eitaa logo
قدرت، امنیت و دولت ایران
5 دنبال‌کننده
173 عکس
221 ویدیو
3 فایل
اندیشه‌ی سیاسی فلسفه‌ی سیاسی علوم سیاسی جامعه‌شناسی سیاسی علم روابط بین‌الملل امنیت، قدرت، قدرت نظامی، دولت جنگ، بازدارندگی، نظم، جغرافیا، الهیات، سیاست، تکنولوژی دولت‌سازی اسلامی‌سازی علم راهبرد بقا برای توسعه‌ی قدرت #علم_دینی #فلسفه_روش @ahs_tafreshi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ParsinTV | پارسین تی‌وی
📸 توئیت متفاوت الکساندر دوگین دانشمند و متفکر شهیر روسی در مورد شهید دکتر علی لاريجانی؛ "با على لاریجانی گفتگوی فلسفی بسیار طولانی داشتم اما نه در مورد کانت در مورد سهروردی و نظریه عقل دهم او در مورد ملکوت و در مورد فرشته ارغوانی مترجم با سختی فراوان از یافتن كلمات مناسب خسته شده بود. لاریجانی حکیم و عمیق بود. چرا فیلسوفان را میکشید؟ آنها خیلی نادرند ... حالا او در بهشت است. ما هنوز در جهنمی. " پارسینTV را به اشتراک بگذارید📲 🆔 @parsintv
⭕️امنیت به‌مثابه کلان‌مفهومِ حاکم 🔻امنیت به‌عنوان بستر شکل‌گیری مفاهیم دیگر یک کلان‌مفهوم است که بر سایر مفاهیم سایه می‌افکند و زمینه‌ساز شکل‌گیری آن‌هاست. به‌عبارت دقیق‌تر، در بستر سایر مفاهیم و پدیده‌ها شکل می‌گیرند. دولت نخستین‌بار به‌مثابه نهاد تأمین‌کننده‌ی امنیت ظاهر شد (از منظر هابز) و پس از آن مفاهیمی مانند آزادی، عدالت و رفاه در ذیل و ظل آن مجال بروز یافتند. 🔻 تقدم ادراکی تحلیلگران امنیتی در رصد رخدادها مسائلی که چندین ماه پیش برای قطعیت یافته بود، اکنون در واقعیت (خیابان‌ها) برخی را غافلگیر کرده است. این نشان می‌دهد که نخستین ارتعاش‌های هر رخداد، ابتدا توسط تحلیلگران امنیتی دریافت می‌شود و سپس در مراحل بعد به ساحت‌های دیگر مانند ، فرهنگ و اقتصاد سرایت می‌کند. 🔻علت تقدم تحلیل امنیتی علت این تقدم ادراکی چیست؟ زیرا تحلیلگر و کارشناس امنیتی با درک پیچیدگی پدیده‌ها و رصد همزمان متغیرهای مختلفی چون کنش سازمان‌های امنیتی و دولت‌ها، سیاست داخلی و بین‌الملل، اقتصاد و کشف نسبت‌های پویای میان آن‌ها، و ملاحظه‌ی تهدیدهای بالفعل و حتی بالقوه و ارائه‌ی راه‌حل برای آن‌ها، به درک و اقدامی فراتر و پیش‌گیرنده دست می‌یابد. 🔻امنیت: مستجمع مفاهیم، نه هم‌رتبه با آن‌ها مفهومی هم‌طراز و هم‌رتبه‌ی سایر مفاهیم نیست؛ بلکه مستجمع همه‌ی مفاهیم ، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است. این مفهومی چندلایه، عمیق و پیچیده است که نه ناظر بر بقای صرف (دیدگاه تقلیل‌یافته‌ی هابزی) و نه فقط «پیش‌شرط» برای توسعه، بلکه فراتر از آن، حاکم بر توسعه است. امنیت، معادله‌ی سیاست، توسعه، تجارت و… را تعیین می‌کند. 🔻امنیت حاکم بر توسعه و تعیین‌کننده معادلات کلان در این منظومه، امنیت بستر و حاکم است و سایر مفاهیم در ذیل و ظل آن معنا و امکان تحقق می‌یابند. ✍تفرشی 🆔@political_science14
هدایت شده از دکتر موسی نجفی
🔰دکتر موسی نجفی: ✅مهمترین دو قطبی را باید جبهه استعمار خارجی با استقلال ملی دانست ؛ سایر دو قطبی های کاذب فراموش نمودن این صورت مساله واقعی است. @drmousanajafi
هدایت شده از دکتر موسی نجفی
🔰به مناسبت ۵ اسفند روز خواجه نصیرالدین طوسی ✅دکتر موسی نجفی: 🔵کسانی که نظام اسلامی را در حمله به اوکراین متهم به شرق گرایی و روسیه ستایی می نمایند ، اگر مبانی سیاسی عمیقی ندارند می توانند بینش تاریخی خود را با مطالعه حمله هلاکو خان مغول به بغداد تقویت نمایند ۰ 🔴در حمله مغولان به بغداد یک طرف ماجرا ، خان فاتح و خونخوار مغول بود و در طرف دیگر خلیفه مفلوک و ضعیف سلسله عباسی ، در این موقعیت متفکر برجسته شیعی خواجه نصیرالدین طوسی از فرصت پیش آمده استفاده نموده و نه تنها ایران را از نیروی ویرانگر مغولی تا حدودی زیادی حفظ نمود ، بلکه با تاسیس رصد خانه مراغه و سیاست بی طرفی فعال به جای نوحه سرای برای خلیفه بخت برگشته و سرنگون شده بغداد ، عزت و استقلال و احیای هویت شیعی ایران را مد نظر و همت خود قرار داد ؛ سیاستی که بعدها در اعقاب شیخ صفی الدین اردبیلی منجر به تاسیس سلسله صفویه گردید۰ 🔵صرف نظر از برخی مغرضین ، هیچ مورخ ایرانی منصف و دانش دوستی نیست که در طول این هشت قرن از سیاست و درایت این خواجه سیاستمدار و با تدبیر تمجید نکرده باشد ۰ @drmousanajafi
قدرت، امنیت و دولت ایران
🔰به مناسبت ۵ اسفند روز خواجه نصیرالدین طوسی ✅دکتر موسی نجفی: 🔵کسانی که نظام اسلامی را در حمله به ا
دکتر حسن انصاری هم بحث‌هایی پیرامون عمل سیاسی خواجه داشته‌اند. این نظرات، درست نقطه‌ی مقابل نظریه‌ی ایرانشهری جواد طباطبایی است. طرح خواجه نصیر، طرح فقیه شیعی است و طرح خواجه نظام‌الملک که الگوی ایرانشهری است، طرح بردن ایران در ذیل خلافت است.
هدایت شده از کانال سید حسین کشفی
⚡️راز تأثیرگذاری: بازگشت به مسجد و روحانیت 🖌 سید حسین کشفی 🔻در این جلسه، دیداری که در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۳۹۰ میان شهید والامقام دکتر علی لاریجانی و مرحوم آیة الله حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی برگزار شد، حضور داشتم. از جمله نکاتی که در آن جلسه مطرح شد و در ذهنم ماند، سخنی بود که آقای لاریجانی فرمودند: 🔹«ما در این سی سالی که از انقلاب گذشته، کارهای فرهنگی متعددی انجام دادیم؛ از فیلم و مجله و موسسات مختلف و... اما به این نتیجه رسیدم که آن چیزی که واقعاً تأثیرگذار است، همان کاری است که گذشتگان انجام می‌دادند؛ یعنی مسجد با محوریت طلبه امام‌جماعت. بیشترین تأثیرگذاری در دینداری مردم از این مسیر حاصل می‌شود.» 🔺 ای کاش مسئولان محترم به این امر حیاتی، یعنی حضور مستمر روحانیون فاضل و متخلق، بیش از پیش توجه کنند و شرایط حضور علما در بلاد و روستاها را به‌طور کامل فراهم سازند. در این باره بخوانید: _ کلام آیةالله سیستانی درباره اعتماد متوالی مردم به روحانیت _ «ارتباط با مردم» مسأله مهم امروز روحانیت _ حاج آقا وزیری @seyyed_hossein_kashfi
هدایت شده از کاوش مدیا
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ سرهنگ بازنشسته ارتش فرانسه: 📍با سیستم پیچیده‌ای که ایرانیان برپا کرده‌اند این ترورها راه به جای نمی‌برند، باید ایرانیان را درست بشناسیم، آن‌ها بادیه نشین نیستند بلکه ملتی با تمدن کهن، دانش، فرهنگ عمومی غنی و شناخت علمی بسیار پیشرفته هستند/ما علی لاریجانی را دیده‌ایم که متخصص فلسفه امانوئل کانت بود و سه کتاب درباره او نوشت؛ در حالی که در مقابل، من اثر مکتوبی از نتانیاهو یا ترامپ با این موضوعات ندیده‌ام... 🆔 @Kavoshmedia
هدایت شده از محسن قنبریان
پایانِ معوّقین! (این یادداشت با لینکهای آن کامل فهم می شود) ۱. از ابتدا به تبع رهبران مقاومت و دشمن، جنگ اسرائیل با مقاومت و ایران را «جنگ وجودی» می دانستم. یعنی جنگی لابد منه برای بقای یک طرف. از جدی گرفته نشدن «جنگ وجودی» توسط بخشی از جبهه انقلابی و هم روشنفکران گلایه داشتم! ۲. در جنگ وجودی چند گونه نباید بود: • نترسی و نترسانی (المرجفون ۱)! • سازش و امتیاز دهی فقط فرصت دادن به جسارت بیشتر دشمن است. (المدهنون) • در اقدام هم نباید عجله کنی و ضربه را زودتر از وقت نزنی (المستعجلون)! • تأخیر و عقب انداختن بی جا هم نکنی (المعوقین)! ۳. برخی بزرگواران از بعد شهادت سردار سلیمانی و بخصوص کشتن هنیه در ایران تا ترور سید حسن، با ادبیاتی سخن می گفتند که عملا نظام (سیاسی یا نظامی) در جایگاه معوقین می نشست! اما به سخن رهبر شهید اعتماد می کردیم که: «نه تعلل می کنیم نه شتابزده می شویم»! و این موقف ایشان را تبیین می کردم. ۴. بعد از شروع جنگ دوم آمریکا_اسرائیل علیه ایران دیگر «تعویقِ جنگ» بی معنا شده؛ اما «تعویقِ ضربه نهایی» (یا اقلا ضربه کاری ای که دیگر جرأت نکند) قابل تصویر است! در جنگ اول (۱۲ روزه) هنگام ضربه پذیر شدنش (با ضعیف شدن پدافندش) «پیشنهاد آتش بس» آمد و به هر دلیل (نظامی یا سیاسی) پذیرفته شد و ضربه نهایی یا کاری تر به تعویق افتاد. این بخاطر «ترس فرماندهان» یا الزاماً «سازش سیاستمداران» نبود. همواره بر این نکته تاکید کرده ام که تصمیم بهتر، «ظرفیت سازی» متناسب با خودش را می خواهد و بدون آن حتما رهبران حکیم در اجرا، «به قدْرِ مقدور» بسنده می کنند. «ظرفیت نظامی» ادامه درگیری در جنگ ۱۲روزه را مطلع نیستم؛ اما «ظرفیت اجتماعی» ادامه بیشتر فراهم نبود! به حسب پیمایش ها حدود ۷۰٪ ایرانیان «موافق» آتش بس تیرماه و آن را «مفید» هم می دانستند. فقط ۲۸٪ (که نوعاً مخالفین مذاکره بودند ۲) «مخالف» آتش بس بوده آنرا «غیر مفید» می دانستند!(مرکز تحلیل اجتماعی «متا»/تیر۱۴۰۴) ۵. در تجاوز دوباره (جنگ اخیر) و رد کردن همه خطوط قرمز (از ترور رهبرشهید تا زدن مدرسه دخترانه و...) توسط دشمن، ظاهراً آن ظرفیت اجتماعی تغییر کرده است. اکثریتی از جامعه به بی اثری مذاکره با دشمنِ متجاوز و لزوم برخورد قاطع رسیده اند. جمعیت های گسترده ای در خیابان بیش از ۲۰ روز است، مقاومت تا نتیجه قاطع را طلب می کنند. لحظات دارد به جایی که بار قبل دشمن پیشنهاد آتش بس داد می رسد! درس بزرگ جامعه ایرانی باید این باشد که «ضربه کاری، بلکه نهاییِ» خود را در این وقت ضعف دشمن و باز شدن آسمانش، به تعویق نیاندازد. تحلیل گران خارجی هم به نوعی از پایان تعویق و معوقین می گویند؛ اما «خصوصیات قرآنیِ معوقین» را باید یادآوری کرد و جامعه را نسبت به آن بیمه نمود. «آیات ۱۸و ۱۹ احزاب» از آن سخن می گوید؛ که در پادکست ۱۰دقیقه ای از یک سخنرانی می توانید بشنوید! ⚠️ برای چندمین بار تکرار می کنم: «ضرورت ایستادن سر این حساسیت بجا» با «همراه کردن خیل عظیم مردم»، هرگز نباید ملازم با «توهین و تهمت و خشونت زبانی» به این و آن، «بخصوص مسئولان» باشد؛ که این خود ضد مقاومت و شروع تفرقه و کم زور شدن است. ______________ ۱. «خوفِ الهی» که «ترس از خود، نه دشمن» است و به «عدم تشخیص تکلیفِ درست» و «انجام به موقع آن» بر می گردد، «ارجاف» نیست؛ بخصوص وقتی همراه با «رجا و امید به وعده های الهی، هنگام عمل به تکلیف» باشد. برخی، مرجفون را «برچسب» برای چنین کسانی هم کردند؛ که بنده هم بی نصیب نماندم! ۲. این ها که عمدتاً نیروهای انقلابی تر جامعه بودند، «کاسب جنگ» نبودند؛ بلکه به حسب همان تحلیل اجتماعی از قضا در ایام جنگ ۱۲روزه کسب و کارشان بیش از موافقان آتش بس دچار تعطیلی و نیمه تعطیلی شده بود! باز جالب تر اینکه در همان مطالعه معلوم شده: ۸۴٪ ایرانیان به پایبند بودن دشمن به آتش بس بی اعتماد بودند! چیزی که چند ماه بعد با جنگ اخیر هویدا شد. ✍ محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۲ ☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از محمد فنائی اشکوری
مراحل تولید علوم انسانی اسلامی محمد فنائی اشکوری راهکاری عملی و کاربردی برای رسیدن به علوم انسانی اسلامی دستیابی به علوم انسانی اسلامی مستلزم پیمودن سه گام اساسی است: گام اول: تدوین موسوعۀ علوم انسانی بر اساس منابع اسلامی این گام شامل گردآوری و طبقه بندی آیات، روایات و سیره معصومین(ع) در رشته های مختلف علوم انسانی (مانند اقتصاد، تعلیم و تربیت، سیاست، حقوق...) است. برای مثال، در حوزه اقتصاد، همۀمتون مرتبط با مفاهیم مرتبط با اقتصاد، مانند مالکیت، تجارت، انفاق از قرآن و احادیث استخراج و تدوین می شود. پروند تدوین موسوعه باید باز باشد و مرتب به روز رسانی شود. دلالت بسیاری از متون تلویحی، ضمنی و تابع اجتهاد است و با هر تاملی می توان از متنی نکته ای درباب یکی از مباحث علوم انسانی یافت که به ذهن پیشینیان نرسیده باشد. گام دوم: استخراج و نظام مندسازی آموزه های اسلامی در موضوعات علوم انسانی در این گام، با روش اجتهادی، آموزه های اسلامی در هر حوزه (اقتصاد، تربیت، سیاست و ...) تدوین می شود. این آموزه ها را می توان در سه بخش تنظیم کرد: ۱. مبانی اعتقادی و کلامی (مثل عدالت اقتصادی در اسلام) ۲. احکام فقهی (قوانین مالی، معاملات و ...) ۳. اخلاق کاربردی (آداب تجارت، مسئولیت های اجتماعی و ...) به بیان دیگر ، آموزه های اسلامی در هر شاخه از شاخه های علوم انسانی را می توان به دو دستۀ توصیفی و تجویزی و آموزه های تجویزی نیز به دو دستۀ فقهی و اخلاقی تقسیم کرد. خروجی این مرحله، شکل گیری "الهیات مضاف" (مانند الهیات اقتصاد، و الهیات تعلیم و تربیت) است که چارچوب نظری اسلام را در هر رشته مشخص میکند. تدوین الهیات علوم انسانی کاری نیست که یک بار برای همیشه انجام گیرد، بلکه فرایندی مستمر و پویا است که مرتب باید بازنگری و تکمیل و روزآمدگردد. ضمنا مراد تدوین یک متن رسمی در این باب نیست، که آفت پیشرفت علم است؛ بلکه باز شدن باب چنین کار پژوهشی است. طبعا لازم است متون متعدد با دیدگاه ها و سبک ها مختلف نوشته شود. برای انجام دو گام یادشده، تخصص در علوم انسانی ضروری نیست، اما آشنایی کلی با علم انسانی مربوطه و سرفصل ها و مفاهیم هر رشته (مانند روانشناسی یا جامعه شناسی) ضروری است تا موضوعات به درستی تفکیک و سازماندهی شوند. گام سوم: ورود به فرایند اسلامی سازی علوم انسانی این گام، پیچیده ترین و تخصصی ترین گام است که دو مرحله دارد: الف. تولید نظریه، ب. راستی آزمایی آن در میدان عمل مرحلۀ نخست: تولیدنظریه در این گام دو شرط اساسی دارد: ۱. تسلط بر علوم انسانی روز (مانند اقتصاد کلاسیک یا روانشناسی جدید) ۲. توانمندی در اجتهاد فقهی و تحلیل منابع دینی در این مرحله، با تکیه بر فلسفه و روششناسیِ علوم انسانی اسلامی (که به تدریج و همزمان با پیشرفت علم تکمیل می شود)، نظریه های موجود علوم انسانی با آموزه های اسلامی بازخوانی، اصلاح یا بازسازی می شوند. فلسفه علوم انسانی اسلامی (شامل مبانی هستی شناختی، انسان شناختی، روششناختی و ارزششناختی) به صورت طراحی اولیه و اجمالی در آغاز کار تدوین می شود، اما صورت پیشرفته و تفصیلی آن قبل از طی مراحلی از کشف و تدوین علوم انسانی اسلامی میسر نیست. فلسفۀ هر علم همگام با فرآیند اسلامی سازی شکل میگیرد و توسعه می یابد؛ همانگونه که مرحلۀ پیشرفتۀ فلسفۀ علم فیزیک پس از کشف قوانین نیوتن و نسبیت تکامل یافت. مرحلۀ دوم: اعتبار سنجی نظریات. از آنجا که علوم انسانی صرفا معارف ذهنی و نظری نیست، بلکه کاملاً به عمل و زندگی فردی و اجتماعی مرتبط است، تولید علوم انسانی نیز تنها با کار نظری و پژوهش و تولید کتاب و مقاله به پایان نمی رسد. گام مهمتر در تولید علوم انسانی آزمودن آن در صحنۀعمل است. توفیق عملی بزرگترین آزمون اعتبار نظریات علوم انسانی است و میدان عمل آزمایشگاه اعتبارسنجی این علوم است. هرگونه تلاش برای اسلامی سازی علوم انسانی بدون گذر از مراحل اول و دوم، یا بدون درنظرگرفتن این تعامل پویا، با چالش های نظری و اجرایی مواجه خواهد شد. امکان گام اول و دوم تقریباً اتفاقی و اجماعی است و کسی مخالف نیست و ضمناً چندان دشوار هم نیست، اما با این همه در همۀ حوزه های علوم انسانی تاکنون انجام نگرفته است. اما امکان گام سوم یعنی تولید علوم انسانی اسلامی مخالفان بسیاری دارد و محل مناقشه است و البته عملی کردن آن دشوار است. حاصل کلام: مسیر اسلامی سازی علوم انسانی، فرآیندی تدریجی، میان رشته ای و مبتنی بر همکاری متخصصان دینی و علوم انسانی و نهادهای حاکمیتی است که بدون پایه ریزی دقیق مراحل پیشین (تدوین منابع و نظاممندسازی آموزه ها و سپس ورود روشمند به پژوهش علمی تخصصیی) و توفیق عملی در صحنۀ جامعه به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. 🌴🌴🌴🌴 🟢 http://eitaa.com/dr_Fanaei
سید احمد فردید فیلسوف معاصر ایرانی و نخستین متفکر اصیل ایرانی که نسبت به فتنه یهود در آخر زمان متذکر شد. @kriyaassess
نگاه نافذ و حکمی مرحوم سید احمد فردید درباره‌ی فتنه یهود در آخر زمان: ما در عصر شدت هستیم، شدت قبل از ظهور. نیچه می گوید روح زمانه روح یورش است و همان روح کین توزی است. غربی مظهر اسم طاغوت آخرالزمان، شیطان است که متحد با اوست و خدای او انانیت و نحنانیت اوست. شیطان نمی تواند وارث باشد، هیچ‌گاه نمی تواند به تمام جهت غلبه بر رحمان کند.حتی این آخرالزمان نیز مطهر رحمانیان اوست. یهودی ها آخرین مرحله کین توزی اند، همانطور که در قرآن آمده. اگر یهودیان مخالف با نازیسم اند، اما خود بدتر از زمان کین توزانه آنهایند. یهودیان بدترینِ زمانه اند و آخرین مرحله آخرالزمان اند. شیطان در آخرالزمان مشارکت در اموال و اولاد دارد و مشارکت در اموال و اولاد حوالت شرق و غرب است، جهان امروز آشفته این مشارکت است. مشارکت در اموال و اولاد دو صورت دارد، یکی سرمایه داری و دیگری ضدسرمایه‌داری. انقلاب حقیقی اسلام عبارت از انقلاب امام عصر در پایان تاریخ است. حرکت مذبوحانه یهودیان علیه او قوی است.  این نشانه رفتن آنهاست. یهودیانی که ابراهیمی نیستند. دین ابراهیم دین حنیف و اسلام است. اینها بیگانه و رانده و مانده از درگاه خدای عیسی و ابراهیم اند. رانده شده از خدای کتب آسمانی اند. Ex_out به معنی لغوی لفظ اند. اهل محاربه آخر زمان دست در دست هم داده اند، وضع آخر زمان را کمپانی ها و آراست ها با دو دست اینها ساخته اند ...هرچه جلوتر رویم اشتراک شیطان در اولاد و اموال تشدید شود. نباید اینگونه باشد که یهودیان غرب آزاد باشند، من نمی گویم کشته شوند اما بالاخره باید جلوی آنها گرفته شود. این جمعیت بدسگال مفید و فاسد فی الارض را باید سر جای خود نشاند. ظاهر و مطهر روح الطاغوت امروزی آخرالزمان همان صهیونیسم است. فرق امام زمان با عیسی این است که او با طاغوت و یهود می جنگد و در آخر جهان یهودکشی راه می افتد. هیتلر که خود غربزده و روح الطاغوت زده بود به قلع و قمع یهودیان پرداخت باز یهودیان باقی ماندند. هیتلر شکست خورد و یهودی ها از این شکست هیتلر برای خود بهره بردند. اما در جهان امروز اقلیت رجال یهودی آخرین نفس را می کشد و اسلام دیگر شکست نخواهد خورد. پ ن: مقصود فردید از یهود و یهودیان در این متن همان صهیونیسم و صهاینه است و نه پیروان یک دیانت ابراهیمی، چنانچه در نص قرآن مجید نیز با همین اسم از آنان یاد شده است. منبع: کتاب مفردات فردیدی به کوشش سید موسی دیباج @kriyaassess