شهید شو 🌷
✨﷽✨ #تفسیر_کوتاه_آیات #سوره_آلعمران (۱۳۸) هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِي
✨﷽✨
#تفسیر_کوتاه_آیات
#سوره_آلعمران
(۱۳۹) وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
و اگر مؤمن هستيد، سستى نكنيد و غمگين مباشيد كه شما برتريد.
✅ نکته ها
در جنگ احد، به خاطر عدم اطاعت از فرماندهى، بر قواى اسلام شكست وارد شد، مسلمانان روحيّه خود را از دست دادند، اين آيه نازل شد كه مبادا با شكست خود را ببازيد، بلكه با تقويت ايمان خود را تقويت كنيد كه در اين صورت برترى با شماست.
🔊 پیام ها
- شكستِ موضعى در يك جنگ، نشانهى شكست نهايى مسلمانان نيست. «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ»
- رهبر بايد روحيهها را تقويت كند. «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ ...»
- اگر به ايمان و اطاعت برگرديد، در جنگها به پيروزى خواهيد رسيد. «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
- در سايهى ايمان، مىتوان بر همه جهان غالب شد. «أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
- پيروزى و شكست ظاهرى ملاك نيست، برترى به خاطر عقايد صحيح و تفكّر سالم اصل است. «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
- در جهان بينى مادّى، عامل پيروزى سلاح و تجهيزات است، ولى در بينش الهى، عامل پيروزى ايمان است. «إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕
وَقَالَ الرَّسُولُ: يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا
ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ [ ﺩﺭﻗﻴﺎﻣﺖ ] ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ: ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ! ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻗﻮم ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺮﻭﻙ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ!
a-madar-deltangam.mp3
12.01M
💔
ای مادر! هواتو کردم
کربلایی حسین طاهری
#فاطمیه
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
شهید شو 🌷
💔 🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📕 رمان امنیتی #خط_قرمز ⛔️ ✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا #قسمت91 دستانش
💔 🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📕 رمان امنیتی #خط_قرمز ⛔️ ✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا #قسمت92 از خستگی و تشنگی نای حرف زدن ندارم. سر تکان میدهم و میپرسم: حامد کجاست؟ سیدعلی لبش را میگزد و نگاهش را میدزدد. تازه متوجه میشوم چشمانش کمی قرمز شدهاند. میپرسم: چیزی شده؟ سرش را پایین میاندازد: نه نه...بیاین تو. به زن میگویم وارد اتاق شود و خودم پشت سرش داخل میشوم. هرکس یک گوشه اتاق کز کرده است. احساس میکنم یک چیزی کم است، همه بهم ریختهاند. با دیدن من برمیگردند و با بهت به زن تکتیرانداز نگاه میکنند. قبل از این که چیزی بپرسند میگویم: تکتیرانداز این خانم بود. سیاوش مثل تیری که از کمان پرتاب شود، میجهد به سمت زن و دستش را بالا میبرد. زن با دیدن رفتار سیاوش قدمی به عقب میآید تا پشت سر من پناه بگیرد؛ اما سیاوش قبل از این که مجید جلویش را بگیرد، خودش متوقف میشود و دستش را پایین میآورد. چشمانش هنوز پر از خشم است: حیف که دست بلند کردن رو زن افت داره برام. وگرنه حالیت میکردم... خیلی بیمروتین! خیلی... سیدعلی بازوی سیاوش را میگیرد و کناری میکشد. زن حالا پشت سر من ایستاده و با نگرانی به من نگاه میکند. معلوم نیست وقتی عضو داعش بوده چه چیزهایی دیده که از این جمع مردانه میترسد. میگویم: - I told you, we are different from ISIS. We don't bother you. (بهت گفته بودم، ما با داعش فرق داریم. اذیتت نمیکنیم.) پیداست خیال زن هنوز کامل راحت نشده و بیشتر به من اعتماد دارد. میگوید: - I'm thirsty. (تشنمه.) قمقمه آبم را درمیآورم. خودم هم تشنهام. قمقمه را دراز میکنم به سمت زن و با دستان بستهاش آن را در هوا میقاپد. متوجه نبود حامد در جمع میشوم و از حاج احمد میپرسم: پس حامد کو؟ حاج احمد انگار دست و پایش را گم میکند. حس بدی در رگهایم میدود؛ هشدار قبل از حادثه. دوباره سوالم را تکرار میکنم و حاج احمد نمیداند چه بگوید. به زن اشاره میکنم که بنشیند و برای حفظ محرمانگی برخی مسائل، چشمانش را هم میبندم. سوالم را بلندتر میپرسم و سیاوش که هنوز عصبی ست، دوباره صدایش بالا میرود: رفت! رفت! نفسم بند میآید. یعنی چی که رفت؟ کجا رفت؟ صورت سیاوش سرخ میشود و به زور جلوی چکیدن اشکهایش را میگیرد. به سختی لب میجنبانم: یعنی چی که رفت؟ علی ایستاده جلوی در اتاقک و بیرون را نگاه میکند. سیبک گلویش تکان میخورد. انگار فرار کرده یا میخواهد فرار کند؛ شاید هم منتظر کسی باشد. دوربین دوچشمی میان دستانش مانده؛ بدون استفاده. مجید دوباره سیاوش را در آغوش میگیرد؛ اما سیاوش آرام نمیشود. حاج احمد را نگاه میکنم. حاج احمد میپرسد: رفیقید با حامد؟ میخواهم بگویم برادریم؛ اما فقط سرم را تکان میدهم و مینالم: کجاست؟ مجید با صدای خشدارش میگوید: یادته که، یه گروه از بچههای فاطمیون نزدیک سهراه اثریا محاصره شدن، بیشترشون هم مجروحن... لازم نیست ادامه بدهد. خودم قبل از رفتن شنیدم که حاج احمد داشت اینها را میگفت. شناختی که از حامد دارم را کنار حرفهای حاج احمد میگذارم و تا تهش را میخوانم. راستی حاج احمد یک چیز دیگر هم گفت؛ گفت از سیصدمتری اینجا به بعد جاده در تیررس موشک هدایتشونده تاو است... زمان را در ذهنم عقب میزنم. تویوتای هایلوکس که با سرعت از جاده رد شد و موشکهایی که تعقیبش میکردند... پس... خودش بوده... حامد! دنیا دور سرم میچرخد. قدم تند میکنم به سمت در اتاقک که مجید دستم را میگیرد: کجا میخوای بری؟ کاری نمیتونی بکنی! کلافه موهایم را چنگ میزنم. مجید ضجه میزند: بهش گفتم نرو مشتی! گفتم نرسیده میزننت! هرچی گفتم گوش نکرد! برگشت گفت مادرای اینا بچههاشونو به من سپردن! تهشم رفت. و با دست صورتش را میپوشاند. غرورش اجازه نمیدهد کسی اشکش را ببیند. تکیه میدهم به دیوار و ناامیدانه بیسیم را درمیآورم و فریاد میزنم: عابس عابس حیدر! عابس عابس حیدر! هیچ... #ادامه_دارد... #آھ_اے_شھادت... #نسئل_الله_منازل_الشھداء 💞 @aah3noghte💞 کپی فقط با ذکر نام نویسنده و آیدی #کانال_آه...`لینک قسمت اول https://eitaa.com/aah3noghte/30730
شهید شو 🌷
💔 حاجی وارد منطقه ای در سوریه شد. نیروها تا فهمیدند یکی یکی آمدند و دورش حلقه زدند. یکی از بچه ها گ
💔
مرا کیفیت چشم تو کافےست
ریاضتکش به بادامی بسازد🥀
#روزشمار_دلتنگی💔
#حاج_قاسم
#مرد_میدان
#استوری #پروفایل😍
#قاسم_سلیمانی
#سردار_دلها
#دلتنگ_تو_ایم
#ما_ملت_امام_حسینیم
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
#سردار_سلیمانی
#قاسم_هنوز_زنده_ست
#شهید_سپهبد_قاسم_سلیمانی
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
کاش فال #شب_یلدای همه این بشود
"یوسف گمگشته باز آید به کنعان ، غم مخور"
#یلدای_فاطمی
#پروفایل
#استوری
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔
#قرار_عاشقی
🍂باران در آخرین روز از پاییز 1400
در حرم مطهر رضوی
#اللهم_صل_علی_علی_بن_موسی_الرضا_المرتضی
#امام_رضآی_دلم
#دلتنگ_حرم
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕
شهید شو 🌷
💔 #پائیز ، ثانیه ثانیه به اتمام می رسد و این ما هستیم که سرگرمِ زمان شده ایم و ای بسا از #صاحبِ زم
💔
عمر بعضی ها
هر چند مثالش به بلندای #شب_یلدا نمی رسد
اما #برکتی دارد
که عمر برخی مویسپیدان و پیران ندارد
شهدا را می گویم
و خوشا بر احوال آنها که عرض و برکت عمرشان
بیش از طول عمرشان است...
#شهید_جواد_محمدی
#شب_یلدا
#یلدای_فاطمی
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
شهید شو 🌷
💔 #آھ... چه #شب های ڪه نگفتیم "ظَلَمْتُ نَفْسی" و دوباره #ظلم کردیم به خودمان!!😔 با گناه با نافر
💔
#آھ...
#زمستان از راه رسید
همان فصلی که پیامبر رحمت #بهار مومنان خواندنش
همان فصلی که از راه رسیده تا در روزهای کوتاه و شبهای بلندش
توشه بچینیم
برای آن #ابدیتِ در پیشِ رو
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞