هدایت شده از - سِدنا
میخوام کلی داستان و قصه بخونم که بعدا شبا برای پسرم، درحالی که روی دستم خوابیده و موهاشو ناز میکنم، براش بخونم.
میخوام کلی غذای محلی یاد بگیرم که بعدا در جواب "مامان امروز ناهار چی داریم؟" بگم "قلیهماهی" و بعد درجواب اینکه اون چه غذای هستش بگم "یه غذای محلی که مربوط به خوزستان" و براش بگم که چقدر بابام این غذا رو دوست داشت، بگم که مامانم اونو برای بابام چقدر خوشمزه درست میکرد.
میخوام کلی درس بخونم و کار کنم که بعدا دخترم به دوستاش با افتخار بگه "مامان من فوق لیسانس داره تازه فلان جا هم کار میکنه منم میخوام مثل مامانم بشم".
میخوام یک خانوادهٔ سالم بسازم. خانوادهای که معنیش واقعاً بشه "کانون محبّت". خانوادهای توی اون بچهها چیزی از پدرو مادرشون مخفی نمیکنن، خانوادهای که توی اون پدر و مادر با عقل همو انتخاب کرده باشن و الان با عشق بچههاشون رو بزرگ میکنن. نمیزارم آدم بدی پدر بچههام بشه. من خانواده بینقص نمیخوام، من خانواده شاد و سالم میخوام و برای این خواستم تلاش میکنم. 🎠
هدایت شده از حسینیه مؤمنات :)
دیشب باروبندیلمو بستم رفتم مسجد :*)
وقتی چراغا رو خاموش کردن برگشتم دیدم یا ابلفضل چقدر پیرزن، فک کردم رفتم قاطی فوتیا😭😁
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
دیشب باروبندیلمو بستم رفتم مسجد :*) وقتی چراغا رو خاموش کردن برگشتم دیدم یا ابلفضل چقدر پیرزن، فک کر
مسجد خیلی خوبه، مخصوصا وقتی صدای بچه ها توش میپیچه، یا صدای استکان و نعلبکی.
یه مسجدی کنار خونمونه که خیلی غریبه، خیلی، هروقت میرم نماز تقریبا سه چهار نفر بیشتر نیستیم.
واقعا این مسجد پتانسیل خیلی چیزها رو داره، خیلی برنامه ها و مراسمات؛ ولی خب کسی این مسئولیت رو به طور جدی گردن نمیگیره، در واقع کسی نیست اصلا.
خیلی غمگینم میکنه.
مسجد حضرت فاطمه که نباید انقدر غریب و خلوت باشه. اه خدایا.
خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
"روز اول چله زیارت عاشورا"
"روز دوم چله زیارت عاشورا"
ولاگ های میا و کوروش: ترکیبی از خنده، حس خوب، تازگی، کشف چیز های جدید، تجربهای شگفت انگیز.
هدایت شده از • همینحَوالی🇮🇷
بچهها میشه واسم دعا کنین این ۲ ۳ روزی خوب پیش بره؟🤍