eitaa logo
قدرت، امنیت و دولت ایران
6 دنبال‌کننده
94 عکس
87 ویدیو
1 فایل
اندیشه‌ی سیاسی فلسفه‌ی سیاسی علوم سیاسی جامعه‌شناسی سیاسی علم روابط بین‌الملل امنیت، قدرت، قدرت نظامی، دولت جنگ، بازدارندگی، نظم، جغرافیا، الهیات، سیاست، تکنولوژی دولت‌سازی اسلامی‌سازی علم راهبرد بقا برای توسعه‌ی قدرت #علم_دینی #فلسفه_روش @ahs_tafreshi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خانه اندیشه‌ورزان
🗒 ضرورت بازتعریف مفهوم جنگ ▪️ به‌روزرسانی وضعیت جنگ | مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس شورای اسلامی – ۲۷ اردیبهشت‌ماه: واقعیت میدانی ما را به یک نقطه گذار راهبردی رسانده. ما در آستانه ورود به یک مرحله‌ نوین از جنگ هستیم؛ جنگی که اصولاً پایان نیافته بود. آتش‌بس یک‌ماهه اخیر، یک صلح پایدار نبود، بلکه یک وقفه تاکتیکی و بخشی از خودِ جنگ بود؛ هم برای ما و هم برای دشمن. پس دور تازه‌ای از درگیری کاملاً محتمل است. ➖ ️نکته اساسی اما در ضرورت بازنگری مفهوم جنگ نهفته است. اگر تصور ما از جنگ، صرفاً رویارویی و شلیک نظامی باشد، دچار خطای محاسباتی شده‌ایم. این برداشت غلط که «هرگاه تبادل آتش نباشد، صلح برقرار است» خطرناک است. جنگ جدیدی که ما درگیر آنیم، مفهومی بسیار فراتر از درگیری نظامی دارد. بزرگ‌ترین اشتباه راهبردی در شرایط کنونی، این است که کسی گمان کند جنگ تنها به معنای شلیک نظامی است. ▫️ دشمن یک جعبه ابزار بزرگ از گزینه‌ها را در برابر خود دارد: – درگیری نظامی (که فقط یکی از گزینه‌هاست) – محاصره دریایی – ترور – ضربه به زیرساخت‌ها – عملیات‌های سینمایی و غافلگیرکننده – عملیات در مرز و عمق – ایجاد آشوب‌های مسلحانه ➖ دشمن این گزینه‌ها را دائماً تلفیق و به‌روزرسانی می‌کند تا از ترکیب آن‌ها ضربه بزند. ما نیز متقابلاً سبد گزینه‌های خود را داریم. در چنین فضایی، آتش‌بس یعنی خرید زمان، نه توقف جنگ؛ و مذاکره نیز ابزاری برای مدیریت طرف مقابل در راستای اهداف جنگی است، نه نشانه صلح‌طلبی. ماهیت مرحله جدید: هدف‌گیری تاب‌آوری مردم و محاسبات مسئولین ➖ این جنگ ترکیبی جدید بر دو نقطه کانونی متمرکز است: ۱. تاب‌آوری مردم (بزرگ‌ترین سرمایه ایران) ۲. محاسبات مسئولان (که برخلاف توهم دشمن، اهل سازش نیستند) ➖ دشمن دریافته که همراهی مردم، اساس شکست‌شان بوده. پس حتی اگر ضربه نظامی جدیدی وارد شود، هدف اصلی، هدف گرفتن تاب‌آوری اجتماعی و ایجاد تردید در تصمیم‌گیران مقاوم است. گزینه‌های روی میز دشمن و پاسخ متقابل ما ۱. گزینه نظامی و آرایش جنگی احتمال حمله نظامی بالاست. استقرار تجهیزات آفندی و پدافندی، افزایش پروازهای شناسایی و رزمی منطقه نشانه‌های یک وضعیت آستانه‌ای است. اما ضربه احتمالی، صرف‌نظر از ابعاد فیزیکی، با هدف اثرگذاری بر ذهن مردم و مسئولین طراحی خواهد شد. مهم‌ترین عامل جبران‌کننده، استحکام و انسجام مردم است. اگر اراده ملت بر مقاومت باشد، هر تیمی سر کار باشد راهی جز ایستادگی ندارد. ۲. حمله به زیرساخت‌ها هدف دشمن کاهش تاب‌آوری و تسریع بی‌ثبات‌سازی داخلی است. پاسخ ما از همان ساعات اولیه، حملات متقابل به زیرساخت‌های منطقه خواهد بود. راهبرد «زیرساخت‌زدایی از منطقه» روی میز است. در داخل، پاسخ ملت ایجاد همبستگی ملی، صرفه‌جویی، مواسات و به اشتراک‌گذاری منابع خواهد بود. ۳. جنگ شناختی و تردید محور اصلی این مرحله، جنگ ذهنی و شناختی است. دشمن به دنبال کاشت بذر تردید، یأس و ترس، زیر سؤال بردن فرماندهی، و ترویج اتهام «خیانت» علیه مسئولین کلیدی است. این دقیقاً بازی در زمین دشمن است. امروز هیچ تصمیم کلان راهبردی بدون اشراف و نظارت رهبری گرفته نمی‌شود و متهم کردن تصمیم‌گیران، اقدامی در جهت کاهش تاب‌آوری جامعه است. ▫️ جمع‌بندی و راه پیش‌ رو ➖ آنچه پیش رو داریم، یک نبرد ترکیبی تمام‌عیار است که بخش عظیمی از آن در ذهن‌ها و دل‌ها رقم خواهد خورد. پیروزی در گرو استحکام ذهنی ماست: – انسجام و اعتماد به یکدیگر و مسئولین – تبعیت از فرمان رهبری – مراقبت از تکرار ناخواسته صدای دشمن در داخل ➖ شکست‌های قبلی آمریکا مقابل ایران، مقدمه‌ای برای جسارت قدرت‌هایی چون چین شد. این بار نیز با قوت در میدان و ذهن، صبح پیروزی زودتر از تصور دشمن طلوع خواهد کرد. این پیروزی به نام همین مردمی رقم می‌خورد که امروز در خیابان‌ها نماد مقاومت‌اند. لحظات، سرنوشت‌ساز است و دعای مردم برای تصمیم‌گیران و رزمندگان، ضامن نهایی تحقق وعده الهی پیروزی است. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام دنبال کنید!
هدایت شده از Mohammad
امنیتی ها کیا هستند؟
هدایت شده از تفرشی
نگفت و نپرسیدم. فهمیدم باید خیلی گردن کلفت بشم تا حرفم محقق شه. اما بنظرم حرفش سه پیام احتمالی داشت: 1. یا برخی امنیتی‌های تصمیم‌گیر محافظه‌کارند (که از کلام برخی تصمیم‌سازهای شعام اینطور فهمیدم) 2. یا برخی امنیتی های تصمیم گیر ساده‌انگارند و با ایشالله و ماشالله جلو میرن (به‌خصوص از بازمانده‌های اهل جبهه باشن که نصرت الهی رو تخدیری به‌کار می‌برند) 3. یا برخی امنیتی‌ها با لابی‌های کریدوری (مثلا لابی امارات یا آذربایجان در ایران هستند) ارتباط دارند... نمیدونم کدوم منظورش بود و شاید اصلا منظور دیگری داشت ولی من نپرسیدم.
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 هشدار آیت‌الله میرباقری: 🔺 دشمن در رسانه‌های حزب‌اللهی‌ها دیده می‌شود! این خیلی خطرناک است! ... القا می‌کنند که همه مسئولان، کوتاه قد و بدون فکر هستند! 🔸رسادین، فرهنگ و رسانه‌‌پژوهی‌ دینی 🆔 rasadin
◽️ ایران قدرتمند رویای ملی ما است 🔹 دکتر ، عضو هیأت علمی گروه پژوهشگاه در گفتگویی مطرح کرد: ➖ رویای مشترکی ذیل «ایران قدرتمند» یا «ایران قوی» صورت‌بندی می‌شود که ما را به توسعه می‌رساند. تا زمانی که شکاف‌ها و تبعیض‌ها درونمان وجود دارد دسترسی به این رویا دور و دورتر می‌شود ... 🔍 مشروح خبر👇 🌐 iict.ac.ir/8ii5 🆔 @iictchannel
هدایت شده از خبرگزاری فارس
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 عطریانفر، فعال سیاسی اصلاح‌طلب: وقتی رهبر شهید، ۱۸ و ۱۹ دی را کودتا دانستند ما آن را باور نکردیم اما بعد از شهادت رهبر انقلاب تازه به حرف ایشان رسیدیم. @Farsna
هدایت شده از تشکل طلبگی ربیون
🔰 ما گنبد طلا داریم! 🔹شهید آوینی: سِرّ پیروزی ما در جبهه‌های جنگ با ابرقدرت‌ها همین است که ما هرگز متکی به سلاح نیستیم؛ اتکای ما به ایمان خود و امدادهای غیبی است که ایمان ما مجاری نزول آن‌هاست. 💠 تشکل طلبگی ربیون 🌐 @rebbiion
هدایت شده از تشکل طلبگی ربیون
🔰 تغییر معادله قدرت نظامی و مرحله آخر جنگ! ✍یادداشت علیرضا کمیلی 🔸با عبور از نظریات سنتی نظامی که مبتنی بر نیروی زمینی‌ قدرت کشورها را تحلیل می کردند، تا مدتی، آمریکا مدعی تغییر معادله به سمت جنگنده های خود شد و با برخی دستاوردها که در این زمینه خلق کرد این ذهنیت را ایجاد نمود که دیگر دست برتر نظامی جهان در جنگنده خواهد بود. بر همان مبنا، برخی‌ معتقد بودند بمباران هوایی شدید شهرها می‌تواند منجر به قیام مردمی در کشور هدف شود، زیرا جمعیتی که در معرض حملات هوایی مداوم قرار می‌گیرند، ممکن است دولت‌های خود را برای پایان دادن به جنگ تحت فشار قرار دهند ولی تجربه جنگ جهانی دوم و شهرهای متعدد بمباران شده آنرا نیز زیر سوال برد. ایران ولی در جنگ رمضان، بعنوان قدرتی که در لیست اولین های نظامی جهان نبود، معادله جدیدی را رقم زد. ما توان هوایی نداشتیم ولی با آفند «موشکی-پهپادی» و نیز برخی ضربات پدافندی که در فقره «اف۳۵» خیلی حیاتی بود، معادله برتری هوایی را شکست دادیم. البته، «تاب آوری اجتماعی ما» و مردم مبعوث شده در صحنه، عاملیت موثر‌ ضربات هوایی را به حاشیه راندند و البته اپوزوسیون که در دوگانه «ادعای حمایت از مردم و ضربه به منافع غیرنظامی کشور» گیر کرده است را دچار بحران کردند. این معادله، حالا با تهدید زیرساخت های کشور در حال جدی تر شدن است. هم تاب آوری اجتماعی مردم در این مرحله مهم است و هم رسوا شدن دشمنانی که دم از نجات مردم می‌زدند، در حال بروز می‌باشد. حالا که آفند ما کارایی خود را ثابت کرده، باید آماده عبور از مرحله آخر جنگ که خصلت یزیدیان هست بشویم تا با پدافند اجتماعی،‌ پایانی پیروزمندانه رقم بخورد. ألا إن نصرالله قریب. 💠 تشکل طلبگی ربیون 🌐 @rebbiion
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
‌📌 چرا تنگه‌ی هرمز نه می‌تواند و نه بایستی جایگزین غنی‌سازی هسته‌ای شود؟ نویسنده: پریسا نصرآبادی 🔻منطق اهمیت «غنی‌سازی» مبتنی بر «حق تمتّع و استیفا» است و منطق اهمیت «تنگه‌ی هرمز» مبتنی بر مصادیق «حقّ استیفا». «حقّ تمتع» به معنای شایستگی برای دارا شدن یک حق است و «حقّ استیفا» به معنای شایستگی و توانایی برای اجرای آن حق. در مورد معیّن تنگه‌ی هرمز، حق تمتّع و استیفای ایران رسمیت دارد و مناقشه بر سر برخی مصادیق استیفای این حق است؛ به این معنا که ممکن است حق حاکمیت ایران بر آنکه یک هرمز، به گونه‌ای ترتیب داده شود که به شکل یک «تهدید» علیه ناقضان این حقّ ایران، مورد بهره‌برداری قرار بگیرد. بنابراین، این دو موضوع ماهیتاً با یکدیگر متفاوت‌، و لذا غیرقابل جایگزینی هستند. 🔻غنی‌سازی اورانیوم برای ایران یک حق استراتژیک بنیادین است که ریشه در معاهده‌ی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) دارد و طبق «قاعده‌ی حقوقی استاپل» نیز، از ایران غیرقابل سلب است. این حق که تضمین‌کننده‌ی استقلال، بازدارندگی و خودکفایی ملی است، نباید دست‌کم گرفته شود و از دست برود. 🔻ادعاهایی نظیر این که «غنی‌سازی اصولاً کارت بالقوه‌ای نبوده و لذا امروز تبدیل به تنگه‌ی هرمز شده»، «امروز تنگه‌ی هرمز، به مثابه یک بمب اتم در دست ایران است»، و یا «باید کارت‌های غنی‌سازی و تنگه‌ی هرمز را در مذاکرات بازی کنیم و امتیاز بگیریم»، غالباً یا گزاره‌هایی مغالطه‌مانند و پوششی هستند، و یا فاقد پشتوانه‌ی نظری و عقلانی. ضمن این‌که، نفس «کارت» نامیدن یک «حق» در منازعات بین‌المللی نیز به معنای این نیست که یک کشور به سادگی و سهل‌انگارانه می‌تواند از آن درگذرد و از آن به مثابه یک وجه‌المصالحه استفاده کند. امروز استیفای این حق ملّی، نه فقط دست‌کمی از حقّ ملّی‌سازی صنعت نفت ایران در دهه‌ی بیست شمسی ندارد، بلکه شاید از آن خطیرتر نیز باشد. دلیل این امر نیز، قرار داشتن ایران در یک بزنگاه تاریخی است که برای دهه‌ها و بلکه بیشتر، جایگاه کشورها در نظم جهانی جدیدِ در حال تکوین را تعیین تکلیف می‌کند. ایران نباید از این روند پُر شتاب جا بماند. 🔻اگرچه تنگه‌ی هرمز همچنان یکی از ارکان اصلی امنیت انرژی جهانی است، اما ارزش استراتژیک آینده‌ی آن در میان گذار انرژی و تغییرات زیرساختی این حوزه، در حال تحول است. این که امروز ایران می‌تواند قدرت نامتقارنی بر تنگه‌ی هرمز اعمال کند، ابزاری مهم اما «ناپایدار» به دست ایران می‌دهد که باید از آن به بهترین شکل ممکن، چه اقتصادی، چه سیاسی و چه امنیتی بهره‌برداری کند. 🔻به لحاظ راهبردی، استیفا و تثبیت حق حاکمیت ایران بر تنگه‌ی هرمز، ایران را قادر می‌سازد که بدون نیاز به تشدید تنش هسته‌ای، امتیازاتی کسب کند. اگرچه تنگه‌ی هرمز با وجود مسیرهای جایگزین روبه‌‌تکوین، اهرمی است که تدریجاً وزن خود را از دست می‌دهد، اما تسلیحاتی کردن و استفاده از آن به مثابه یک «ابزار تهدیدساز» تا اطلاع ثانوی، «کلید بقای استراتژیک» ایران در برابر تهدیدات وجودی و فشار حداکثری است. اما نباید از نظر دور داشت که مانند هر تهدیدی، زمان‌مند است و به شکل نامحدود نمی‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد. 🔻 غنی‌سازی اما بنا بر ماهیت خود نه یک «تهدید»، بلکه یک حق است. اما صِرف به رسمیت شناخته شدن حقّ تمتّع ایران از غنی‌سازی هسته‌ای، بدون به رسمیت شناخته شدن حقّ استیفای ایران، ناقص و ناقض حقوق ذاتی و عَرَضی ایران است. به عبارت دیگر، اگر ایران اساساً امکان بهره بردن از حق غنی‌سازی خود را نداشته باشد، به این معناست که حقّ ایران مخدوش شده است؛ چرا که بدون داشتن حق اجرا و بهره‌برداری از یک حق، صِرف داشتن یک حق بر روی کاغذ کفایت نمی‌کند و در عمل به معنی سلب اراده از دارنده‌ی حق است. 🔻 حق غنی‌سازی، «کلید توسعه‌ی استراتژیک» ایران است که باید به عنوان حقی برابر با بسیاری دیگر از کشورها نظیر ژاپن، آلمان یا برزیل از آن بهره‌مند باشد. از دست دادن این حق به هر نحو، ایران را از بازی قدرت‌های بزرگ و ایفای نقش در آینده‌ی تحولات شگرف نظام بین‌الملل حذف می‌کند.//
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
🔻 ایالات متحده اورانیوم غنی‌شده‌ی ونزوئلا را تصاحب کرد! ▪️وزارت انرژی آمریکا اعلام کرد که بقایای اورانیوم غنی‌شده‌ی ونزوئلا از این کشور خارج شده است. به گزارش این وزارت‌خانه، ۱۳.۵ کیلوگرم (حدود ۳۰ پوند) اورانیوم غنی‌شده‌ی ۲۰% از یک رآکتور تحقیقاتی قدیمی (RV-1) در کاراکاس، طی عملیات مشترکی با حضور بریتانیا، آمریکا و آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، به کارولینای جنوبی و تأسیسات ساوانا ریور ایالات متحده منتقل شده است. ▪️در حال حاضر، ونزوئلا صنعت فعال تولید برق هسته‌ای ندارد، هیچ رآکتور هسته‌ای تجاری نیز در آن در حال بهره‌برداری نیست، و فعالیت هسته‌ای این کشور در سه دهه‌ی اخیر عمدتاً به برنامه‌های پژوهشی محدود بوده است. اورانیوم غنی‌شده‌‌‌ی مذکور نیز به یک برنامه‌ی قدیمی پژوهشی مرتبط بوده که پس از توقف کار رآکتور تحقیقاتی مربوطه در سال ۱۹۹۱، در کاراکاس باقی مانده بوده است. ▪️ونزوئلا عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) است و حسب گزارش‌های موجود، همواره مطابق تعهدات NPT و پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رفتار کرده است. نکته‌ی قابل توجه این است که مطابق معاهده‌ی NPT، مادامی که فرایند غنی‌سازی بخشی از یک برنامه پژوهشیِ اعلام‌شده و تحت پادمان بوده، و به سمت اهداف تسلیحاتی منحرف نشده باشد، اقدامی قانونی و مشروع است و هیچ منعی برای میزان غنی‌سازی وجود ندارد. لذا توقیف اورانیوم غنی‌شده‌ی ونزوئلا، صرفاً با اهداف سیاسی و امنیتی صورت گرفته و طبق معمول، آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای نیز، به مثابه ابزاری در جهت تحقّق اهداف و اغراض ایالات متحده عمل کرده است. ▪️ایالات متحده ادعا کرده است که این انتقال، برای کاهش خطرات اشاعه‌ی هسته‌ای و افزایش امنیت ، هم در آمریکای جنوبی و هم ناظر بر امنیت داخلی آمریکا، انجام شده است. واشنگتن مدعی است که خارج کردن اورانیوم از یک سایت رآکتور غیرفعال، عملاً خطر سرقت، انحراف یا سوءاستفاده از این ماده را کاهش می‌دهد. اما روشن است که این عملیات، نه صرفاً یک اقدام فنی برای کاهش خطرات هسته‌ای، که نمایشی از توان عملیاتی ایالات متحده است که باید در یک بستر ژئوپولیتیکی گسترده‌تر تفسیر شود. به همین خاطر است که دونالد ترامپ از خروج این محموله‌ی اورانیوم به‌عنوان یکی دیگر از پیروزی‌های سیاست خارجی خود یاد می‌کند و وزارت انرژی آمریکا اعلام می‌کند که این موفقیت به لطف یک ونزوئلای جدید و رهبری قاطع رئیس‌جمهور آمریکا ممکن شده است. به علاوه، این‌که کارشناسان آمریکایی و بریتانیایی برای انجام چنین عملیاتی محقّ شده و اجازه‌ی دسترسی به چنین تأسیساتی را پیدا کرده‌اند، مسأله‌ای مهم و معنادار است که عملاً زمینه‌ی آن پس از تهاجمات اخیر ایالات متحده به ونزوئلا و ربودن رئیس‌جمهور قانونی این کشور فراهم شده است. ▪️ ونزوئلا دارای منابع استخراج‌نشده‌‌‌ی قابل‌توجه اورانیوم است و طبق قوانین این کشور، استخراج تجاری اورانیوم _ولو توسط کمپانی‌های خارجی_ هیچ‌گونه منع قانونی ندارد. تنها موردی که با اقدامات ایالات متحده استثنا شده، ایران است. قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت که در ماه ژوئن ۲۰۱۰ پس از یک تلاش دیپلماتیک تهاجمی از سوی ایالات متحده تصویب شد، به همه دولت‌ها دستور داد هرگونه مشارکت ایرانی در «استخراج اورانیوم، تولید یا استفاده از مواد و فناوری هسته‌ای» را ممنوع کنند.//
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درباره قدرت فنی بچه‌های سازنده ویدیوهای لگو زیاد گفته شده. اما چیزی که برای من در کارهای این بچه ها درخشان بود فهم وسیع‌شان در سیاست بود. در حالیکه بعضی اسلامگرایان با «تنگ نظری» در معنای واقعی کلمه ویدیوی «دوننا» را تحقیر می‌کردند، بچه های سازنده لگو فهمیدند موسیقی دوننا و موشکهای ایران و شلیکهای مقاتومت منطقه باید کنار هم قرار بگیرند نه مقابل هم. این فهم سیاسی است که ایران را از انزوا بیرون می‌اورد و در کنار نیروهای ضداستعمار جهانی قرار می‌دهد.
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
‌📌 نکاتی درباره‌ی انفجار در یک خوشه‌ی زیرساختی راهبردی در قلب سرزمین‌های اشغالی پریسا نصرآبادی 🔻 انفجار عظیم امشب در محدوده‌ی «بیت شمش»، موضوعی نیست که به سادگی و بر پایه‌ی ادعای ارتش رژیم اسرائیل مبنی بر اینکه صرفاً یک «انفجار کنترل‌شده» بوده، قابل نادیده گرفتن باشد. اگرچه داده‌ها هنوز بسیار محدود است، اما چند نکته در این مرحله قابل بحث است. 🔻 این انفجار در یک خوشه‌ی زیرساختی راهبردی مرتبط با قابلیت‌های هسته‌ای نظامی رژیم اسرائیل رخ داده است؛ یعنی در محدوده‌ای که چندین گره عملیاتی به یکدیگر متصل می‌شوند. پایگاه‌ها و تأسیساتی که نباید به طور مستقل از یکدیگر مبنای تحلیل قرار بگیرند. 🔻 پایگاه موشکی راهبردی «سدوت میخا»، تأسیسات هسته‌ای «تیروش»، و «صنایع نظامی تومر»، هر سه اجزای یک شبکه لجستیکی-راهبردی هستند؛ زنجیره‌ای که تمام ابعاد لجستیک (تولید، تعمیر، انتقال، و...)، ذخیره‌سازی، و عملیات را شامل می‌شود. ▪️ سدوت میخا سدوت میخا عمدتاً به‌عنوان یک پایگاه موشکی بسیار محرمانه توصیف می‌شود که باند پروازی کلاسیک ندارد و بیشتر محل استقرار یا پرتاب موشک‌های بالستیک «جریکو» است. بعضی روایت‌ها آن را «شهر موشکی» اسرائیل می‌نامند و بر نقش آن در نگهداری و آماده‌سازی سامانه‌های موشکی راهبردی تأکید می‌کنند. بنابراین، کارکرد اصلی‌ که به آن نسبت داده می‌شود، پرتاب، آماده‌سازی و کنترل موشک‌های راهبردی است. ▪️ تیروش تیروش یک گره ذخیره‌سازی زیرزمینی است که در کنار سدوت میخا، تل‌نوف و دیگر تأسیسات مرکزی اسرائیل، در شبکه‌ای از ذخایر و انبارهای راهبردی قرار می‌گیرد و به نگهداری و حفاظت از کلاهک‌های هسته‌ای یا مهمات حساس اختصاص دارد. پس نقش تیروش، انباشت، حفاظت و توزیع محدود است، نه عملیات پرتاب مستقیم. ▪️ تومر تومر یک بازیگر صنعتی-فنی در این خوشه است که بر توسعه، تعمیر، پشتیبانی یا آماده‌سازی سامانه‌های مرتبط با موشک و زیرساخت‌های راهبردی امروز دارد. لذا کارکرد اصلی آن پشتیبانی فنی و لجستیکی است، نه نگهداری مستقیم کلاهک‌ها. 🔻موقعیت این سه گره در مرکز اسرائیل از نظر استراتژیک نیز مهم است، چون آن‌ها را در عمق نسبی سرزمینی، نزدیک به مراکز صنعتی و شبکه حمل‌ونقل مرکزی، و در فاصله‌ای کوتاه از هم قرار می‌دهد. این چینش، هم حفاظت، هم جابه‌جایی محدود و هم یکپارچگی عملیاتیِ یک خوشه‌ی حساس را تسهیل می‌کند. 🔻پراکنده‌سازی نسبی در یک خوشه مرکزی و زیرزمینی، معمولاً کار شناسایی و انهدام را دشوارتر می‌کند، به‌ویژه که شامل تونل‌ها، پناهگاه‌ها و لایه‌های امنیتی دیگری هم باشد. از این جهت، اگر فرض «کنترل‌شده» بودن این انفجار را ضعیف بدانیم، خودِ نحوه‌ی ایجاد این انفجار مسأله‌ای به غایت مهم، پیچیده و حساس است. 🔻 این گره‌ها مدت‌هاست که در لیست بانک اهداف مقاومت قرار دارند.//