eitaa logo
قلمدان
14 دنبال‌کننده
33 عکس
2 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
خطاب به مسؤلین آنهایی که دم از شهدا و زندگی شهدایی می زنند ولی در عمل مسیری دیگری طی میکنند. عکس شهدا میبینند و عکس شهدا عمل میکنند آیا این وصیت نامه های شهدا را ندیده اند😳 اگر مسولی وقت مطالعه ندارد، وقت گذر کردن از گلزار را باید جزو برنامه خود قرار بدهد تا بخش هایی از این وصایا را مراجعه کند. و اما خطاب به مسؤلین بدانند نقش خودشان را باید سریع پیداکنند در غیر این صورت بدانند خون شهدا گریبانشان را به زودی خواهد گرفت این خطاب به مردم نیست خطاب به مسولان است. از این دست وصایا کم نداریم، به قول جناب مولوی گوش خر بفروش دگر گوش خر به فرموده امام شهیدمان «اینکه امام بزرگوار توصیه میکردند که پنجاه سال عبادت کردید خدا قبول کند، بروید یک بار هم این وصیّت‌نامه‌ها را بخوانید؛ این به‌خاطر این است که این وصیّت‌نامه نشان میدهد که این جوان برای چه آمده.۱۳۹۵/۰۷/۰۵» https://eitaa.com/Qalamdan/67
مسولی که امید را در دل مردم زنده نکند، دقیقا خلاف پیام این بیان امام است. مسیر او مسیر امام نیست مسیر تمایلات خود است. حرکتش مقابل حرکت امامش است. «شما نویسنده، شاعر، عالِم، روحانی، ایران را دوست دارید، ایران اسلامی را دوست دارید، خیلی خوب، باید امیدآفرینی کنید. اگر خلاف این سر زد، ادّعا را نمیشود قبول کرد.۱۴۰۱/۰۸/۲۸» https://eitaa.com/Qalamdan/68
ای کاش این فرمان امام شهیدمان 👆 محقق می شد. https://eitaa.com/Qalamdan/69
مزار خاکی؛ گاهی یک اسم کتاب حرفهایی دارد از جنس نگفته ها؛ نگفتنی هایی که شنیدنش خالی از لطف نیست؛ آنهایی که شنیدنش را با جان دل و صفای باطن حس می کنند؛ آنهایی که از عمق وجود برای دیدنش لحظه شماری میکنند تا خودشان را نزدیک کنند؛ مزار خاکی؛ شهید مرتضی عبداللهی؛ مستندی به جا مانده از شهید مهندس عمران؛ متولد 1366 شهادت 1395؛ کتابی با عنوان «هواتو دارم»؛ کتابی که امام شهید تقریظی بر آن نگاشته حرفهای زیادی را در دل این پیام گنجانده ؛ «این نیز جلوه‌ئی دیگر از رویشهای انقلاب است: جوان دلاوری با عقلانیّت دهه‌ی ۹۰ و احساسات دهه‌ی ۶۰.. مصداق: الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه ... با جهادی در بهترین راه و سرانجامی برترین سرانجام ... هنیئاً لأرباب النعیم نعیمُهم ... معرفت و صبر راوی (همسر شهید) در خور ستایش است... گرامی و سربلند باد.» و درسی ماندگار برای همه رویشهای انقلاب؛ https://eitaa.com/Qalamdan/70
تدبر در قرآن وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ما کسانی را که در گذشته شبیه شما بودند هلاک کردیم؛ آیا کسی هست که پند گیرد؟! استعمال حرف لام بر سر فعل ماضی ، به کار رفتن قد و خود فعل ماضی ، از عوامل تاکید مطلب می باشد؛ آیه می فرماید یقینا ما هلاک کردیم، آنهایی که شبیه شما بودند؛ آیا کسی هست که پند بگیرد؛ استفهام در این جا نیز استفهام توبیخی است. اما توضیح این که چرا کلمه اشیاعکم را فرموده است قابل تامل می‌باشد؟! تفسیر نمونه می نویسد: «" اشياع "جمع" شيعه "به معنى كسانى است كه از سوى فردى به هر طرف مى‌روند و امور مربوط به او را نشر و شياع مى‌دهند، و او را تقويت مى‌كنند و اگر شيعه به معنى پيرو استعمال مى‌شود نيز از همين جهت است. مسلما اقوام پيشين، پيرو مشركان مكه و مانند آنها نبودند، بلكه قضيه بر عكس بود، اما از آنجا كه طرفداران يك نفر" شبيه "او هستند اين واژه در معنى" شبيه و مانند "نيز به كار مى‌رود. اين را نيز نبايد ناديده گرفت كه اين گروه از كفار مكه از برنامه‌هاى پيشينيان نيرو مى‌گرفتند، و از خط مكتب آنها استفاده مى‌كردند، و به همين جهت بر اقوام پيشين اشياع (شيعه‌ها) اطلاق شده است.» بنابر این به نظر میرسد، اگر در یک جمله بخواهیم تبیین کنیم، وقتی عده ای از جامعه تابع خط فکری و هدایت فکری امام خود حرکت کنند حال این امام به حق باشد یا امام باطل، آثار خودش را در جامعه بجا می گذارد. پ ن: خطاب آیه جایی است که نباید تبیعت از خط فکری باطل داشته باشید و خودتان را مشابه فکر باطل کنید. https://eitaa.com/Qalamdan/71
توقع امام شهید از مطبوعات ⛔️ پرهیز از تشنج کردن فضا و تضعیف کردن نظام در نگاه امام شهید انتقاد،اعتراض، مطالبه ‌گری دارد ولی این موارد ❌ نباید موجب تشنج کردن فضا و تضعیف نظام شود؛که نتیجه این دو 👈 ایجاد نا امیدی و تیره نشان دادن آینده کشور می شود؛ 🔸یک توقّع این است که با دعواهای خودشان، فضا را، فضای تشنّج نکنند. 🔸 توقّع دوم این است: نظامی را که قبول دارند، تضعیف نکنند. نمیگوییم به فلان وزیر یا فلان مسؤول یا فلان بنیاد یا فلان نهاد انقلابی، اعتراض نکنید. اگر اعتراض و انتقاد در حدّ باشد، چه مانعی دارد⁉️ به قول آقایان دولتیها «سازنده» هم هست. بر سرِ انتقاد، بحثی نداریم. بحث بر سرِ نظام است. از آن‌جا که پایه هر نظام و هر زندگىِ فردی بر است 👈 پس امید را در دلهای مردم متزلزل . این، یکی از سفارشهای ماست. به گونه‌ای حرف نزنید که پیر و جوان زن و مرد، افق آینده خود را تیره و مه آلود ببینند. چرا این کار را میکنید⁉️ ایران که افق مه آلود و تیره‌ای ندارد❗️ این ملت، ملتی است که با همه مشکلات بزرگ در طول قرنها دست و پنجه نرم کرده و بر همه آنها، ولو بعد از گذشت مدتها، فائق آمده است. پس افق تیره‌ای در کشور نداریم.👌 🔘 بیانات در دیدار مدیران و مسئولان مطبوعات کشور 1375/02/13 https://eitaa.com/Qalamdan/72
تدبر در قرآن بسم الله الرحمن الرحیم ؛ چه کسانی در صراط مستقیم قرار گرفته اند؟! آیا رسیدن به درجه ایمان و قرار گرفتن در زمره مومنین حد اعلی ایمان است یا درجه ای فراتر از آن را در قرآن برای اوصاف انسان مومن معین فرموده است ؟! علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ناظر به آیه اهدنا الصراط المستقیم ، صراط الذین انعمت علیهم .... بیان می دارند درجه انعام شوندگان فراتر از درجه مومنین است، آنهایی که در صراط مستقیم قرار میگیرند به درجه انعام شوندگان می رساند و بر اساس آیات دیگر که تبیین کننده درجه انعام شوندگان است مومنین را با انعام شوندگان و شهدا محشور میکنند، من یطع الله و الرسول فاولائک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدقین و الشهدا و الصالحین و حسن اولئک رفیقا ؛ و در این آیات نفرموده است که مومنین از ایشان می شوند بلکه فرموده رفیق ایشانند؛ درواقع با این ایات مشخص می شود اوصاف اصحاب صراط مستقیم فراتر از مومنین است از این بیان معلوم می شود مومنین هنوز ظرفیت ارتقای درجه را دارند تا به منزلت صراط مستقیم و انعم الله علیهم برسند، https://eitaa.com/Qalamdan/73
با هم در متن امام گلایه هایی که از روی دلسوزی مطرح شدند تا یک راه حلی برای حل مسائل باشند نه این که در همان گلایه بودن استدامه یابد، و رویه ای مستمر بین مسولان رقم بخورد؛ گلایه هایی از جنس حرکت در بین مسولان و مطالبه گری مردم از مسولان ؛ ولی باید پذیرفت که این ها فقط در زیبایی جملات و غم ناک بودن گلایه ها باقی ماندندچون شاخص هایی که برای حرکت مطرح می شود کار هر انسان مختاری نیست تا ان را به جان دل بخرد، باید آزاده باشی تا عاشقانه خودت را فدای نظامت کنی؛ بخشی از این گلایه ها را از زبان امام شهیدمان بخوانیم که در سال 1377، جلسه پرسش و پاسخ مدیران و مسولان و سردبیران نشریات دانشجویی مطرح می فرامایند؛ جملاتی که آغازش در عین امید بخشی به مردم لایه های پنهانی از غم و گلایه را شعله ور می سازد؛ «میگویم که بدانند در هیچ کجای این عالم خاکی مملکتی پیدا نمیشود که مردم آن به این راحتی و صمیمیت با رهبر و رئیس جمهور و مسؤولان رده بالای خود، بیواسطه بنشینند و صحبت کنند؛ بدانند که این از برکت درسهای قرآن است که در نظام جمهوری اسلامی جاری است. بی‌پرده به دیباچه‌ی سخن میپردازم که در این مجال کوتاه نمیتوانم باعث شادی و خوشحالی شما باشم؛ اما میخواهم که پدرانه با شنیدن حرفهایم، آبی بر آتش درونم باشید.» و در ادامه به بخشی از این گلایه ها رنگ و بوی میدانی می بخشند تا کسی منکر نبودن مصادیق اوصاف نشود ، و راهبردها را انتزاعی تصور نکند «... حتماً میدانید که امام خمینی این جمله را کی فرمودند؛ این پیام به مناسبت شهادت دکتر چمران بود. ای کاش چند مرد خدا -همچون چمران- اکنون باعث دلگرمىِ همچو منی بودند. ای کاش مسؤولان ما همچون شهید رجایی دستفروشی میکردند و در میان درهای اتوبوس فشرده میشدند تا معنای واقعی درد را بفهمند. راستی عاجزانه از شما میخواهم واسطه شوید تا حضور ماشینهای سواری به صورت یک روز در میان با شماره پلاکهای زوج و فرد در خیابانها اجرا نشود؛ زیرا در آن وقت هرکسی باید دو ماشین بخرد تا لابد به کارهای مردم برسد!...» و با گذشت این همه سال هم چنان گلایه ها باقیست و حرکت هرچند در جهت اصلاح پیش روی داشته و دارد ولی کندی این حرکت خودش عاملی برای انتظار کشیدن اصلاح نهایی شده است. https://eitaa.com/Qalamdan/74
تحریف تاریخ در هر جای دنیا اگر بخواهند یک اجتماع عظیم را به میدان بیاورند به طور قطع و یقین باید تبلیغات گسترده و هزینه های هنگفتی را جهت احیای آن سرمایه گذاری کنند؛ دهه فجر یک حرکت عظیم از اجتماع و حضور عظیم مردمی است ؛ هیچ کشوری در دنیا قدرت این چنینی ندارد که تمام اقشار واصناف مردم را از شهرهای کوچک و بزرگ ، با تمایل خودشان به صحنه و میدان بیاورد؛ این حرکت چون مردمی است نه تشریفاتی، قائم به ایمان آحاد مردم است نه تشریفات مسئولین، نشان دهنده عزم عمومی ملت ایران است ، متوقف و وادار به عقب نشینی نمی شود. این قدرت برای کشور ایران و مردم ایران است. این قیام یک پارچه، نمادی از ایستادگی و استقامت ملت است، آشکار کننده یک مبدا عظیم تاریخی است؛ یک حرکت سیاسی و امنیتی، و پایان تحقیر ملت ایران است . این حرکت یک رخ نمایی حضور مردم به مخالفان و دشمنان است؛ فرصتی دوباره برای عرض ارادت به ساحت شهداست. همه روز های دهه فجر روز شهید است. زیرا این همه دستاوردهای موجود مرهون خون شهدا است. هر حرکتی که در این روزها انجام می‌شود باید در راستای تبیین محتوای این ایام برای نسل جوان باشد. نسل به نسل مو به مو خاطرات دهه فجر باید منتقل شود. معرفی این حادثه یک حسنه بلکه فریضه است. هرچند نباید غافل از این مطلب شد، که تا وقتی نزدیک به یک حادثه هستیم درست نمی شود قضاوت کرد. ولی باید ابعاد این حادثه عظیم را تاریخ قضاوت خواهد کرد. اما سخن مطلب این جاست؛ این حرکت عظیم یک مطاله جدی را به دنبال دارد ، مطالبه ای که کمتر به آن توجه شده است ولی دشمنان، مخالفان و معاندان دست به قلم شده و تمام تلاش بر این داشته اند، از طریق تحریف و دروغ انگاری ، این واقعه تاریخی را منعکس کنند. اما آن مطالبه این است که بر روی تشریح ابعاد جامعه شناسی و انسان شناسی دهه فجر کار نشده است، کداممان روی این بخش کار کرده ایم؟؟ ولی دشمن با تمام توان بر این عرصه به طور جدی وارد شده است و تحریفات خودش را در ابعاد جامعه شناسی و انسان شناسی در قالب متن و رسانه های تصویری وصوتی و.... به کار گرفته است. تشریح ابعاد جامعه شناسی و انسان شناسی دهه فجر https://eitaa.com/Qalamdan/75
اهتمام به تعهدهای اجتماعی داشتن فطری بودن عهد عهد از جمله مسائلی است که هر انسانی فارق از دین داری وغیر دین داری معنای ان را درک میکند و به فرموده علامه طباطبایی در المیزان از فطریات بشری است؛ آن قدر معنای آن وضوح دارد که اگر انسان در فهم معنای آن لجاجت و تعمدی را به کار نبندد نسبت به انجام عهد تلاش می کند و می پذیرد که در قبال تعهدات خود باید وفاداری را رعایت کند. معهود بودن به نظام ولایی تعهدات اجتماعی نیز همانند تعهدات فردی لازمه اجرایی دارند. هرچند که زبانی و یا مکتوب در جایی ثبت و ضبط نشود؛ به صرف مثلا حضور فرد در یک جمعی ، نشستی ، مراسمی و فراتر از جمع های معمولی ،به صرف حضور او در نظام اجتماعی الهی، باید خودش را ملزم به اجرای تعهدات اجتماعی کند و هر آن چه که در فضای این حضورش مرتبط می شود، درواقع او را متعهد به رعایت می‌سازد. نمی تواند در قبال این تعهدات خودش را تبرئه کند به این بهانه که برای من تعهدات را تشریح نکرده اید، یا زبانی مطرح نکرده اید؛ به فرموده علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ناظر به تحلیل ایات ابتدایی سوره مائده زبان برای جایی است که بخواهیم تعهدات عملی خود را برای دیگران بازگو کنیم پس همین که دور هم اجتماعی را تشکیل داده ایم درحقیقت تعهداتی را بین یک دیگر مبادله کرده ایم؛ ایمن سازی اجتماع چون این تعهدات اگر نباشد اجتماعی تشکیل نخواهد شد، و نمی توان به بهانه های مختلف از تعهدات اجتماعی شانه خالی کرد چون شکستن تعهدات اجتماعی یعنی از بین بردن پناه گاه هایی که می توانسته ما را از اسارت های مختلف ایمن سازد ولی به دلیل شکستن تعهدات اجتماعی ایمنی اجتماع خدشه دار شده است و باید منتظر رسیدن آسیب های اجتماعی سنگین باشیم. به همین دلیل است که به فرموده علامه قرآن می فراماید اوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا عمومیت داشتن عهد طبق این آیه وفای به عهد عمومیت دارد شامل عهدهای فردی و عهد های اجتماعی می شود و چه بسا تعهد داشتن به عهد های اجتماعی اهمیتی فراتر از عهد های فردی را القا میکند زیرا نقض عهد های اجتماعی بلائی عظیم و اجتماعی به وجود می آورد. منطق قرآن منطق قرآن در تعهدهای اجتماعی فرقی بین کافر و مسلمان، مشرک و مومن باقی نمی گذارد، جایی که تعهد مطرح باشد لزوم وفاداری به پیمان و تعهد نیز مطرح است؛ چنانچه بعد از فتح مکه قران خطاب به مسلمین می فرماید آن دسته از مشرکین که عهدی بین آنها با شما بسته شده است ، بر شما لازم است به وفاداری و حفظ پیمان با آنها ؛ این اهتمام بر وفاداری بیان گر لزوم بر حفظ پیمان حتی با مشکرین، و قبیح شمردن نقض پیمان حتی با مشکرین را می رساند وَ بَشِّرِ اَلَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذٰابٍ أَلِيمٍ * إِلاَّ اَلَّذِينَ عٰاهَدْتُمْ مِنَ اَلْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئاً، وَ لَمْ يُظٰاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَداً تفسیر المیزان ، جلد: ۵، صفحه: 1۶۰ #قلمدان https://eitaa.com/Qalamdan/76
کفر نعمت مراتب شکر گزاری وقتی صحبت از کفر نعمت می شود ذهن انسان به سمت نعمتهای مادی و رزق های مادی مانند سلامتی جسم، ثروت ، خانه ،فرزند، علم داشتن ، جایگاه و ... متمرکز می شود و این ها را بعنوان نعمت های دنیایی لحاظ می کند؛ هرچند که تمامی این موارد از نعم الهی هستند و انسان باید شاکر آن ها باشد ؛ زیرا مهمترین مصداق شکر هم دیدن و توجه کردن به آن نعمت است و هم مصرف صحیح آن نعمت در راستای خودش می باشد؛ وقتی شکر صورت گرفت لازیدنکم هم به تعبیر قرآن اتفاق می افتد. ناسپاسی نعم الهی ولی ناسپاسی در برابر این نعم الهی موجب از دست دادن نعمت ها می شود و این اتفاق امری بدیهی و قطعی است؛ همان طور که قران اشاره می فرماید: «"وَ ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً قَرْيَةً كٰانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهٰا رِزْقُهٰا رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكٰانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اَللّٰهِ فَأَذٰاقَهَا اَللّٰهُ لِبٰاسَ اَلْجُوعِ وَ اَلْخَوْفِ بِمٰا كٰانُوا يَصْنَعُونَ‌" نحل/112» مردمانی که در روستا مورد امتنان الهی و انعام الهی بودن ؛ هم دارای امنیت الهی بودن و هم رزق مادی فروان داشتند که به آسانی در اختیارشان قرار می گرفت؛ با ناسپاسی به این نعمت ها خداوند متعال مبتلا به گرسنگی و ترس ساخت ؛ بخاطر رفتار و اعمال خودشان در برابر این نعمت های الهی که انجام می دادند؛ کفر ورزیدن به نعمت ابتلای به فقر و از دست دادن امنیت را به دنبال دارد. ندیدن دین و کفران آن فراتر از این نعمت های مادی، ندیدن نعمت دین و دین داری معنوی است؛ این نوع نعمت هم اگر ناسپاسی قرار بگیرد خدای متعال انسان را به مبتلا به کفر و در دام کافران افتادن می کند؛ «"وَ مَنْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اَللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُ فَإِنَّ اَللّٰهَ شَدِيدُ اَلْعِقٰابِ‌" » هر کسی که نعمت خدای متعال را نادیده بگیرد و از بین ببرد باید بداند که خدای متعال سنگین عقاب می کند؛ ترس از دست دادن دین در باره هشدار از دست دادن نعمت دین و دین داری علامه طباطبایی ناظر به ایه 3 سوره مائده می فرمایند: «بر شما مسلمانان واجب است كه در باره دين ترس داشته باشيد، از اينكه مبادا كفار آن را از شما بربايند، ليكن اين ترس تا امروز بجا و به مورد بود، چون كفار اميد ضربه زدن داشتند، اما امروز ديگر مايوس شده‌اند، تفسیر المیزان، جلد: ۵، صفحه: ۲۸۶» طمع کافران چون دین و نعمتی را که خدای متعال برای شما تکمیل کرده همان چیزی است که کفار تا قبل اکمال دین طمع از بین بردنش را داشتند؛و دندان طمع خاموشی آن را بسته بودند؛ از ناحیه خدا این نعمت محافظت می شود مگر ناسپاسی در برابر دین ؛ تا جایی که به فرموده علامه طباطبایی «دين مسلمانان هم چنان از ناحيه كفار در امنيت و از خطرى كه ممكن است از ناحيه آنان متوجهش شود محفوظ است، و هيچ فسادى و خطر زوالى متوجه اين دين نمى‌شود، مگر از ناحيه خود مسلمانان به اينكه اين نعمت تامه الهى را كفران كنند، و اين دين كامل و مرضى را ترك گويند، در آن روز است كه خداى تعالى نعمت خود را از آنان سلب نموده، و به نقمت و خوارى مبدلش مى‌سازد، و لباس خوف و جوع بر تنشان مى‌كند، هم چنان كه ديديم مسلمانان كفران كردند، و خدا هم آن كار را كرد. تفسیر المیزان، جلد: ۵، صفحه:178 » https://eitaa.com/Qalamdan/77