eitaa logo
« د‌ࢪ‌ ݼوالـے پࢪواز » 🕊🌿
827 دنبال‌کننده
341 عکس
173 ویدیو
3 فایل
" بِسمِ رَبِ الشُهَدا " _به‌ياد נﺧتࢪی از تبار ﻧوࢪ נخـتـࢪی ڪـه بـه‍ـشـت נلـتـنـگـش بـود🌿] >>> مــحــدثــه‌اقــدســی<<< بهـ قلم؟! ࢪفقآي נلتنڰ آﻐوش ﺣࢪف آﺨࢪ؟! תהיו אומללים کُپی؟! فور کنی قشنگ تره نَـ‌ﺣ‌نُ هُنا🪷 ‌https://daigo.ir/secret/91646182079
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم
در حوالی پرواز...🕊🌾 اینجا جاییه که هنوز بوی محدثه میاد. نه پر کشیده، نه مونده... یه‌جوری بین ما و آسمونه. ما رفیقاش، دور هم جمع شدیم تا از دلتنگی‌هامون بگیم، از خاطره‌ها، از حرفایی که بهش نرسید. همه‌چی از یه دلتنگی شروع شد... یه دلتنگی که اسمش شد در حوالی پرواز چون هنوز باورمون نمی‌شه رفته باشه... چون هنوز حس می‌کنیم یه جایی همین نزدیکیاس، همون‌جا که دل‌مون هر شب پر می‌زنه.. 🥺🫂
ما کی هستیم؟ من (ریحانه) و فاطمه خانومم جز دوستان نزدیک محدثه بودیم🥲 و به طور خیلی خاصی فهمیدیم هر دومون با محدثه دوست بودیم🙃 فاطمه جان-² سال- و بنده-⁷ سال- بامحدثه دوست بودیم کار واجبی داشتید🥲 • @mousavi0es • (حـسـر‌ت یــڪ آ‌ـغـوش گــ‌رم بــہ دلــم مـانـدہ هـنـ‌وز❤️‍🩹) _ صلوات بفرس مومن🌿
مـݼـدثـہ مـے گــفت: دوسـ‌ت هـا، بـاید بـا هـم روراسـت بـاشـند🌚✨
حلال کنید🙃 اگه خواستید بمونید که صد البته خوشحال می شم🥲💖
یه روز قبل از شهادت محدثه ما می خواستیم برای محدثه تولد بگیریم و غافلگیرش کنیم ما با هم قرار گذاشته بودیم که برای روز دختر به هم هدیه بدیم و یه جشن کوچولو برای خودمون بگیریم 🎂🥳 ولی چون وسط امتحانات بود یه روزی رو انتخاب کردیم که یکم با امتحانمون فاصله داشته باشه من و محدثه قرار بود با هم بریم مسجد و من سر محدثه رو گرم کنم تا دوستم کیک رو درست کنه و یه جای خوب پیدا کنه و به من زنگ بزنه📱 من داشتم زودتر می رفتم مسجد که کادو هارو به دوستم بدم به و برم مسجد رفتم در خونشون دیدم که خودش خونه نیست رفتم دنبال دوستم که یکهو پایین خونشون دیدمش ، توی دستش که جعبه کیک بود تعجب کردم پرسیدم چرا کیک خریدی ؟ گفت اینجوری بهتره👍🏻 بعد کادو ها رو بهش دادم و گفتم من برم محدثه الان شک می کنه که دیر اومدم رفتم مسجد ادامه دارد...
یه معرفی کوچولو از محدثه جانم 🤏🏼 محدثه یکی از بهترین دوستای من بود که فوق‌العاده مهربون بود🫀 محدثه خیلی خیلی «شهیدانه» زندگی می کرد، ولی ما حتی ¹ درصد هم احتمال نمی دادیم که شهید بشه، اصلا! و حالا که شهید شده من ماندم با همه ی کاش ها کاش کمتر ناراحتش می کردم، کاش دوست بهتری برای محدثه بودم، کاش ...
محدثه ای که من می شناختم همیشه سعی می کرد نمازش رو اول وقت بخونه همیشه هم دوستانش رو به نماز دعوت می کرد توی مدرسه که بودیم همیشه موقع نماز به من و دوستم می گفت بچه ها بیاین بریم نماز بخونیم بعد از معلم مون اجازه می گرفتیم می رفتیم نماز و حتی عصر ها هم به ما زنگ می زد می گفت بچه ها میاین بریم مسجد؟ بعضی وقتا ما توی مسجد حرف می زدیم و محدثه می گفت بچه ها شما اومدید مسجد نماز بخوانید یا حرف بزنید ؟🧐 اول نماز تون رو بخونید بعد با هم حرف بزنیم😌 کلا محدثه خیلی به نماز اهمیت می داد و خیلیییی زیاد برای محدثه نماز مهم بود ؛
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
رفتم مسجد دیدم محدثه نیست😓 مامانش داشت نماز می خوند 🤲🏻 یکم صبر کردم دیدم محدثه اومد بعد گفت ببخشید دیر کردم حموم بودم😁 اون شب که دیدمش حس کردم از همه موقع هایی که دیده بودمش خوشگل تر و نورانی تره🥺 بعد از این که نمازامون رو خوندیم و من به دوستم زنگ زدم که جا رو آماده کردی من و محدثه بیایم ؟ گفت نه یکم زمان می خوام منم گفتم باشه بعد به محدثه گفتم بیا بریم خوراکی بخریم بعد بریم پیش دوستمون تا پامون رو از مسجد گذاشتیم بیرون دیدیم یه بارون خیلی نم نم میاد 🌧 محدثه گفت برم چتر بگیرم؟☂ گفتم نه بابا یکم دیگه قطع می شه گفت حالا برای احتیاط می گیرم☔️ گفتم باشه رفتیم چتر گرفتیم اومدیم بریم خوراکی بگیریم دیدیم بارون خیلی شدید شده⛈ به محدثه گفتم خوب شد چتر گرفتی یا😅 ادامه دارد...