eitaa logo
شعر هیأت | کودک و نوجوان
1.8هزار دنبال‌کننده
173 عکس
33 ویدیو
2 فایل
مؤسسهٔ فرهنگی هنری «شعر هیأت» شناسهٔ ملی: ۱۴۰۱۴۶۷۲۶۹۹ 🚩 شعر هیأت ✅ eitaa.com/ShereHeyat 🚩 شعر هیأت | نوحه و سرود ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nohe 🚩 شعر هیأت | کودک و نوجوان ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nojavan
مشاهده در ایتا
دانلود
زمینه؛ قبولم کن.mp3
زمان: حجم: 1.5M
🔹قبولم کن🔹 کیه به هر کوچه رنگ ماتم می‌زنه؟ کیه درِ خونه‌‌ها رو پرچم می‌زنه؟ غم تو آتیش به قلب عالم می‌زنه جارو می‌گیرم، غبار غمت به‌پا باشه چایی می‌ریزم، تا که تو دلا صفا باشه در عزای تو، تا باشه از این کارا باشه «قبولم کن، صدقه سرِ همین اشکا قبولم کن، که رها بشم از این دنیا قبولم کن، یه روزی بشم فدات آقا» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نوای نوحه بازم از هر جا می‌رسه یه روضه‌خون خمیده از را می‌رسه صدای روضه به گوش دنیا می‌رسه مشکی می‌پوشم، زمین و زمان عزاداره گوشۀ خیمه، نوکر تو حاجتی داره غم نمی‌بینه، چشمی که برا تو می‌باره «قبولم کن، صدقه سرِ همین اشکا قبولم کن، که رها بشم از این دنیا قبولم کن، یه روزی بشم فدات آقا» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نسیم عشقت شمیم تربت می‌بره؟ یا این‌که نامه برای دعوت می‌بره؟ قدم قدم نوکراتو هیأت می‌بره دود اسفندا، تو دلا آتیش به‌پا کرده آقا دل‌ها رو، هواییِ کربلا کرده شوق دیدارت، دلامونو باخدا کرده «قبولم کن، صدقه سرِ همین اشکا قبولم کن، که رها بشم از این دنیا قبولم کن، یه روزی بشم فدات آقا» 📝 @ShereHeyat_Nojavan
نوحه؛ مولا حسین جانم.mp3
زمان: حجم: 1M
علیه‌السلام 🔹نذر تو طفلانم🔹 من مانده‌ام در کوفه تنها بی‌یاورم در اوج غم‌ها کوفه که بوده شهر حیدر خنجر کشیده بر، فرزند مولا ای نور دل زهرا گفتم بیا اما کوفه میا مولا «کوفه میا مولا» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یاری برای من نمانده جان سخن گفتن نمانده «طوعه» پناهم داد اما در کوفه مردی جز، یک زن نمانده آه، من با غمی جانکاه گفتم به اشک و آه لبیکَ ثارالله «لبیکَ ثارالله» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ باید شکست این بندها را با خون نوشت این پندها را کِی مرد، تنها رفته میدان؟ باید به میدان برد، فرزندها را من می‌خوانم از جانم ای نور چشمانم نذر تو طفلانم «مولا حسین جانم» 📝 @ShereHeyat_Nojavan
🔹عَلم عشق🔹 از همون روزای کودکی، برام مادرم اسم تو رو زمزمه کرد عمرمُ مدیون‌شم، که جونمُ یه‌جا، نذر پسر فاطمه کرد لالایی می‌خوند برام، بیدار بشم لالایی‌های علیِ اصغرُ اون روزی بزرگ می‌شم، که حس کنم استجابت دعای مادرُ اون روزی، روز منه که پیش تو توی این عاشقی، روسفید بشم اون روزی که با دعای مادرت برسم به آرزوم، شهید بشم منو عطری باز هوایی می‌کنه عطر بیداریه، عطر حرمه ببین آقا! با دعای زینبت منم امروز، روی دوشم عَلَمه من که پای روضه‌هات، بزرگ شدم زیر بار ظلم و ذلت نمی‌رم عَلَم عشقُ به دوشم می‌گیرم من حسینی‌ام، حسینی می‌میرم 📝 @ShereHeyat_Nojavan
نوحه؛ مولا حسین جانم.mp3
زمان: حجم: 1M
🔹بوی جدایی🔹 می‌آید از ره کاروانی از زندگی دارد نشانی برخیز و با او هم‌سفر شو نزدیک آقا باش، تا می‌توانی باش، با کاروان همراه تا آسمان تا ماه در راه ثارالله «لبیکَ ثارالله» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مولای مشتاقان رسیده آیاتی از قرآن رسیده کن آب و جارو کوچه‌ها را کوفه بیا! از راه، مهمان رسیده آه، ای شهر اشک و آه ناگه نبندی راه بر روی ثارالله «ای شهر اشک و آه» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ این دشت غم دارد نوایی دم می‌زند از بی‌وفایی دلشوره دارد عمه زینب می‌آید از صحرا، بوی جدایی آه، فردا در این صحرا او می‌دود تنها دنبال دخترها «صد آه و واویلا» 📝 @ShereHeyat_Nojavan
شور؛ حی علی العزا.mp3
زمان: حجم: 2M
علیه‌السلام 🔹حی علی العزا🔹 شکر خدا می‌بینم دوباره این شبا رو به زیر لب می‌خونم حی علی العزا رو بی‌تابم و بی‌تابی من غم حسینه آرامش من به زیر پرچم حسینه خونه حسینیه شد کوچه شده مشکی‌پوش دور حسین جمع شدیم بیرق و پرچم به دوش «یا حسین یا حسین» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آقای من می‌دونه نوکرش از خداشه یه روزی مثل قاسم برا آقاش فدا شه من هر چی که دارم صدقه‌سر حسینه جونم آخه نذر علی‌اکبر حسینه هر گرهی وا می‌شه با دعای مادرش شهادت امضا می‌شه با دعای مادرش «یا حسین یا حسین» 📝 🎙 @ShereHeyat_Nojavan
علیهاالسلام 🔹آغوش بابا🔹 دختر به فکر گرمی آغوش باباست در آرزوی پر زدن بر دوش باباست با تشت کوچک درد دل می‌کرد؛ می‌گفت: «اگر باران تویی یکریز و پی‌در‌پی دیگر چه فرقی می‌کند در تشت یا بر نی» می‌گفت: «بابا! باز هم خواب تو را دیدم دیدم که پایین آمدی روی مرا آرام بوسیدی دیدم به من بال و پر پرواز بخشیدی با هم از این ویرانۀ دلگیر و تاریک تا آسمان رفتیم، با هم به جای ابرها یکریز باریدیم آیینه جاری شد زمین لبریز شد از نور یک رود... صدها... نه... هزاران رود هنگام باران بود... 📝 📗 @ShereHeyat_Nojavan
نوحه؛ مولا حسین جانم.mp3
زمان: حجم: 1M
علیهاالسلام 🔹زیباترین بابا🔹 بابا تو را می‌دیدم ای کاش روی تو می‌بوسیدم ای کاش بی تو جهان مثلِ خرابه‌ست از باغ چشمت گل، می‌چیدم ای کاش ای، آرامش دنیا تنهاترین تنها زیباترین بابا «بابا حسین جانم» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ روشن شده هفت آسمانم با نورت ای ماه جهانم هر جا که تو باشی بهشت است بابای خوب من، ای مهربانم من، دلگیرم از دنیا همراه خود بابا امشب ببر ما را «بابا حسین جانم» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جامانده‌های کربلاییم با گریه در راه شماییم ای مقتدای ما رقیه با گریه‌های تو، ما آشناییم ای، در بی‌کسی در تب ذکر لبت یا رب آرامشِ زینب «آرامشِ زینب» 📝 @ShereHeyat_Nojavan
شور؛ آقای مهربون.mp3
زمان: حجم: 1.8M
علیه‌السلام 🔹آقای مهربون🔹 ممنون مادرم هستم منو با تو آشنا کرده برا این‌که کربلایی شم تو نماز شب دعا کرده ای آقای مهربون گره از کار دلم وا کن تشنه رو راهی دریا کن تو دلم حسرت شش‌گوشه‌س کربلای منو امضا کن «اباعبدالله، ای آب حیات من اباعبدالله، سفینة النجات من» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مدیون مادرم هستم منو نذر روضه‌ها کرده کام من رو روز اول با تربت کربلا وا کرده ای آقای مهربون من می‌خوام وقف شما باشم پای کار روضه‌ها باشم شبیه قاسم و عبدالله فدای عزیزِ زهرا شم «اباعبدالله، ای آب حیات من اباعبدالله، سفینة النجات من» 📝 @ShereHeyat_Nojavan
علیه‌السلام 🔹یا حسین🔹 کربلا گفتم، دلم لرزید، گفتم: یا حسین اشک روی گونه‌ام غلتید، گفتم: یا حسین باد سرگرم نوازش بود با گلبرگ‌ها باغبان هر شاخه گل را چید، گفتم: یا حسین ابر‌های آسمان گلرنگ شد وقت غروب رفت در دریای خون خورشید، گفتم: یا حسین رد شدم از صحن سقاخانۀ «شهر بهشت» هر کبوتر آب می‌نوشید، گفتم: یا حسین داشتم در دست خود تسبیح سرخی از عقیق دانه‌هایش هر طرف پاشید، گفتم: یا حسین نام «ثارالله» را بردند هفتاد و دوبار خاطرات جبهه شد تجدید، گفتم: یا حسین حاجیان «روز دهم» گفتند در کوی منا عید قربان است، ما را عید، گفتم: یا حسین در طواف کعبۀ شش‌گوشه، از من بیدلی، معنی لبیک را پرسید، گفتم: یا حسین قاری قرآن تلاوت کرد از اصحاب کهف برگ قرآن را که می‌بوسید، گفتم: یا حسین چشم در چشم برادر، دست در دست پدر دختری معصوم می‌خندید، گفتم: یا حسین شیرخواری نازنین با لای‌لایِ مادرش در دل گهواره می‌خوابید، گفتم: یا حسین از شقایق رسم عشق و عاشقی آموختم هر کسی داغ برادر دید، گفتم: یا حسین 📝 @ShereHeyat_Nojavan
زمینه؛ پیرغلامای مولا.mp3
زمان: حجم: 1.4M
🔹پیرغلامای مولا🔹 پیر غلامای مولا توی این خیمه مثل حبیبن عمریه موسپیدِ روضه‌های امام غریبن تا میان تو هیأت ما به عشق اونا از جامون پا می‌شیم چشماشون می‌باره پر تلاطم مثل موج دریا می‌شیم گریه‌کنای صاحب علمیم پیر و جوون همه کنار همیم با هم ایشالا راهی حرمیم «یا ابا عبدالله بِاَبی اَنتَ و اُمّی» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نور بباره به قبرِ پیر غلامایی که نیستن اینجا شاد بشه روحشون که پرچم و دست ما دادن اون‌ها دورن از ما اما مثل موج دریا همه‌شون بی‌تابند همه‌شون مهمون سفرۀ اکرام روضۀ اربابند سینه‌بزن به یاد تک تکشون حسین حسین بگو تو با دل و جون به یادشون بیا و روضه بخون «یا ابا عبدالله بِاَبی اَنتَ و اُمّی» 📝 @ShereHeyat_Nojavan
نوحه؛ مولا حسین جانم.mp3
زمان: حجم: 1M
علیهاالسلام 🔹شاگرد علمدار🔹 ای داغ عالم در نگاهت قربان بغض و اشک و آهت هیهات اگر تنها بمانی من یک‌تنه هستم، کُلّ سپاهت آه شد عید قربانم قربان تو جانم پای تو می‌مانم «جانم حسین جانم» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هستم برادرجان کنارت گل‌های باغم بی‌قرارت این دو علی، این دو برادر در قلب میدان‌اند، چون ذوالفقارت باز، رزمی چنان حیدر عزمی چنان جعفر میدان شده محشر «میدان شده محشر» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جانم چه رزم بی‌نظیری جانم چه فرزند دلیری جانم به شاگرد علمدار جانم چه کراری، جانم چه شیری ای جانم به این هیبت جانم به این شوکت جانم به این غیرت «جانم به این غیرت» 📝 @ShereHeyat_Nojavan
🔹ظهر روز دهم🔹 روز عاشوراست کربلا غوغاست کربلا آن روز غوغا بود عشق، تنها بود! آتشِ سوز و عطش بر دشت می‌بارید در هجوم بادهای سرخ بوته‌های خار می‌لرزید از عَرَق پیشانی خورشید، تر می‌شد دم به دم بر ریگ‌های داغ سایه‌ها کوتاه‌تر می‌شد سایه‌ها را اندک اندک ریگ‌های تشنه می‌نوشید زیر سوز آتش خورشید آهن و فولاد می‌جوشید دشت، غرق خنجر و دشنه کودکان، در خیمه‌ها تشنه آسمان غمگین، زمین خونین هر طرف افتاده در میدان: اسب‌های زخمی و بی‌زین نیزه و زوبین شور محشر بود نوبتِ یک یار دیگر بود خطی از مرز افق تا دشت می‌آمد خط سرخی در میان هر دو لشکر بود آن طرف، انبوه دشمن غرق در فولاد و آهن بود این طرف، منظومهٔ خورشیدِ روشن بود این طرف، هفتاد سیّاره بر مدار روشن منظومه می‌چرخید دشمنان، بسیار دوستان، اندک این طرف، کم بود و تنها بود این طرف، کم بود، اما عشق با ما بود شور محشر بود نوبت یک یار دیگر بود باز میدان از خودش پرسید: «نوبت جولانِ اسب کیست؟» دشت، ساکت بود از میان آسمانِ خیمه‌های دوست ناگهان رعدی گران برخاست این صدای اوست! این صدای آشنای اوست! این صدا از ماست! این صدای زادهٔ زهراست «هست آیا یاوری ما را؟» باد با خود این صدا را برد و صدای او به سقف آسمان‌ها خورد باز هم برگشت: «هست آیا یاوری ما را؟» انعکاس این صدا تا دورترها رفت تا دلِ فردا و آن‌سوتر ز فردا رفت دشت، ساکت گشت ناگهان هنگامه شد در دشت باز هم سیّاره‌ای دیگر از مدار روشنِ منظومه بیرون جَست کودکی از خیمه بیرون جَست کودکی شورِ خدا در سر با صدایی گرم و روشن گفت: «اینک من، یاوری دیگر» آسمان، مات و زمین، حیران چشم‌ها از یکدگر پرسان: «کودک و میدان؟» کار کودک خنده و بازی‌ست! در دل این کودک اما شوق جانبازی‌ست! از گلوی خستهٔ خورشید باز در دشت آن صدای آشنا پیچید گفت: «تو فرزند آن مردی که لَختی پیش خون او در قلب میدان ریخت! هدیه از سوی شما کافی است!» کودک ما گفت: «پای من در جستجوی جای پای اوست! راه را باید به پایان برد!» پچ پچی در آسمان پیچید: «کیست آن مادر، که فرزندی چنین دارد؟! این زبان آتشین از کیست؟ او چه سودایی به سر دارد؟» و صدای آشنا پرسید: «آی کودک، مادرت آیا خبر دارد؟» کودک ما گرم پاسخ داد: «مادرم با دست‌های خود بر کمر، شمشیر پیکار مرا بسته است!» از زبانش آتشی در سینه‌ها افتاد چشم‌ها، آیینه‌هایی در میان آب عکسِ یک کودک مثل تصویری شکسته در دلِ آیینه‌ها افتاد بعد از آن چیزی نمی‌دیدم خون ز چشمان زمین جوشید چشم‌های آسمان را هم اشک همچون پرده‌ای پوشید من پس از آن لحظه‌ها، تنها کودکی دیدم در میان گرد و خاک دشت هر طرف می‌گشت می‌خروشید و رَجَز می‌خواند: «این منم، تیر شهابی روشن و شب‌سوز! بر سپاه تیرگی پیروز! سرورم خورشید، خورشید جهان‌افروز! برقِ تیغ آبدار من آتشی در خرمن دشمن» خواند و آن‌گه سوی دشمن راند ...