هدایت شده از محسن قنبریان
❌ پایانِ معوّقین!
(این یادداشت با لینکهای آن کامل فهم می شود)
۱. از ابتدا به تبع رهبران مقاومت و دشمن، جنگ اسرائیل با مقاومت و ایران را «جنگ وجودی» می دانستم. یعنی جنگی لابد منه برای بقای یک طرف. از جدی گرفته نشدن «جنگ وجودی» توسط بخشی از جبهه انقلابی و هم روشنفکران گلایه داشتم!
۲. در جنگ وجودی چند گونه نباید بود:
• نترسی و نترسانی (المرجفون ۱)!
• سازش و امتیاز دهی فقط فرصت دادن به جسارت بیشتر دشمن است. (المدهنون)
• در اقدام هم نباید عجله کنی و ضربه را زودتر از وقت نزنی (المستعجلون)!
• تأخیر و عقب انداختن بی جا هم نکنی (المعوقین)!
۳. برخی بزرگواران از بعد شهادت سردار سلیمانی و بخصوص کشتن هنیه در ایران تا ترور سید حسن، با ادبیاتی سخن می گفتند که عملا نظام (سیاسی یا نظامی) در جایگاه معوقین می نشست!
اما به سخن رهبر شهید اعتماد می کردیم که: «نه تعلل می کنیم نه شتابزده می شویم»!
و این موقف ایشان را تبیین می کردم.
۴. بعد از شروع جنگ دوم آمریکا_اسرائیل علیه ایران دیگر «تعویقِ جنگ» بی معنا شده؛ اما «تعویقِ ضربه نهایی» (یا اقلا ضربه کاری ای که دیگر جرأت نکند) قابل تصویر است!
در جنگ اول (۱۲ روزه) هنگام ضربه پذیر شدنش (با ضعیف شدن پدافندش) «پیشنهاد آتش بس» آمد و به هر دلیل (نظامی یا سیاسی) پذیرفته شد و ضربه نهایی یا کاری تر به تعویق افتاد.
این بخاطر «ترس فرماندهان» یا الزاماً «سازش سیاستمداران» نبود.
همواره بر این نکته تاکید کرده ام که تصمیم بهتر، «ظرفیت سازی» متناسب با خودش را می خواهد و بدون آن حتما رهبران حکیم در اجرا، «به قدْرِ مقدور» بسنده می کنند.
«ظرفیت نظامی» ادامه درگیری در جنگ ۱۲روزه را مطلع نیستم؛ اما «ظرفیت اجتماعی» ادامه بیشتر فراهم نبود!
به حسب پیمایش ها حدود ۷۰٪ ایرانیان «موافق» آتش بس تیرماه و آن را «مفید» هم می دانستند. فقط ۲۸٪ (که نوعاً مخالفین مذاکره بودند ۲) «مخالف» آتش بس بوده آنرا «غیر مفید» می دانستند!(مرکز تحلیل اجتماعی «متا»/تیر۱۴۰۴)
۵. در تجاوز دوباره (جنگ اخیر) و رد کردن همه خطوط قرمز (از ترور رهبرشهید تا زدن مدرسه دخترانه و...) توسط دشمن، ظاهراً آن ظرفیت اجتماعی تغییر کرده است.
اکثریتی از جامعه به بی اثری مذاکره با دشمنِ متجاوز و لزوم برخورد قاطع رسیده اند. جمعیت های گسترده ای در خیابان بیش از ۲۰ روز است، مقاومت تا نتیجه قاطع را طلب می کنند.
لحظات دارد به جایی که بار قبل دشمن پیشنهاد آتش بس داد می رسد!
درس بزرگ جامعه ایرانی باید این باشد که «ضربه کاری، بلکه نهاییِ» خود را در این وقت ضعف دشمن و باز شدن آسمانش، به تعویق نیاندازد.
تحلیل گران خارجی هم به نوعی از پایان تعویق و معوقین می گویند؛ اما «خصوصیات قرآنیِ معوقین» را باید یادآوری کرد و جامعه را نسبت به آن بیمه نمود.
«آیات ۱۸و ۱۹ احزاب» از آن سخن می گوید؛ که در پادکست ۱۰دقیقه ای از یک سخنرانی می توانید بشنوید!
⚠️ برای چندمین بار تکرار می کنم: «ضرورت ایستادن سر این حساسیت بجا» با «همراه کردن خیل عظیم مردم»، هرگز نباید ملازم با «توهین و تهمت و خشونت زبانی» به این و آن، «بخصوص مسئولان» باشد؛ که این خود ضد مقاومت و شروع تفرقه و کم زور شدن است.
______________
۱. «خوفِ الهی» که «ترس از خود، نه دشمن» است و به «عدم تشخیص تکلیفِ درست» و «انجام به موقع آن» بر می گردد، «ارجاف» نیست؛ بخصوص وقتی همراه با «رجا و امید به وعده های الهی، هنگام عمل به تکلیف» باشد. برخی، مرجفون را «برچسب» برای چنین کسانی هم کردند؛ که بنده هم بی نصیب نماندم!
۲. این ها که عمدتاً نیروهای انقلابی تر جامعه بودند، «کاسب جنگ» نبودند؛ بلکه به حسب همان تحلیل اجتماعی از قضا در ایام جنگ ۱۲روزه کسب و کارشان بیش از موافقان آتش بس دچار تعطیلی و نیمه تعطیلی شده بود! باز جالب تر اینکه در همان مطالعه معلوم شده: ۸۴٪ ایرانیان به پایبند بودن دشمن به آتش بس بی اعتماد بودند! چیزی که چند ماه بعد با جنگ اخیر هویدا شد.
✍ محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۲
☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از محمد فنائی اشکوری
مراحل تولید علوم انسانی اسلامی
محمد فنائی اشکوری
راهکاری عملی و کاربردی برای رسیدن به علوم انسانی اسلامی
دستیابی به علوم انسانی اسلامی مستلزم پیمودن سه گام اساسی است:
گام اول: تدوین موسوعۀ علوم انسانی بر اساس منابع اسلامی
این گام شامل گردآوری و طبقه بندی آیات، روایات و سیره معصومین(ع) در رشته های مختلف علوم انسانی (مانند اقتصاد، تعلیم و تربیت، سیاست، حقوق...) است. برای مثال، در حوزه اقتصاد، همۀمتون مرتبط با مفاهیم مرتبط با اقتصاد، مانند مالکیت، تجارت، انفاق از قرآن و احادیث استخراج و تدوین می شود.
پروند تدوین موسوعه باید باز باشد و مرتب به روز رسانی شود. دلالت بسیاری از متون تلویحی، ضمنی و تابع اجتهاد است و با هر تاملی می توان از متنی نکته ای درباب یکی از مباحث علوم انسانی یافت که به ذهن پیشینیان نرسیده باشد.
گام دوم: استخراج و نظام مندسازی آموزه های اسلامی در موضوعات علوم انسانی
در این گام، با روش اجتهادی، آموزه های اسلامی در هر حوزه (اقتصاد، تربیت، سیاست و ...) تدوین می شود. این آموزه ها را می توان در سه بخش تنظیم کرد:
۱. مبانی اعتقادی و کلامی (مثل عدالت اقتصادی در اسلام)
۲. احکام فقهی (قوانین مالی، معاملات و ...)
۳. اخلاق کاربردی (آداب تجارت، مسئولیت های اجتماعی و ...)
به بیان دیگر ، آموزه های اسلامی در هر شاخه از شاخه های علوم انسانی را می توان به دو دستۀ توصیفی و تجویزی و آموزه های تجویزی نیز به دو دستۀ فقهی و اخلاقی تقسیم کرد.
خروجی این مرحله، شکل گیری "الهیات مضاف" (مانند الهیات اقتصاد، و الهیات تعلیم و تربیت) است که چارچوب نظری اسلام را در هر رشته مشخص میکند.
تدوین الهیات علوم انسانی کاری نیست که یک بار برای همیشه انجام گیرد، بلکه فرایندی مستمر و پویا است که مرتب باید بازنگری و تکمیل و روزآمدگردد.
ضمنا مراد تدوین یک متن رسمی در این باب نیست، که آفت پیشرفت علم است؛ بلکه باز شدن باب چنین کار پژوهشی است. طبعا لازم است متون متعدد با دیدگاه ها و سبک ها مختلف نوشته شود.
برای انجام دو گام یادشده، تخصص در علوم انسانی ضروری نیست، اما آشنایی کلی با علم انسانی مربوطه و سرفصل ها و مفاهیم هر رشته (مانند روانشناسی یا جامعه شناسی) ضروری است تا موضوعات به درستی تفکیک و سازماندهی شوند.
گام سوم: ورود به فرایند اسلامی سازی علوم انسانی
این گام، پیچیده ترین و تخصصی ترین گام است که دو مرحله دارد: الف. تولید نظریه، ب. راستی آزمایی آن در میدان عمل
مرحلۀ نخست: تولیدنظریه در این گام دو شرط اساسی دارد:
۱. تسلط بر علوم انسانی روز (مانند اقتصاد کلاسیک یا روانشناسی جدید)
۲. توانمندی در اجتهاد فقهی و تحلیل منابع دینی
در این مرحله، با تکیه بر فلسفه و روششناسیِ علوم انسانی اسلامی (که به تدریج و همزمان با پیشرفت علم تکمیل می شود)، نظریه های موجود علوم انسانی با آموزه های اسلامی بازخوانی، اصلاح یا بازسازی می شوند.
فلسفه علوم انسانی اسلامی (شامل مبانی هستی شناختی، انسان شناختی، روششناختی و ارزششناختی) به صورت طراحی اولیه و اجمالی در آغاز کار تدوین می شود، اما صورت پیشرفته و تفصیلی آن قبل از طی مراحلی از کشف و تدوین علوم انسانی اسلامی میسر نیست. فلسفۀ هر علم همگام با فرآیند اسلامی سازی شکل میگیرد و توسعه می یابد؛ همانگونه که مرحلۀ پیشرفتۀ فلسفۀ علم فیزیک پس از کشف قوانین نیوتن و نسبیت تکامل یافت.
مرحلۀ دوم: اعتبار سنجی نظریات.
از آنجا که علوم انسانی صرفا معارف ذهنی و نظری نیست، بلکه کاملاً به عمل و زندگی فردی و اجتماعی مرتبط است، تولید علوم انسانی نیز تنها با کار نظری و پژوهش و تولید کتاب و مقاله به پایان نمی رسد. گام مهمتر در تولید علوم انسانی آزمودن آن در صحنۀعمل است. توفیق عملی بزرگترین آزمون اعتبار نظریات علوم انسانی است و میدان عمل آزمایشگاه اعتبارسنجی این علوم است.
هرگونه تلاش برای اسلامی سازی علوم انسانی بدون گذر از مراحل اول و دوم، یا بدون درنظرگرفتن این تعامل پویا، با چالش های نظری و اجرایی مواجه خواهد شد.
امکان گام اول و دوم تقریباً اتفاقی و اجماعی است و کسی مخالف نیست و ضمناً چندان دشوار هم نیست، اما با این همه در همۀ حوزه های علوم انسانی تاکنون انجام نگرفته است. اما امکان گام سوم یعنی تولید علوم انسانی اسلامی مخالفان بسیاری دارد و محل مناقشه است و البته عملی کردن آن دشوار است.
حاصل کلام:
مسیر اسلامی سازی علوم انسانی، فرآیندی تدریجی، میان رشته ای و مبتنی بر همکاری متخصصان دینی و علوم انسانی و نهادهای حاکمیتی است که بدون پایه ریزی دقیق مراحل پیشین (تدوین منابع و نظاممندسازی آموزه ها و سپس ورود روشمند به پژوهش علمی تخصصیی) و توفیق عملی در صحنۀ جامعه به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
🌴🌴🌴🌴
🟢#محمدفنائی_اشکوری
http://eitaa.com/dr_Fanaei
قدرت، امنیت و دولت ایران
مراحل تولید علوم انسانی اسلامی محمد فنائی اشکوری راهکاری عملی و کاربردی برای رسیدن به علوم انسانی
اسلامیسازی علوم انسانی. علوم سیاسی. علم روابط بینالملل.
هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
سید احمد فردید
فیلسوف معاصر ایرانی
و نخستین متفکر اصیل ایرانی که نسبت به فتنه یهود در آخر زمان متذکر شد.
@kriyaassess
هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
نگاه نافذ و حکمی مرحوم سید احمد فردید دربارهی فتنه یهود در آخر زمان:
ما در عصر شدت هستیم، شدت قبل از ظهور. نیچه می گوید روح زمانه روح یورش است و همان روح کین توزی است.
غربی مظهر اسم طاغوت آخرالزمان، شیطان است که متحد با اوست و خدای او انانیت و نحنانیت اوست. شیطان نمی تواند وارث باشد، هیچگاه نمی تواند به تمام جهت غلبه بر رحمان کند.حتی این آخرالزمان نیز مطهر رحمانیان اوست.
یهودی ها آخرین مرحله کین توزی اند، همانطور که در قرآن آمده. اگر یهودیان مخالف با نازیسم اند، اما خود بدتر از زمان کین توزانه آنهایند. یهودیان بدترینِ زمانه اند و آخرین مرحله آخرالزمان اند.
شیطان در آخرالزمان مشارکت در اموال و اولاد دارد و مشارکت در اموال و اولاد حوالت شرق و غرب است، جهان امروز آشفته این مشارکت است. مشارکت در اموال و اولاد دو صورت دارد، یکی سرمایه داری و دیگری ضدسرمایهداری.
انقلاب حقیقی اسلام عبارت از انقلاب امام عصر در پایان تاریخ است.
حرکت مذبوحانه یهودیان علیه او قوی است. این نشانه رفتن آنهاست. یهودیانی که ابراهیمی نیستند. دین ابراهیم دین حنیف و اسلام است. اینها بیگانه و رانده و مانده از درگاه خدای عیسی و ابراهیم اند. رانده شده از خدای کتب آسمانی اند. Ex_out به معنی لغوی لفظ اند. اهل محاربه آخر زمان دست در دست هم داده اند، وضع آخر زمان را کمپانی ها و آراست ها با دو دست اینها ساخته اند ...هرچه جلوتر رویم اشتراک شیطان در اولاد و اموال تشدید شود.
نباید اینگونه باشد که یهودیان غرب آزاد باشند، من نمی گویم کشته شوند اما بالاخره باید جلوی آنها گرفته شود. این جمعیت بدسگال مفید و فاسد فی الارض را باید سر جای خود نشاند.
ظاهر و مطهر روح الطاغوت امروزی آخرالزمان همان صهیونیسم است. فرق امام زمان با عیسی این است که او با طاغوت و یهود می جنگد و در آخر جهان یهودکشی راه می افتد.
هیتلر که خود غربزده و روح الطاغوت زده بود به قلع و قمع یهودیان پرداخت باز یهودیان باقی ماندند. هیتلر شکست خورد و یهودی ها از این شکست هیتلر برای خود بهره بردند.
اما در جهان امروز اقلیت رجال یهودی آخرین نفس را می کشد و اسلام دیگر شکست نخواهد خورد.
پ ن:
مقصود فردید از یهود و یهودیان در این متن همان صهیونیسم و صهاینه است و نه پیروان یک دیانت ابراهیمی، چنانچه در نص قرآن مجید نیز با همین اسم از آنان یاد شده است.
منبع:
کتاب مفردات فردیدی به کوشش سید موسی دیباج
#فردید
#فتنه_آخرالزمانی_یهود
@kriyaassess
هدایت شده از 🔅 سید منیرالدّین حسینےِ الهاشمے
🔹مصاحبه با دکتر محمدباقر ذوالقدر درباره مرحوم سید منیرالدّین حسینیِ هاشمی
ramzeobour.com/برای-تصویب-اصل-ولایت-فقیه-شب-و-روز-نداشت.html
غربگرایان رمانتیک و متوهم که درکی از واقعیت آنارشیک جهان نداشتند و مدام توسعهی امارات را در چشم ما فرو میکردند و دوگانهی جعلی «موشک» یا «توسعه» را مطرح میکردند، کجایند؟
امنیت نه فقط پیشنیاز، که حاکم بر توسعه است. یعنی هرجا امنیت باشد، توسعه میتواند محقق شود. اگر امنیت نباشد، توسعهْ متزلزل و یا غیرممکن است.
«امنیت برونسپاریشده» به قدرتهای بزرگ، امنیت نیست، که عامل ناامنی است.
پس توسعهی کشورهای عربی، نه توسعه، که «ابتذال» بودند.
هدایت شده از پژوهه
🔹خوانشی فلسفی- سیاسی از دو روایت قدرت در تجاوز نظامی استکبار علیه ملت ایران
حمداله اکوانی
🔻در تجاوز نظامی کنونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، دو مفهوم متضاد از قدرت با یکدیگر روبهرو شدهاند؛ تقابلی که میتوان آن را فراتر از صرف درگیری نظامی، به مثابه برخورد دو «رژیم حقیقت» متفاوت تحلیل کرد. از یک سو، واشنگتن و تلآویو بر مفهوم کلاسیک «قدرت سخت» تکیه کردهاند؛ قدرتی که با هواپیماهای پیشرفته، ناوهای جنگی و موشک و دیگر سخت افزارها تعریف میشود. این نوع قدرت، تجسم عینی خرد مدرن و گفتمان توسعه خطی است که قدرت را در تمرکز، انباشت و قابلیت مشاهده جستجو میکند. در این گفتمان، قدرت همچون کالایی مادی و قابل اندازهگیری تصور میشود.
🔻از سوی دیگر، ایران با اتکا به «قدرت مقاومت» که پراکنده، غیرمتمرکز، شبکهای و مبتنی بر باورهای عمیق است، در برابر این ابرقدرت نظامی ایستاده است. فوکو در درسگفتارهای خود درباره حکومتمندی نشان داد که قدرت دیگر تنها در شکل سلبی و سرکوبگر خود ظاهر نمیشود، بلکه به مثابه شبکهای منعطف و فراگیر عمل میکند. اما آنچه ایران به نمایش گذاشته، قرائتی معکوس از این ایده فوکویی است؛ مقاومت نیز میتواند شبکهای، منعطف و نامرئی باشد. ایران در برابر «حکومتمندی» آمریکایی، نوعی «زیستمقاومت» را فعال کرده که در آن بدنها و باورهای سوژهها به میدان نبرد تبدیل میشوند. چنانکه فوکو در تحلیل انقلاب اسلامی ایران به این نکته اشاره کرد که چگونه «اراده جمعی» میتواند در برابر مستقرترین قدرتها قد علم کند؛ ارادهای که از دل تکنولوژیهای حکومتمندی مدرن سر برمیآورد و آنها را به چالش میکشد.
🔻در این میان، یکی از مؤلفههای کلیدی قدرت مقاومت، ماهیت شبکهای و غیرمتمرکز آن است که با مفهوم «ریزوم» ژیل دلوز قابل فهمتر میشود. دلوز در مقابل تفکر درختوار که مبتنی بر سلسله مراتب، ریشه و مرکزیت است، تفکر ریزومی را مطرح میکند؛ شبکهای بدون آغاز و پایان، با اتصالات افقی و چندگانه. ایران افزون بر نظام معنایی قدرت ملت ایران، طی دههها شبکهای از متحدان منطقهای ایجاد کرده که از آن با عنوان «محور مقاومت» یاد میشود. این شبکه که متحدانی با نظام معنایی مشترک منبعث از آموزه های اسلامی در لبنان، عراق، یمن، فلسطین و سوریه را شامل میشود، بر اساس منطق ریزومی عمل میکند؛ معتقد به آرمان مشترک بدون فرماندهی مرکزی متصلب، با قابلیت بازآرایی مداوم و مقاومت در برابر ریشهکنی. ریزوم «همواره دارای خطوط گریز است»؛ خطوطی که قدرت متمرکز و سخت قادر به ردیابی و انسداد کامل آنها نیست. مقاومت اسلامی با بهرهگیری از همین خطوط گریز، اعتبار قدرت متمرکز سخت را به روشهای مختلف «از رسمیت میاندازد» و آن را در مواجهه با امر سیال و ناپایدار، درمانده نشان میدهد؛ چیزی که در بیست روز گذشته، مقاومت شبکهای اسلامی بر سر قدرت برتر نظامی فیزیکی جهان آورده است.
🔻آنچه در این میدان نبرد رخ میدهد، صرفاً برخورد دو ارتش نیست، بلکه برخورد دو «روایت» و دو «نظام دلالت» است؛ نظام معنایی قدرت مادی سخت که به دنبال زور و غلبه و شکستن اراده مردم است، در مقابل نظام معنایی قدرت مقاومت که بر اذهان و قلوب مردم استوار است. پس از گذشت چند هفته از جنگ، ترامپ درباره معنای پیروزی سردرگم مانده است. در اینجاست که فلسفه پسامدرن با نقد «فراروایتها» به کمک ما میآید. فراروایت پیروزی در گفتمان غربی، روایتی خطی و تجمیعی است؛ نابودی بیشتر زیرساختها، کشتن بیشتر انسانها و اشغال جغرافیای بیشتر. از منظر قدرت سخت، آمریکا و اسرائیل توانستهاند زیرساختهای نظامی ایران را هدف قرار دهند. اما از منظر قدرت مقاومت، ایران نهتنها تسلیم نشده، که با حضور اراده جمعی در خیابانها، بستن تنگه هرمز و هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی و اثبات مانایی شبکه مقاومت، روایت دشمن از «پیروزی سریع و کمهزینه» را به چالش کشیده و ترامپ را در اعلام پیروزی مستاصل کرده است.
🔻لذا جنگ کنونی، در واقع تقابل دو جهانبینی متضاد درباره چیستی قدرت است. آمریکا و اسرائیل بر این باورند که با انباشت بینهایت قدرت سخت میتوانند اراده ملتها را درهم بشکنند. اما ایران با تکیه بر قدرت مقاومت، نشان داده که ایمان، هویت و شبکههای مردمی، ظرفیتی پایانناپذیر برای ایستادگی ایجاد میکند که از دید تحلیلهای کلاسیک روابط بینالملل پنهان میماند. نبرد کنونی، نبردی است که نتیجه آن نه با قدرت فیزیکی، که در باور ملتها رقم خواهد خورد؛ در روایتهایی که روح جمعی مردم را جهت میدهد، در خاطره جمعی که شکل میگیرد و در ارادهای که همچنان بر گفتمان مقاومت استوار است. نتیجۀ این جنگ نظریههای قدرت را هم بازسازی خواهد کرد.
مدرس دانشگاه
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
▪️@pajoohemedia
هدایت شده از مثلِ بهشتی l نسل جدید انقلاب
🔻گسست پارادایمی در دکترین هستهای؟
✍️مصطفی نجفی
🔻در چارچوب یک ارزیابی راهبردی جدید در تهران، نشانهها حاکی از آن است که ایران ممکن است در آستانه یک گسست پارادایمی در دکترین هستهای خود قرار گرفته باشد؛ گسستی که الزاماً در امتداد منطق تدریجی و محافظهکارانه دو دهه گذشته تعریف نمیشود، بلکه میتواند بیانگر گذار به یک الگوی بازدارندگی و کنشگری متفاوت باشد.
در ادراک بخشی از نخبگان حاکم در تهران به ویژه پس از جنگ اخیر، تجربه دو حمله نظامی، بنیانهای اتکا به ترتیبات و رژیمهای بینالمللی از جمله NPT را با چالش جدی مواجه کرده است. در این قرائت، تداوم پایبندی به این رژیم نهتنها تضمینکننده امنیت ملی تلقی نمیشود، بلکه بالقوه میتواند به محدودسازی گزینههای راهبردی در شرایط تهدید منجر شود.
بر این اساس، فضای تصمیمگیری در تهران در حال نزدیک شدن به یک نقطه عطف است؛ نقطهای که در آن بازتعریف اهداف، ابزارها و سطوح تعهد در برنامه هستهای، بهعنوان یک ضرورت راهبردی در حال صورتبندی است.
همانطور که جنگ ۸ ساله در ابتدای انقلاب، بنیانهای بازدارندگی ایران را شکل داد، جنگ فعلی تفکر بازدارندگی و دکترین امنیت ملی ایران را چندوجهی و متحول خواهد کرد.
#نبرد_با_آمریکا
"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید👇
✅️ @mesle_Beheshti
هدایت شده از بیژن عبدالکریمی
جنگ نابرابر اطلاعاتی ما با نظام سلطه
حجم اشراف اطلاعاتی نظام سلطه که از خرداد404 تابحال منجر به شهادت سران نظام و مسوولان نظامی و امنیتی کشور و اخیرا شهادت وزیر اطلاعات انجامید، آیا به معنای ضعف دستگاه اطلاعاتی ایران است؟ این پرسشی است که در چندماه گذشته بر اذهان مردم سنگینی میکند. پاسخ اجمالی بدین سوال منفی است چرا که دستگاه اطلاعاتی کشور عملیات های بزرگی در داخل و خارج کشور انجام داده که یکی نمونه از آنها، انتقال اسناد مهم از داخل اسراییل به کشور بود. ولی ضرباتی که ما متحمل می شویم بیش از اینکه ناشی از اختلال در دستگاه اطلاعاتی ما باشد ناشی از حجم و گستره تهاجم امنیتی به کشور است که به شرح ذیل توضیح داده می شود:
1- طبق گزارش مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه در سال1401، بالغ بر چهل و اندی کشور تحت رهبری آمریکا، اقدام به کنسرسیوم امنیتی علیه ایران نموده اند و دستگاه اطلاعاتی کشور با این کنسرسیوم بزرگ و گسترده در حال جدال و مبارزه است.
2- بخشی از اشراف اطلاعاتی نظام سلطه متکی بر ماهواره ها و هواپیماهای جاسوسی و دستگاههای الکترونیکی و امثالهم است که سهم دسترسی ایران بدین مقوله بسیار ناچیز است و از سوی دیگر و فضای مجازی در تمام لایه ها، محمل مهمی برای اشراف اطلاعاتی نظام سلطه است و بخشی از تقلای ما برای ارتقای حکمرانی فضای مجازی و توسعه شبکه ملی اطلاعات و سرویسهای پایه و کاربردی آن اعم از موتور جستجو و پیام رسان و سکوهای بومی، تامین امنیت بوده است. جریانهای استعمار سایبری و خام اندیش فاوا، بزرگترین مانعین تسریع در توسعه کامل شبکه ملی اطلاعات و حکمرانی سایبری کشور بوده اند. به موازات، مهاجرت و فری لنسری متخصصین امنیت عامل مهمی در اختلال در تامین نیروی انسانی لازم برای امنیت سایبری است.
3- حکومت دست نشانده پهلوی در طی پنجاه و اندی سال حکومت با طیفی از مردم همین جامعه حکومتداری کرده و ساده انگاری است که فکر کنیم بعد از انقلاب همه این طیف نظرشان از پهلوی برگشته و یا از کشور فرار کرده اند. تعداد اینها 1درصد از جامعه ایران هم باشد شبکه گسترده ای برای جاسوسی تامین خواهد شد. از سوی دیگر ساواک پهلوی تحت آموزش و کنترل موساد بوده است و طبیعی است که شبکه گسترده و مخوف ساواک در خارج کشور و بازماندگان داخلی آن، همچنان در خدمت موساد باشند. بهائیان یک مذهب نیستند بلکه یک فرقه دست ساخته نظام سلطه هستند که از ارکان حاکمیت پهلوی بودند. بهائیان بعد از انقلاب زیست خود در جامعه ایرانی را ادامه داده اند و به دلیل عدم امکان تمییز از توده مردم، بهترین ظرفیت نفوذ و جاسوسی را دارا هستند. یهودیان صهیونیست و آنوسی که قابل تفکیک از سایر یهودیان نیستند و یهودیان ایران هم تابحال سازوکاری برای شناسایی ایشان به دستگاه امنیتی ارایه نداده اند، ظرفیت مهم دیگر جاسوسی برای نظام سلطه هستند.
4- فاصله بسیار زیاد قیمت دلار و ریال عملا امکان لغزش افراد ضعیف النفس در مقابل پیشنهادات دلاری برای جاسوسی است.
5- گسترده گی و تنوع جامعه ایرانی و عدم اجازه قانونی و شرعی برای کنترل حداکثری جامعه و دخالت در حریم خصوصی مردم به بهانه امنیت (برخلاف رویه نظام سلطه که نظارت و کنترل حداکثری به جامعه اعمال میکند) عامل دیگری برای راحتی فعالیت شبکه جاسوسی در داخل کشور است.
عملیات های موفق و اشراف دستگاه اطلاعاتی کشور نشان میدهد که این دستگاه فراتر از نظام اطلاعاتی یک کشور عادی در حال فعالیت است ولی موارد فوق حاکی از حجم گسترده تهاجم امنیتی و زمینه های مساعد داخلی برای آسیب پذیری است فلذا ضرورت دارد با این ملاحظات نسبت به بازسازی دستگاه اطلاعاتی کشور اقدام گردد.
عزیز نجف پور آقابیگلو
8فروردین1405
https://eitaa.com/a_najafpour
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
بخشهایی از وصیت نامه سیّد الشهدای امنیّت، حجت الاسلام سید اسماعیل خطیب
وزیر شهید اطلاعات:
🔹الحمد لله رب العالمين و الصلوة و السلام علي محمّد و آله الطيبين الطاهرين سيّما بقيّة الله في الارضين و لعن الدائم علي اعدائهم اجمعين الی قيام يوم الدين.
🔹۱. همه مخصوصاً اولاد و ذریه ام را سفارش میکنم به رعايت تقوی، عمل به احکام الهی، توکل بر خدا، حسن ظن به پرورگار، محبت و توسل بر پيامبر و اهل بيتش (صلوات الله و سلامه عليهم) و مداومت بر زيارت ائمه اطهار علیهم الصلاه و السلام.
🔹۲. انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی و ولايت مطلقه فقيه دستآورد امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) و خون مطهر شهدا -رحمة الله عليهم- است. لذا توصيه مي کنم همه فرزندان و نسلم را بر اعتقاد، التزام و فداکاري در راه آن.
🔹۳. ادامه راه امام شهید رمضان حضرت آيت الله العظمی امام خامنهای -قدّس سرّه الشریف- به عمل است و پيروي و تبعیت کامل از ولي فقيه و نايب بر حق امام زمان -عجل الله تعالي فرجه الشريف-. این پیروی، چراغ راه و نجات بخش دنيا و آخرت همه است. در کشاکش دهر و فتنه ها به او اقتدا کنيد و ذره اي پيش يا پس نيافتيد که افراط و تفريط ضلالت است و گمراهي. المتقدّم لهم مارق و المتأخّر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق.
🔹۴. انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنهای -مدظله العالی- هدیه الهی است که باید با پیروی، این نعمت را شکر گذارید.
🔹۵. اگر ممکن است از مقام معظم رهبري (ادام الله ظله العالي) برايم طلب آمرزش و بخشش نماييد. مخصوصاً نسبت به حقوق شرعيه و بيت المال. البته به نظرم در حد ممکن ادا و احتیاط کرده ام. ولي اگر اين لطف را نمايند ان شاء الله خداوند بر مقام رضای ايشان بيافزايد.
🔹۶. قرآن، دعا، زيارت، نهج البلاغه را همراه با ترجمه يا تفسير زياد بخوانيد. نماز اول وقت را فراموش نکنيد و تا مي توانيد از نوافل غفلت نکنيد مخصوصاً نافله صبح و نماز شب.
🔹۷. مداومت بر دعاي فرج، زيارت عاشورا، زيارت جامعه کبيره، زيارت امين الله، زيارت و صلوات و تسبيح حضرت زهرا (سلام الله عليها)، صلوات امام رضا (عليه الصلاة و السلام)، ذکر مبارک منقول از حضرت امام رضا (عليه السلام) بعد از نماز صبح با مقدماتي که از امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نقل شده و ... .
🔹۸. اخلاق حسنه، صله رحم، حمايت و هواداري و پشتيباني از يکديگر در چارچوب اوامر الهي را به همه فرزندان و اقوام تاکيد مي کنم. در کلام و گفتارتان همواره عرض و آبروي افراد را لحاظ کنيد.
🔹۹. اعتدال در دين، دنيا، زندگي، خانواده، سياست و امور اجتماعي را هميشه رعايت نماييد.
🔹۱۰. همواره صدقه بدهيد و فقرا را شريک زندگي خود بدانيد و با آبروداري به آنها کمک کنيد. از روحيه همسرم در کمک به فقرا متشکرم.
🔹۱۱. به لطف الهي اميدوارم و از همگان حلاليت مي طلبم و التماس دعا دارم و درخواست عفو و بخشش دارم تا خداوند بزرگ آن ها را ببخشايد و مشمول کرم و جود خود قرار دهد و اگر حقي از کسي دارم، بخشيدم تا خداوند عظيم و کريم، من روسياه و بی زاد و توشه را ببخشد.
🔹۱۲. خيلی ها در حق من لطف داشته اند و همه اش از فضل الهي بوده است. ان شاء الله پس از مرگم دعاي خير نمايند و در مورد خانواده ام و فرزندانم لطف داشته باشند.
🔹۱۳. چشم اميد دارم به خيرات و مبرات شماها و همه مومنين لذا قرآن، نماز، روزه، دعا، زيارت و ... را در حد وسعتان سپاسگزارم.
🔹پروردگارا بر درجات امام خمينی در عليين بيافزا، پروردگارا تا ظهور حضرت ولی عصر (عجلّ الله تعالی فرجه الشريف) همواره بر عزت و نصرت نظام جمهوری اسلامی ايران و رهبری آن را بحق محمد و آل محمد صلوات الله عليهم بيافزا و از گزند حوادث و فتنه ها و توطئه ها و تهديدات و آسيب ها محفوظ بدار، پروردگارا تمامی کسانی که حقی بر گردن من دارند مشمول لطف و عنایت و رضوان خود قرار ده، مخصوصا شهید حسن باقری و شهید مجید بقایی. پروردگارا به درجات شهدای خانواده از جمله شهدای حکیم بیفزای. پروردگارا به محمد و آل محمد درود فرست و همه حاجات ما را برآورده به خیر فرما.
🔸«سيد اسماعيل واعظی» معروف به خطيب
@TasnimNews
هدایت شده از فکرت | گفتگو پیرامون ایران نوین
📍 #یادداشت | #جنگنامه
✅ تنها راه بقا: امنیت درونزا
✍ #عارف_ممیز
〽️ نظم بینالمللی که پس از جنگ جهانی دوم توسط غرب و آمریکا طراحی شده بود، دیگر نفس نمیکشد. آن نظم سلطهگر، که در پوششهای مختلف درپی غارت منابع جنوب جهانی بود و از اساس برای نگه داشتن کشورها در وابستگی دائمی ساخته شده بود؛ حالا با ظهور قدرتهای نوظهور و تحولاتِ شتابگرفتهٔ جهانِ جدید، در حال فروپاشی است. وابستگی به یک قطب (مثل آمریکا) در این جهانِ جدیدِ چندقطبی، تحمیق محض و تمسک به روشهای منسوخ است. (۱)
〽️ اما چگونه وابستگی کامل به یک قطب در این جهانِ چند قطبی کارساز نیست؟ این جهان جدید تلازم عمیق با تغییرات مداوم منافع دارد، و آن «قطب» هر لحظه میتواند شما را برای منفعتی جدید رها کند! از طرف دیگر، نزدیک شدن همزمان به همه قطبها هم غیرممکن است؛ تعارضاتشان آنقدر عمیق است که نمیشود با همه «دوست» بود.
نتیجه؟ هنگامی که نه میتوان به یک قطب تکیه کرد، نه ممکن است همزمان به همهٔ قطبها نزدیک شد، پس کشورها چارهای جز بازگشت به خوداتکایی ندارند. امنیت درونزا یعنی دقیقاً همین: ساختن امنیت از درون، با تکیه بر توان خود، بدون التماس به قدرتهای خارجی.
〽️ امروز علم روابط بینالملل در دنیا هم، برای رسیدن به نظریههای واقع بینانهتر که مطابق با تحولات جهانِ جدید باشد تلاشهایی کرده، از جمله نظریه «خودیاری/self help» که میگوید هر کشور باید بتواند خودش از خودش محافظت کند. اما جنیفر میتزن، نظریهپرداز برجسته، این مفهوم را بسیار تعمیق بخشید و نظریه «امنیت هستیشناختی/ontological security» را معرفی کرد: یعنی امنیتی بالنده است که فقط منحصر در موشک و تانک نیست، بلکه هویت یک ملت را حفظ میکند. وقتی یک کشور فرهنگ، تاریخ، ارزشها و راه خودش را از دست ندهد، حتی اگر دشمنانش حمله کنند، روحش نمیشکند. این امنیتِ درونی مثل یک سپرِ نامرئی است که در برابر فشارهای روانی، رسانهای و فرهنگی دشمن مقاوم است. کمتر کسی به این بعد توجه کرده، اما دقیقاً همین نقطه، کلید بقای واقعی کشورهاست.
〽️ و حالا این جمهوری اسلامی ایران است که برای تحلیلگران و نظریهپردازان، بزرگترین نمونه زندهٔ این مزیت شده است. انقلاب اسلامی، بیش از چهل سال پیش و خیلی قبل از اینکه نظریهپردازان غربی مثل میتزن این حرفها را بزنند، دقیقاً همین امنیت هستیشناختی را ساخته بود. با تکیه بر استقلال فکری، فلسفی و فرهنگی، ایران با تکیه بر میراث ارزشی و تاریخی، هویت خودش را حفظ کرد و هیچگاه اجازه نداد «هویت غربی» خود را به انقلاب و «نهضت» تحمیل کند. (۲)
〽️ همین نقطه عطف بزرگ، تضمینکننده استقلال امنیتی، نظامی و سیاسی امروز ماست. ما بدون وابستگی به هیچ قدرتی، صنعت دفاعیمان را از صفر ساختیم، موشکهایمان را خودمان طراحی کردیم و در برابر تحریمهای ظالمانه ایستادیم، به چه پشتوانهای؟ به پشتوانه هویت مستقلی که زائیده انقلاب اسلامی بود. این همان مدل مترقی ایران است: «خود»اتکایی؛ و این «خود» هویتمند است.
〽️ درست در نقطهٔ مقابل، یک مثال ملموس پیشروی ماست. کشورهای عربی با مدل وابسته و «توسعه وارداتی»شان، راه خطایی رفتند. آنها همه چیز را به خرید سلاح از آمریکا و اروپا، پایگاههای نظامی خارجی و فروش نفت به غرب سپردند. و نتیجه؟ یک مدل توسعه ناموفق که فقط ظاهر مدرن داشت اما از درون پوک بود. حالا بعد از جنگ جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران و اولین تکانه جدی، این ناکارآمدی بیش از همیشه عیان شده و آن نظم برونساخته در آستانه فروپاشی است. وقتی حملات به زیرساختهایشان رسید، دیدند که «متحد» غربیشان نه تنها کمک نکرد، بلکه خودش بخشی از مشکل بود. این ضربه نهایی به مدل عربی بود و نشان داد وابستگی به غیر، نه فقط امنیت نمیآورد، بلکه به بردگی مدرن میانجامد.
〽️ در پایان، امنیت درونزا درسی است که ایران آنرا خیلی زود آموخته و حالا در جهان آشفته امروز، الگویی زنده برای همه کشورهای مستقل است.
➖ (۱) روشهایی که البته سالهاست در همان غرب تئوریهای معارضشان روز به روز پربسامدتر میشود، اما در دانشکده روابط خارجی ما خبری از آن نظریات جدید نیست.
➖ (۲) هرچند در برخی مدلهای توسعه و بروکراسی ضدنهضتی، فرهنگ غرب بر فرهنگ انقلابی چیره شد اما در تمام مدتِ این ضد و خوردِ ایدئولوژیک، این انقلاب اسلامی بود که غلبه کرد و در بسیاری مصادیق روح نهضتی خود را در ساختارها به جریان انداخت.
🌱 فکرت | گفتوگویی برای ساخت فردا
🔅@fekratmedia🔅