eitaa logo
Roman Zendegy man💙
52 دنبال‌کننده
17 عکس
1 ویدیو
3 فایل
به چنل من خیلی خوش اومدید امیدوارم خوشتون بیاد کلی اتفاق های جالب قراره توی رمان بیفته پس همراهمون باشید🌷 شروع ۱۴۰۵/۴/۱۸ پایان نداریم کپی راضی نیستم
مشاهده در ایتا
دانلود
Roman Zendegy man💙
ℛℴ𝓂𝒶𝓃 𝒵ℯ𝓃𝒹ℯℊ𝒴 ℳ𝒶𝓃🫀 پارت چهل و هشت نوبت ما بود سوار شدیم خیلی میترسیدم دستام یخ زده بود ترن شروع به
واییییییییییییییییییی نننهههههههه میدونستممممممممم هوراااا ایول خدایا مرسیییییییییییی آهنگ تو ذهنم(سر راه کنار برین دوماد میخواد نار بزنه)😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 فقط یه چیزی حرف های که پری میزد موقع ترس شبیه حرف های من تو شهر بازی نبود (کشتی سبا)😒😂؟؟؟
Roman Zendegy man💙
خب خب داره جالب میشه 😂😉
فعععک نکنعععکنمم بزار پریسا و ارمان دانشگاهشون باز بشه😈😁
Roman Zendegy man💙
فعععک نکنعععکنمم بزار پریسا و ارمان دانشگاهشون باز بشه😈😁
یا پیغمبررررر. مهرناز میام میزنم تو دهنتاااااااااااا
Roman Zendegy man💙
😈 فعلا که دستت بهم نمیرسه😝
مهرنااااااااااااااااز😤😤😤😤
Roman Zendegy man💙
😂مرسی واقعا😂
خواهش میکنم الان که گفتی دیدم راست میگی خیلی شبیه اون موقع شده 🤣
داره یه فکر هایی میاد تو سرم😮 نکنه تو دانشگاه با یه پسر دیگه آشنا میشه بعدش آرمان و ول می‌کنه خدایی ناکرده😵😵