#شعر_عاشورایی
#امام_حسین علیهالسلام
#غزل
🔹فدای ماتم تو🔹
ای چهلروز مانده تا غم تو
جان عالم فدای ماتم تو
بوی پیراهن تو میآید
چه عجبعالمیست عالم تو
بیتو هر روز، روز عاشوراست
هر طرف روضهٔ مجسّم تو
تو به دنبال اسم اعظم عشق
همه دنبال اسم اعظم تو
ای شکوهِ به گریه پیچیده
ای غمِ با حماسه توأم تو
متحیّر صفوفِ سینهزنان
در پریشانیِ منظّم تو!
شرح نهجالبلاغه میگوید
اهتزاز بلندِ پرچم تو
تا قیامت تکان نخواهد خورد
عَلم خیمهگاه محکم تو
اشکم و چکهچکه میسوزم
تا شوم ذرهذره مَحرم تو
یک دل سیر، بغض خواهم کرد
تا شب اول محرّم تو
📝 #مهدی_جهاندار
✅ @ShereHeyat
یزدان، که تو را ولایت مطلق داد
بازار محبّت تو را رونق داد
نور تو نوید «زَهَقَ الباطل» بود
مِهر تو به دل مژدۀ «جاءَ الحَق» داد
📝 #محمدجواد_غفورزاده
✅ @ShereHeyat
#شعر_انتظار
#غزل
🔹ماه تمام🔹
عشاق را حیات به جان است و جان تویی
جان را اگر حیات دگر هست آن تویی
هر جا مهیست پیش رخت هست ناتمام
ماه تمام روی زمین و زمان تویی
یوسف اگر چه بود بهخوبی عزیز مصر
حالا به ملک حُسن، عزیز جهان تویی..
گر دل ز درد خون شد و گر جان به لب رسید
غم نیست، چون طبیب منِ ناتوان تویی..
گر جان به باد داد «هلالی» از آن چه باک؟
جانی که هست در تن او جاودان تویی
📝 #هلالی_جغتایی
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
فرازی از یک #غزل_مثنوی
🔹هزار چشمِ امید🔹
سلام بر تو که سلطانِ مُلکِ عشق، رضایی
سلام بر تو که مقبولِ آستان خدایی
سلام بر تو که ما را تو دستگیر و تو یاری
سلام بر تو که گنجی نهان ز عاطفه داری..
تویی که عاطفه جاریست از تمام وجودت
خیال و خاطره مکشوف از کتاب شهودت
تو ای وسیلۀ نزدیک در اجابتِ خواهش
مقام قُرب، هویداست از رکوع و سجودت
حضور دَعوِی لبیک در نماز و دعایت
ظهور آیۀ توحید در فراز و فرودت
صحیفههای بلیغ است در کلام بلندت
روایح گل یاس است در قیام و قعودت
هزار دستِ دعا، قفل میشود به ضریحت
هزار چشم امید از چهار سوست به جودت
به دادِ مردم درمانده میرسد به شفاعت
مروّتی که کرم کرده کردگارِ ودودت..
از آن گروه که هستند، دوستدارِ ضریحت
چه ازدحامِ غریبیست در کنارِ ضریحت
چو پلّکانی از امواج شانه بر سر شانه
دعا زبانهکشان، جویبارِ اشک روانه
محبت تو کشانده چقدر ساده و آسان
دل محمدیان را به سمت و سوی خراسان..
شب است و ذوق مناجات و حال گریه فراهم
برای با تو نشستن مجالِ گریه فراهم
به خواب گفتهام امشب، به دیده راه نداری
مجال پرسه در این عرصه تا پگاه، نداری
بگیر بهرهای از شام قدر، ای دلِ غافل!
که با کلیدِ دعا میشود مرادِ تو حاصل
دعا به رویِ تو وا میکند دری ز کرامت
دعا تو را برساند به سایهسارِ سلامت
دعا کلیدِ بهشت است اگر تو اهل بهشتی
به خاطر دلت امشب، دو قطره اشک نوشتی..
اگر امیدِ قبولی؟ همین دو قطره کفایت
تو و امامِ هُمام و رواقهایِ عنایت..
دلی به بند ملال، آهوانه سوی تو آمد
زبان اشک گشود و به گفتگوی تو آمد..
کدام درد ندید از دوای مهر تو درمان؟
کدام رنج نیابد به دستِ مهرِ تو پایان؟
کدام خاطرِ آشفتهای نشد ز تو آرام؟
کدام مشکلی از بذل لطف تو نشد آسان؟
به نامِ نامیِ تو، ای بزرگوارِ گرامی
گشودهاند در این آستانه سفرۀ احسان
تو را به لطف عظیمی که کردهاند عنایت
تو را به آنکه عطا کرده بر تو نورِ ولایت
تو را به حقّ خدایی، که آفرید ز نورت
تو را به جانِ عزیزی، که داشت از تو حکایت
تو را به جدّ گرامی، تو را به جدّۀ پاکت
تو را به آیت ایمان، تو را به فضلِ هدایت
که لطف بازنگیری به پیشگاهِ شفاعت
که رحمت آوری آن را که خواست از تو رعایت..
📝 #محمدجواد_محبت
🌐 shereheyat.ir/node/5759
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#غزل_مثنوی
🔹جادۀ توحید🔹
کنار پنجرهفولاد، گریه مغتنم است
در این حریم برای تو گریه محترم است
جهان سادۀ من: گریۀ وصال و فراق
تمامی دو جهان، گوشۀ همین حرم است
شروع مرگ، زمان جدا شدن از تو
به پایِ عشق تو مردن، حیاتِ دم به دم است
چه دورم از تو... خدایا چه دیر فهمیدم!
تو در کنار من و سرنوشت من عدم است
تو را در آینههایم نشد نشان بدهم
چقدر ساحت این شعر کوچک است و کم است
برای جستن دُرّ حدیث سلسلهتان
زمان به حال رکوع است و پشت عرش، خم است
حدیث گفتی، حقا چه اتفاق افتاد
به حکم «اِلّا»یت، پرده از نفاق افتاد..
نفاق و کفر به حکم تو راهشان سد شد
مسیر کوی ولا غرق رفت و آمد شد
سرودی «اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا الله»
ولایت تو نشان داد راه را از چاه
به«لا اله»، اذان را دوباره جان دادی
برائت از همۀ کفر را نشان دادی
«بشرطها»ی شما راه را به ما فهماند
حضور منتشر ماه را به ما فهماند
به«لا اله» رسیدیم و نفی غیر شما
به بارگاه ولا، حصن محکم «الا»
به حصن محکم خود راه دادهای ما را
به زیر پرچم خود راه دادهای ما را
حدیث گفتی و از حکمتت جهان پر شد
کنار دریایت، هرصدف پر از دُر شد
حدیث سلسله، تفسیر ناب توحید است
تجلیات ولایت به قاب خورشید است
به سمت جادۀ توحید میبرد ما را
به سوی خانۀ خورشید میبرد ما را
کلیموار به طور تبسم آمدهایم
به شوق «و رضیالله عنهم» آمدهایم
زیارت تو شبیه عروج تا عرش است
حریم تو ملکوت است؟ فرش یا عرش است؟
عروج عرشنشینان، هبوط در حرمت
مقام سلطانی، خوشهچینی از کرمت
به لطف نور تو هر ظلمتی سحر گردد
گناهکار بیاید فرشته برگردد
به اشتیاق نگاه تو زائرت شدهام
همین بسم که بگویی که شاعرت شدهام
تو قول دادهای ای مهربان- که همنفسی-
سهجا به داد دل شیعیان خود برسی
سهجا؟ نه در همهجا لطف تو کنار من است
تو آن امام رئوفی که بیقرار من است...
📝 #سیدمهدی_حسینی_رکنآبادی
🌐 shereheyat.ir/node/5763
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#قصیده
🔹دارالشفا🔹
ای مرا آرام جان، سوی تو جان آوردهام
بندگی را در حضورت ارمغان آوردهام
بارگاهت را پی تعظیم، سر بسپردهام
آستانت را پی تشریف، جان آوردهام
خاک کوی مشکبویت را به مژگان رُفتهام
محضرت را روی گردآلود از آن آوردهام
ذرهای را تا حضورِ مهر تابان بردهام
قطرهای را سوی بحر بیکران آوردهام
دردمندم من بر این دارالشفا دل بستهام
ریزهخوارم رو بر این گستردهخوان آوردهام
بیقراری را ز دیده جوی خون بُگشادهام
شرمساری را رخی چون زعفران آوردهام..
نیمهجانی خسته و فرسوده از بار گناه
در جوار رحمتت ای مهربان آوردهام..
ای سراپا لطف، دریابم که افتادم ز پای
دستگیرم شو که بس بار گران آوردهام
روی زرد و جان رنجور و دلی امیدوار
این همه بر دوشِ جسمی ناتوان آوردهام
گر بگردانی تو روی از من که را روی آورم؟
با امیدی روی بر این آستان آوردهام..
هرچه دارم از طفیل لطف بیپایان توست
گر لبی خاموش و گر طبعی روان آوردهام
ذرهام، پیوندم از خورشید کی گردد جدا؟
نیستم، اما ز هستیها نشان آوردهام
با کدامین آبرو از رفتهها عذر آورم؟
من که با سرمایۀ هستی، زیان آوردهام
هم تو را میآورم در ساحت قدست شفیع
هم تو را در پیشگاه تو ضمان آوردهام
شرمسارم از تهیدستی اگر در محضرت
دامنی پر درّ و گوهر ارمغان آوردهام
نعمت اینم بس که در هر صبحدم چون آفتاب
رو به دربار امام راستان آوردهام..
دایه، چون برداشت کامم را به نام نامیات
در نخستین حرف، نامت بر زبان آوردهام
ای خدا را حجت و ای هشتمین حجت به خلق
گر قبول افتد زبان مدحخوان آوردهام..
گفتم از الفاظ رنگین زیوری بندم به نظم
ای دریغا کآسمان و ریسمان آوردهام..
وصف ذاتت در بیان هرگز نگنجد، لاجرم
از دل امیدوارم ترجمان آوردهام..
📝 #احمد_کمالپور
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#قصیده
🔹دارالامان🔹
تا که ره بر درگه آل پیمبر یافتم
هرچه گم کردم به هر درگاه از این در یافتم..
تا که آوردم بر این دولتسرا روی نیاز
از دم روحالقدس فیض مکرر یافتم..
یک نفس رو برنخواهم تافت زین دارالامان
راحت خاطر از این در یافتم گر یافتم
دامن مطلوب از این درگاه آوردم به دست
گوهر مقصود از این خاک مطهر یافتم
تشنهکامی خسته بودم در بیابان طلب
لطف ایزد یار شد تا ره به کوثر یافتم
نقد توفیق و سعادت را که میجستم ز بخت
در حریم زادۀ موسی بن جعفر یافتم
سالها سرمایۀ عمر ار به غفلت باختم
رخ چو بر این خاک سودم عمر دیگر یافتم
آنچه بر این آستان اشک تمنا ریختم
بخت یاری کرد و از هر قطره گوهر یافتم
بارگاه هشتمین شمع ولایت را به طوس
مرجع آمال درویش و توانگر یافتم
گر به خود زین طالع فرخنده میبالم رواست
کاین هما را بر سر خود سایهگستر یافتم
داشتم همواره بر الطاف او چشم امید
تا سرانجام از نهال آرزو بر یافتم
تا که بر این در پناه آوردم از کید جهان
خویشتن را ایمن از هر فتنه و شر یافتم
جان و دل قربان مولایی که از فرّ و جلال
ملک دلها را به عشق او مسخّر یافتم
تا گدای این درم سر بر فلک سایم ز فخر
از فلک این خاک را در رتبه برتر یافتم
📝 #ذبیحالله_صاحبکار
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#قصیده
🔹دارالسلام🔹
مگر در ساعت رفتن دلم جا مانده بود اینجا؟
که از پی کفشدارانش مرا خواندند زود اینجا
سلامم را که پیش از لب گشودن در جواب آمد؟
دخیلم را چه کس پیش از گره بستن گشود اینجا؟
نمازم را که پیش از بستنِ قامت، امامت کرد؟
دعایم را که پیش از عرض حاجتها شنود اینجا؟
چو خیل زائران خاکیاش در آمدوشدها
ملک شانه به شانه در فرود و در صعود اینجا
ولایت چشمهای دارد که در این خانه باید دید
کرامت معدنی دارد که باید آزمود اینجا
هدایت کوکبی دارد، از این مشرق شده طالع
نبّوت موکبی دارد که میآید فرود اینجا
تو در بازار دل چشمی مهیّا کن چه میدانی
به هر آیینه چندین جلوه خواهد رو نمود اینجا؟
تو همّت خواه از این سلطان که در حاجترواییها
ازل را تا ابدها نیست رنگِ دیر و زود اینجا..
قرار اینجاست، یار اینجاست، کار اینجاست، بار اینجا
کرم اینجاست، لطف اینجاست، فضل اینجاست، جود اینجا..
چنان جانهای پاک انبیا صف بسته بر این در
که آدم دارد از خاتم تقاضای ورود اینجا
مسیح اینجا، کلیم اینجا، خلیل اینجاست، نوح اینجا
شعیب اینجاست، شیث اینجاست، لوط اینجاست، هود اینجا..
منم مور و سلیمان هم به لطفش کرده مهمانم
وگرنه من که میدانم که جای من نبود اینجا
مگر شمعی شوم در گوشهای از این حرم، گریان
که جز با اشکِ عجز، آیینهای نتْوان فزود اینجا
شفایم میدهی با دستهای روشنت، آنجا
به خاکت میتپد گلهای اشکِ من، کبود اینجا..
هزار آیینه آوردم به سودای بهارانش
ولی یک غنچه لبخندش مرا از خود ربود اینجا..
خلائق را نسیم روضۀ «دارالسلام» این در
ملائک را ز ابواب زمین «باب السجود» اینجا
ببین حج تمام اینجا، نماز اینجا، امام اینجا
طریقت را عماد اینجا، شریعت را عمود اینجا
کلید خانۀ سبزِ بهشتت در کف است ای دل
توان در مدح اهلالبیت اگر بیتی سرود اینجا
📝 #محمدسعید_میرزایی
🌐 shereheyat.ir/node/5765
✅ @ShereHeyat
#مناجات
#امام_رضا علیهالسلام
#قصیده
🔹رضای او🔹
دمی با آه خلوت کن، بگیر ای دل جلا اینجا
بیا سبقت بگیر از خلق، با رنگ خدا اینجا
به نفس خویش غالب باش تا صاحبنفس باشی
خدایی میشوی با نفس خالی از هوا اینجا
گواهم آیت «لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ الله» است
به استقبالِ استغفار میآید، رجا اینجا
من آداب زیارت را مفاتیحالجنان دیدم
شنیدم «فَادْخُلُوها خالِدِین» را بارها اینجا
ریاض الجنة است اینجا نیازی بر ریاضت نیست
رضایتنامهای کافیست با مهر رضا اینجا
به اشکی باز گردان آبروی رفته را برگرد
بجو از چشمۀ خیر کثیر آب بقا اینجا..
گناهانیست مخفی از همه «بینی و بین الله»
که مشروط است عفو آن به امضای رضا اینجا
رضای او «رَضِیَ اللهُ عَنهُم وَ رَضوا عَنهُ» است
اگر مشتاق رِضوانٌ مِنَ اللهی بیا اینجا
خدا با دستخط او خطای خلق میبخشد
به دست راست آید نامهٔ اعمال ما اینجا..
صدای زنگ ساعت میبرد زنگ دل ما را
که در دل میدمد هر ثانیه حمد و ثنا اینجا
مقرب باش با یارب لبالب باش از لبیک
«أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاع» است لبیک دعا اینجا
کنار خود امامی مهربانتر از پدر داریم
که حاصل میبرند از فضل او خلق خدا اینجا
به امر «رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلا» تلاوت کن
بخوان وصف مقام انبیا و اولیا اینجا
قرائت کن «لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْض»
بیا با آیتالکرسی به عرش کبریا اینجا
تضرع کن در این مضجع بخوان «مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَع»
بگیر اذن شفاعت از عزیز مرتضی اینجا
عیان بین دو کوه طوس، طور زادۀ موساست
به چشم دل تماشا کن تجلای خدا اینجا
::
تجلی میکند دائم صفات کبریا اینجا
همه اسمای او حُسناست «فَادْعُوهُ بِها» اینجا
«مَن اَرجوهُ لِکُلِّ خَیر» را در این حرم دیدم
که با «أینَ لِیَ الخَیر» آشنایم سالها اینجا
سحرهای دعا را با دعاهای سحر دریاب
بیا لب بر دعا وا کن که مییابی بها اینجا
شب و روز دلم با روضه و روزه هماهنگ است
که دارد آه من آهنگ تسبیح خدا اینجا
خوشا سی روزۀ ختم کتاب از باء بسم الله
خوشا حمدی که باشد افتتاحش با ثنا اینجا
به هر ختمی نثار روح خود رحمت فرستادیم
به ذکر فاتحه وا شد گره از کار ما اینجا
حریمش باب حاجات و کلید آن مناجات است
دعا کن هرچه میخواهی که میبخشد خدا اینجا
ملائک هر شبش را با سلامی قدر میدانند
همه تا مطلع الفجر فرج گرم دعا اینجا
یکی تسبیحخوانِ «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى»ست
یکی با آیههای سجده دارد اعتلا اینجا
یکی با سجدۀ «والنَّجم» در نجوای معراج است
یکی گرم مناجات است با «شمس» و «ضحی» اینجا
تمنا کن حقایق را، بدان قدر دقایق را
به قرآن «لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى» اینجا
طواف زائر او آیتی از «سعی مشکور» است
که مشهود است «أَنَّ سَعْیهُ سَوْفَ یرَى» اینجا
خوش آن سائل که ذکر دائمش «اَوفِ لَنَا الکَیل» است
خوش آن زائر که بیند «ثُمَّ یجْزَاهُ الْجَزَا» اینجا
به هر خیری که نازل میشود آری فقیرم من
عجب سرمایهای دارم به امید خدا اینجا
::
دو دست خالی آوردم پر از عطر دعا اینجا
عجب جمع نقیضینیست این فقر و غنا اینجا
به «إِنَّ اللهَ تَوَّابٌ رَحِیم» امّیدوارم من
که دیدم در زیارت «رحمةالموصوله» را اینجا
«الهی لا تُؤَدِبنِی»، «الهی لا تُعَذِّبنِی»
مرا تأدیب کن با رأفت و لطف و عطا اینجا
«الهی لا تعاقبنی» اجابت شد، یقین دارم
اگر لطفت نبود امشب نمیخواندی مرا اینجا
من آن عبد گریزانم پناهم داده سلطانم
وگرنه بوده جای مجرمی چون من کجا اینجا؟!
از این درگاه هرگز دست خالی برنمی گردم
که نگذاری بماند بنده محروم از عطا اینجا
::
وفا آیینهای دارد که میگیرد صفا اینجا
عطا گنجینهای دارد که مییابد بها اینجا
هجوم سائلان دور ضریح او مجابم کرد
همه دیدند ازاو خیر و کسی نشنیده لا اینجا
عنایاتش عیان باشد، چه حاجت بر بیان باشد
کراماتش نمیگنجد به ظرف لفظ ما اینجا
حرم هرگاه مهمانم، امین الله میخوانم
نمیبینم کسی غیر از علیّ مرتضی اینجا
به «اللهم فَاجعَل نَفسی» آری مطمئن هستم
که صادر میشود امر قَدَر، حکم قضا اینجا
«وَ اِلْحِقْنی بِنُورِ عِزِّکَ الْاَبْهَج» دلیل ماست
به بهجت میرسد قلب محبان رضا اینجا
زیارت، جامهای خواهد که از تقواست تشریفش
شهادت، نامهای خواهد به تصدیق وفا اینجا
«فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ» فدای آنکه در این ره
سر تسلیم دارد پای پیمان رضا اینجا
گروهی منتظر عمری دعای عهد میخوانند
گروهی ندبهها دارند هر صبح و مسا اینجا..
بخوان با آدم و نوح از مقام آل ابراهیم
ببین در آل عمران، آیتی از مصطفی اینجا
حسین این آیه را وقت وداع اکبرش خواندهست
بخوان تا کربلاییتر شود دلهای ما اینجا
به رسم دعبل ای دل دم بزن از آه اهلالبیت
مصیبتخوان شده «قبرٌ بطوس یالها» اینجا
📝 #سیدمحمدرضا_یعقوبی_آل
🌐 shereheyat.ir/node/5477
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#غزل
🔹دارالولایه🔹
به چشم خویش میبینم هزاران کوه طور اینجا
خراسان است یا سینا و یا دریای نور اینجا؟
مسیح انجیل بر کف رو در ایوان طلا کرده؟
و یا بر زائرین داود میخواند زبور اینجا؟
هجوم زائرین در این حرم محشر بهپا کرده؟
و یا مهدی امام منتظر کرده ظهور اینجا؟
محبت بین، عنایت بنگر، آقایی تماشا کن
سلیمان میکشد با دست رحمت ناز مور اینجا
مضامین بوی عطر وحی بخشد بر نفسهایم
تجلی کرده با روحالقدس شعر و شعور اینجا
امام مهربانم خواند از رأفت، به پابوسی
وگرنه من کجا و دولت فیض حضور اینجا
کلیم اینجاست، خضر اینجا، مسیح اینجاست، نوح اینجا
بهشت اینجاست، عرش اینجا، ملک اینجاست، حور اینجا
نماز اینجا، نیاز اینجا، سلام اینجا، جواب اینجا
حرم اینجاست، حج اینجاست، شوق اینجاست، شور اینجا
امام مهربان کی در به روی میهمان بندد
دهد اشک مرا پاسخ به لبخند سرور اینجا
یکی قرآن به دست و بر زبانش سورۀ فرقان
یکی دارد به لب یاسین و شمس و قدر و نور اینجا
زند روحالامین همچون کبوتر مرغ روحش پر
کند روحالقدس شعر ولایت را مرور اینجا
برات عفو میگیرند از دست رسول الله
گنهکاران عالم را اگر افتد عبور اینجا..
رئوف اهلبیت! از لطف و رأفت یک نگاهم کن
گنهکارم ولیکن آمدم از راه دور اینجا
در این دارالولایه، حاجتت «میثم» همین باشد
تو را جای بهشت آرند در روز نشور اینجا
📝 #غلامرضا_سازگار
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#غزل
🔹فیضِ جاودان🔹
سلام! آمدهام تا به من، امان بدهید
دلی به روشنی رنگ آسمان بدهید
یگانه مشرق عصمت! چه میشود که به من
برای عرض ادب، همت و توان بدهید؟
دخیل پنجره فولادتان شدم، شاید
به این کبوتر پربسته، آشیان بدهید
جز این دعا، چه بخواهم من از شما، که مرا
پناه، از خطر «آخرالزمان» بدهید
ودیعهایست نهان، در نهاد من «توحید»
به شرط آن که طراوت، شما به آن بدهید
از آستان شما، عرض حاجتم این است
که در زمین خراسان، به من ضمان بدهید
دلم که آهوی وحشیست، مانده سرگردان
شما طریق هدایت به او نشان بدهید
جواب این دل درمانده را، به جان جواد
به حُرمت نفس پاک قدسیان بدهید
علامت دل عاشق، شکستن است اینجا
به این شکستهدل، امید و آرمان بدهید
فرشتگان مقرّب! برای سرمۀ چشم
به من، غباری از این روضه ارمغان بدهید
رهایی از غم ایام، در ولای رضاست
به من، سعادت این فیضِ جاودان بدهید
یکیست حرف دلم با زبانم از اول
به من، توانِ قبولی در امتحان بدهید
در آفتاب قیامت، که عافیتسوز است
خدا کند به «شفق» نیز سایهبان بدهید
📝 #محمدجواد_غفورزاده
🌐 shereheyat.ir/node/3395
✅ @ShereHeyat
#امام_رضا علیهالسلام
#غزل
🔹پناهم بده🔹
آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجأ درماندگان
دور مران از در و راهم بده...
لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده...
تا که ز عشق تو گدازم چو شمع
گرمی جانسوز به آهم بده
لشکر شیطان به کمین من است
بیکسم ای شاه پناهم بده
از صف مژگان نگهی کن به من
با نظری یار و سپاهم بده
در شب اول که به قبرم نهند
نور بدان شام سیاهم بده
ای که عطابخش همه عالمی
جملۀ حاجات مرا هم بده
آنچه صلاح است برای «حسان»
از تو اگر هم که نخواهم بده
📝 #حبیب_چایچیان
🌐 shereheyat.ir/node/567
✅ @ShereHeyat