هدایت شده از لیگ برتر انگلیس | Premier League
🎖 با تایید فابریزیو رومانو
𝐇𝐄𝐑𝐄 𝐖𝐄 𝐆𝐎!
🚨 #فوری؛ ولورهمپتون برای جذب کیهرنان تریپیر، با این بازیکن به توافق نهایی دست یافت.
قرارداد دو ساله و به همراه بند تمدید برای یک سال دیگر خواهد بود.
💎 کانال لیگ برتر انگلیس در ایتا👇
🏴 @EnglandLeague 🏴
𝑨𝒓𝒎𝒊𝒔𝒕𝒊𝒄𝒆🐍 ‹\←^ 𝑹𝒐𝒐𝒕💗
🎖 با تایید فابریزیو رومانو 𝐇𝐄𝐑𝐄 𝐖𝐄 𝐆𝐎! 🚨 #فوری؛ ولورهمپتون برای جذب کیهرنان تریپیر، با این بازیکن
دو، سه سال پیش، یک قدمی بایرن مونیخ بود
حالا رفته چمپیونشیپ...
هدایت شده از ساخت ایران|حسین مهدیزاده
📛چرا ایران استقلال را فقط سیاسی نفهمید؟
✳️ قسمت چهارم: شاید مسئله فقط تحریم نبود؛ ما مسئله ایران را اشتباه فهم کردیم!
4️⃣ از 8️⃣
اگر تا اینجا بحث را دنبال کرده باشیم، حالا میشود یک سؤال سختتر پرسید:
اگر مسئله ایران، عبور از خامفروشی و ساختن یک اقتصاد مستقلِ تولیدی و فناورانه بود، پس چرا در مقطعی، بخش بزرگی از جامعه ایران تصور کرد که توافق هستهای میتواند همهچیز را حل کند؟
پاسخ شاید در یک سوءفهم تاریخی نهفته باشد.
برجام فقط یک توافق سیاسی یا حقوقی نبود؛ روایت یک امید بزرگ بود. امید به اینکه ایران بتواند بدون تغییر عمیق در ساختار اقتصادی و فناورانه خود، و صرفاً از مسیر توافق با نظم جهانیِ موجود، به رفاه، توسعه و عادیسازی برسد.
این امید البته از آسمان نیامده بود. جامعه ایران سالها زیر فشار تحریم، تورم، بیثباتی و اضطراب زندگی کرده بود. طبیعی بود که بخشی از مردم، با دیدن چهرههایی مرتب، مطمئن، دیپلماتیک و ظاهراً کارآمد که صاحبان ثروت و کارآفرینان شرکت های بزرگ ایران هم در میان آنها قرار داشتند، احساس کنند شاید مسئله ایران اساساً سوءتفاهمی سیاسی است که با مذاکره حل میشود و این دولت های قبل بوده اند که مذاکره بلد نبوده اند.
ایده ساده بود: «اگر تنش حل شود، سرمایه میآید، تجارت باز میشود، چرخ اقتصاد میچرخد و ایران به مسیر توسعه بازمیگردد.»
اما شاید یک پرسش بنیادی کمتر پرسیده شد: توسعه، بر پایه چه چیزی؟ کشوری که هنوز صنعت مادرش خامفروشی است، زنجیره ارزش کوتاهی دارد، فناوریهای پیشرفتهاش وابستهاند، و اقتصادش به صادرات مواد خام گره خورده، حتی اگر تحریم هم برداشته شود، آیا این فرصت خرج چیزی غیر از خام فروشی رانتی و کم ارزش سابق میشود؟ یا فقط در نظم جهانی، جایگاه برای خامفروشی بهتر پیدا میکند؟! و خام فروشی اگر کافی بود که اینهمه دنبال خروج از آن نمی گشتیم؟
مسئله فقط تحریم نبود. مسئله این بود که آیا نظم آمریکایی اساساً اجازه میدهد کشوری مثل ایران، هم مستقل باشد، هم رقیب ژئوپلیتیک شود، و هم به فناوریهای مادر و زنجیرههای ارزش بلند دست پیدا کند؟
شاید امروز، بعد از دو دهه تجربه، بتوان آرامتر و منصفانهتر به ماجرا نگاه کرد. نه کسانی که به برجام امید بستند الزاماً سادهلوح بودند، نه کسانی که نگران بودند الزاماً جنگطلب. اما این سوال اصلی و تاریخی همچنان پابرجاست:
ایران چگونه میتواند مستقل بماند، بدون اینکه خامفروش، وابسته و حاشیهنشین باقی بماند؟
از همینجا، تازه وارد بخش سختتر ماجرا میشویم؛ جایی که روانِ جامعه ایران در این آشفتگی روایت راه حل بحران، زخمی شد...
✍️ حسین مهدیزاده
🆔 @social_theory
هدایت شده از ساخت ایران|حسین مهدیزاده
📛چرا ایران استقلال را فقط سیاسی نفهمید؟
✳️ قسمت پنجم: جامعه ایران فقط اختلاف تحلیل ندارد؛ زخمی هم شده است!
5️⃣ از 8️⃣
اگر بخواهیم درباره ایرانِ امروز صادق باشیم، باید یک حقیقت سخت را بپذیریم:
جامعه ایران فقط بر سر مذاکره، مقاومت، برجام یا آمریکا اختلاف نظر ندارد؛ جامعه ایران خسته و زخمی هم شده است.
نزدیک به دو دهه، بخش بزرگی از زندگی روانی مردم ایران در وضعیت تعلیق گذشت. سالهایی که جامعه مدام میان امید و ناامیدی، توافق و تحریم، تهدید و مذاکره، جنگ و صلح، بالا و پایین رفت. طبیعی است که چنین وضعیتی، فقط اقتصاد را خسته نکند؛ روان جامعه را هم زخمی میکند و مقصر این رخداد البته آن بخشی از نخبگان بودند که برای حل مسائل سیاسی خودشان، از روان جامعه بیش از حد هزینه کردند!
اما به هر حال این زخم، امروز فقط یک طرف ندارد! یک گروه از مردم ایران، با اطلاعاتی که به آنها داده می شد، صادقاه امید بسته بودند که شاید از مسیر مذاکره با غرب، بتوان ایران را وارد مرحلهای تازه از توسعه و آرامش کرد. آنها تصور میکردند اگر تنشها کاهش پیدا کند، سرمایه میآید، اقتصاد جان میگیرد و جامعه از این فرسودگی تاریخی بیرون میآید. وقتی این مسیر بارها شکست خورد، همین بخش از این جامعه دچار سرخوردگی، خشم، بیاعتمادی نسبت به اصل حکومت و حتی نوعی درماندگی شد. بعضیها هنوز هم احساس میکنند شاید «اگر دوباره فرصت داده شود» مسئله حل میشود.
اما طرف دیگر ماجرا هم کمهزینه زندگی نکرد. بخش دیگری از جامعه، از ابتدا نسبت به امکان توافق پایدار با آمریکا تردید داشت. سالها به آنها گفته شد «دلواپس»، «جنگطلب»، «کاسب تحریم» یا کسانی که «توسعه» را نمیفهمند. پیشبینیهایشان بارها محقق شد، اما نتیجه آن تحقیر رسانه ای بیشتر از قبل بود. از شهادت حاج قاسم تا سید حسن نصرالله و در نهایت شهادت امام شهید همه را از قبل هشدار داده بودند و همه محقق شد! پس این گروه هم تجربهای طولانی از اضطراب، خشم، فرسودگی و نگرانی از عقبنشینی بخاطر فکر غلط را با خود حمل میکند. لذا این بخش از جامعه هم تحمل روحی و روانی ، بازگشت به مسیر قبلی، را ندارد و در حقیقت این گروه از جامعه هم زخم خورده است!
جامعه ایران امروز فقط اختلاف تحلیل ندارد؛ یک تروما یا زخم روانی جمعی را تجربه میکند. زخم با مراقبت امنیتی درمان نمی شود، کرسی پاسخ به شبهه هم راه درمانش نیست. به هر حال تجربه برجام فقط هزینه اقتصادی نداشت! هزینه اصلی به سلامت روانی جامعه تحمیل شده است!
بنابراین ایران امروز بیش از هر زمان دیگری، به یک روایت تازه احتیاج دارد؛ روایتی که نه تحقیر کند، نه انکار، نه سرزنش؛ بلکه کمک کند مردم ایران دوباره معنای رنجهای خود را بفهمند و راه حال درست عبور از این تاریکی ها به سوی آینده روشن را در آن مشاهده کنند.
شاید مسئله امروز ایران، فقط «تبیین» نباشد؛ بلکه «درمان» باشد...
✍️ حسین مهدیزاده
🆔 @social_theory
هدایت شده از حکمران
دکتر سید یاسر جبرائیلیدکتر سید یاسر جبرائیلی.mp3
زمان:
حجم:
5.5M
🎙️صوت سخنرانی دکتر سید یاسر جبرائیلی در اجتماع پرشور مردمی خیابان پیروزی
🔹جمعه ۸ خرداد
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
هدایت شده از The Bookish Excerpt
پاره هایی از هوانگ سو
قسمت ۶
داروی تلخ
ضحی پشت اتاق ملکه بود که دوباره صدای سرفه را شنید. این بار شدید تر.
با عجله در اتاق را باز کرد و وارد شد. اول از همه به دست ملکه نگاه کرد. حدسش درست بود. لکه های کوچک خون را میدید.
کاسه دارو را به آرامی جلوی ملکه گذاشت و محترمانه سمت راست ملکه نشست.
ملکه به آرامی نشست. هنوز قوتش را از دست نداده بود، اما صورتش کمی به زردی میزد. پس از نشستن پرتو های خورشید از پنجره رو به رو به چشمش خورد. اوایل صبح بود.
کاسه را برداشت، کمی خورد و خیلی زود پایین آورد.
-این دارو واقعا تلخه
- خیلی از مردمی که شما نگرانشوناید، به جای گندم با بلوط نان میپزن. بلوط هم تقریبا به همین اندازه تلخه.
ملکه، چیزی نگفت و به آرامی دارو را خورد. اما همراه با تلخی آن، تلخی بلوط را تصور میکرد، و تلخی یک زندگی فقیرانه را.
واقعا زندگی برای مردم همین قدر تلخ است؟
هدایت شده از The Bookish Excerpt
پاره هایی از هوانگ سو
قسمت ۷
داروی تلخ (این بار سوم شخص در ذهن ضحی)
پشت در اتاق، دوباره صدای سرفه ملکه شنیده شد.
ضحی، با عجله در را باز کرد و وارد شد. ملکه نیم خیز شده بود، و ضحی چیزی را میدید که دوست نداشت ببیند. لکه های کوچک خون، روی ملحفه و دست ملکه دیده میشد. کمی دندان قروچه رفت، اما سعی کرد صورتش چیزی نشان ندهد.
کاسه را روی میز چوبی کنار ملکه گذاشت و با احترام سمت راست ملکه نشست.
ملکه، از حالت نیم خیز بلند شد و کاملا نشست. کاسه دارو را برداشت، کمی خورد و خیلی زود کاسه را پایین آورد.
-این دوا واقعا تلخه.
ضحی لحظهای به یاد گذشته افتاد، قبل از اینکه وارد قصر بشود.
-بیشتر مردمی که شما نگرانشوناید، به جای گندم با بلوط نان میپزن.
لحظهای طعم بلوط را در دهانش حس کرد، اما بدون مکس ادامه داد
-بلوط هم تقریبا به همین اندازه تلخه.
ملکه، کمی متعجب شد و بدون بهانه، باقی دارو را خورد.
ضحی نفس راحتی کشید. احتمالا ملکه خیلی زود خوب میشد.
هدایت شده از The Bookish Excerpt
نکته مهم: "پاره هایی از هوانگ سو" یک رمان یا مجموعه داستان کوتاه یا... نیست.
تمرین نویسندگیعه.
برای همین شاید یه قسمت سه باز نوشته بشه، از سه دید متفاوت.
یا قسمت ها واقعا ربط چندانی به هم نداشته باشن
یا...
هدایت شده از عماد دولت آبادی 🇮🇷
این شبها
بازار دستنوشته و پلاکاردنویسی داغه
مردم هم ایدههای جذابی به کار میبرن که هزینههاشون کمتر بشه؛
بعضیا شعارهاشون رو
با ماژیک روی تخته سفید مینویسن.
شاید بگید تخته سفید سنگینه
و خانمها اذیت میشن بخوان حمل کنن؛
این خواهرمون دور یک مقوای محکم پلاستیک منگنه کرده و یک تخته سفید فوق سبک درست کرده😍👏
شمام اگر از این کارا کردید
عکسش رو بفرستید منتشر کنیم👇
🆔 @EDolatabadi
هدایت شده از ساخت ایران|حسین مهدیزاده
📛چرا ایران استقلال را فقط سیاسی نفهمید؟
✳️ قسمت ششم: شاید مسئله امروز ایران فقط «تبیین» نیست؛ «روایتدرمانی» است!
6️⃣ از 8️⃣
اگر بپذیریم که جامعه ایران فقط اختلاف تحلیل ندارد، بلکه زخمی هم شده است، آن وقت یک سؤال مهم پیش میآید:
راه درمان چیست؟
در سالهای اخیر، معمولاً وقتی جامعه دچار بحران میشود، دو راهحل بیشتر پیشنهاد شده است: یا گفته میشود باید با قانون، کنترل و محدودیت، التهاب را کم کرد؛ یا گفته میشود باید به شبهات پاسخ داد. اما شاید هر دو راه، برای زخمی در این اندازه کافی نباشد!
وقتی یک جامعه نزدیک به دو دهه میان امید و تحقیر، مذاکره و شکست، جنگ و ترس، تحریم و انتظار معلق مانده، فقط دچار «آشفتگی تحلیلی» نمی شود که با چند استدلال اصلاح شود؛ بلکه بخشی از روان جمعی آن آسیب دیده است. در چنین موقعیتی، جامعه بیش از هر چیز به «روایت» احتیاج دارد و آنچه امام شهید در توضیح جهاد تبیین می فرمودند که «روایت صحیح در جنگ روایت هاست» شاید همین ماموریت باشد!
روایت، فقط خبر یا تحلیل نیست. روایت یعنی اینکه انسان بفهمد رنجی که کشیده، بیمعنا نبوده است. بفهمد شکستها، فقط شکست نبودهاند بلکه هزینه های یک راه واقعی و قابل دفاع برای آیند است که باید به مرور آن را ساخت.
یک روانپزشک مشهور که خود از دل رنجهای بزرگ تاریخی عبور کرده بود، جملهای دارد که میگوید: **انسان تقریباً هر رنجی را میتواند تحمل کند، اگر معنای آن را بفهمد.** شاید مسئله امروز ایران هم همین باشد.
نه آن بخش از جامعه که به مذاکره امید بست، باید احساس کند سالها فریب خورده و همه چیز پوچ بوده؛ و نه آن بخشی که سالها هشدار داد، باید فقط با خشم و زخمهای خود و خون های عزیزی که از او ریخته شده است، زندگی کند و دم در نیاورد.
هر دو گروه، بخاطر آینده ایران و دوری از تنازع و ترمیم منازعات اجتماعی لازم دارند داستان واقعی و معنابخش رنجی که می برند بیابند.
داستانی که بگوید ایران، درست است که راه نهایی را هنوز پیدا نکرده، اما مسیرش فقط شکست هم نبوده است. این کشور در دل همین سالها، هم خطا کرده، هم پیش رفته؛ هم تحقیر شده، هم توان ساخته؛ هم ضربه خورده، هم ایستادن را یاد گرفته است.
اگر روایت ما فقط ترساندن باشد، جامعه خستهتر میشود. اگر فقط سرزنش باشد، جامعه دوپارهتر میشود. اگر فقط پاسخ به شبهه باشد، زخمی که در لایههای عمیقتر نشسته درمان نمیشود.
جامعه ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، احتیاج دارد دوباره احساس کند رنجهایش بخشی از یک مسیر معنادار بوده است؛ و بطور طبیعی از دل این تاریکی ها عبور می کرده و همیشه هم، افقی روشن پیدا بوده و هنوز هم پیداست.
شاید از همینجا، پرسش مهمتری متولد میشود: اگر قرار نیست رؤیای برجام، آینده ایران باشد و در عین حال آینده ایران هم جنگ مبهم و از سر تکیلف با اژدهای هفت سر آمریکا نیست، پس رؤیای تازه ایران چیست؟ واقعا ایران می داند که چرا با افت و خیز می جنگد؟
✍️ حسین مهدیزاده
🆔 @social_theory