خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
اصلا بینِ گلها، انگار هیچی بویِ نرگس نمیشه.
بچه ها وقتی میگه "هیچی" یعنی واقعا هیچی.
هیچ گلی نمیتونه این آرامش رو وارد وجودم کنه.
هدایت شده از بسپاریم به خدا | ساجدی فر
با اینکه تو به خداوند محتاجی،
خدا عاشقِ توست ..
• شیخ رجبعلی خیاط
چند باربخونش :)
@sajedifr
زنگ خونه خورد و تعطیل شدیم، باباحاجی رو دیدم با موتور اومده دنبالم، کولهی سنگینم رو میگیره و بعد آروم بلندم میکنه میذاره جلوی موتور، حرکت میکنیم و وقتی میفهمم قراره برم خونهشون از خوشحالی یه لبخندِ گندهه میزنم، هنوز ۸ سالگیم پُر نشده پس مجوز نشستن جلوی موتور رو دارم و کوچیکم.
میرسم دم در و تند تند میرم بالا، عزیزجون حالش خوبه، لبخندش واقعیه، کنار اجاق گاز آش توی دیگ رو هم میزنه که تَه نگیره.
صدای علی و ملینا از توی اتاق میآد و میفهمم همه خونواده قراره جمع شیم دور هم و ما خونه رو بذاریم رو سرمون سه تایی.
مقنعه و روپوشم رو پرت میکنم کنار تخت که یهو میبینم لامپ گوشهی اتاق عجیب به نظر میآد.
- https://eitaa.com/Rih_nz/4876
بعدِ این همه هرج و مرج و اتفاقاتِ اخیر، یه سخنرانی از آقا مثل روزنهی نور از بینِ تاریکی میموند.