ای دنیایِ نامرد! ای نامردانِ دنیا طلب!
این چه روزهای تاریکیست؟ کدام مکتب، کدام دین، کدام باور و اعتقاد، اصلا کدام طایفه در قبال تهاجم دشمن کوتاه می آید؟ خون ۱۶۸ کودک دبستانی، در کدام مذاکره، با چند سال مذاکره جبران میشود؟ چه چیز دشمن متخاصم را از کردهی خود پشیمان میکند؟ گفت و گو!؟؟ تفاهمنامه؟ توافق؟ ابلهانهست.
پدر از دست دادهایم، بزرگمان را، پیشوایمان را، عزیزمان را از دست دادهایم. دشمن به خود اجازه داده ولیِ این امّت را مورد هدف قرار بدهد. غلط کرده است! این ملت اگر اختیار داشتند که در این شبها همچنان حملات نظامی را ادامه میدانند!
ای دلسوزانِ دولتی، خونخواهی از رهبر شهیدمان در کجای برنامههایتان است؟ خونتان به جوشنمیآید وقتی با قاتلان امام امت، گفت و گو میکنید!؟ خجالت نمیکشید وقتی کلامتان بوی صلح و آشتی و برادری میدهد؟ شرم نمیکنید!؟ غیرت ندارید؟؟
تنگهی هرمز مگر نباید بسته بماند؟ مگر این اهرمی قوی برای مقابله با این شیطانِ بزرگ نیست!؟ چرا تنگه را رها میکنید؟ از که میترسید؟ از چه میترسید؟ با که برادری میکنید؟ با کسی که پدرمان را کشت!؟؟؟ وا مصیبتا.
اگر دوباره در وسط همین مذاکراتِ بیخردانه، آمریکای ظالم، مدرسهای را، جمعی از کودکان را، نونهالان پاک این آب و خاک را مورد حمله قرار بدهد؛ چه کسی پاسخ میدهد!؟ چه کسی خون این ها را گردن میگیرد؟؟ ای دولتمردانِ دلسوز؛ بدانید! اگر اینبار در میانهی مذاکره، درمیانهی دلسوزی شما برای این ملت، حملهای به مردم و کودکان صورت بگیرد، هرگز نخواهیم گذاشت آب خوش از گلویتان پایین برود!
ما خونخواه رهبر شهیدمان هستیم. کشتن ترامپ و نتانیاهو بر ما واجب است! ترس از چه؟ ترس از جز خدا؟ استغفرالله ..
آنقدر شایسته نبودیم که علاوه بر غیبت امام عصر عج، باید غیبت نائب اماممان را نیز به نظاره بنشینیم ... آه و صد آه .
✍🏻 خانم ز شهسوار
#باید_برخاست
@Sheikh_Alii
از عجایب این روزهای زندگیم اینه که وقتی دخترم میخوابه نمیدونم درس بخونم؟ غذا درست کنم؟ کتاب بخونم؟ خونه رو مرتب کنم؟ پست بزارم براتون؟ بخوابم و استراحت کنم؟ چیکار کنم!؟
تا برم به خودم بیام و تصمیم بگیرم میبینم دوباره بیداره شده :)
شِیخ .
از عجایب این روزهای زندگیم اینه که وقتی دخترم میخوابه نمیدونم درس بخونم؟ غذا درست کنم؟ کتاب بخونم
از این اتفاق عجیب تر اینه که الحمدالله به لطف خدا به همه ی کارهام میرسم. این از برکت وجود این فسقلیه قطعا ..
از بیلیاقتیام هرگز نیامده بودم بیت. اما خب از خیلی هایی که آمده بودند بیت، دیدنِ شما، درباره نورانیت و سیمای بینظیرتان تمجید هایی شنیده بودم. گرچه که چهرهی ماهگونِتان از روی عکسهاهم واضح است و عجیب دل ربایی میکند.
هرگز نشد از نزدیک ببینمتان. اما هربار از تلویزیون قابی از شما به نمایش گذاشته شد زیر لب گفتم :( قربانِ بودنتان بروم ).
اصلا بنا این بود که ما ملت، جان بدهیم و خون در رگهایمان را هدیهتان کنیم. رفتن ما چه ارزشی داشت؟
یادم میآید وقتی اطرافیانم از بیت بازمیگشتند طورِ دیگری دوستشان داشتم. آخر آنها در اتمسفری نفس کشیده بودند که شما در آن حاضر بودید و چه مبارک است این هوای به ریهها رسیده! چه انسانساز است.
یکبار یکی از دوستانِ به اصطلاح آنطرفی ام، عکس جوانیتان را روی صفحه موبایلم دید. شما را نمیشناخت اما از همان عکس شیفته تان شد.و چه هدایتگر بود چهرهی عالمانه و پاک و نورانیتان.
آقا جان
بودن شما معجزهای بود که تکرار نخواهد شد. و رفتنتان نیز معجزهایست که اثر آن تا انتهای دنیا باقی خواهد ماند.
دنیا به خروش افتاده و مردم به واسطهی خون پاک شما که بر زمین ریخته شده؛ به خود آمده اند و ندای حقطلبی سر میدهند.
قربانِ بودنتان نشد بشوم. اما انشاالله در مسیر به حق آرمانهایتان جان را فدا کنم.
ما دل سوختهایم و دلتنگ. بیتابیم و مغموم، چنان گذشته که با یک سخنرانی کوتاه، آراممان میکردید، با یک دعا، از این غم عظیم رهایمان سازید.
دوستت دارم امام شهیدم. با بغض - با اشک - با غم - با حسرت . تا ابد ...
✍🏻 خانم ز شهسوار
@Sheikh_Alii