#فرزندان_جعفر_در_کربلا
🤔#پرسش
❔در کلیپی آقای #مرادی می گوید دوطفلان زینب سلام الله علیها، در روز عاشورا در کربلا نبوده اند، آیا این گفته ی ایشان درست است ❗️ و اگر گفته ی ایشان غلط است،چطور می شود ثابت کرد که دو#طفلان زینب سلام الله علیها در روز عاشورا در کربلا بوده اند و جزء 72 شهید بزرگوار عاشورا هستند،که در راه یاری کردن حضرت امام حسین علیه السلام به شهادت رسیده اند❕❕
💠#پاسخ💠
👌شهادت دو تن از فرزندان عبد الله بن جعفر همسر زینب کبری سلام الله علیها به نام های محمد بن عبد الله بن جعفر و عون بن عبد الله جعفر در کربلا #اتفاقی است و قابل انکار نمی باشد .
❕محمد بن عبد الله جعفر ؛
👌در زیارت ناحیه #مقدسه می خوانیم ؛
« سلام بر محمد بن عبد الله بن جعفر که شاهد جایگاه پدرش و پیرو برادرش و حافظ تن او بود ، خدا قاتل او عامر بن نهش تمیمی را لعنت کند »
📚المزار الکبیر ص491
📚بحار الانوار ج98 ص271
👌ابن شهر آشوب و ابن اعثم و دیگران می نویسند ؛
« سپس محمد بن عبد الله بن جعفر به #میدان پا نهاد و چنین می خواند ، از ستم به ما به خدا شکایت می کنم ، از کار گروهی سست و کور ، تغییر دهنده تعالیم قرآن ، و آیات محکم نازل شده تبیان و آشکار کننده کفر و طغیان ، آن گاه ده تن را کشت و عامر بن نهشل تمیمی او را کشت »
📚المناقب ج4 ص106
📚بحار الانوار ج45 ص34
📚الفتوح ج5 ص111
📚مقتل الحسین ، خوارزمی ج2 ص26
👌طبری و دیگران می نویسند ؛
« عامر بن نهشل تمیمی به محمد بن عبد الله بن جعفر بن ابی طالب حمله برد و او را #کشت »
📚تاریخ طبری ج5 ص447
📚انساب الاشراف ج3 ص406
📚الطبقات الکبری ج1 ص 477
📚الارشاد ج2 ص107
📚اعلام الوری ج1 ص465 و ...
❕#عون بن عبد الله جعفر ؛
👌در زیارت ناحیه مقدسه می خوانیم ؛
« سلام بر عون ، پسر عبد الله بن جعفر ...خدا قاتل او عبد الله بن قطبه #نبهانی را لعنت کند »
📚بحار الانوار ج98 ص271
👌خوارزمی و دیگران می نویسند ؛
« پس از محمد بن عبد الله بن جعفر ، عون بن عبد الله بن جعفر بن ابی طالب به میدان آمد ...آنگاه جنگید تا کشته شد ، گفته شده است عبد الله بن #قطبه او را کشت »
📚مقتل الحسین ج2 ص27
📚الفتوح ج5 ص111
📚مناقب ابن شهر آشوب ، ج4 ص106
📚بحار الانوار ج45 ص34
👌و می نویسند ؛
« عبد الله بن قطبه به عون بن عبد الله بن جعفر حمله کرد و او را کشت »
📚تاریخ طبری ج5 ص447
📚انساب الاشراف ج3 ص406
📚الکامل فی التاریخ ج2 ص570
📚الارشاد ج2 ص107
📚مثیر الاحزان ص67
❕در کتاب مقاتل الطالبین هم چنین آمده است ؛
« مادر عون اکبر ، فرزند عبد الله بن جعفر ، زینب عقیله #دختر علی بن ابی طالب است ... از حمید بن مسلم نقل شده است که عبد الله بن قطنه عون بن عبد الله بن جعفر را کشت »
📚مقاتل الطالبین ص95
#پرسمان_اعتقادی
https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA
#عون_محمد_فرزندان_زینب
🤔#پرسش
❔من جدا از پاسخ شما به حجت الاسلام شهاب #مرادی شگفت زده شدم ❗️ایشان به من گفتند که من منکر شهادت عون و محمد از فرزندان جعفر در کربلا نیستم بلکه می گویم مادرشان زینب کبری #نبوده است و به دروغ می گویند که مادرشان زینب کبری است ❕❕
💠#پاسخ💠
👌برخی منابع تصریح کرده اند که مادر محمد بن عبد الله بن جعفر و عون بن عبد الله بن جعفر که در کربلا شهید شده اند ، زینب #کبری سلام الله علیها بوده است .
❕مرحوم سید محسن #امین می نویسد ؛
« محمد بن عبد الله بن جعفر بن ابی طالب که مادرش زینب دختر امیر المومنین بود ، وارد میدان شد و ده تن را کشت ، سپس عامر بن نهشل تمیمی او را به قتل رساند »
📚اعیان الشیعه ج1 ص608
👌این مضمون در کتاب کامل #بهایی مرحوم عماد الدین طبری نیز مورد سخن قرار گرفته است ؛
📚کامل بهایی ج2 ص303
❕از فقهای کنونی نیز ، آیت الله #مکارم شیرازی می نویسد ؛
« محمد بن عبد الله بن جعفر ، فرزند دیگر عبد الله بن جعفر است و مادرش حضرت زینب علیها السلام می باشد »
📚عاشورا ریشه ها ، انگیزه ها ، رویدادها، پیامدها ، ص487
❕همینطور برخی #بزرگان تصریح کرده اند که عون بن عبد الله بن جعفر که در کربلا به شهادت رسید ، فرزند دیگر حضرت زینب بوده است .
👌سید محسن امین می نویسد ؛
« برادر محمد ، عون بن عبد الله بن جعفر وارد میدان شد ، که #مادر او نیز زینب دختر امیر مومنان می باشد »
📚اعیان الشیعه ج1 ص608
👌همین مضمون در کتاب کامل بهایی نیز آمده است ؛
📚کامل بهایی ج2 ص303
❕ابو الفرج #اصفهانی نیز می نویسد ؛
« مادر عون ، فرزند عبد الله بن جعفر ، زینب عقیله دختر علی بن ابی طالب است که عبد الله بن قطنه تیهانی او را کشت »
📚مقاتل الطالبین ص95
👌آیت الله #مکارم نیز می نویسد ؛
« عون بن عبد الله جعفر ، فرزند زینب کبری عقیله بنی هاشم است ، عبد الله بن جعفر همسر زینب کبری که خود در مدینه ماند ، دو فرزندش عون و محمد را نزد امام حسین فرستاد و آنها در وادی عقیق به امام علیه السلام ملحق شدند »
📚عاشورا...ص487
👌شیخ عباس #قمی نیز می نویسد ؛
« ظاهر آن است که عون بن عبد الله بن جعفر که در کربلا شهید شد ، فرزند زینب کبری بوده است »
📚نفس المهموم ص288
❕با توجه به این تصریحات بزرگان و #مورخان ، ادعای آقای شهاب مرادی که در رسانه ملی صراحتا می گوید که عون و محمد فرزندان زینب کبری نمی باشند ، موجه و مناسب نمی باشد .
#پرسمان_اعتقادی
https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA
❔پرسش
❓لطفاً بفرمایید دلیل و حکمت قسم خوردن های خداوند حتی گاهی مکرر در آیات چیه؟ مگر خدا نیازی به قسم خوردن داره .قسمی بالاتر از خود خداوند وجود نداره پس چرا خداوند به برخی چیزها که برخی مادی آن که ارزش چندانی هم ندارن و برخی معنوی اند خداوند متعال قسم یاد میکنه❔
💠پاسخ:
🗯برای سوگندهای خداوند دو فلسفه مهم بیان شده است؛
1⃣اگر خداوند بخواهد اهمیت فوق العاده برخی از دستوراتش را بیان کند آن را همراه با سوگند می کند.
👌واین خود یک نوع فصاحت و بلاغت در کلام است که گوینده علاوه بر بیان وجوب یک مطلب درجه اهمیت آن را نیز با قسم به مخاطب خود تفهیم می کند.
👌مثلا خداوند می خواهد اهمیت فوق العاده تهذیب نفس و مبارزه با هوا و هوس را بیان کند و به انسانها بفهماند که تا مسلط بر هوای نفس خویش نشوند شایسته نام انسان نیستند ؛ این کار را با قسمهای پی در پی انجام می دهد.
❗️قسم به خورشید با عظمت و شعاع طلائیش ،قسم به ماه و نور خیره کننده اش،قسم به تاریکی شب که آرام بخش است،قسم به روشنایی روز که بیدار کننده است،قسم به خالق جان و روح انسان...تنها کسی که دل و جان را تصفیه کند و به تزکیه بپردازد و باطن خود را از الودگی ها پاک نماید رستگاران روز قیامتند.
📚سوره شمس
👌آری خداوند برای تبیین مقام شامخ جهاد با نفس یازده بار قسم یاد کرده است.
🔷یا در جای دیگر برای توجه انسان به ارزش فوق العاده قلم و اینکه این ابزار ساده ممکن است تمدن جمعیتی را شکوفا یا نابود سازد به قلم و آنچه بوسیله آن نوشته میشود سوگند یاد کرده است
📚سوره قلم
2⃣دومین فلسفه قسم های خداوند بیان اهمیت و ارزش موجوداتی است که به آنها سوگند یاد کرده است .
❗️مثلا خداوند در سوره شمس می خواهد از یک سو اهمیت کم نظیر جهاد با نفس را بیان کند و از سوی دیگر انسان را وادار به مطالعه و تفکر پیرامون موجودات با عظمتی همچون خورشید و ماه و روز و شب و بنای رفیع آسمان ،زمین پهناور ،جان آدمی و مانند آن نماید .
👌تا با تفکر و اندیشه پیرامون این نعمت های بزرگ الهی معرفتش به پرودگار بیشتر و عشقش به او سوزان تر و اطاعت و پیرویش از او عمیق تر گردد.
❗️در حقیقت قسمهای قرآنی از این زاویه کلید علوم و دانشهاست چرا که سبب بسیج اندیشه های متفکر و اندیشمند پیرامون موجوداتی می شود که خداوند به آنها قسم خورده است و از این رهگذر رازهای مهم و مطالب تازه و دانشهای جدید برای انسان کشف می شود.
📚تفسیر نمونه ج19 ص6
✏️پرسمان اعتقادی
https://telegram.me/Rahnamye_Behesht
#قسم_به_کشتی
🤔#پرسش
❔در دیدار با یکی از دوستانم به او گفتم، ایا اگر کسی به تو بگوید قسم به هواپیما، یا قسم به دوچرخه و یا قسم به کشتی، آیا بواسطه این قسم تو کلام او را می پذیری؟ با تعجب به من نگاه کرد و گفت : دیوانه شده ای؟ مسلما که باور نخواهم کرد! به او گفتم، قرآن در سوره ذاریات آیه سوم به کشتی قسم خورده است، چه دلیلی دارد که بواسطه این قسم، خزعبلات او را پذیرفت؟ با تعجب به صفحه آیات مربوطه نگاه کرد و ایات را خواند سپس بعد دقایقی گفت : من تاکنون قرآن را نخوانده بودم و نمی دانستم چنین سخنان #باطلی در آن است ❕❕
💠#پاسخ💠
👌خداوند در سوره ذاریات می فرماید ؛
«وَ الذَّارِياتِ ذَرْواً ، فَالْحامِلاتِ وِقْراً ،فَالْجارِياتِ يُسْراً ، فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً ،
إِنَّما تُوعَدُونَ لَصادِقٌ ،وَ إِنَّ الدِّينَ لَواقِع »
« سوگند به بادهايى كه ابرها را به حركت در مى آورند (و گرد و غبار و بذرهاى گياهان را). و سپس سوگند به ابرهايى كه بار سنگينى (از باران) با خود حمل مى كنند. و سپس سوگند به #كشتيهايى كه به آسانى به حركت در مى آيند. و سوگند به فرشتگانى كه كارها را تقسيم مى كنند. (آرى سوگند به همه اينها) كه آنچه به شما وعده داده شده است قطعا راست است. و بدون شك جزاى اعمال واقع شدنى است. » ( ذاریات 1_6)
❕حضرت امير عليه السلام مشغول سخنرانى بود. ابن كوّاء خطاب به حضرت عرض كرد ، آيات اوّليه سوره ذاريات و سوگندهاى آن براى ما حل نشده است. لطفاً تفسير آن را بيان فرماييد.
👌حضرت فرمودند منظور از «ذاريات» بادهايى است كه حركت مى كند، و ابرها را در آسمان مى گستراند، و هر قطعه ابرى را به جايى مى برد كه مأمور باريدن در آنجاست. يا بادهايى كه دانه هاى گياهان را به نقاط مختلف زمين مى برد تا در آنجا برويد.
👌و امّا «حاملات» ابرهايى هستند كه هزاران تن آب را حمل مى كنند. اگر خوب دقت كنيد خداوند قادر درياهاى متعدّدى را در قالب ابرها بر بالاى سر ما بصورت معلّق در بين زمين و آسمان نگه داشته است. ابرها #درياهايى از آب هستند كه مأموريّت سيراب كردن نهرها، استخرها، جويبارها، چشمه ها، چاه هاى عميق و نيمه عميق و صحراهاى خشك و سوزان و درختان و جنگلها و گياهان و حيوانات را بر عهده دارند، بر هر كجا كه خداوند به آنها مأموريّت دهد دانه دانه و به نرمى فرو مى ريزند.
👌 «جاريات» كشتى هايى هستند كه براحتى در درياها حركت مى كنند. جاريات جمع جاريه است، و يكى از معانى جاريه كشتى است، همانگونه كه «جوار» در آيه شريفه «وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنْشَاتُ فِى الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ» نيز جمع جاريه به معناى كشتى است.
👌«مقسمات» #فرشتگان پروردگارند كه كارها را بين خود تقسيم مى كنند، و طبق برنامه ريزى دقيق و حساب شده وظايف خويش را به نحو احسن انجام مى دهند.
📚تفسیر فخر رازی ج 28 ص 195
❕طبق تفسير حضرت على عليه السلام، خداوند متعال به ابر و باد و كشتى و فرشتگان كه قدر مشترك بين همه آنها خدمت به جامعه بشرى است، قسم ياد كرده است.
👌 ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى
📚سوگند های پر بار قرآن ص 185
👌یکی از فلسفه های قسم های خداوند بیان اهمیت و ارزش موجوداتی است که به آنها #سوگند یاد کرده است .
❕قسم خوردن خداوند به موجودات با عظمتی همچون خورشید و ماه و روز و شب و بنای رفیع آسمان ،زمین پهناور ،جان آدمی و ... از این جهت است که با تفکر و اندیشه پیرامون این نعمت های بزرگ الهی معرفت انسان به پرودگار بیشتر و عشقش به او سوزان تر و اطاعت و پیرویش از او عمیق تر گردد.
👌در حقیقت قسمهای قرآنی از این زاویه کلید علوم و دانشهاست چرا که سبب بسیج اندیشه های متفکر و #اندیشمند پیرامون موجوداتی می شود که خداوند به آنها قسم خورده است و از این رهگذر رازهای مهم و مطالب تازه و دانشهای جدید برای انسان کشف می شود.
📚تفسیر نمونه ج19 ص6
👌مثلا در آیات فوق به باد و باران و کشتی قسم یاد شده است تا مخلوقات را متوجه #تفکر کردن دراین نعمات الهی و آیات او کند . بادها كه عامل حركت كشتى ها و ابرها كه مايه ى بركت زمين هستند، در اين آيات مورد سوگند خداوند واقع شده اند.
❕حيات بشر، #حيوانات و گياهان در گرو باران است و بادها در جابجا نمودن ابرها، تعديل هوا و لقاح گياهان نقش مهمى دارند.
👌نقش كشتى در زندگى گذشته وحال بشر بر كسى پوشيده نيست. وسيعترين، ارزانترين و كم حادثه ترين راهها، راههاى دريايى و سفر با كشتى است. زمانى نقش آن معلوم مى شود كه چند روزى كشتى هاى جهان متوقّف شوند. این خداوند است که با قدرت #لایزال خویش دریا را مسخر انسان کرده است تا با کشتی بر روی آن رفت و آمد کند .
📚تفسیر نور ج 9 ص 140
ادامه پاسخ 👇
#ادامه_ پاسخ👇
❕اساسا حرکت کشتی بر دریاها و اقیانوس ها معلول چند #نظام است ؛
1⃣نخست بادهاى منظمى كه در سطح اقيانوسها مى وزد اعم از وزشهاى سراسرى كه به طور مداوم از قطب شمال و جنوب زمين به سوى خط استواء و از خط استواء به سوى قطب شمال و جنوب در حركتند و بنام" آليزه" و" كنتر آليزه" معروفند، يا وزشهاى منطقه اى كه تحت برنامه هاى معينى حركت مى کنند و به كشتيها امكان مى دهند، از اين نيروى فراوان و رايگان طبيعى بهره گيرند و به سوى مقصد پيش روند .
2⃣همچنين خاصيت طبيعى چوب يا فشار #مخصوصى كه از ناحيه آب به اجسام وارد مى شود و آنها را بر سطح آب، شناور مى سازد .
3⃣همچنين خاصيت تغييرناپذير دو قطب مغناطيسى زمين، كه عقربه هاى قطب نماها را تنظيم مى كند .
4⃣ و يا نظام ستارگان آسمان كه راه #مقصد را به انسان نشان مى دهند، آرى تا همه اين نظامها دست بدست هم ندهند، استفاده از كشتيها با آن فوائد سرشارشان امكانپذير نيست و در نتيجه آيتى است براى ذات پاك او .
👌خداوند با قسم خوردن به کشتی و سایر نعمات های خویش همگان را دعوت به تامل و تحقیق در این آیات الهی ، می کند تا به معرفت و قدرت لایزال الهی برسند .
📚تفسیر نمونه ج 1 ص 561
#پرسمان_اعتقادی
https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA
#ایتا
http://eitaa.com/joinchat/304152577C9f840da185
#در_سروش
https://sapp.ir/poorseman
#قرآنی
🤔#پرسش
❔چند #شرق و چند #غرب داریم !
❓#يک شرق و يک غرب (سوره 26 آيه 28)، #دو شرق و دو غرب (سوره 55 آيه 17) #چندين شرق و چندين غرب (سوره 70 آيه 40) ❕❕آیا آیات قرآن در این رابطه #تناقض ندارد ❕❕
💠#پاسخ💠
👌در تفسیر #نمونه چنین آمده است ؛
❕« در آیات قرآن مجید گاهی تعبیر مشرق و مغرب به صورت #مفرد آمده است مانند آیه 115 بقره «و لله المشرق و المغرب » «مشرق و مغرب از آن خدا است » و آیه 9 سوره زمل « #رب المشرق و المغرب » و گاه به صورت #تثنیه آمده است ، مانند آیه 17 سوره رحمن« رب المشرقین و رب المغربین » «پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب »و گاه به صورت جمع « فلا اقسم برب المشارق و المغارب »«قسم به پرودگار مشارق و #مغرب ها»( معارج40)
❕بعضی #کوته نظران این تعبیرات را متضاد پنداشته اند ، در حالی که همگی هماهنگ ، و هر یک اشاره به نکته ای است .
🔶 #توضیح اینکه ؛
🗯خورشید هر روز از نقطه تازه ای طلوع ، و در نقطه تازه ای #غروب می کند ، بنابراین به تعداد روزهای سال مشرق و مغرب داریم ، و از سوی دیگر در میان اینهمه مشرق و مغرب #دو مشرق و دو مغرب در میان آنها ممتاز است که یکی در آغاز تابستان ، یعنی حداکثر #اوج خورشید در مدار شمالی ، و یکی در آغاز زمستان یعنی حداقل #پائین آمدن خورشید در مدار جنوبی است (که از یکی تعبیر به مدار رأ س #السرطان و از دیگری تعبیر به مدار رأ س #الجدی می کنند) و چون این دو کاملا مشخص است روی آن تکیه شده است ، علاوه بر این دو مشرق و دو مغرب دیگر که آنها را مشرق و مغرب #اعتدالی می نامند (در اول بهار و اول پائیز هنگامی که شب و روز در تمام دنیا برابر است ) نیز مشخص می باشد که بعضی رب المشرقین و رب المغربین را اشاره به آن گرفته اند و آن نیز قابل #توجه است .
اما آنجا که به صورت #مفرد ذکر شده معنی جنس را دارد که توجه تنها روی اصل مشرق و مغرب است بی آنکه نظر به #افراد داشته باشد مانند « رب المشرق و المغرب » « خداوند مشرق و مغرب » که اشاره به حاکمیت و ربوبیت خداوند بر تمام جهان هستی است همان گونه که در تعبیرات روز مره می گوییم فلان کس شرق و غرب زمین را در سیطره خود قرار داد یعنی تمام روی #زمین را
👌به این ترتیب تعبیرات مختلف بالا هر یک نکته ای دارد و انسان را متوجه تغییرات مختلف طلوع و غروب آفتاب و تغییر منظم #مدارات شمس می کند .
📚تفسیر #نمونه ج25 ص45
#پرسمان_اعتقادی
https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA
#مجازات_اختلاس
🤔#پرسش
❔در دین مبین اسلام دست دزد طبق آیه 38 سوره مائده قطع می شود. اما دست #اختلاس کننده قطع نمی شود. دین اسلام با اختلاس گر سر دشمنی ندارد.این هم مدرک از کتاب وزین فروع کافی :
امام صادق (ع) :يقطع النباش والطرار ، ولا يقطع المختلس
دست کفن دزد و جیب بر قطع می شود، اما دست اختلاس گر قطع نمی شود❗️❗️
💠#پاسخ💠
👌تعریف اختلاس از نظر قانون با تعریف شرعی آن تفاوت دارد .
❕از نظر قانون اختلاس به برداشت غیرقانونی اموال دولتی یا غیردولتی که توسط کارمندان و کارکنان دولت یا وابسته به دولت انجام میگیرد، گفته میشود که این تعریف در ماده پنجم از قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس و کلاهبرداری مصوب سال 64 مجلس شورای اسلامی مورد اشاره قرار گرفته است و تصریح شده است چنین فردی زندانی میشود و اموال مسروقه از او به دو برابر گرفته میشود .
❕اما اختلاس از نظر #شرع آن است که کسی مالی را به صورت پنهانی از غیر حرز و مانع مانند صندوقچه و ...بردارد .
❕در تعریف لغوی اختلاس آمده است ؛
« دزدی که با پنهانی و نیرنگ دزدی کند »
📚معجم الوسیط ماده خلس
👌علامه #مجلسی می نویسد ؛
« المختلس هو الذی یاخذ المال خفیه من غیر حرز » « مختلس کسی است که مال را به صورت پنهانی از غیر حرز سرقت کند »
📚مراه العقول ج23 ص350
❕یکی از شروطی که برای قطع دست دزد در اسلام می باشد آن است که سارق مال را از جایی پنهان و حرز و مانع مانند صندوقچه سرقت کند ،یعنی صاحب مال ، مالش را در جایگاه پنهانی قرار داده باشد و سارق مال را از آن جایگاه پنهان دزدی کند اما اگر از غیر حرز و مانع مالی را سرقت کند ، دستش قطع نمی شود ، بلکه از باب تعزیر ، شلاق زده و زندانی می شود .
👌علی علیه السلام فرمود ؛
« من دست کسی را که آشکارا اختلاس می کند قطع نمی کنم بلکه او را تعزیر می کنم »
📚الکافی ج7 ص225
👌در نقل دیگری آمده است ؛
«مردی را نزد علی علیه السلام آوردند که مرواریدی را از گوش دخترکی اختلاس و سرقت کرده بود ، امام علیه السلام فرمود این اختلاسی آشکار است ، او را ( با شلاق ) زد و زندانی کرد »
📚وسایل الشیعه ج28 ص269
👌در نقل دیگری آمده است ؛
« کسی که اختلاس کند ( و مالی را از غیر حرز سرقت کند ) دستش قطع نمی شود اما او به صورت شدیدی ( شلاق ) زده می شود »
📚الکافی ج7 ص226
❕بنابراین روشن می شود که این سخن که اختلاس کننده از نظر اسلام آزاد است و جرمی مرتکب نشده است ، کذب و دروغی بیش نیست که این کانال های معاند مانند بسیاری دیگر از مطالبشان به خورد مخاطبینشان می دهند .
👌 در گذشته نیز توضیح داده ایم که اسلام دست هر دزدی را قطع نمی کند بلکه برای قطع دست سارق حدود بیست شرط لحاظ شده است که با فقدان هر یک ازآن شروط دست سارق قطع نمی شود بلکه تعزیر و مجازات می شود ؛
💠https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/1872
#پرسمان_اعتقادی
https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA
✅پاسخ
1⃣نخست توجه کنید که انچه از مجموع روایات اسلامی استفاده می شود این است که اجرای این حد اسلامی یعنی بریدن دست دارای شرایطی است که بدون وجود ان شرایط اقدام به آن کار جایز نیست
1ـ سارق به حد بلوغ شرعی رسیده باشد.
2ـ سارق در حال سرقت عاقل باشد.
3ـ سارق با تهدید و اجبار وادار به سرقت نشده باشد.
4ـ سارق قاصد باشد.
5ـ سارق بداند و ملتفت باشد که مال غیر است.
6ـ سارق بداند و ملتفت باشد که ربودن آن حرام است.
7ـ صاحب مال، مال را در حرز وجایگاه مخفی قرار داده باشد.
8ـ سارق به تنهایی یا با کمک دیگری هتک حرز کرده باشد.
9ـ به اندازه نصاب یعنی 5/4 نخود طلای مسکوک که به صورت پول معامله میشود یا ارزش آن به آن مقدار باشد، در هر صورت پول معامله شود یا ارزش آن به آن مقدار باشد و در هر بار سرقت شود.
10ـ سارق مضطر نباشد.
11ـ سارق پدر صاحب مال نباشد.
12ـ سرقت در سال قحطی صورت نگرفته باشد.
13ـ حرز و محل نگهداری مال، از سارق غصب نشده باشد.
14ـ سارق مال را به عنوان دزدی برداشته باشد.
15ـ مال مسروق در حرز متناسب نگهداری شده باشد.
16ـ مال مسروق از اموال دولتی و وقف و مانند آن که مالک شخصی ندارد نباشد.
17 سرقت مال به صورت مخفیانه و سری انجام گرفته باشد
📚شرح لمعه،شهید ثانی،ج9 ص221 به بعد
❗️با توجه به این شرایط بدست می اید که چقدر مشمولان شمول حکم کم و اندک می شوند
2⃣ افرادی که این حکم را نوعی مجازات شدید محسوب می کنند به چند نکته توجه ندارند:
♦️اوّلاً: هر سارقى مشمول آن نخواهد شد، بلکه تنها یک دسته از سارقان خطرناک هستند که رسماً مشمول آن مى شوند.
♦️ثانیاً: با توجه به این که راه اثبات جرم در اسلام شرائط خاصى دارد، این موضوع باز هم تقلیل پیدا مى کند.
♦️ثالثاً: بسیارى از ایرادهائى که افراد کم اطلاع بر قوانین اسلام مى گیرند، به خاطر آن است که یک حکم را به طور مستقل و منهاى تمام احکام دیگر مورد بررسى قرار مى دهند.
👌به عبارت دیگر، آن حکم را در یک جامعه صد در صد غیر اسلامى فرض مى کنند.
ولى اگر توجه داشته باشیم که:
⚫️اسلام، تنها این یک حکم نیست بلکه مجموعه احکامى است که پیاده شدن آن در یک اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى، مبارزه با فقر، تعلیم و تربیت صحیح، آموزش و پرورش کافى، آگاهى و بیدارى، و تقوا مى گردد، روشن مى شود که مشمولان این حکم چه اندازه کم خواهند بود.
👌باید برای اجرای حکم تمام این جوانب را در نظر گرفت
خلاصه، حکومت اسلامى موظّف است براى تمام افراد ملت خود نیازمندى هاى اوّلى زندگى را فراهم سازد، به آنها آموزش لازم را بدهد، و از نظر اخلاقى نیز تربیت کند، بدیهى است در چنان محیطى افراد متخلّف بسیار کم خواهند شد.
📚تفسیر نمونه،ج4 ص373
3⃣پیامبر گرامی فرمود:
« اجرای هر نوع حدی از بارش چهل شبانه روز بهتر است»
📚وسائل الشیعه ،ج18 ص307
👌مفهوم این روایت این است که همانطور که باران رحمت خداوند است حدود الهی نیز نوعی رحمت است که همچون باران جامعه را شستشو می دهد و اجتماع را از الودگی ها پاک می کند .
👌اجرای حد سارق نیز در صورتی که تمام شرایطش که در بالا امد باشد نوعی رحمت است که سبب پاکسازی اجتماع از مفاسد و برقراری امنیت در جامعه می شود لذا می بینیم که در روایات اسلامی که فلسفه حدود را بیان می کند سخنی از انتقام و خشونت و مانند آن نیست بلکه سخن از محبت و رحمت و اقامه عدل و سیراب کردن جامعه اسلامی و مانند آن است .
❗️اسلام اصیل و اموزهای ان را باید از مکتب اهل بیت گرفت .کارهایی که داعش انجام می دهد ربطی به اسلام ندارد
🆔ایدی ما در تلگرام برای طرح سوالات
@poorseman
📢کانال ما در تلگرام
https://telegram.me/Rahnamye_Behesht
⁉️سوال
این کانال های ضد دین راجع به معجزه شق القمر میگویند که روی ماه نشانی از شکاف کمربندی شکل وجود ندارد و ناسا هم چیزی رو اعلام نکرده و شایعست
و یک مشکل دیگری هم که میگیرند این که چرا دونیم شدن ماه رو کسی دیگر در بقیه نقاط کره زمین ندیده است مثلا تو ایران یا مصر که رصد خانه هم داشته اند تا این معجزه رو انها هم ثبت کنند.
و سوال اخر اینکه واقعا این اتفاق افتاده است یا مربوط به روز قیامت است؟؟؟
🔶پاسخ:
❗️در اوّلین آیه سوره قمر مى خوانیم «اقتربت الساعة وانشقّ القمر» قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت.
🔷در این آیه شریفه سخن از معجزه بزرگ شق القمر است.
طبق روایات مشهور که بعضى ادعاى تواتر آن نیز کرده اند مشرکان نزد رسول خدا آمدند و گفتند: اگر راست مى گوئى و تو پیامبر خدائى ماه را براى ما دو پاره کن! فرمود: اگر این کار را کنم ایمان مى آورید؟
❗️عرض کردند آرى ـ و آن شب، شب چهاردهم ماه بود ـ پیامبر از پیشگاه پروردگار تقاضا کرد آنچه را خواسته اند به او بدهد ناگهان ماه دو پاره شد، و رسول اللّه آنها را یک یک صدا مى زد و مى فرمود: ببینید»!
📚مجمع البیان و کتب تفسیر دیگر ذیل ایه
📚بحار الانوار ج17 ص347 باب 3
❗️در اینکه چگونه ممکن است این کره عظیم آسمانى شکافته شود، و وجود چنین حادثه اى چه تأثیراتى بر کره زمین و منظومه شمسى مى گذارد؟ و چگونگى جذب دو نیمه ماه بعد از شکافتن، و اینکه چگونه ممکن است چنین حادثه اى رخ داده باشد و تواریخ جهان ذکرى از آن به میان نیاورند سؤالاتى مطرح است.
🔷پاسخ این سؤالات با توجه به مطالعات و اکتشافات دانشمندان فلکى چندان پیچیده نیست، زیرا اکتشافات مى گوید: چنین چیزى نه تنها محال نیست، بلکه بارها نمونه هاى آن مشاهده شده، هرچند در هر کدام عوامل خاصى مؤثر بوده است.
❗️به تعبیر دیگر: کراراً در دستگاه منظومه شمسى و سایر کرات آسمانى انشقاقها و انفجارهائى روى داده است که براى نمونه موارد زیر را یادآور مى شویم:
🔷الف ـ «پیدایش منظومه شمسى» این نظریه از سوى همه دانشمندان پذیرفته شده است که تمام کرات منظومه شمسى در آغاز جزء خورشید بود که بعداً از آن جدا شده، و هر یک در مدار خود به گردش درآمده است.
منتها درباره عامل این جدائى گفتگو است:
«لاپلاس» معتقد است عامل این جدائى «نیروى گریز از مرکز» منطقه استوائى خورشید بوده، به این معنى که در آن هنگام که خورشید به صورت توده گاز سوزانى بود (و هم اکنون نیز چنین است) و به دور خود گردش مى کرد، سرعت این گردش در منطقه استوائى سبب شد که قطعاتى از آن جدا گردد، و در فضا پراکنده شود، و به دور مرکز اصلى یعنى خورشید به گردش درآید.
ولى تحقیقات بعضى دیگر از دانشمندان بعد از لاپلاس منتهى به فرضیه دیگرى شده که عامل این جدائى را وقوع جزر و مدهاى شدیدى در سطح خورشید بر اثر عبور یک ستاره عظیم از نزدیکى آن مى شمرد.
❗️طرفداران این فرضیه که حرکت وضعى خورشید را در آن روزگار کافى براى توجیه جدائى قطعاتى از آن نمى دانند دست به سوى این فرضیه دراز کرده، مى گویند: این جزر و مد، امواج عظیمى در سطح خورشید به وجود مى آورد، درست همانند سقوط قطعه سنگ عظیمى در یک اقیانوس، و بر اثر آن، قطعاتى از خورشید یکى پس از دیگرى به خارج پرتاب شد، و به گرد کره خورشید به گردش درآمد.
❗️در هر حال عامل جدائى هرچه باشد مانع از این نیست که همه معتقدند پیدایش منظومه شمسى از طریق انشقاق و جدائیها صورت گرفته است.
🔷ب ـ «آستروئیدها» «استروئیدها» قطعات سنگهاى عظیم آسمانى هستند که به دور منظومه شمسى در گردشند، و گاهى از آنها به کرات کوچک و «شبه سیارات» تعبیر مى کنند، بزرگى یکى از آنها چنان است که قطر آن به 25 کیلومتر مى رسد، ولى غالباً از این کوچکترند.
دانشمندان عقیده دارند آستروئیدها بقایاى سیاره عظیمى هستند که در مدارى میان مدار «مریخ» و مدار «مشترى» در حرکت بوده، سپس بر اثر عوامل نامعلومى منفجر و شکافته شده است.
تاکنون بیش از 5 هزار آستروئید کشف و مشاهده شده، و عده زیادى از آنها که بزرگتر هستند نامگذارى، و حجم و مقدار و مدت حرکت آنها به دور خورشید محاسبه شده است، بعضى از فضاشناسان براى آستروئیدها اهمیت خاصى قائلند، و معتقدند احیاناً مى توان از آنها به عنوان پایگاهى براى مسافرت به نقاط دور دست فضا استفاده کرد
❗️این نمونه دیگرى از انشقاق در اجرام آسمانى است.
🗯ادامه پاسخ 👇👇👇
🔶ادامه پاسخ 👇👇👇
🔷ج ـ «شهابها» «شهابها» سنگهاى بسیار کوچک آسمانى هستند که گاه از اندازه فندق تجاوز نمى کنند، و به هر حال با سرعت شدیدى در مدار خاصى بر گرد خورشید در گردشند، و گاه که مسیر آنها با مدار کره زمین تقاطع پیدا مى کند، به سوى زمین جذب مى شوند.
این سنگهاى کوچک بر اثر شدت برخورد با هوائى که زمین را احاطه کرده، به خاطر سرعت سرسام آورى که دارند، داغ و برافروخته و مشتعل مى شوند، و ما به صورت یک خط نورانى زیبا در لابلاى جو ز
مین آنها را مشاهده مى کنیم، و از آن به تیر
شهاب تعبیر مى نمائیم.
و گاه تصور مى کنیم که ستاره دوردستى است که سقوط مى کند، در حالى که شهاب کوچکى است که در فاصله بسیار نزدیکى آتش گرفته، و سپس خاکستر مى شود.
مدار گردش شهابها با مدار زمین در دو نقطه تماس دارد، به همین دلیل در مرداد ماه و آبان ماه که دو نقطه تقاطع دو مدار است شهابها بیشتر دیده مى شوند.
❗️دانشمندان مى گویند: اینها بقایاى ستاره دنباله دارى است که بر اثر حوادث نامعلومى منفجر و از هم
شکافته شده است.
❗️این هم نمونه دیگرى از انشقاق در کرات آسمانى.
به هر حال مسأله انفجار و انشقاق در کرات آسمانى امرى بى سابقه نیست، و هرگز از نظر علم محال نمى باشد، تاگفته شود اعجاز به محال تعلّق نمى گیرد.
اینها همه در مورد انشقاق است ولى بازگشت آن، به حال معمولى، بر اثر نیروى جاذبه اى که میان دو قطعه وجود دارد کاملاً امکان پذیر است.
🔷گرچه در هئیت قدیم که بر محور عقیده «بطلمیوس» و افلاک نه گانه پوست پیازى اش، دور مى زد، چنان این افلاک بلورین به هم پیوسته بودند که خرق و التیام آنها از نظر جمعى محال بود، و لذا پیروان این عقیده هم معراج جسمانى را منکر بودند، و هم شق القمر را، چرا که موجب شکافته شدن و سپس التیام در افلاک بود، ولى امروز که فرضیه هیئت بطلمیوسى به دست افسانه ها و اسطوره هاى خیالى سپرده شده، و اثرى از آن افلاک نه گانه باقى نمانده زمینه اى براى این سخنان باقى نیست.
شاید این نکته نیاز به یادآورى ندارد که شق القمر، تحت یک عامل طبیعى معمولى صورت نگرفت، بلکه جنبه اعجاز داشت، ولى چون اعجاز به محالات تعلق نمى گیرد منظور در اینجا بیان امکان این مطلب بود (دقت کنید).
📚تفسیر نمونه ج23 ص16
❗️ایراد دیگری که بعضی از نا اگاهان به مساله شق القمر دارند این است که اگر این امر حقیقتی داشت با آن همه اهمیتی که دارد باید در تواريخ جهان ثبت گردد، در حالى كه چنين نيست .
🔷 ولى براى اينكه روشن شود اين ايراد تا چه حد قابل اهميت است ، بايد تجزيه و تحليلى روى جهات مختلف اين مساءله صورت گيرد:
🔷الف - بايد توجه داشت كه ماه همواره در نيمى از كره زمين قابل رؤ يت است ، نه در تمام آن ، بنابراين نيمى از مردم روى زمين از اين حساب خارجند.
🔷 ب - در نيمى از همين نيم كره نيز اكثريت قريب به اتفاق آنها در خوابند، زيرا بعد از نيمه شب است ، به اين ترتيب تنها يك چهارم مردم جهان مى توانند از چنين حادثه اى با خبر شوند.
🔷ج - در بخش قابل رؤ يت نيز هيچ مانعى ندارد كه قسمتهاى قابل توجهى از آسمان ابرى ، و چهره ماه با ابر پوشيده شده باشد. د - حوادث آسمانى در صورتى جلب توجه افراد مى كند كه يا مانند صاعقه ها تواءم با سر و صداى شديد باشد، يا مانند خسوف و كسوف كلى نور به طور كامل قطع شود، آن هم براى يك مدت نسبتا طولانى . به همين دليل در خسوفهاى جزئى و ماه گرفتگيهاى مختصر اگر قبلا از طرف منجمين اعلام نشود كمتر كسى با خبر مى گردد، و حتى گاه بسيارى از مردم از خسوف كلى نيز بى خبر مى مانند. تنها دانشمندانى كه اجرام آسمانى و ماه را رصد مى كنند و يا كسانى كه تصادفا چشم آنها به آسمان بيفتد ممكن است از چنين جريانى با خبر شوند، و عده اى ديگر را نيز با خبر سازند.
❗️بنابراين چنين حادثه كوتاه مدتى آنطور كه ابتدا تصور مى شود مايه جلب توجه عمومى مردم جهان نيست ، مخصوصا مردم آن زمان كه اصولا براى اجرام آسمانى اهميت كمترى قائل بودند.
🔷 ه - بعلاوه وسائل ثبت مطالب در تاريخ و نشر آن در آن زمانها محدود بود، و حتى تعداد باسوادها بسيار كم بودند، و كتابها خطى بود، مثل امروز نبود كه حوادث مهم ، برق آسا به وسيله راديوها و تلويزيونها و مطبوعات در سراسر جهان نشر شود. با توجه به اين جهات و جهات ديگر هرگز نمى توان از عدم ذكر اين حادثه در غير تواريخ اسلامى تعجب كرد، و آنرا دليل بر نفى آن گرفت .
📚همان منبع
❗️از انچه گذشت روشن شد که این قضیه در تاریخ واقع شده است نه انکه زمان وقوع آن در آستانه قیامت باشد
https://telegram.me/Rahnamye_Behesht
#اسلام_آیین_شمشیر
🤔#پرسش
❔آیا این روایت از پیامبر اسلام صحیح است که می گوید : تمام خير در شمشير و زير سايه شمشير است و مردم را جز شمشير (به راه راست) وا نمىدارد و #شمشيرها كليد بهشت و دوزخاند ❗️آیا این نشان دهنده آن نیست که آیین اسلام آیین خشنی است ❕
💠#پاسخ💠
👌خداوند می فرماید ؛
« ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حق و قوانين عادلانه) نازل كرديم، تا مردم قيام به عدالت كنند، و #آهن را نازل كرديم كه در آن قوت شديدى است، و منافعى براى مردم، تا خداوند بداند چه كسى او و رسولانش را يارى مىكنند بىآنكه او را ببينند، خداوند قوى و شكست ناپذير است »
🔰حدید 27
👌آيه فوق ترسيم گويايى از چهره اسلام در زمينه تعليم و تربيت، و گسترش عدل و داد، و اجراى قسط در جامعه انسانى است.
❕نخست از" بينات" و دلائل روشن و" كتب آسمانى" و" معيار سنجش ارزشها، و بيان احكام و قوانين" كمك مى گيرد، يعنى پايه را بر انقلاب فكرى و فرهنگى مى گذارد، و از عقل و منطق استمداد مى جويد.
👌اما اگر اينها مؤثر نيفتاد و كار به بن بست كشيد، يعنى #زورمندان قلدرى پيدا شدند كه نه در برابر بينات سر تسليم فرود مى آورند و نه براى كتاب و ميزان ارزشى قائلند و در مقابل رسیدن دعوت انبیاء به مردم مقاومت می کنند ، در اينجا نوبت به" حديد" كه در آن" باس شديد" است مى رسد، و با #سلاح بر مغز اين گردنكشان مى كوبند تا در برابر قسط و عدل تسليم شوند، و البته از يارى مردم با ايمان در اين مسير كمك گرفته مى شود.
👌و اينكه در حديثى از رسول خدا ص نقل شده كه فرمود:
« من در آستانه رستاخيز مبعوث به شمشير شده ام تا مردمان خداى يگانه را پرستش كنند، و روزى من در سايه نيزه من است ( تفسیر مراغی ج27 ص183) اشاره به همين است يعنى #مامورم سلاح را در مقابل اين گروه به كار گيرم نه به عنوان اصل و اساس كار همانگونه كه در آيه فوق صريحا آمده است.
❕در حديث ديگرى از امام باقر علیه السلام مى خوانيم:
« خوبيها تمام در شمشير است، و زير شمشير و در سايه شمشير» ( الکافی ج5 ص8) و در حديثى از امام امير مؤمنان على مى خوانيم:« خداوند جهاد را واجب كرده و آن را بزرگ شمرده، و آن را يار و ياورش قرار داده، به خدا سوگند نه دنيا و نه دين جز با جهاد اصلاح نمى شود" ( همان مدرک)
👌 رسول #خدا فرمود:
«مردم را جز شمشير برپا نمىدارد، و شمشيرها كليدهاى بهشت و دوزخند»
📚الکافی ج5 ص2
👌بنابر اين رهبران الهى در يك دست كتب آسمانى، و در دست ديگر #شمشير دارند، نخست مردم را با منطق به سوى حق و عدل دعوت مى كنند، هر گاه زورگويانى تسليم منطق نشوند و در مقابل رسیدن دعوت انبیاء به مردم مقاومت کنند در برابر آنها به زور متوسل مى شوند.
📚تفسیر نمونه ج23 ص376
❕در گذشته بیشتر در رابطه با #چرایی جهاد در اسلام و استفاده از شمشیر بحث کرده ایم ؛
💠https://eitaa.com/Rahnamaye_Behesht/1877
💠https://t.me/Rahnamye_Behesht/2055
#پرسمان_اعتقادی
https://t.me/joinchat/AAAAADwfNBg2bGR7EMl2NA
⁉️سوال
اگه قران مجید میفرماید «لااکراه فی الدین»
باز بعضی ایات میفرماید که پیامبر جنگ کند بامشرکانی که ایمان نیاوردند ،جنگ با مشرکان ( جهاد ابتدایی)چگونه با ایه جور در می اید
🔷پاسخ:
❗️خداوند دستورها و برنامه هایی برای سعادت و آزادی و تكامل انسان ها طرح كرده است و پیامبران خود را موظف ساخته كه این دستورها را به مردم ابلاغ كنند. حال اگر فرد یا جمعیتی ابلاغ این فرمان ها را مزاحم منافع پست خود بینند، و بر سر راه دعوت انبیاء موانعی ایجاد نمایند، آن ها حق دارند نخست از طرق مسالمت آمیز، و اگر ممكن نشد با توسل به زور این موانع را از سر راه خود بردارند، و آزادی تبلیغ را برای خود كسب كنند. و این حق مردم است كه بتوانند ندای منادیان راه حق را بشنوند و در قبول دعوت آزاد باشند.
🗯حال اگر كسانی بخواهند آن ها را از حق مشروعشان محروم سازند و اجازه ندهند صدای منادیان راه خدا به گوش جان آن ها برسد. طرفداران این برنامه ها، حق دارند برای فراهم ساختن این آزادی از هر وسیله ای استفاده كنند و از اینجا ضرورت «جهادهای ابتدائی» در اسلام روشن می گردد.
🔷پس جنگ با مشركین به خاطر این نیست كه توحید و دین را به آن ها تحمیل بكنیم؛ زیرا دین زور بردار نیست و این مفاد آیه شریفه «لا اكره فی الدین»است بلكه جنگ با مشركین و كفار حتی در صورت ابتدائی آن به خاطر رفع موانع تبلیغ دین و هم چنین ریشه كن كردن فساد و شرك است تا سبب سرایت این بیماری به دیگران نشود
❗️به بیان دیگر :
🗯 جهاد ابتدایی در اسلام به منظور کشورگشایی و اجبار افراد به آیین اسلام نیست، بلکه برای واژگون کردن نظام های غلط و ظالمانه و اجازه یافتن مردم برای مطالعه آزاد دربارة مذهب و شیوه های زندگی اجتماعی است. اصولاً اسلام در سه مورد به قدرت نظامی توسل جسته است و پيامبر اسلام نيز بر اين سه اصل اقدام به جنگ نمودند.
1⃣در مورد محو آثار شرک و بت پرستی، زیرا از نظر اسلام بت پرستی یک دین و آیین نیست، بلکه یک انحراف، بیماری و خرافه است . هرگز نباید اجازه داد جمعی در یک مسیر صددرصد غلط و خرافی پیش روند و به سقوط کشانده شود. اسلام بت پرستان را از راه تبلیغ به سوی توحید دعوت کرد . آن جا که مقاومت کردند، متوسل به زور شد. بت خانه ها را در هم کوبید . از هر گونه مظاهر بت و بت پرستی جلوگیری کرد تا این بیماری روحی و فکری به کلّی ریشه کن گردد و به دیگران سرایت نکند آیات جهاد با مشرکان مانند آیه 189 سوره بقره «به کارزار با مشرکان ادامه دهید تا آن که شرک از اجتماع برافتد» نظر به همین موضوع دارد.
2⃣در برابر کسانی که نقشه نابودی و حمله مسلمانان را می کشیدند، دستور جهاد دفاعی و توسل به قدرت نظامی داده شده است. شاید بیش تر جنگ های اسلامی در زمان پیامبر از همین قبیل باشد، به عنوان نمونه جنگ اُحد، احزاب، حنین، موته و تبوک را میتوان نام برد.
3⃣برای کسب آزادی در تبلیغ، زیرا هر آیینی حق دارد به طور آزاد به صورت منطقی خود را معرفی کند . اگر کسانی مانع از این کار شوند، می تواند با توسل به زور این حق را به دست آورد.
❗️جهاد ابتدایی به گونه ای بازگشت به جهاد دفاعی میکند، زیرا در حقیقت جهاد ابتدایی نیز یک نوع دفاع است، دفاع از حقوق خداوند و دفاع از حقوق انسان های مستضعف، بنابراین اگر قدرت های ستمگر و کافر بر مردمی مسلط شوند و مانع از گسترش توحید گردند و با سلطه و استبداد، مال خدا را مال خود و بندگان خدا را بردگان خود بپندارند و در زمین فساد و تباهی را گسترش دهند، به حکم عقل، مبارزه با چنین افرادی واجب و ضروری است.
📚تفسیر نمونه ج2 ص15 به بعد
❗️وقتی از این دریچه به جهاد ابتدائی بنگریم تفاوتی را میان آیه «لا اكره فی الدین»و جهاد ابتدائی مشاهده نمی كنیم.
https://telegram.me/Rahnamye_Behesht