eitaa logo
کانال ܢܚ݅ܫܝ‌ ܫܠࡐ‌ܨ
1.3هزار دنبال‌کننده
19.6هزار عکس
5.6هزار ویدیو
59 فایل
ادمین @GAFKTH 💐شکر خدا که نام "علی" علیه السلام بر زبان ماست 💝ما شیعه ایم و عشق "علی" علیه السلام هم از آن ماست 💐از "یا علی" علیه السلام زبان و دهان خسته کی شود؟ 💝اصلا زبان برای همین در دهان ماست.
مشاهده در ایتا
دانلود
404.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹🥀 پنجشنبه و ياد درگذشتگان ☀️ اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ ☀️ 🥀🍃🥀🍃🥀 🍃🥀پنج شنبہ است و یاد درگذشتگان همان روزے ڪہ اموات میایند بہ آسمان 🕊 میایند بہ سمت نزدیڪانشان دستشان از دنیا ڪوتاہ است و محتاج یاد ڪردن ما هستند با فاتحہ و صلوات 🌺 روحشون شاد ویادشون گرامی🌺
🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀🍂 حضرتِ زینبِ کُبری-سلامُ الله علیها همین که زینبِ کبری زِکربلا بــگذشت       هـزار جـامِ بلا فرق تا به پـــا بگذشت زِدستِ شمر شدآسوده لیک بادلِ تنگ       میــان سنگِ ملامت زِ نینــوا بگذشت به سویِ شهرِ ستم،تشنه می کشیدندش       خــدا گواه به دُختِ علی چِها بگذشت قدِ چو سرو ، بلندش صنوبریـن شده بود       ز بس جُدا ز پیِ آن ز سَر جُدا بگذشت به داغِ هجـــرِ خود افـزود داغِ آینــه ها زِشهرِخنجر و خون،معدنِ وفا بگذشت اَنیــسِ پیکِ خدا از کنارِسنگ و محـَـن        به کوله بارِ پُرازهمّـت و دعا بگذشت غبارِ حادثه ها را شکســـت هیبـتِ نـور       عزیزِخاتَمِ دین ازجهــان ، رها بگذشت چه جای چشمه زمزم که رفت ساقیِ عشق       صدای آبِ حیـات از کنــارِ ما بگذشت علی دوبـار به یـادِ حسین تشنـــه لبش        به آه و نالــه زِصحرای کربلا بگذشت رُقیّه چون به طَبَق دیـد آن مُبـارک  سَــر        صدای ناله اش از عَرشِ کبریا بگذشت دوباره،نالــه ی زینـب بـه همــرهِ اُسـَـرا   به یادِلاله ی خونین زِماسِوابگذشت خوش آن دلی که«جهاندیده»آشنای خداست       که ازجهانِ فنا پاک و بی ریا بگذشت 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
بس که با خود ماتم از کرب و بلا برداشته بوی غصه کوچه های شام را برداشته این دوتا تا عرش بالا رفته که گلدسته نیست زینب است و دست های بر دعا برداشته در حقیقت چهره ی آیینه ی کرب و بلا با وفور اشک های خود جلا برداشته کوچه و محراب و خون تشت را دیده، ولی چون عمود نیزه را دیده ست، تا برداشته گوییا بر چهره ی زینب زده آن بی حیا خیزران را وقتی از تشت طلا برداشته طاقتش دیگر شبیه سالهای پیش نیست غصه های خویش را از هم جدا برداشته پهن کرده دور بستر گریه‌ی یک عمر را کوله باری را که از کرب و بلا برداشته تا همین اندازه می گویم که کوه اهل بیت چند وقتی می شود با خود عصا برداشته مهدی رحیمی ◾️وفات حضرت زینب (سلام الله علیها) تسلیت باد◾️
صبر را معنا و مفهومی به نام زینب است احترام عشق هم از احترام زینب است داوری بنگر که در بیدادگاه شهر شام با حسین همدست گشتن اتهام زینب است 🏴وفات حضرت زینب(سلام الله علیها) تسلیت باد🏴
ای زینب ای که بی‌تو حقیقت زبان نداشت خون آبرو، محبّت و ایثار، جان نداشت آگاه بود عشق که بی‌تو غریب بود اقرار داشت صبر، که بی‌تو توان نداشت در پهن‌دشت حادثه با وسعت زمان دنیا، سراغ چون تو زنی قهرمان نداشت یک روز بود و این همه داغ، ای امام صبر پیغمبری به سختی تو امتحان نداشت گر پای صبر و همّت تو در میان نبود اسلام جز به گوشهٔ عزلت مکان نداشت... روزی به زیر سایهٔ پیغمبر خدای روزی به جز سر شهدا سایه‌بان نداشت؟ محمل درست در وسط نیزه‌دارها یک ذرّه رحم در دل خود ساربان نداشت زینب اگر نبود، شجاعت یتیم بود زینب اگر نبود، شهامت روان نداشت زینب اگر نبود، وفا سرشکسته بود زینب اگر نبود، تن عشق جان نداشت زینب اگر کمر به اسارت نبسته بود آزادی این چنین شرف جاودان نداشت «میثم» هماره تا که به لب داشت صحبتی حرفی به‌جز مناقب این خاندان نداشت
سر که زد چوبه محمل دل ما خورد ترک ریخت بر قلب و دل جمله عشاق نمک آنقدر داغ عظیم است که بر دل شده حک سر زینب به سلامت سر نوکر به درک(فلک)
السلام علی قلب زینب الصبور ای بوسه هایت مرهم بغض ستاره ای وارث تاریخ تلخی پرشراره ای روضه خوان دشتی از گلهای پرپر ای شاعر زخم گلوی شیرخواره ای شرح حال سینه ات، منظومه‌ی آه شعر بلیغ معجرت پراستعاره بر دستهای محکم تو تکیه می‌کرد شمس و قمر با کاروانی ماهپاره دیدم تو را خم کرد دست نانجیبی با بردن گوشی بجای گوشواره التماس دعا
یک نفر بغض شعرهایش را با طناب ستاره بالا برد یک نفر قطره های اشکش را از دل ابر پاره بالا برد رفت بالا و آن طرف پشت سرزمین روایت خورشید آب شد در خود و خود ِخود را تا خدا بی شماره بالا برد روی دستش ستاره ای روشن ،روی دستش سه ساله ای زیبا صورتش یاس نیلی و با او جفتی از گوشواره بالا برد گوشواره به خون شناور بود گوشواره غمی مصور بود گوشواره حد یث دختر بود شعر من چهار پاره بالا برد چهار پاره شبیه عباس و چهار پاره تماما احساس و دشتی از آیه های پاشیده سوره را پاره پاره بالا برد یک طرف سروهای افتاده ،یک طرف غنچه ای که گل داده یک جماعت به غارت آماده ،واژه ها استعاره بالابرد هق هق اشک های شاعر هم روی گونه به عشق گل می کرد تو بخوان خواهری لب گودال دست را بی اراده بالا برد مثل وقتی حسین در میدان ،رو به روی سپاه دشمن بود مثل وقتی حسین بر دستش قامت ماهپاره بالا برد روی نیزه ستاره می تابیید ،روبه رویش شکوفه می بارید روی نیزه بلند شد خورشید ،نیزه سر را دوباره بالا برد نیزه سر را دوباره بالا برد خواهری در سکوت خود می مرد خواهری بغض شد به محمل زد ،چوب محمل اشاره بالا برد ... زینب-حسامی
ابر می‌بارید بر آینده‌ ی دلگیرِ من خنده می‌زد کاتبِ تقدیر بر تدبیرِ من..! اشک می‌آمد به استقبالِ ما وقتِ وداع سخت می‌لرزید در چشمانِ او تصویر من... شرم اگر مانع نمی‌شد، بیشتر می‌دیدمت بگذرند ای‌کاش چشمانِ من از تقصیر من... با سخن‌چینی مرا از چشمِ او انداختند ساده‌لوحان غافلند از آهِ پر تأثیر من... مُصحفی هستم میانِ مکتبِ کج فهم‌ها هرچه می‌خواهند می‌گویند در تفسیر من... هیچ ابری موجبِ خاموشیِ خورشید نیست روسیاه است آن‌که کوشیده‌ست در تحقیرِ من... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کس پی تعظیم ما از اهل مجلس برنخواست بهر پاس عزت آخر خود ز جا برخواستیم
نوش جانت در راهِ حق،از حق گرفتی استعانت مردانه ماندی در مسیر آرمانت از برکتِ ذکرِ قشنگِ "حسبنا الله" "انا فتحنا" رُسته بر باغِ لبانت داری بهاری در دلِ سوز زمستان از عطرِ گلهایِ شهیدِ بوستانت با خونِ سرخِ خویش برخاکت نوشتی این را که: پایانی ندارد داستانت در صبحِ پیروزیِ پرشورِ تو زیباست رقصِ قشنگِ پرچمت در آسمانت محو از جهان گردد به زودی نامِ صهیون گردد دوباره مُلک محصورت از آنَت ای سرزمینِ اقتدار و استقامت پیروزیِ خون بر گلوله نوشِ جانت