eitaa logo
کانال ܢܚ݅ܫܝ‌ ܫܠࡐ‌ܨ
1.3هزار دنبال‌کننده
19.6هزار عکس
5.6هزار ویدیو
59 فایل
ادمین @GAFKTH 💐شکر خدا که نام "علی" علیه السلام بر زبان ماست 💝ما شیعه ایم و عشق "علی" علیه السلام هم از آن ماست 💐از "یا علی" علیه السلام زبان و دهان خسته کی شود؟ 💝اصلا زبان برای همین در دهان ماست.
مشاهده در ایتا
دانلود
شب آمد و غرق نور شد ساغر من یاد تو توان داد به بال و پر من آماده شدم تا بپرم در بر تو داغت نشده هنوز هم باور من🥀 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
4_5911391363269670116.mp3
زمان: حجم: 2.7M
بسته‌ای بار سفر بی من و همراه ؛ چرا ؟ نیستی جان دل از حال من آگاه چرا ؟ با حضور تو مگر جان به نوایی برسد بینوا گشته دل از رفتنت ای شاه چرا ؟ گر چه عمری شده‌ام عاشق دیدار رخت آمدی جان‌بفدای تو به اکراه چرا ؟ آرزویم شده همراه تو باشم همه دم دستم از دامن و درگاه تو کوتاه چرا ؟ گفته بودم که غم از گوشه‌ی دل با تو رود آنکه اسباب غمم بوده تویی آه چرا ؟ مقصدم کوی تو ؛ ماوای دلم آغوشت گشته‌ام از اثر جور تو گمراه چرا ؟ گشته دیدار رخت همچو سرابی زیبا بر دل انداخته‌ای حسرت جانکاه چرا ؟
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چَشم رویِ هم می‌گذارم؛ لحظه‌ای به خوابِ من بیا؛ و این غمِ ممتدِ دلم را سبڪ ڪن...💔 شهیدم
نصرُمن الله و فتحَُ قریب مردم جانبرکف و پاک و نجیبش را ببین پرچم پاینده و عزت نصیبش را ببین دست بر دامان حق دارد به هر حالی که هست در هجوم فتنه ها اَمَّن یُجیبش را ببین هست جمهوری اسلامی ایرانم حرم جلوه ی کرب و بلایی،بوی سیبش را ببین هست ایران ملتِ آقایِ مظلومان حسین(ع) جوششِ ایثارِ در راه حبیبش را ببین با تمامِ عزم خود راهی به سوی قله هاست اقتدارِ در فرازِ بی نشیبش را ببین گربه ی ایران من شیر است وقت کارزار در دلِ میدان خروشِ بی شکیبش را ببین قطع کرده دستهای ظلم را از خاکِ خویش غیرتِ از مکرِ دشمن نافریبش را ببین می کشد بهر تمام قُلدران خط و نشان در خلیج فارس خطهای اُریبش را ببین آتشی انداخته در خرمن اهریمنان سوزش اهریمن از سوز و لهیبش را ببین دیده ای نَصرُمن اللّهی که سویش می رسد چند وقتی صبر کن فتح قریبش را ببین
تمثیلی از بهشت است ، اردیبهشت شیراز با عاشقی سرشت است ، اردیبهشت شیراز زیبا نگار هستی ، درعین چیره دستی با خط خوش نوشته است ، اردیبهشت شیراز کیوانی اردیبهشت،بهشت شاعران ۱۵ اردیبهشت روز شیرازگرامی باد
چشمم پرید و روزنِ اندوه،باز شد یادش بخیر عشق قشنگی که راز شد دیگر کفاف درد مرا دود هم نداد کوتاه بود بهمنم و شب،دراز شد!. جوشیده باز چشمه ی اشکی که خشک بود تسبیح و مهر را بده وقت نماز شد!. تمّار وار آب به این نخل داده ام نخلی که عاقبت به قتیلم مجاز شد! از خود برون کشید مرا و بزرگ کرد داغت برای زندگی ام امتیاز شد از بختِ غنچه ای که خزان بیخ گوش اوست تنها همین که عاشقِ یک سرو ناز شد... ✍🏻
D1739414T16291418(Web).mp3
زمان: حجم: 1.4M
💐🍃🌿🌸🍃🌼 🍃🌺🍂 🌿🍂 🌸 ❤ دوش وقتِ سَحَر از غُصه نجاتم دادند واندر آن ظلمتِ شب آبِ حیاتم دادند بیخود از شَعْشَعِهٔ پرتوِ ذاتم کردند باده از جامِ تَجَلّیِ صفاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شبِ قدر که این تازه براتم دادند مشخصات موسیقی خواننده مهدی حبیبی شیوه اجرا تکخوانی دستگاه یا آواز شوشتری 🌸 🌿🍂 🍃🌺🍂 💐🍃🌿🌸🍃🌼
ای معلم ای چراغ زندگی از تو آموختیم راه بندگی ای که هستی در مسیر انبیا صاف و ساده بی‌تکلف بی‌ریا علم تو نشأت بگیرد از خدا روشنی بخش طریق اولیا با نفوس قدسی‌ات بخشی حیات در وجود هر زوال و هر ممات خشت اول گر نهی با دست خویش تا ثریا می رود دیوار پیش تا سر منزل رسانی آدمی نِی قراری نِی فراغی نِی غمی با خدا بستی تو عهدی از اَزَل عهد و پیمان تو باشد لَم یَزَل کشور و یک جامعه مدیون تو کل آحاد زمین ممنون تو در میان مردمان آیینه ای در میان روزها آدینه ای از میان فصل ها مثل بهار در کنار تو شویم ما رستگار
جاءَ نصرُالله ذکرِ مدامِ ملتِ ما، جاء نصرالله وقتِ بلا و ابتلاها، جاء نصرالله خاکِ طبس یا اصفهان، فرقی ندارد، نه در اوجِ طوفانِ بلایا، جاء نصرالله اینجا دیارِ عاشقانِ حضرتِ زهراست با یاریِ ام‌ّابیها، جاء نصرالله در معرکه با عزمِ راسخ ایستادیم و- -خواندیم آیاتِ خدا را، جاء نصرالله از دسته‌یِ کفتار‌ها ترسی نباید داشت زیرا خدا کافیست تنها جاء نصرالله قرآن، مسیرِ فتح و راه رستگاری را- -فرموده با انّا فَتَحنا، جاء نصرالله فرموده بود آقایِ ما این وعده‌یِ حقَّ است پیروزِ این جنگیم ما با جاء نصرالله این اتحادِ فاطمی همواره پابرجاست از غزه تا میدانِ صنعا ، جاء نصرالله آن سو تماماً لشکرِ شیطان، ولی این سو با یک نگاهِ حق تعالىٰ جاء نصرالله قطعاً امیرالمومنین ما را دعا کرده پس با دعایِ خیرِ مولا جاء نصرالله آن صبحِ صادق می‌رسد، این آیه می‌گردد ذکرِ لبِ آحادِ دنیا، جاء نصرالله یک روز می‌بیند جهان عدلِ مجسَّم را از برکتِ مهدیِ زهرا، جاء نصرالله شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
چشمم پرید و روزنِ اندوه،باز شد یادش بخیر عشق قشنگی که راز شد دیگر کفاف درد مرا دود هم نداد کوتاه بود بهمنم و شب،دراز شد!. جوشیده باز چشمه ی اشکی که خشک بود تسبیح و مهر را بده وقت نماز شد!. تمّار وار آب به این نخل داده ام نخلی که عاقبت به قتیلم مجاز شد! از خود برون کشید مرا و بزرگ کرد داغت برای زندگی ام امتیاز شد از بختِ غنچه ای که خزان بیخ گوش اوست تنها همین که عاشقِ یک سرو ناز شد... ✍🏻
🔹️شیراز در نگاه شاعران🔹️ (به مناسبت ۱۵ اردیبهشت، روز شیراز) «خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش خداوندا نگه دار از زوالش» صحبت از شیراز‌، در واقع صحبت از مهد تمدن، فرهنگ، تاریخ‌ و اصالت است و در وصف این شهر، چندین جلد کتاب نیز کافی نخواهد بود. بگذارید تا کمی از دیدگاه شاعرانِ مطرح به شیراز بنگریم؛ در بیتی از فرمانروای ملک سخن، میخوانیم: «به نیک‌مردان یارب که دست فعل بَدان ببند بر همه عالم خصوص بر شیراز» هرچند که سعدی به شهرها و کشور‌های متعددی سفر کرد و سال‌های بسیاری از عمرش را به سیر و سفر مشغول بود اما گردشِ بهاری در خاک شیراز، برای وی طعمی دلپذیرتر داشت: «خوشا تفرج نوروز خاصه در شیراز که برکَنَد دل مردِ مسافر از وطنش» و وابستگی به این شهر و آب‌ وهوای آن در تمام طول عمر، دل از وی ربوده بود: «دست از دامنم نمی‌دارد خاک شیراز و آب رکن‌آباد» و اما کسی که "نسیم روضه‌ی شیراز، پیک راهش بس"؛ وی حتی مقایسه بین اصفهانِ پر نقش و نگار و شیرازِ جنت‌طراز را بیجا دانسته و در بیتی می‌فرماید: «اگر چه زنده رود آب حیات است ولی شیراز ما از اصفهان به» بگذارید اینگونه بیان کنم که حافظ، شهر شیراز را عقیق اصل روزگار میداند و اگر جهان به مثابه‌ی گردنبندی باشد یقینا شیراز همان واسطه‌العقد آن‌ست: «شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است» و بزرگترین شاعران تبریزی از هوای شیراز سرمست و دیوانه گشته‌اند که: «دل ز شوق، آب شده‌ست تشنه‌ی خاکِ پاکِ شیرازست» و نیز چنان سرمست حافظ و شهر حافظ‌ بوده‌است که گویی تبریز را به کلی از یاد برده و در غزلی با ردیف(ای شیراز)  گوشه‌ی اندکی از احساس شگرف خود نسبت به این شهر و بزرگان آن را بیان کرده است: «تویی آن کشورِ افسانه که خِشت و گِل توست با من از عهدِ کهن، پیک و پیام ای شیراز» گویی که هر کس سخنی دلنشین دارد باید نسبتی نیز با شیراز داشته باشد که ، شاعر مشهور قرن هفتم ایراد خویش را، شیرازی نبودن می‌داند: «همام را سخنِ دل‌نشین و دل‌کش هست ولی چه‌سود که بی‌چاره نیست شیرازی» ✍️🏻
👇چشمانت آلت قتاله است، وای بر لحظه‌ای که بارانی شود. نگاهت آلتِ قتاله، مژگانت، جهانی شد همه پرونده‌ها در قابِ چشمت بایگانی شد منم مقتولِ آن جرمی، که با چشمان خود کردی ولی قاضیِ ابرویت، پیِ کارِ تبانی شد جنایت گاه سنگین تر شود، آن دم که می‌باری که شمشیرِ نگاهت، در میانِ گریه، جانی شد شهادت می‌دهد هر قطره‌ی اشکت به قتلِ من سند چشمانِ خیست، حکمِ قتلم، ناگهانی شد نمی‌خواهم قصاصت را، دیه باشد نگاه تو که حکمت شد ابد، این حبس، حکمِ جاودانی شد مرا در انفرادی خیالت حبس کن بانو! که این دل‌دادگی در مذهبِ تو، جان‌ستانی شد. ┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄ ✍