حقیقت این است ک فرودگاهها بوسههای بیشتری از سالنهای عروسی به خود دیدهاند ؛ و ديوارِ بیمارستانها ، بیشتر از عبادتگاهها دعا شنیدهاند .
همه اینگونهایم ؛ همه چیز را موکول میکنیم به زمانی ک چیزی در حال ِاز دست رفتن است ..
هدایت شده از 𝘓𝘦𝘺𝘭𝘪'𝘴 𝘥𝘢𝘪𝘭𝘺🍸
و خیلی ممنونم که بهم فهموندید
هم ناکافیم هم اضافی . که به زمینوزمان ،
به تمامکارا و حرفاتون شک دارم :))
~ پس زخمهایمان چه ؟!
[ آغوشِ حسین (ع) درمان میکنند . ]
سودازَده.
ـ [ 0:42 ]
اون تمومِ وجودمُ بهم زد ، دوباره شروع کرد به چیندن ؛
ولی ایندفه به سلیقهخودش ، همونی ک میخواست باشم .
تیکههای من به هم وصل نمیشد ، دوباره بههم میزد ، دوباره خراب میکرد ، دوباره شروع میکرد .
انقدی منو به هم ریخت ک دیگه یادش رفت من چی بودم ؛
من کی بودم ؟ .
دیگه منو نمیشناخت ؛ رفت ..
نمیدانم چه خواهد شد و راستش را بخواهی دیگر برایم اهمیتی ندارد ؛
من برای تمام احتمالات زندگی ، خستهام ، خیلی خسته ..