eitaa logo
شعر هیأت | کودک و نوجوان
1.8هزار دنبال‌کننده
173 عکس
33 ویدیو
2 فایل
مؤسسهٔ فرهنگی هنری «شعر هیأت» شناسهٔ ملی: ۱۴۰۱۴۶۷۲۶۹۹ 🚩 شعر هیأت ✅ eitaa.com/ShereHeyat 🚩 شعر هیأت | نوحه و سرود ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nohe 🚩 شعر هیأت | کودک و نوجوان ✅ eitaa.com/ShereHeyat_Nojavan
مشاهده در ایتا
دانلود
زمینه؛ مرد میدون.mp3
زمان: حجم: 1.7M
علیه‌السلام | 🔹مرد میدون🔹 با نشستن چیزی حل نمی‌شه با نشستن کامت احلی من عسل نمی‌شه کربلا می‌خونه تو رو جاده رو پیدا کن برو بعضی فرصتا دیگه نمی‌شه تکرار فرصتی مثل جوونی پربها نیست ناامیدی نکنه بیاد سراغت چون رسیدن به همین آسونیا نیست «اگه قاسم ناامید می‌شد کی شهید می‌شد؟» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مرد میدون دوره از بهونه مرد میدون هیچ‌وقت لَنگ چیزی نمی‌مونه مرد این میدون قاسمه سمت یک لشکر عازمه ساده زد قید همه نداشته‌هاشو بی‌زره بود ولی گفت «عیبی نداره شمشیرم کافیه واسه ترس دشمن شمشیری که پای کار ذوالفقاره» «اگه قاسم ناامید می‌شد کی شهید می‌شد؟» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بی‌قراره دیگه خیلی دیره بی‌قراره اذن میدون از عمو بگیره یک‌سره غرق خواهشه چون فقط سیزده سالشه آرزوشه سری تو سرا دراره آرزو واسه جوونا که محال نیست آخرش رسید به اون چیزی که می‌خواست تا بگه شهید شدن به سن و سال نیست «اگه قاسم ناامید می‌شد کی شهید می‌شد؟» 📝 @ShereHeyat_Nojavan
🔹خجالت آب🔹 آب هستم، آب هستم، آب پاک جاری‌ام از آسمان تا قلب خاک گاه ابر و گاه باران می‌‏شوم گاه از یک چشمه جوشان می‌شوم‏ گاه از یک کوه می‌‏آیم فرود آبشار پر غرورم، گاه رود گاه قطره، گاه دریا می‌شوم گاه در یک کاسه پیدا می‏‌شوم‏ روز و شب هر گوشه کاری می‏‌کنم باغ‌ها را آبیاری می‏‌کنم‏.. گرچه آبم، روزی اما سوختم قطره تا دریا، سراپا سوختم‏ تشنه‌‏ای آمد لبش را تر کند چارهٔ لب‌تشنه‏‌ای دیگر کند تشنه‌ای آمد که سیرابش کنم مشک خالی داد تا آبش کنم‏ تشنهٔ آن روزِ من عبّاس بود پاسدار خیمه‌های یاس بود خون عباس علمدار رشید قطره‌قطره در درون من چکید.. ‏چشم‌‏هایم خواب، موجم خفته باد آبی آرامشم، آشفته باد!.. وای بر من، وای بر من، وای دل مانده در مرداب حسرت پای دل‏ پیچ و تاب رودم از درد دل است برکه از اندوه دل پا در گل است‏ چشمه از غم روز و شب نالان شده ابر هم از رنج من گریان شده‏ گریهٔ من شرشر باران شده غصه‏‌ام در گریه‏‌ها پنهان شده‏ دود داغم ابرها را تیره کرد آسمان‌ها را سراپا تیره کرد آب اگر شد اشک چشم، از شرم شد از خجالت شور و تلخ و گرم شد.. حال، از اکبر خجالت می‌کشم از علی‌اصغر خجالت می‌کشم‏‏ 📝 @ShereHeyat_Nojavan
علیه‌السلام 🔹آخرین نیلوفر🔹 غنچۀ پرپر، علی‌اصغر منم کودکی‌های علی‌اکبر منم در دلم شش پنجره از آسمان در نگاهم رودی از رنگین‌کمان پاک هستم، مثل باران، مثل آب عمه‌ام دریا، عمویم آفتاب غنچه‌ای از باغ عاشورا منم آخرین نیلوفر بابا منم با گلوی تشنه ضربت خورده‌ام آب از مشک محبت خورده‌ام من همان بی‌ادعای کوچکم قبلۀ آیینه‌های کوچکم 📝 @ShereHeyat_Nojavan
نوحه؛ مولا حسین جانم.mp3
زمان: حجم: 1M
علیه‌السلام 🔹دست‌های کوچک🔹 من روضه می‌گیرم برایت جان همه عالم فدایت ای کودک شش‌ماهه اصغر بر سینه می‌کوبم، من در عزایت آه، ای تشنۀ بی‌آب ای خستۀ بی‌تاب نور دل ارباب «ما را بیا دریاب» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گریان تو چشمان عالم گریان شدم من هم در این غم با دست‌های کوچک خود هر لحظه می‌گیری، دست مرا هم شد، دل مبتلای تو جان آشنای تو در روضه‌های تو «جانم فدای تو» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تا دور از چشم عمویت صف بست دشمن روبرویت ناگاه در آغوش بابا شد ای گل تشنه، پرپر گلویت آه، شش‌ماهۀ مادر ای غنچۀ پرپر آخر شدی بی‌سر «ای ‌وای علی‌اصغر» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شد غربتت ورد زبان‌ها دلخون تو پیر و جوان‌ها وای از دل بی‌تاب بابا خون گلویت رفت، تا آسمان‌ها آه، از غربت بابا در بین این صحرا دیگر شده تنها «ای وای از این دنیا» 📝 @ShereHeyat_Nojavan
نوحه؛ مولا حسین جانم.mp3
زمان: حجم: 1M
علیه‌السلام 🔹مثل پیمبر🔹 در صورتش نور خدا بود در سینه‌اش غوغا به‌پا بود لب‌تشنه، دلتنگ شهادت آیینۀ احمد، در کربلا بود آه، عطشان‌تر از عطشان باران‌تر از باران ای جلوۀ ایمان «جانم علی‌اکبر» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ او پیرِ عشق اما جوان بود مثل پیمبر مهربان بود او محو در ذات خداوند چشمان معصومش بر آسمان بود آه، بر عزتت سوگند خورده به دل پیوند این عشق بی‌مانند «جانم علی‌اکبر» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دور از نظرها روی ماهش دست خدا پشت و پناهش می‌تازد او رو سوی میدان چشم پدر مانده، اما به راهش آه، با یاد مولا رفت با شور و غوغا رفت با جان بابا رفت «جانم علی‌اکبر» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ از خون زره پوشید و جنگید بر مرگ، او خندید و جنگید مانند حمزه مثل حیدر او مرد و مردانه، جنگید و جنگید آه، هم‌درد با مادر از پا نشست آخر گل بود و شد پرپر «ای وای علی‌اکبر» 📝 @ShereHeyat_Nojavan
علیه‌السلام 🔹اشک و آب🔹 مثل باد در صحرا در شتاب بودی تو سوی نهر می‌رفتی فکر آب بودی تو خشم در نگاه تو بغض در گلویت بود غرق خاک و خون می‌شد هر که پیش رویت بود تا که پیش چشم تو رودخانه پیدا شد خنده بر لبت رویید اخم چهره‌ات وا شد تشنه بودی و لب را ذره‌ای نکردی تر از تو تشنه‌تر بودند بچه‌‌های پیغمبر ناله‌هایشان از دور می‌رسید بر گوشت سوی خیمه‌ها رفتی مشک آب بر دوشت دشمنان ولی ناگاه بر تو حمله آوردند دست‌های پر توانت را از بدن جدا کردند لحظه‌های آخر هم گرچه بی‌صدا بودی باز غصه می‌خوردی فکر بچه‌ها بودی خاک کربلا می‌سوخت از چکیدن اشکت آب بر زمین می‌ریخت چکه چکه از مشکت 📝 @ShereHeyat_Nojavan
علیه‌السلام 🔹قیامت🔹 می‌سوزد آسمان صحرای محشر است خون خدا چرا بی یار و یاور است یک زن در انتظار آن سوی خیمه‌هاست یک مشک، مشک آب در ذهن بچه‌هاست زخمی و تشنه‌اند هم مشک و آفتاب آبی نخورده است سقا کنار آب دستی میان خون در فکر چاره است باران نیزه است مشکی که پاره است یک دشت، دشت خون دشتی پر از بلا این‌جا قیامت است یا دشت کربلا؟ 📝 @ShereHeyat_Nojavan
نوحه؛ مولا حسین جانم.mp3
زمان: حجم: 1M
علیه‌السلام 🔹زیباتر از ماه🔹 ای موج‌ها چشم‌انتظارت دریا به دریا بی‌قرارت ای روی تو زیباتر از ماه روشن شود حتی، شب در کنارت ای سقای خوبی‌ها آب‌آور دریا لبخند تو زیبا «آه ای علمدارم» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ آه ای امید خیمه‌گاهم پشت و پناهم، ای سپاهم بگذار تا وقتی که هستی روشن بماند با، رویت نگاهم ای پشت و پناه ما جا می‌شود دریا در مشک تو سقا «آه ای علمدارم» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دنیای من بعد از تو آه است بی‌ماه شب‌هایم سیاه است لبخند من بودی که رفتی بعد از تو یک دنیا، غم هر کجا هست آه، سقای طفلانم ساقی عطشانم رفتی تو ای جانم «آه ای علمدارم» 📝 @ShereHeyat_Nojavan
نوحه؛ سردار دست از تن جدا.mp3
زمان: حجم: 2.3M
علیه‌السلام 🔹سردار دست از تن جدا🔹 زنجیرزن‌ها در کوچه بودند با نوحه‌خوان این نوحه‌ها را می‌سرودند: سقّای دشت کربلا، اباالفضل سردار دست از تن جدا، اباالفضل بابای جانبازم چون مادر من اشک می‌ریخت عباس ما، آهسته با زنجیر کوچک یک در میان –بر دوش خود- بر دوش بابای بدون دست می‌زد عباس و بابا –نوحه می‌خواندند با هم: سقّای دشت کربلا، اباالفضل سردار دست از تن جدا، اباالفضل 📝 @ShereHeyat_Nojavan
🔹شب عزا🔹 باز هم شب عزاست شهر، دشت کربلاست شب به گردن زمان شال تیرهٔ عزاست بوی یک غم بزرگ توی کوچه‌ها رهاست آن‌چه می‌رسد به گوش های‌های گریه‌هاست قلب سنگ هم پر از ناله‌های بی‌صداست پشت ما، شکسته است درد، درد بی‌دواست ای شب، ای ستاره‌ها آفتاب ما کجاست؟ 📝 @ShereHeyat_Nojavan
نوحه؛ مولا حسین جانم.mp3
زمان: حجم: 1M
علیه‌السلام 🔹خورشید عالم🔹 خورشید عالم روی ماهت ای هرچه خوبی در نگاهت بگذار من هم باشم آقا با قاسم و اکبر، بین سپاهت ای معنای ایمانم ای نور چشمانم من با تو می‌مانم «مولا حسین جانم» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای پرچمت بر روی دوشم با عشق تو غرق خروشم ذکرم سلام بر حسین است با یاد تو هر دم، آبی بنوشم ای مولای عطشانم ای بهتر از جانم من از تو می‌خوانم «مولا حسین جانم» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بستم دوباره با تو پیمان تا جان به تن دارم حسین جان باشم همیشه یاور تو باشم کنار تو، در بین میدان ای آغاز و پایانم یار تو می‌مانم من مرد میدانم «مولا حسین جانم» 📝 @ShereHeyat_Nojavan