💔
#بسم_الله
- يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
+ جانم؟!
- «إذا اشْتَدَّ الفَزَعُ فإلى اللّهِ المَفْزَعُ»
هرگاه بیتابیات شدت یافت به خدایت پناه ببر...
#با_من_بخوان.
#یک_حبه_نور✨
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
خدایا زور ما همین است؛ از اینهمه نماز دست و پاشکسته نصیبی به جان ما بده!
#عباس_حسین_نژاد
💔
دَرمـٰاטּدلِمـٰانَـشـوَدجُـزبِـہتَـبَـسُّـم
؏ُـشـٰاقِتوبیمـٰارهَمینطَرزِعَلـٰاجَند ꧇))!"
#سردارقلبم✌️🏽'
#حاج_قاسم_سلیمانی
#سردارقلبها
#حاج_قاسم
#مرد_میدان
#استوری #پروفایل😍
#قاسم_سلیمانی
#سردار_دلها
#دلتنگ_تو_ایم
#ما_ملت_امام_حسینیم
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
#سردار_سلیمانی
#قاسم_هنوز_زنده_ست
#شهید_سپهبد_قاسم_سلیمانی
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
#کپےبدونتغییردرعکس
💔
جوانانعزیز
درراهتحصیلاتخودناامیدنشوید..!
آیندهکشوردردستانشماهاست:)!✌️🏼🕶
منامیددارمکهقطعاشماکشوررابہ
بالاترینقلهموفقیتمیرسانید💪
_حضرتآقا
#فداےسیدعلےجانم❣
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
#لوگوعکسپاڪنشه
4_6048586869405387066.mp3
13.46M
💔
🌴 شب جمعہسـت
🌴 هوایـــت نڪنم
🌴 مــــــیمیــــــرم
𑁍🌺 حسین آرام جان من
─•⊰#شب_جمعہ⊱•─
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠ثواب یهویی
اسکرین شات بگیرین هر شهیدی براتون اومد براش یک حمد بخونید(:🍃🌸
#شهدا
#حاج_قاسم
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞@aah3noghte💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔
🎥سخنان بسیارشنیدنی در مورد #امام_زمان عجل الله
ـ ـ ـ ــــــــــــــــــــ⊰☀️⊱ــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
خدا یک تار موی مومن را به همه عالم نمیفروشد!
🔰مرحوم حاج اسماعیل دولابی:
صاحب مال، قیمت مال را میداند.
خدا یک موی سر مؤمن را به همهی عالم نمیفروشد.
شما قیمت خودتان را نمیدانید، لذا گاهی اوقات خودتان را ارزان(به گناه و شیطان) میفروشید.
شخصی الاغ لنگی داشت. آن را به حراجی داد تا بفروشد. حراجی شروع به تبلیغات کرد که این الاغ نیست،
بلکه براق است و همان مرکبی است که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم با آن به معراج رفتند.
آنقدر از آن الاغ تعریف کرد که خود طرف باورش شد و دید حیف است آن را بفروشد؛ لذا فریاد زد نمیفروشم! نمیفروشم! و الاغ را پس گرفت.
بدن مؤمن به راستی براق است و با آن عبادت میکند و به معراج میرود.
هر چه خدا و اولیای خدا میگویند تو خوبی و باارزشی، تو باور نمیکنی و خودت را بد و کم ارزش میدانی.
مشکل در باور خودت است.
شخصی که خود را فقیر و بد میپندارد،خود را ارزان (به هر گناهی)میفروشد!
اگر کسی پیدا شود که بتواند برای او حقّ مطلب را در توصیف ارزش و بزرگی یک دوست اهل بیت علیهم السّلام ادا کند و آن شخص هم آن را باور کند، دیگر حاضر نخواهد شد آن را در قبال متاع کمارزش دنیا بفروشد.
مؤمن نزد خدا شریف است و یک موی او را در قبال همهی زمین و آسمان نمیدهد.
📘مصباح الهدی - تألیف استاد مهدی طیّب
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞@aah3noghte💞
شهید شو 🌷
💔 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 📕 رمان امنیتی #خط_قرمز ⛔️ ✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا #قسمت234 میان راهش ی
💔 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 📕 رمان امنیتی #خط_قرمز ⛔️ ✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا #قسمت235 فکر کنم خودش باشد؛ رفیق سیدحسین. اسمش چی بود؟ به حافظهام التماس میکنم. او هم سید بود انگار. سید... سیدمصطفی... همه میروند برای نماز بجز همان جوان که فکر کنم اسمش مصطفی باشد. خیره است به موتورش؛ اما مطمئنم اصلا آن را نمیبیند و هوش و حواسش اینجا نیست. جلو میروم، لبخند روی لب مینشانم و دست دراز میکنم که دست بدهم: - نمیخوای بریم نماز؟ غصه نخور. درستش میکنیم. تازه نگاهش میافتد به من و اینبار با دقت بیشتری میبیندم. اصلا انگار اولین بار است که من را دیده. فکر کنم موتورش را خیلی دوست داشته که انقدر ناراحت است بنده خدا. همراهیاش میکنم تا داخل مسجد برای نماز. خب من از الان مربی سرودم. یک مربی سرود باید چهجور آدمی باشد؟! باید چطور رفتار کند؟😐 چقدر سخت شده کارم. برای همین است که سجده بعد از دو نماز را بیشتر طول میدهم و دست به دامان خدا میشوم برای هموار شدن راه. * امسال اولین سالی بود که اربعین، کربلا نبودم. سالهای قبل، نزدیک محرم و اربعین که میشد، هرطور بود خودم را میرساندم کربلا برای حفاظت از زوار. این کار برایم چیزی فراتر از زیارت بود. اصلا گاهی به عقب که نگاه میکنم، میبینم این کار تنها چیزی بود که با قطعیت میتوانم بگویم از انجامش پشیمان نیستم؛ بهترین ساعتهای عمرم و شاید تنها سرمایه و بازده زندگیام. امسال اما، حامد کربلاست و من نه. حامد برای همیشه ساکن حرم ارباب شده و من... ای خاک بر سر من.😔 امسال اربعین، خودم شخصا رفتم هیئت محسن شهید و از آنچه دیدم خشکم زد. قمه میزدند وسط تهران. آنقدر که در مراسم قمهزنیشان خون و خونریزی کردند، روی #داعش هم سفید شد. داعش حداقل دشمنش را میزند، اینها با قمهشان افتادهاند به جان اصالت و عقلانیت شیعه. بدانند یا ندانند، قمه را روی فرق سر شیعه فرود میآورند نه سر خودشان. حالا میفهمم سیدمصطفی و رفیقش، حسن، چرا دائم دارند مثل مرغ پرکنده بالبال میزنند که یک کاری بکنند برای جمع کردن هیئت محسن شهید. #ادامه_دارد... #آھ_اے_شھادت... #نسئل_الله_منازل_الشھداء 💕 @aah3noghte💕 @istadegiقسمت اول
💔
بهمگفت:
باایناوضاعگرونی
هنوزمپای
آرمانهایرهبرتهستی؟!
گفتم:
بهمایاددادن
تویمکتب امام حسین (ع)
ممکنه، گاهی وقتا
آبهمواسهخوردننباشه...! :)🌾
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞@aah3noghte💞
شهید شو 🌷
💔 #یاایهالعزیز کاشازصبحکهبیدارمیشیم دائمادرنظرداشتهباشیمکهتحتنظریم #السلامعلیکیاصـا
💔
#مهــدی_جانمــ
ای ڪہ از طعم نگاهت
بوی آرامش رسد ...
یڪ نظر بر ما نما
آسوده گردد قلب ما ...
#السلامعلیکیاصـاحبالزمان
#اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم
#اللهّمَعَجِّللِوَلیِّڪَالفَرَج
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ...
#قرآن_کریم
#یک_حبه_نور
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕
💔
#کرامات_شهدا
مادر در خواب پسر شهیدش را میبیند!
پسر به او میگوید:
توی بهشت جام خیلی خوبه...
چی میخوای برات بفرستم؟
مادر میگوید:
چیزی نمیخوام؛فقط جلسه قرآن که میرم، همه قرآن میخونن و من نمیتونم بخونم خجالت میکشم...
میدونن من سواد ندارم، بهم میگن همون سوره توحید رو بخون!!
.
پسر میگوید:
«نماز صبحت رو که خوندی قرآن رو بردار و بخون!»
.
بعد از نماز یاد حرف پسرش میافتد!
قرآن را بر میدارد و شروع میکند به خواندن...
خبر میپیچد!!
پسر دیگرش این را به عنوان کرامت شهید محضر آیت الله نوری همدانی مطرح میکند و از ایشان میخواهد مادرش را امتحان کنند...
.
حضرت آیتالله نوری همدانی نزد مادر شهید میروند!
قرآنی را به او میدهند که بخواند!
به راحتی همه جای قرآن را میخواند؛
اما بعضی جاها را نه!
.
میفرمایند:«قرآن خودتان رو بردارید و بخوانید!»
مادر شهید شروع میکند به خواندن از روی قرآن خودش؛ بدون غلط...
.
آیت الله نوری گریه میکنند و چادر مادر شهید را میبوسند و میفرمایند:
«جاهایی که نمیتوانستند بخوانند متن غیر از قرآن قرار داده بودیم که امتحانشان کنیم...»
#شهید_کاظم_نجفی_رستگار
♡ ㅤ ❍ㅤ ⎙ㅤ ⌲
ˡᶦᵏᵉ ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ ˢᵃᵛᵉ
💞 @shahiidsho💞
"کپی آزاد ، بدون تغییر در عکس!"
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔
مروری کوتاه بر زندگے
آیتاللهسیدجوادخامنهای«رضواناللهتعالےعلیہ»
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
ماجرای این دو شهید هم نام کنار هم از این قرار است که سال ۵۹ #محمود_مراد_اسکندری در جنگ تحمیلی عراق و ایران شهید میشود و ۷ سال بعد برادر زاده اش که هم نام عموی شهیدش بود بدنیا میاید و سال ۹۴ در سوریه شهید مدافع حرم میشود
🌷✨ شادی روح هر دو شهید صلوات✨🌷
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
#لوگوعکسپاڪنشه
💔
🔰 بـــــردبار باش
🔹کیفها اگه توۍکیففروشیها خوشفرم
و خوش قوارهاند بخاطر اینست که پُر از
ڪاغذ باطلهاند اگر آن ڪاغذ باطـلهها را
بیـرون بریزی از فـرم و قیافه مــےافتد و
کاغذ هم دیگر زبالهاند و باید دور ریخته
شوند.
🔸#خـــــشم و عصبانیت چیزی شبیه همان
ڪاغذ باطله است اگر فرو ببری شڪل و
شخــصیت پیدا مـــےڪنی و اگر بــیرون
بریزی از شڪل و شخـصیت و معــنویت
مـےافتی اینست که قرآن ڪریم دعــوت
به فرو بردن خشم دارد.
📚آل عـــــــمران /۱۳۴
࿐࿐࿐࿐࿐࿐࿐࿐࿐࿐࿐
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔
ببینید | دستورالعمل آیتالله #بهجت
🔶 چگونه علاقه ام را به #امام_زمان بیشتر کنم؟
🔷 برشی از سخنرانی #حجت_الاسلام_راجی
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
#قرار_عاشقی
مینشینم خسته با حالی عجیب..
از ته دل مینویسم أَنت في قلبي رضا 🤍🫀
#اللهم_صل_علی_علی_بن_موسی_الرضا_المرتضی
#امام_رضآی_دلم
#دلتنگ_حرم
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕
💔
جمعه
یک جمع صمیمی میخواهد
چنداستکان چای
چندجین لبخند
خانه مادربزرگ
عطرکاهگل وشمعدانی..
مدتهاست دیگرجمعه هایمان
"جمعه"نیست
تعجبی ندارد دلمان میگیرد!
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕
💔
عالم از نازِ تو پُر شد، نازنینِ عالمی!
-هلالی جغتایی
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕
شهید شو 🌷
💔 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 📕 رمان امنیتی #خط_قرمز ⛔️ ✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا #قسمت235 فکر کنم خود
💔 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 📕 رمان امنیتی #خط_قرمز ⛔️ ✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا #قسمت236 حالا میفهمم سیدمصطفی و رفیقش، حسن، چرا دائم دارند مثل مرغ پرکنده بالبال میزنند که یک کاری بکنند برای جمع کردن هیئت محسن شهید. هربار جلسه میگیرند، هرکدام از اعضای شورای بسیج یک ربع داد و بیداد میکند از کمکاری ناجا و بسیج و سپاه که چرا کاری به محسن شهید ندارند. نمیدانند خودم به تکتک این نهادها سپردهام فعلا حساسیت ایجاد نکنند تا به موقعش ببریمشان زیر ضربه.😐 تمام تلاشم این است که ترمز بچههای بسیج را بکشم تا یک وقت کار سرخود نکنند. آنها از پشت پرده این هیئت و تیم عملیاتی قوی و سرویسهای جاسوسی پشت آن اطلاع ندارند؛ نه آنها و نه مردمی که به عشق اهلبیت(ع)، زیر پرچم این هیئت سینه میزنند. حس میکنم دارم کمکم عادت میکنم به آن نگاهِ پنهان که هرجا میروم روی سرم سایه انداخته. گاه انقدر ضدتعقیب میزنم و در خیابانها میچرخم که سرگیجه میگیرم؛ فقط برای این که لحظاتی راحت بشوم از دست آن نگاه پنهان. از وقتی فهمیدم آمارم را دارد و هر جا میروم سریع ظاهر میشود، سعی کردهام غیرقابلپیشبینی رفتار کنم تا گیج بشود. نوجوانها را تازه مرخص کردهام. هیچوقت فکر نمیکردم کار با نوجوان انقدر سخت باشد. هر یک نفرشان اندازه یک بمب اتم انرژی دارند و نمیشود گفت چرا. خب خودم هم در این سن همینطور بودم، نه خانواده و نه اولیای مدرسه از دستمان آرامش نداشتند. تازه من بچه مثبت حساب میشدم دربرابر کمیل!😅 - نخیر، فرق من و تو این بود که تو زیرزیرکی شیطنت میکردی و قیافهت مظلوم بود، ولی کارای من همیشه لو میرفت. وگرنه جفتمون ظرفیت به آتیش کشیدن مدرسه رو داشتیم. این را کمیل میگوید و تکیه میزند به دیوار. میگویم: - واقعاً چرا مدرسه رو آتیش نزدیم؟🤔 - نمیدونم. خیلی نقشههای جذاب داشتم برای این کار، ولی اسلام دست و پام رو بسته بود.😅 هردو میزنیم زیر خنده. حقیقتاً همه حرفهایش شوخی نبود. واقعاً حبس کردن یک نوجوانِ سرشار از انرژی در کلاسهای درس، آن هم درحالی که هیچ خلاقیت و فعالیت مفیدی در مدرسه وجود ندارد، مثل در دست نگه داشتن یک نارنجکِ بدون ضامن است.💥 ما واقعا آقامَنشی میکردیم که مدرسه را خراب نمیکردیم روی سرشان؛ آن هم درحالی که مجبور بودیم شش ساعت سر کلاس درس دست به سینه بنشینیم و به درسهایی گوش بدهیم که اصلا کاربردی نبودند برای زندگی واقعی؛ فقط در حد تست بودند و کنکور و امتحان. کمیل متفکرانه دست میزند زیر چانهاش: - میگم حتما یه کتاب بنویس در #نقد_سیستم_آموزشی. - اگه این پرونده ختم به خیر شد شاید بهش فکر کردم. - الان میخوای چکار کنی؟ شانه بالا میاندازم. فکری به ذهنم رسیده؛ اما اجرایش دیوانگی محض است. از جنس همان دیوانگی که حاج حسین سال هشتاد و هشت کرد. تنها کار کردن و گزارش ندادن به بالا و پنهانکاری و اینها... کمیل سریع میگوید: - چارهای نداری. همون کاری رو بکن که توی فکرت بود. #ادامه_دارد... #آھ_اے_شھادت... #نسئل_الله_منازل_الشھداء 💕 @aah3noghte💕 @istadegiقسمت اول
شهید شو 🌷
💔 تو #بین_الحرمین گفتم عکس خانوادگی بگیریم. گفت: "ببخشید ولی نمیتونم اینجایی که امام و خانوادهاش ا
💔
وقتی #فاطمه را پارک میبردیم، میبردش توی اسباببازی ها و بازی میکردند و به من هم میگفت از بازی کردنشان عکس و فیلم بگیرم.
میگفت: " این عکس ها را بگیر تا فاطمه بزرگ شد ببیند من او را پارک برده ام و با او بازی کرده ام."
حالا که میخواهم #بابا را برای #دخترمان توصیف کنم این فیلم و عکس ها خیلی به کارم می آید
راوی: همسر #شهید_جواد_محمدی
قسمتیازکتاب #دخترها_بابایی_اند با اندکی تغییر
#شهیدجوادمحمدی
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞