#مناجات
#غزل
🔹رضای تو🔹
دلم جواب بَلی میدهد صلای تو را
صلا بزن که به جان میخرم بلای تو را...
بهجاست کز غم دل رنجه باشم و دلتنگ
مگر نه در دل من تنگ کرده جای تو را
تو از دریچۀ دل میروی و میآیی
ولی نمیشنود کس صدای پای تو را
غبار فقر و فنا توتیای چشمم کن
که خضر راه شوم چشمۀ بقای تو را
خوشا طلاق تن و دلکشا تلاقی روح
که داده با دل من وعدۀ لقای تو را...
شبانیام هوس است و طواف کعبۀ طور
مگر به گوش دلی بشنوم صدای تو را
به جبر گر همه عالم رضای من طلبند
من اختیار کنم زآن میان رضای تو را...
دلِ شکستۀ من گفت «شهریارا» بس
که من به خانۀ خود یافتم خدای تو را
📝 #سیدمحمدحسین_شهریار
🌐 shereheyat.ir/node/2705
✅ @ShereHeyat
این لاله که قد کشیده مدیون شماست
هر شاخه درخت بید، مجنون شماست
ای سرخترین غیرت جاری در خاک
سرسبزی این دیار از خون شماست
📝 #حسین_عبدی
✅ @ShereHeyat
#دفاع_مقدس
#شهدا
#غزل
🔹طریق عاشقی🔹
میروم مادر که اینک کربلا میخوانَدَم
از دیار دور یار آشنا میخوانَدَم
مهلت چون و چرایی نیست مادر، الوداع
زان که آن جانانه بیچون و چرا میخواندم
وای من گر در طریق عشق کوتاهی کنم
خاصه وقتی یار با بانگ رسا میخواندم
بانگ «هل من ناصر» از کوی جماران میرسد
در طریق عاشقی روح خدا میخواندم
میروم آنجا که مشتاقانه با حلقوم خون
جاودان تاریخ ساز کربلا میخواندم
ذوالجناح رزم را گاه سحر زین میکنم
میروم آنجا که نای نینوا میخواندم
یا علی گویان سرود لا تَخف سر میدهم
کز نجف آنک علی مرتضی میخواندم
هیمۀ سردم که کانون شرر میجویدم
آیۀ دردم که قانون شفا میخواندم
مطلع شعر بهارانم که در گوش چمن
هر سحر باد صبا تا انتها میخواندم
قصۀ خونین عشقم من که نسل عاشقان
بعد از این در برگ برگ لالهها میخواندم
📝 #سیدحسن_حسینی
🌐 shereheyat.ir/node/133
✅ @ShereHeyat
#دفاع_مقدس
#غزل
🔹عباسهای لبتشنه🔹
در سکوتی لبالب از فریاد
گوشه چشمی به آسمان دارد
یک بغل بغض و تاول و ترکش
یک بغل بغض بیکران دارد
سرفههایش پر از جراحت بود
از لبش قطره قطره خون میریخت
چفیۀ خاک خوردهاش حالا
نقشی از باغ ارغوان دارد
بین سینه بلال مجروحش
غربت و داغ را اذان میگفت
باز هم روی شاخۀ لبهاش
مرغ اندوه آشیان دارد
حجم بغضی که در گلو دارد
کربلا کربلا مصیبت داشت
یاد شبهای حمله میافتاد
روضهاش طعم شوکران دارد
السلام علیک یا باران
السلام علیک یا عطشان
به فدای لبان خشکی که
زخم از داغ خیزران دارد
یاسها بین شعلهها پرپر
خیمه میسوخت یا همان سنگر
ماند یک مشت خاک و خاکستر
باغ گل صحنۀ خزان دارد
قمقمه، مشک بچههای جنگ
تیر باران شد از نفس افتاد
چشم عباسهای لبتشنه
موج دریای خونفشان دارد
آتش تیر و بمب و خمپاره
هر طرف سنگ و نیزه و شمشیر
قتلگاه علیاکبرها
ماجرا با سر و سنان دارد
تانکها، اسبهای فولادی
خاک کردند خاطراتم را
آه تنها پلاک و انگشتر
یادی از نسل بینشان دارد...
📝 #سیدمسیح_شاهچراغی
🌐 shereheyat.ir/node/3110
✅ @ShereHeyat
#شعر_پایداری
#دفاع_مقدس
#غزل
🔹نسل خورشید🔹
ای خنجرِ آب دیده، ما تشنۀ کارزاریم
لببسته زخمیم اما در خنده، خونگریه داریم
تا سر زند آفتابی، هرگز ندیدیم خوابی
از چشم سرخِ شرابی، پیداست شبزندهداریم
با سمِّ اسبان تکاندیم از کوهها خستگی را
ماییم از نسل خورشید، برقلهها تکسواریم
تا کاروانِ پس از ما، پیدا کند راه از چاه
یا رد پا یا که پایی در جاده جا میگذاریم
هرچند حالا خموشیم، وقتش رسد میخروشیم
یک روز خرما فروشیم، یک روز بالای داریم
«اِمشُوا اِلَی المَوتِ مَشیا...» این است جانبازی ما
یعنی که فرزندِ حیدر لب تر کند ذوالفقاریم
📝 #محمدمهدی_خانمحمدی
🌐 shereheyat.ir/node/3887
✅ @ShereHeyat
#دفاع_مقدس
#خانواده_شهدا
#غزل
🔹روزی که راهی شد پدر🔹
این اشکهای داغ را ساده نبینید
بَر دادن این باغ را ساده نبینید
چشمان خیسم آب از آتش خورده آری
در سینه پنهان کردهام صد زخم کاری
من اشکهای مادرم را یاد دارم
دلشورههای خواهرم را یاد دارم
وقتی که راهی شد پدر در خاطرم هست
روزی که برگشت از سفر در خاطرم هست
خونسرفههای ممتدش را گریه کردم
هر نیمهشب حالِ بدش را گریه کردم
من فرق رفت و آمدش را خوب دیدم
جسمی که کم شد درصدش را خوب دیدم
ما کودکیهامان صف قند و شکر بود
ما عیدمان دلتنگیِ دست پدر بود
ما مشقمان با جیغ آژیر خطر بود
هر نعرۀ موشک برامان یک خبر بود
ما ضرب را ضدّهوایی یادمان داد
تفریق را بمبی که بین کوچه افتاد
ما را امیدِ کودکِ همسایه آموخت
باید به پایانِ سفرها چشمها دوخت
وقتی حیاط خانه را یک عمر بیبی
هر صبح جارو کرده با حال غریبی
وقتی نگاهش خیره بر آغوش در بود
با هر خبر چشمانمان از شوق تر بود..
در تکیههامان روضۀ اکبر گرفتیم
ما هر چه داریم از علیاصغر گرفتیم
بر پایمان صد آبله از راه داریم
امّا پسِ این ابرها یک ماه داریم
در کوچههای شهرمان، هر کوچه باغیست
باغی که هر آلالهاش تصویر داغیست..
ما چشممان سمتِ افقهایی سپید است
بر شانههامان عطر تشییع شهید است
📝 #محمدرضا_وحیدزاده
🌐 shereheyat.ir/node/5035
✅ @ShereHeyat
با نور تو راه مستقیمی داریم
در صحن تو جَنّةُالنَّعیمی داریم
دلتنگ کریم اهلبیتیم ولی
صد شکر که سَیّدالکریمی داریم
📝 #یوسف_رحیمی
✅ @ShereHeyat
#حضرت_عبدالعظیم علیهالسلام
#چارپاره
🔹عطر سیب🔹
صبح صادق که میدمد دل من
سر خوش از بادۀ حضور شود
از تماشای جلوهزار پگاه
مثل آیینه غرق نور شود
نغمۀ آسمانی توحید
میشود در فضا طنینانداز
میپرد باز پلک دل که: خدا
کرده درهای آسمان را باز
میوزد از مناره عطر اذان
سمتِ این بارگاه نورانی
دل من با فرشتگان خدا
میپرد در فضای روحانی
به نماز ایستاده مُلک و مَلَک
اقتدا میکنم به حضرت او
جانم از شوق دوست سرشار است
دلم از گرمی محبّت او
آسمان و زمین به وقت قنوت
با من «أمّن یجیب» میخواند
فارغ از خویش و فارغ از عالم
دل من از حبیب میخواند
بیشتر از همیشه صحن و رواق
از شمیم حبیب سرشار است
حرمش بوی کربلا دارد
بسکه از عطر سیب سرشار است
رنگ و بوی حسین را دارد
فطرت پاک او اگر حسنیست
از فروزنده گوهرش پیداست
که تبار عقیق او یمنیست...
در مدارش به گردش آوردهست
آفتاب وِلا سه اختر را
قدر او، حُرمت دگر بخشید
«حمزه» و «طاهر» و «مطهّر» را
از سه خورشید، نور میگیرد
حرم با شکوه این وادی
حجّت هشتم و امام نهم
وز عنایات حضرت هادی
طائر پر شکستۀ دل من
شده عمری کبوتر حرمش
مهرش از جان ما مبادا دور
وز دل ما جدا مباد غمش
📝 #محمدعلی_مجاهدی
🌐 shereheyat.ir/node/1129
✅ @ShereHeyat
#حضرت_عبدالعظیم علیهالسلام
#مسمط
🔹سیّدُ الکریم🔹
ای آفتاب فاطمه، در شهر ری مقیم
ری طور اهل دل، تو در آن موسی کلیم
صحنت مطاف جان، حرمت جنّة النّعیم
عبد عظیم خالق بخشندۀ عظیم...
صَلّی عَلی جَلالِکَ یا سَیّدُ الکریم
ای مهرت آفتاب درخشان هر دلی
فرزند فاطمه، خلف مرتضی علی
مرآت جان به نور جمال تو منجلی...
تو کیستی که گفته ولی اللّهت، ولی
ای رتبهات به نزد ولیّ خدا عظیم
ای از زمین ری جلواتت بر آسمان
نام تو چون ائمّۀ اطهار جاودان...
آورده سر فرود به خاک تو آسمان
هر بامداد و شامگهان بر مشام جان
بوی بهشت آورد از تربتت نسیم
تو سیّد الکریم و کرامت تبار تو...
دامان سبز ری شده باغ و بهار تو
بار علوم ریخته از شاخسار تو
باشد بهشت قرب الهی مزار تو
با مهر تو ز آتش دوزخ مرا چه بیم!
بوی حسین میدمد از خاک این مزار
یا کربلا به دامن ری گشته آشکار...
قبر تو کعبۀ دل خوبانِ روزگار
جدّ مطهّر تو قسیم بهشت و نار
مهر تو نیز جنّت و قهرت بود جحیم...
صحن مطهّرت به زمین عرش دیگر است...
همسایۀ تو زادۀ موسی بن جعفر است
جاری ز چشمههای علوم تو کوثر است
تا قبّۀ طلات به ری سایهگستر است
بر ری سزد که رشک برد جنّةُ النّعیم...
...در شهر ری غریبی و با خلق آشنا
از ما همه تضّرع و عجز، از تو اعتنا
زیبد امام عصرِ تو گوید تو را ثنا
با جملۀ مبارک «اَنتَ ولُّینا»
خطّ تو خطّ نور و صراط تو مستقیم...
📝 #غلامرضا_سازگار
🌐 shereheyat.ir/node/3934
✅ @ShereHeyat
#حضرت_عبدالعظیم علیهالسلام
#غزل
🔹درس بندگی🔹
نام گرامیاش اگر عبدالعظیم بود
عبد خدای بود و مقامش عظیم بود
گر از کرامتش همه کس فیض میبرد
از نسل خاندان امامی کریم بود
عطر حدیث آل رسول از لبش چکید
در مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود
تنها نبود پیک خوشالحان باغ عشق
پرهیزگار و عابد و زاهد، حکیم بود
آموخت درس بندگی از اهلبیت نور
محبوب پیشگاه خدای علیم بود
غیر از خدا نداشت نیازی به هیچکس
در عمر خویش صاحب طبعی سلیم بود
لبخند مهربانی و گرمش چو آفتاب
دست نوازشی به سر هر یتیم بود
گلسیرتان عشق به مدحش سرودهاند
اخلاق او لطیفتر از هر نسیم بود
پیوسته او به منزل مقصود میرسید
زیرا صراط زندگیاش مستقیم بود
هفتاد و نُه بهار ز عمرش گذشت و باز
در سایۀ امید و ولایت مقیم بود
پروانۀ بهشت به دستش دهد خدا
هر کس که زائر حرم این کریم بود
هر کس که رو نمود بر این آستانه گفت
این بوستان عشق، بهشتیشمیم بود
عبد حقیرِ اوست «وفایی» اگر چه باز
دل در جوار حضرت عبدالعظیم بود
📝 #سیدهاشم_وفایی
🌐 shereheyat.ir/node/5314
✅ @ShereHeyat
هدایت شده از شعر هیأت
آیات نصر.pdf
حجم:
929.8K
📕 «آیات نصر»
اشعار برگزیده در تجلیل از سید مقاومت
شهید سیدحسن نصرالله
«آیات نصر» دربردارندۀ گزیدهای از اشعار شاعران انقلاب است که در تجلیل از سید مقاومت شهید سیدحسن نصرالله و مقاومت مردم لبنان سروده شده است.
این کتاب که به صورت الکترونیکی عرضه میشود؛ شامل بیش از ۵۰ شعر در قالبهای غزل، قصیده، مثنوی، چارپاره، مربعترکیب و رباعی است.
امید است ایندست تلاشهای شاعران دغدغهمند، گامی در جهت پیشبرد اهداف جبهۀ مقاومت باشد و مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد.
🌐 shereheyat.ir/node/6165
✅ @ShereHeyat
🌷 تقدیم به شهید والامقام
#سیدحسن_نصرالله
🔹تماشا کن شکوهش را🔹
شروع ماجرای اوست، پایانی که ما دیدیم
در این دنیا نمیگنجید، انسانی که ما دیدیم
مسیحا بود و انفاسش به دلها زندگی میداد
نخواهد شد اسیر مرگ، آن جانی که ما دیدیم
از این سروی که افتاده، هزاران سرو میروید
حریف او نخواهد شد، زمستانی که ما دیدیم
تماشا کن شکوهش را که حتی در دل آتش
تلاطم میکند موج خروشانی که ما دیدیم
بخوان «انا فتحنا» و بخوان از «جاء نصرالله»
سراسر آیۀ فتح است لبنانی که ما دیدیم
بدان ای ریشۀ صهیون اگر در سنگ هم باشی
به بادت میدهد یک روز طوفانی که ما دیدیم
📝 #محمدحسین_مهدویان
✅ @ShereHeyat