مثال رفتنِ من مثالِ کوچ پرستوهاست ؛ سردی که میبینند میروند و با کوچکترین احساسِ گرمی دوباره باز میگردند ؛
اما مثال رفتنِ تو نه مثال کوچِ پرستوهاست و نه من . مثال رفتنِ تو ، خودِ تویی که میروی و باز نمیگردی ..
اونی ک تا پیام میدین ، سریع سین میزنه ، بیکار نیست ، فقط اونقدری براتون ارزش قائلِ ک به خودش اجازه نمیده منتظر نگهتون داره .
~ وعدهی ما عصرِ عاشورا ، کنارِ قتلگاه 🖤 .
آدمها از چه میمیرند ؟ گرسنگی ؟ سیگار ؟ غصه ؟ نه .
آدم ها از بیامیدی میمیرند ؛ از اینکه هر روز صبح چشمهایشان را باز کنند و ندانند چرا ؟ .
حقیقت این است ک فرودگاهها بوسههای بیشتری از سالنهای عروسی به خود دیدهاند ؛ و ديوارِ بیمارستانها ، بیشتر از عبادتگاهها دعا شنیدهاند .
همه اینگونهایم ؛ همه چیز را موکول میکنیم به زمانی ک چیزی در حال ِاز دست رفتن است ..