیم
صف مارا خودت به نوبت کن
قسمت عاشقان شهادت کن
ریحانه ابوترابی
https://eitaa.com/PoetryHall
📖 در پاسداشت #روز_زبان_فارسی تقدیم به مرد حماسه، #فردوسی_طوسی
گل کرد
...............
اهورا از دل اهریمنِ ظلمتشدن گل کرد
سیاوش در میان شعلههای یاسمن گل کرد
پر از سودابه و رودابه بود این سرزمینِ سبز
شکوفا شد روایتهای تو، تا نام زن گل کرد
در اوج داستانهای اساطیری چه آثاری
به رغم مرگ سهراب و حیات تهمْتن گل کرد
به لطف موج گیسوی قلمموی تو بر دفتر
چه دریاهای معنی در دل بومِ سخن گل کرد
نشاندی بذر عقل و عشق را در سینهی سنگم
ترک خورد استخوان خاکیام، آغوش من گل کرد
درونم ریشه دارد شاهنامه، آن کتابی که
هزاران شاخه شد از آستینِ پیرهن گل کرد
زبان ما اگر امروز، شیرین است و شورانگیز
همیشه وامدار توست، با تو این وطن گل کرد
تو خود فردوسی و رود عسل جاریست در چشمت
که نامت بر زبان افتاد و کنج هر دهن گل کرد
تو را همعصر خود میدانم و شعر تو را زنده
تویی آن نوگرا که با تو اشعار کهن گل کرد
گلویت، آشیان بغض بود و آن دم آخر
چکید آه دلت بر صورت مرگ و کفن گل کرد
محمد عابدی
قم المقدسه
#۲۵_اردیبهشتماه_سالروز_پاسداشت_زبانفارسی
#روز_بزرگداشت_حکیم_ابوالقاسمفردوسی
#بزرگترین_حماسهسرای_ایران_و_جهان
https://eitaa.com/PoetryHall