ای آنکه عزیزی و مرا جانی و جانان
صد یوسف مصری زغمت سر به بیابان
ای کاش بیایی و بگویند که آمد
بر مصر وجود من قحطی زده باران
🌼طاهره ابراهیم نژاد آکردی
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
#شهادت
🔰 ای کریمآلطاها، دشمن تو دین نداشت
▪️صلحِ تحمیلی کم از شمشیرِ زهرآگین نداشت
زندگیِ شیعه حتی لحظهی شیرین نداشت
▪️عمر و عاصان در دل تاریخ بسیارند و هیچ
وعدههای پوچ و بیمقدارشان تضمین نداشت
▪️نیزهها بر سر گرفته مصحفِ الله را
کاش تاریخ تشیع، جنگ چون صفین نداشت
▪️آنکه بر تابوت مظلوم تو میانداخت تیر
یا نمیدانست ابنالحیدری یا دین نداشت
▪️جعده خام وعدههای درهم و دینار شد
حجرهات جز دشمنی طماع و بد آیین نداشت
▪️بعد پیغمبر ولایت را به مسلخ بردهاند
این جماعت خاطره از جملهی ثقلین نداشت
▪️مردمانی اهل نِسیانند و در دین کمفروش
آسْمانِ کمفروشان خوشهی پروین نداشت
▪️رهبری بعد از أمیرالمؤمنین غیر تو نیست
دردِ نافرمانیِ یارانتان تسکین نداشت
▪️مردمِ شَهرت اگرچه کینه دارند از علی
اسبِ غیرت در میان یاورانت زین نداشت
▪️روزگارِ شیعه بعد از حیدر آسایش ندید
جز فراق و زخم و صدها لحظهی غمگین نداشت
▪️مثل بابای غریبت در مدینه بیکسی
سالهای عمرتان دِی داشت، فروردین نداشت
▪️استخوانی در گلویت بود و درمانی ندید
نوعروس شیعه بین جاهلان، کابین نداشت
▪️بارها بخشیدهای داراییِ خود را، ولی
بین این مردم دعایت واژهی آمین نداشت
▪️جز شهادت نیست میراثی میان اهل بیت
مصحفِ داعیهداران نقطه و تنوین نداشت
▪️کافران بسیار پاشیدند در دلها غضب
بذر کینه از علی، جز میوهی توهین نداشت
▪️کوچه را دیدی و پهلویی که با ضربت شکست
فاطمه دختِ پیمبر، مجلسِ تدفین نداشت
▪️غرق خون شد قامت خورشید عدل و بندگی
دشمنِ حیدر به جز یک کینهی دیرین نداشت
▪️بی نصیب از کینهی کفار هرگز نیستی
ای کریمآلطاها، دشمن تو دین نداشت
#اعظم_صباغخور
@shaeranehowzavi
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
امام حسن علیه السلام
گاه پابرجاییِ اسلام کار جنگ نیست
چرخش خورشید حتی در مدار جنگ نیست
ذوالفقاری که به دست اوست شمشیری ست که
در غلاف صلح مانده، ذوالفقار جنگ نیست
اینکه میگفتند با طعنه مُذل المومنین
از پیامدهای سخت و ناگوار جنگ نیست؟
از فشار روحی اش چیزی نگفتم هیچ وقت
گیرم اصلاً جسم مولا در فشار جنگ نیست!
خورد بعد از رفتنش هم تیر، جسمش را ببین
بعد از آن اقرار کن او یادگار جنگ نیست...
گاه جنگ و گاه صلح و گاه با صبر و سکوت
اصل این بوده وگرنه دین کنار جنگ نیست
دستهایم گشته کوتاه از مزارِ پر غمش
گرچه قبر خاکی او در حصار جنگ نیست
#زهرا_سادات_موسوی_مقدم
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
صدایم میکند،آری صدا آغشته با دردست
صدا زخمی،صدا از حنجر عطشان یک مردست
صدا محکم!صدا زنده !صدا طوفان
به پا کرده!
کسی داروندارش را دراین طوفان فدا کرده
کسی میخواندم:سرباز قرن چارده برخیز!
تماشا کن مرا در بین این امواج شورانگیز!
تماشا کن به آتش میکشدداغم جهانی را
میان شعله بنگر خیمه های کاروانی را
اشاره میکندانگشت بی انگشتری،انگار
به قرن تازه، قرن کودکان مانده در آوار
هنوز آواره اند اطفال من در غربت تاریخ
بگو این را به مردم،مردم بی غیرت تاریخ
برو صیقل بده شمشیرخودرامعرکه برپاست
بگو هر روزتان هر روزتان هرروز عاشوراست
بگو خون حسین بن علی تازه ست ای مردم!
درباغ شهادت همچنان باز است ای مردم!
بگو پرچم نمی افتد،بگو عباس من زنده ست
بگو ماه حسینی در شب تاریک،تابنده ست
من از بالای نی خواندم برای عالمی قرآن
تو هم حالا بخوان با لهجه من سوره انسان
تو حالا امتداد سرخ جریان شهیدانی
اگر برخیزی آخر بین گردان شهیدانی
صدا شو مثل من درگوش یک تاریخ جاری شو!
اگر پژمرده شد عالم ،تو باران بهاری شو!
بخواه از آسمان ،خورشیدِ پشت ابرِ دنیا را
بخواه آن امتداد روشنی ،آن صبح فردا را
✍️عاطفه خرّمی
@goharshadqom
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
پیامبر_اعظم صلی الله علیه و آله :سلمان منا اهل البیت
۸ صفر سالروز رحلت جناب سلمان علیه السلام تسلیت دارد .
نخبه ی ایران و
شهره ی ایمان و
راوی قرآن و
خوش به حالت سلمان
آمدن پشت سرو
رد پای پدر و
در پی آنان و
خوش به حالت سلمان
دسته دستاس و
اهل بیت یاس و
همدم باران و
خوش به حالت سلمان
به تو گوید طاها
هست سلمان منا
نیست او مهمان و
خوش به حالت سلمان
چادر کهنه و بعد
هفت تا وصله و بعد
گریه ی سلمان و
خوش به حالت سلمان
یاد داده به تو نور
نور اصلی خود نور
نور تو تابان و
خوش به حالت سلمان
فی کتابِن مسطور
بر نبیّن محبور
نور النّوران و
خوش به حالت سلمان
در غریبی سامان
داری از مادرمان
چه سر وسامان و
خوش به حالت سلمان
زینت کریمی نیا
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
بانوی کربلا
با دستهای خالی بی نان چه می کنی
با این همه یتیم پریشان چه می کنی
با خیمه های مانده در آغوش شعله ها
در دشت های تشنه بی جان چه می کنی
دریا هنوز تشنه یک جرعه غیرت است
با این لبان تشنه ی سوزان چه می کنی
در زوزه ی مداوم یک سرزمین شغال
با قحطی قبیله ی انسان چه می کنی
باد مخالف است وزیدن گرفته است
بر گیسوان خیل اسیران،چه می کنی
سرها به نیزه اند و بدن ها به روی خاک
تنها درین غروب بیابان چه می کنی
شب می رسد ز راه و تو در شام بی کسی
بی شام و شعله،گوشه ی زندان چه می کنی
ناگه عبور می کنی از مرز اضطراب
داری تو با قبیله ی انسان چه می کنی
می لرزد از صدای تو اندام روزگار
بانو درین کشاکش و بحران چه می کنی
🌼 غلامرضا امامی
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
ای گل! میان هجمهی طوفان چه میکنی؟
تشنه به روی خاک بیابان چه میکنی؟
ای شاه! روی دوش نبی جایگاه توست؛
پس زیر نعل تازه اسبان چه میکنی؟
ای اختیار عالم و آدم به دست تو!
بر خاکها جناب سلیمان! چه میکنی؟
یاسین! چگونه شرم ز نامت نمیکنند؟
بر نیزه، ای خلاصهی قرآن! چه میکنی؟
ای آفتاب! ابر بپوش و غروب کن
با پیکر مقدس عریان چه میکنی؟
هی روزگار! حرف بزن! از سکوت تو،
تاریخ هم دریده گریبان! چه میکنی؟
گر پیش چشمهای تو مرد غریبهای
از فرط تشنگی بدهد جان چه میکنی؟
مردی که خنجرت به گلویش نشسته است
سبط پیمبر است، مسلمان! چه میکنی؟
گیرم هزار کیسه زر ارزانیات کنند
با باطنی پریش و پشیمان چه میکنی؟
گیرم حکومت ری از امروز دست توست
با حسرت و شماتت وجدان چه میکنی؟
#
شاعر! اگر امام تو را هم عوض کنند
با برق سکههای فراوان چه میکنی؟
با وعدهی حکومت یک شهر حاضری
با حق کنی نبرد؟ بگو! هان! چه میکنی؟
🌼زهرا (آرزو) علیدوستی
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
خبرها خبرهای زرد مچاله
خبرهای جعلی خبرهای باطل
خبرهای تاریخ مصرف گذشته
خبرهای فاسد خبرهای قاتل
خبرهای تبدیل فرعی به اصلی
خبرهای رد گم کنی زانچه باید
خبرهای «لطفا ببین آن طرف را»
که او این طرف بی صدا تر بدزدد
خبرهای تو خالی طبل آوا
خبرهای فاسق نشان مجلل
خبر های «حق با من است و شما نه»
کری های بیخود، سر هیچ کل کل
خبرهای «اما» و «انگار» و «شاید»
خبرهای سمّی خبرهای بودار
به تهمت حریم حیا را دریدن
شرف بردن از آدم آبرو دار
خبرهای ما را به جان هم انداز
خبر های سُربی خبر های خونین
خبرهای «خوب است، با هم بجنگید»
خبرهای «غافل شوید از فلسطین»
خدایا نعوذ بک از خبرها
خدایا بک نستجیر من الظّن
حقیقت تلف می شود زیر پاتان
خبرها! کمی لال باشید لطفا
#فاطمه_موسی
https://eitaa.com/jandarand
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
🚩اربعین، رمز جهانی شدن عاشوراست
گرچه دارید شما،شور عزاداری من
هست آیا به سری،شوق هواداری من؟
گرچه دارید تب کرب و بلا ای مردم!
تشنه ام، تشنه ی لبیک شما ای مردم!
کو حبیبی که دهد پاسخ مولای غریب؟
کو جوابی که نباشد پسِ آن مکر و فریب؟
اربعین یعنی تاخیر نکن در لبیک
چون سلیمان صُرَد دیر نکن در لبیک
یار مولای خودت باش به هنگام خطر
یاری تو ندهد بعد خطر، هیچ ثمر
اربعین وقت هم آوایی دلداران است
بزم سرمستی میلیونی هوشیاران است
موج خونین حسین بن علی را بنگر
شورِ در عرصه بین المللی را بنگر
اربعین، رمز جهانی شدن عاشوراست
فارغ از مذهب و دین،خونِ خدا در رگهاست
اربعین یعنی بشتاب به سوی نیکی
تا حسین است چراغت،چه غم از تاریکی
اربعین فرصت مُحرم شدن جابرهاست
وقت حاجی شدن قافله زائرهاست
اربعین یعنی پیروزی خون بر شمشیر
شده هر سمت زمان،شور حسینی تکثیر
🔻🔻🔻
اربعین یعنی پیروز نهایی ست حسین
اربعین یعنی برخیز و ببین کیست حسین
رسم آزادگی اش را به خط سرخ نوشت
بنده حضرت حق بود و رها زیست حسین
هر که در مکتبش آزاده شود، ممتاز است
داد آن روز به یاران خودش،بیست حسین
تیغ زد از افق نیزه ی خونین، خورشید
داد فرمان به شب تار ستم، ایست حسین
🔻🔻🔻
بَذَلَ مُهجَتَه... بال و پرش را بخشید
گل زیبای خودش را،پسرش را بخشید
همه دیدند، تمام ثمرش را بخشید
تا سرافراز بمانیم، سرش را بخشید
اربعین یعنی تیرش به خطا رفت یزید
شد لگدکوب اسیران،به فنا رفت یزید
ناگهان شیر زنی از قفس شب برخاست
تیرها، شعله ور از خطبه زینب برخاست
پرده ها یک به یک افتاد در این چل روزه
شد عیان شعله فریاد در این چل روزه
اربعین یعنی بیچارگی آل یزید
نکند اینکه بیفتیم به دنبال یزید
با امان نامه مبادا بشوی خام ای مرد
در پی دانه نیفتی به دل دام ای مرد
دیدن گنبد و گلدسته فقط کافی نیست
دوستت دارم با نامه و خط کافی نیست
کوفه هم داشت ارادت به امامش اما...
لحظه دادنِ پاسخ به پیامش اما...
کوفه هم کرد زیارت گل پیغمبر را
لیکن آورد لب حنجره ای، خنجر را
"جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم"
می روم تا که زیارت بکنم پاکی را
تا که پرواز دهم این بدن خاکی را
اربعین یعنی هستم سر پیمان با دوست
تا که ملحق بشوم مثل شهیدان با دوست
#سید_محمد_حسین_ابوترابی
#شعر_عاشورا
#شعر_اربعین
@shaeranehowzavi
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
تأملی بر سبک زندگی شاعران:
زیستن در مرز خیال و واقعیت
سبک زندگی یک شاعر، اغلب به تار و پود آفرینشهای او گره خورده و بازتابی عمیق از جهانبینی و حساسیتهای اوست. این زیستن، تنها به معنای گذران روزمرگی نیست، بلکه نوعی غوطهور شدن دائمی در ادراک و تجربه است که فراتر از قواعد معمول زندگی میرود.
🌼 مشاهدهگری عمیق و دائمی:
شاعر با چشمانی متفاوت به جهان مینگرد. هر جزئی، از برگ درختان گرفته تا چهرههای عبوری در خیابان، میتواند جرقهای برای الهام باشد. این مشاهدهگری، سطحی نیست؛ شاعر به دنبال کشف لایههای پنهان، معانی ناگفته و ارتباطات نامرئی میان پدیدههاست. ذهن او همواره در حال تجزیه و تحلیل، مقایسه و بازآفرینی واقعیت است.
🌼خلوتگزینی و مراقبه:
علیرغم نیاز به تجربه جهان، بسیاری از شاعران به خلوت و تنهایی به عنوان بستری برای پردازش افکار و احساسات خود نیاز دارند. این خلوت، فرصتی برای دروننگری، شنیدن ندای درون و پالایش عواطف است. در این فضای آرام، کلمات جان میگیرند و مفاهیم انتزاعی به فرم شعری بدل میشوند.
🌼 زندگی در بستر عواطف:
شاعر، موجودی است که با عواطف زندگی میکند. شادیها، غمها، عشقها، و حتی ناامیدیها، همگی سوخت موتور آفرینش او هستند. او این عواطف را نه تنها تجربه میکند، بلکه به شکلی هنرمندانه آنها را تحلیل کرده و در قالب کلمات به دیگران منتقل میسازد. این زیستن عاطفی، گاهی میتواند سنگین و پرچالش باشد، اما منبع اصلی خلاقیت اوست.
🌼 سیری در زبان و کلمات:
زبان برای شاعر تنها ابزاری برای ارتباط نیست، بلکه خود یک قلمرو برای کاوش است. او با کلمات زندگی میکند، با آنها بازی میکند، وزن و موسیقی آنها را میشناسد و به دنبال بکرترین و پرمعناترین ترکیبها میگردد. این وسواس زبانی، منجر به خلق تصاویری بدیع و موسیقیایی در شعر میشود.
🌼آزادی از قید زمان و مکان:
ذهن شاعر اغلب فراتر از محدودیتهای زمانی و مکانی حرکت میکند. او میتواند در گذشته سیر کند، آینده را تخیل کند و در فضاهای انتزاعی پرواز نماید. این عدم تقید، به او امکان میدهد تا پیوندهایی غیرمنتظره برقرار کرده و نگاهی تازه به مفاهیم کهنه ببخشد.
🌼 چالشها و پذیرش:
سبک زندگی شاعرانه، همیشه رمانتیک نیست. اغلب با چالشهای مادی، عدم درک عمومی، و فشارهای روانی همراه است. اما شاعر واقعی، این چالشها را نیز به عنوان بخشی از تجربه زیستی خود میپذیرد و گاهی آنها را به سوژهای برای آفرینش تبدیل میکند.
در نهایت، سبک زندگی شاعر، نوعی زیستن مضاعف است؛ هم در واقعیت ملموس و هم در جهان بیکران خیال و اندیشه. این تعادل ظریف بین درون و بیرون، است که او را قادر میسازد تا از دل تجربیات فردی، آثاری بیافریند که با روح جمعی انسانها پیوند میخورد.
زندگی برای یک شاعر ، شاعرانه است.🌹
منتظر اشعار زیبای شما هستیم؛
ترجیحا در محورهای:
۱.پویش وارث آدم(پوستر آن سنجاق شده)
۲.اربعین
۳.مقاومت و غزه
۴.جنگ رسانهای
۵.ساده زیستی
۶. امید به آینده ومثبت اندیشی
۷.انتظار
۸.ولایتپذیری
و....
طریق ارسال آثار
@morning_rain_1403
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
{ ﷽ }
شب به شب
با مرور خاطرات اربعین
_بهترینِ روزهای این زمین_
از خودش سوال میکند
عاشقانه سوی جاده میرود؟
در مسیر آسمان پیاده میرود؟
در دلش،
بطریِ
داغدار آب
_یاد دستهای ناامید آفتاب_
رود رود گریه میکند...
بند بند پیکرش
روضه خوان شدهست:
"یک نفر عبا بیاورد
لحظههای ابری اذان شدهست... "
گیره های مو
در شب سیاه جیب های او
گریههای دختریست
مو به مو
تار و پود او
دستهی عزا شده
سینه اش پر از غمِ
کربلا شده
کولهپشتیام
گوشهی کمد
بغض کرده است...
کربلا نمیرود؟!!!
#طاهره_سادات_ملکی
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
سیب سرخ وطن
دست بردار از این شتاب بیمعنا
گنجشکها را ببین
که از شاخهی درخت انار
چه ساده آواز می خوانند
هوا را نفس بکش
و قایقی کاغذی بساز،
از جنس سپید رؤیا
بگذار در آب زلال حوض شناور شود
و موجهای کوچک
آن را به ساحل آرام برسانند
در آسمان من
نه اَبر سیاه حسد،
نه باد سرد طمع میوزد
فقط نور یک تبسم کافیست
که در آیینهی چشم کودکی
میتابد
دستهایم را به تو میدهم،
نه برای ستایش زر،
نه برای پناه بردن به سایهی
قدرت
برای چیدن
یک سیب سرخ از درخت وطن
با لبخندی پر شکوفه
کاش میشد
اینجا،
در این دشت بیمرز،
پرندهای شد،آزاد و رها،
که تنها از دانههای محبت تغذیه کند
و خانهاش،
همین ، سادگی دلنشین باشد
ط_م(مهدا)
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall