خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
ولی صادقانه و بیپرده ازتون یه چیزی رو میخوام، اونم اینه که اگر ذرهای پیامهای اینجا حس بد و ناامی
من مدتیه که همینطورم، نمیدونم تا کی اینجوری میمونه، سعی میکنم حال خوبم رو باهاتون به اشتراک بذارم ولی گاهی توانایی تظاهر کردن در وجودم نابود میشه و برونریزی میکنم،
پس التماساً و لطفاً اگر یک درصد حس بدی میده پیامهام.. خداحافظتون. :)
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
ناتانائیل! گوش کن
من عاشقِ این درس توی ادبیات بودم. :)
خط به خطش رو هایلایتش کردم.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
وقتی شعر میخونم حواسم پرت میشه، پس بیاید شعر بخونیم.
یک روز میآیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
یک روز میآیی که من دیگر دچارت نیستم از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم
یک روز میآیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین، مست و خمارت نیستم