eitaa logo
شعر هیأت
14.3هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
253 ویدیو
28 فایل
مؤسسهٔ فرهنگی هنری «شعر هیأت» شناسهٔ ملی: ۱۴۰۱۴۶۷۲۶۹۹ 🚩 شعر هیأت ✅ eitaa.com/ShereHeyat 🚩 شعر هیأت | نوحه و سرود ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nohe 🚩 شعر هیأت | کودک و نوجوان ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nojavan
مشاهده در ایتا
دانلود
شهر آماده‌ست، هنگام نبرد خیبر است پادگان ما خیابان، مسجد ما سنگر است مرحبا بر غیرت این مردمِ پا در رکاب این حضور، این نور برق ذوالفقار حیدر است داغ ما در شهر گسترده‌ست با هر گام ما داغ ما از جنس عاشوراست، داغی دیگر است رهبر آزادگان فرمود: در راه حسین فکر بیعت با یزیدی‌ها خیالی ابتر است ای برادر از نشستن جز زیان حاصل نشد در خیابان باش، آری ایستادن بهتر است انتهای این خیابان می‌رسد صبح ظهور در شب قدریم و خورشید آخر این معبر است 📝 @ShereHeyat
هدایت شده از KHAMENEI.IR
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 ویژه، ببینید؛ 🎥 روضه‌خوانی جان‌گداز رهبر شهید انقلاب از لحظات عروج امیرالمومنین‌ علیه‌السلام 📆 انتشار به مناسبت تقارن ایام شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی رضوان‌الله‌علیه با شهادت حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام 🖥 Farsi.Khamenei.ir
علیه‌السلام 🔹باعث افتخار مولا🔹 دل من! بی‌قرار مولا باش بر قرار و مدار مولا باش مات آیات نور و شمس و قمر محو لیل و نهار مولا باش روزی از روضهٔ امیر بگیر روز و شب ریزه‌خوار مولا باش برکت از برکهٔ غدیر بجوی تشنهٔ چشمه‌سار مولا باش راوی الغدیر و القطره جاری جویبار مولا باش تا که صاحب جواهرت سازند گردی از رهگذار مولا باش انتظار فرج اگر داری درخور انتظار مولا باش وارث عرصهٔ بصیرت و صبر باعث افتخار مولا باش حق نهج‌البلاغه غربت نیست حافظ یادگار مولا باش کلمات قصار را دریاب غرق نور بحار مولا باش ذاکر فضل او هزارانند یکی از صدهزار مولا باش چارده قرن پیش رو بشتاب راهی روزگار مولا باش قصهٔ «شقشقیه» را بشنو تا ابد غصه‌دار مولا باش خار در چشم و استخوان به گلو همه‌دم اشک‌بار مولا باش یار مظلوم و خصم با ظالم شیعهٔ حق‌مدار مولا باش عمر را با علی معامله کن هرنفس وامدار مولا باش رکن «حی علی الصلاة» علی‌ست با اذان رهسپار مولا باش روح «حی علی الفلاح» علی‌ست سالک رستگار مولا باش ‌اصل «خیر العمل» ولایت اوست در عمل دوست‌دار مولا باش حجِّ کعبه طواف خانهٔ اوست مُحرِم مستجار مولا باش عهد محکم ببند با قرآن عبد در اختیار مولا باش دل به احیای امر او بسپار یار پرهیزگار مولا باش پا فقط جای پای او بگذار مثل سلمان کنار مولا باش نظری بر شکوه خیبر کن شاهد شاهکار مولا باش چون ابوذر چه باک از ربذه؟ با زبان ذوالفقار مولا باش با دفاع از حریم اهل‌البیت همه‌جا پاسدار مولا باش :: در یمین و یسار مولا باش ناصر و جان‌نثار مولا باش در صف «شرطةالخمیس» بمان در جنان هم‌جوار مولا باش هرچه در راه او فدا کردی باز هم شرمسار مولا باش اقتدا کن به مالک اشتر مظهر اقتدار مولا باش.. امر «فَاسلُک مع علی» یعنی همه‌جا در کنار مولا باش «اَین عمار» بشنو و همه‌عمر عین عمار، یار مولا باش شاهدت ذوالشهادتین بس‌ است تا شهادت کنار مولا باش بر سر عهد پایدار بایست میثم سربه‌دار مولا باش با کمیلش کمال پیدا کن یار شب زنده‌دار مولا باش با حبیبش بیا به کرببلا مسلمی از تبار مولا باش :: ای دل آیینه‌دار مولا باش خانهٔ بی‌غبار مولا باش گوش من شرح غربتش بشنو چشم من اشک‌بار مولا باش مگر از چاه کمتری ای دل؟ همه‌دم رازدار مولا باش انس با وادی‌السلام بگیر تا ابد همجوار مولا باش بین آیات کهف سیری کن این‌چنین یار غار مولا باش خواب اصحاب کهف بیداری‌ست با بصیرت کنار مولا باش با دعای صباح او برخیز بهره‌مند از بهار مولا باش پی تجدید عهد با مهدی ندبه کن بی‌قرار مولا باش روزگار ظهور در راه است رهسپار دیار مولا باش با مناجات مسجد کوفه در امان و حصار مولا باش دربه‌در گرد مسجد کوفه باز چشم‌انتظار مولا باش «اَصبَغ‌ بن‌ نُباته» را دیدی؟ این‌چنین بی‌قرار مولا باش حُسن «اصبغ» به «صبغةالله» است به همین رنگ، یار مولا باش‌ مثل اشک فراق فاطمه‌اش مَحرَم شام تار مولا باش ساعتی مثل «صَعصَعه» برخیز روضه‌خوان مزار مولا باش گرد قبر ابوتراب بگرد زائر خاکسار مولا باش در عزای اباالحسن بنشین با حسن سوگوار مولا باش با دم نوح و نوحهٔ آدم دم به دم داغدار مولا باش تا که روح‌القدس مؤید توست شاعر سازگار مولا باش 📝 @ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹سعادتمند🔹 به قرآنی که داری در میان سینه‌ات سوگند که هرگز از تو و از خاندانت دل نخواهم کند و ایمان دارم ‌ای مهرت قیامت‌ها به پا کرده گنهکارانِ چون من عاشقت را زود می‌بخشند پر از حس غریب روزهای آخر سالَم پر از دودی که برمی‌خیزد از خاکستر اسفند دلم امشب شبیه کوچه‌های تا حرم تنگ است دلم در حسرت ایوان دلباز شما تا چند؟ و غمگینم به قدر شانۀ سنگین گاری‌ها که ساکم را به سختی تا خیابان تو آوردند و مسکینم به قدر آن گدایانی که در غربت... فقط امّید دارم از تو ‌ای شاه نجف لبخند نشستم گوشۀ صحنت برایت شعر می‌خوانم اگر این لحظه‌ها حس می‌کنم هستم سعادتمند 📝 🌐 shereheyat.ir/node/3711@ShereHeyat
علیه‌السلام 🔹أین عمار🔹 مَردمِ كوچه‌های خواب‌آلود، چشم بیدار را نفهمیدند مرد شب‌گریه‌های نخلستان، مرد پیكار را نفهمیدند وصله‌های لباس و پاپوشش، و یتیمان مست آغوشش راز آن كیسه‌های بر دوشش، در شب تار را نفهمیدند مردمِ دل‌بریده از بعثت كه فقط فكر آب و نان بودند مثل اشراف عهد دقیانوس، قصهٔ غار را نفهمیدند با تبر باغ را درو كردند، حالی از باغبان نپرسیدند خم به ابرویشان نیاوردند، در و دیوار را نفهمیدند نیمه‌شب بود و سایه‌ها آرام، كوچه را خیس اشک می‌كردند گفت مولا كه زود برگردیم، تا غم یار را نفهمیدند لات‌هایی كه عبدود بودند، ابتدا با هبل بلی گفتند بعد از آن هم كه یاعلی گفتند، «أین عمّار» را نفهمیدند آخر قصه‌اش بهاری بود، سورهٔ انفطار جاری بود عالمان قرائت و تفسیر، شوق دیدار را نفهمیدند كودكانی كه باخبر بودند، از همه روزه‌دارتر بودند بس كه لب‌تشنهٔ سحر بودند، وقت افطار را نفهمیدند 📝 🌐 shereheyat.ir/node/1460@ShereHeyat
عمری‌ست که دم‌ به‌ دم علی می‌گویم در حال نشاط و غم علی می‌گویم تا حال، علی گفتم و ان‌شاءالله تا آخر عمر هم علی می‌گویم 📝 🏷 علیه‌السلام ✅ @ShereHeyat
علیه‌‌السلام 🔹مهمانِ علی🔹 هیچ کس نشناخت دردا! درد پنهان علی چون کبوتر ماند در چاه شب افغان علی چون علی نشناخت خود را در جهان، یک حق‌شناس ماند در آیینه سیمای درخشان علی از علی کی زودتر ای صبح، سر برداشتی؟ یک شب از بالین شب تا صبح پایان علی گرچه ای بغض، آبرویت را علی هرگز نریخت همچو سنگ آویختی دست از گریبان علی چاشنی دارد اگر مرگ و حیات از شور عشق آبرویش مایه دارد از نمکدان علی از دهانی بر دهانی می‌رود چون بوی گل قصهٔ از گوش‌های خَلْق پنهانِ علی در میان آید اگر پای عدالت، می‌نهد، داغ بر دست برادر، خشم سوزان علی پرچم فتحی درخشان بود در روز نبرد چون درفش صبح صادق، گَرد جولان علی کودک باهوشِ عقل و علم بازیگوش را با هزاران خون دل، پرورده دامان علی در کویر خاک، باغ لاله‌پوش کربلا هست چشم‌انداز سبزی از گلستان علی کعبه از شوق لقای او گریبان چاک زد هست یعنی کعبه هم از سینه‌چاکان علی! نقش آن چاک گریبان، ماند در بیت عتیق تا نشانی باشد از زخم نمایان علی ای غم! از درد علی، بویی نیاوردی به دست عودسان هر چند عمری سوختی جان علی نالهٔ مجروح دارد ساز غم، امشب مگر خورده زخم از ناترازان فرق میزان علی؟ داده بود انگشتری را بر گدای دیگری داد جان را بر شهادت، لطف حیران علی در میان تنگ‌دستی‌ها، شهادت مرده بود گر نبود او را دمادم روزی از خوان علی کی شهادت با علی یک‌دم جدایی داشته‌ست؟ بوده این مسکین تمام عمر، مهمان علی! با شهادت از رگ گردن علی نزدیک‌تر او در این حسرت که بیند روی تابان علی نیست چندان اعتباری گوهر جان را، «فرید»! تا بگویم ای سر و جانم به قربان علی 📝 🌐 shereheyat.ir/node/1452@ShereHeyat
علیه‌‌السلام 🔹غریب🔹 مانند تو غریب، زمین و زمان نداشت انبوه دردهای تو را آسمان نداشت افسوس... با تمام بزرگی، زمین ما جایی برای ماندن تو در میان نداشت.. محراب مانده بود در آن صبح فتنه‌خیز می‌خواست نعره سر دهد امّا توان نداشت بعد از شهادت تو سخاوت به خاک رفت دستان مهربان تو را آسمان نداشت پیش از تو ای بهانۀ هر آفرینشی! هستی هنوز هستی خود را گمان نداشت آری عدالتی که بنا ریخت در جهان جز کینه از برای علی ارمغان نداشت گاهی کنار نخل و زمانی کنار چاه شب‌های سوگ فاطمه چشمت امان نداشت یا مرتضی! پس از تو جهان تیره‌روز شد زیرا بدون تو پدری مهربان نداشت من خاک را قدم زدم و هیچ جا دلم جز سایه‌سار مِهر علی سایه‌بان نداشت یا مرتضی! ببخش اگر در رثای تو شعر «خروش»، قدرت شرح و بیان نداشت 📝 🌐 shereheyat.ir/node/2505@ShereHeyat
هرچند که غافل از تو بودم هردم هرچند که خانۀ تو را گم کردم هر سو رفتم نشانه‌ای بود از تو آغوش گشوده‌ای مگر برگردم 📝 🏷 @ShereHeyat
🔹مى‌گذرد اين لحظات🔹 خيز، اى بندۀ محروم و گنهکار بيا يک شب اى خفتۀ غفلت‌زده، بيدار بيا بس شب و روز که در زير لَحَد خواهى خفت دَم غنيمت بشمار امشب و بيدار بيا شب فيض است و درِ توبه و رحمت باز است خيز، اى عبد پشيمان و خطاکار بيا پردۀ شب که بُوَد آيت ستّارىِ من دور از ديدۀ مردم، به شب تار بيا اين تويى، بندۀ آلوده و شرمندۀ من اين منم، خالق بخشندۀ ستّار، بيا مگشا دست نيازت به عطاى دگران دل به من بسته و بگسسته ز اغيار بيا فرصت از دست مده، مى‌گذرد اين لحظات منشين غافل و بى‌حاصل و بی‌کار، بيا 📝 🌐shereheyat.ir/node/2689@ShereHeyat
🔹قبلۀ جان🔹 شب است، منتظر ای دوست تا سحر باشیم سحر ز گرمی دیدار شعله‌ور باشیم به سوی قبلۀ جان روی دل بگردانیم در التفات بدان پاک، هم‌نظر باشیم به کوچه‌‌های شب از شوق گام بگذاریم در این طریق چو مهتاب رهسپر باشیم من و تو هم‌دل و هم‌ر‌از یکدگر هستیم چرا ز حال هم این‌قدر بی‌خبر باشیم؟ گشوده‌اند در، از هفت آسمان امشب دعا کنیم هواخواه یکدگر باشیم دعا کنیم اگر خلقت بشر داریم ز فکر پاک و دل پاک هم، بشر باشیم دعا کنیم به ایمان چو رهنمون شده‌ایم به سوی خیر خِردوَرز و راه‌بر باشیم هراس و یأس و هوس کشت نسل انسان را دعا کنیم بمانیم و بی‌خطر باشیم به بال مرغ دعا راه آسمان گیریم در آن کرانۀ پرنور هم‌سفر باشیم ندیده خیر، کس از ابرهای بی‌باران بیا ملازم چشمان پرگهر باشیم چو اشک آمد و در زد سری به سجده بریم چو آه سر زد و پر زد در او اثر باشیم امید، روشن اگر نیست ما چراغ شویم گناه، خرمن اگر بود ما شرر باشیم به رغمِ فعل بد و ناستوده‌کرداری ز هرچه خوب جهان است، خوب‌تر باشیم 📝 @ShereHeyat
🔹به حق شاه مردان🔹 خدایا! کشتی‌ام بی‌بادبان است دلم را دل نگو، آتشفشان است پر از تنهایی‌ام، یاری ندارم گرفتارم، کس و کاری ندارم کویرم، روسیاهم، سوت و کورم الهی! هرچه هستم از تو دورم دلم خالی‌ست، امیدی ندارم به جز لبخند تو عیدی ندارم مرا گر صبح و ظهر و شام طی شد پر از قهر و پر از دشنام طی شد خداوندا! غم نان غافلم کرد غم نان غافل از حال دلم کرد سراپا گریه‌ام، صبری ندارم درون پلک خود ابری ندارم تنم خشکیده، بارانی به من ده از این جان خسته‌ام، جانی به من ده خداوندا! «به حق شاه مردان» مرا آنی جدا از خود مگردان.. :: شناساندی به من یکتایی‌ات را نمایاندی به من زیبایی‌ات را مرا خواندی به رستاخیز نورت مرا سرشار کردی از حضورت اسیرم کن که آزاد تو باشم خرابم کن که آباد تو باشم دچار راه و رسمی باطلم من کویری تشنه و بی‌حاصلم من همه از من گناه و شرمساری همه از تو صبوری، بردباری نشد روزی که خوارم کرده باشی به مردم واگذارم کرده باشی شنیدم عاشقان را دوست داری بگو دست مرا هم می‌فشاری؟ به فضل خود مرا دریاب، یا رب مرا بیدار کن از خواب، یا رب به جز تو هیچ امیدی ندارم به جز خوشنودی‌ات عیدی ندارم به جز نامت نخواهم نام دیگر کجا جز بام مهرت بام دیگر؟ در لطف تو بر من باز باز است به سوی تو وجودم در نماز است مبند ای ماه! درهای دعا را اجابت کن نوای بی‌نوا را به امید تو دل بستن چه زیباست به دریای تو پیوستن چه زیباست کویرم، بر سرم از نور قرآن بباران و بباران و بباران 📝 🌐 shereheyat.ir/node/5506@ShereHeyat