لحظه لحظه های افطار برایم رنگ دلتنگی دارد.
دلم برای لحظه های روزه برای ثانیه ثانیه های روزه تنگ میشود برای مراقبه های خاصم.
برای نفس های توام با عطشم که نمیدانم رزق روزه فردایم را نوشته اند یا نه دلتنگ روزه ای میشوم که دقیقه ای پیش افطار شد...
#اَللّهُمَّلَکَصُمْناوَعَلىرِزْقِکَاَفْطَرْنا
@TAMASHAGAH
🍃
هوس باد بهارم به سوی صحرا برد
باد بوی تو بیاورد و قرار از ما برد
هرکجا بود دلی چشم تو برد از راهش
نه دل خسته بیمار مرا تنها برد
آمد و گرم ببرد آب رخم اشک چو سیم
زر به زر داد کسی کامد و این کالا برد
دل سنگین ترا اشک من آورد به راه
سنگ را سیل تواند به لب دریا برد
دوش دست طربم سلسله شوق تو بست
پای خیل خردم لشکر غم از جا برد
راه ما غمزه آن ترک کمان ابرو زد
رخت ما هندوی آن سرو سهی بالا برد
جام می پیش لبت دم ز روان بخشی زد
آب وی آن لب جان بخش روان افزا برد
بحث بلبل بر حافظ مکن از خوش سخنی
پیش طوطی نتوان نام هزارآوا برد
📚 #حافظ
✨زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم
زهی در راه عشق تو دل بریان که من دارم
✨وگر در راه بازار غم عشقت خریدارم
به صد جانها بنفروشم ز عشقت آنچ من دارم
#مـــولانــــا
@TAMASHAGAH
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به امید فرا رسیدن نوروز حقیقی...
@TAMASHAGAH
وَ إِنَّهُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِي زَمَانٌ لَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ أَخْفَى مِنَ اَلْحَقِّ وَ لاَ أَظْهَرَ مِنَ اَلْبَاطِلِ
هر آينه، بعد از من بر شما روزگارى خواهد آمد كه در آن هيچچيز پنهانتر از حق نباشد و هيچچيز آشكاراتر از باطل نبُوَد.
#نهج_البلاغه
خطبه/۱۴۷
@TAMASHAGAH
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺گناهانی که در شب قدر باید از آن توبه کرد کدامند؟
@TAMASHAGAH
🌿 از همه که پنهان کنم
از خدا که پنهان نیست.
یک سال را حتی سال به سال،
عمرم را پر از تأخیر رقم زدهام...
🌙 حالا رسیدهام به شبی که
یک فرصت خاصِ خاص است.
خوبان عالم
با سرمایه یک عمرشان امشب سود سرشار آینده را صاحب میشوند.
💔 و من با خسارت یک عمرم
جبران گذشته را میخواهم.
و امشب شب فرصت و رحمت است...
🌱 یک رحمت خاص در خاص
یک امام مهربان،
امام منجی دنیا✨
دستم را بگیرد و بالا ببرد
و با سرعت نور رقم بزند جبران تأخیرم را و تمام تقدیرم را در مسیر ظهورش...
#شب_قدر
@TAMASHAGAH
من همه در حکم توام
تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم
من کم از آنم که تویی
#مولانای_جان
@TAMASHAGAH
ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم
نه نهانم نه بدیدم چه کنم کون و مکان را
ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را
#مولانای_جان
@TAMASHAGAH
هوالعزیز🌱
گفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشد
غم قصد جان ما کرد گفتا خود این نباشد
غم خود چه زهره دارد تا دست و پا برآرد
چون خردهاش بسوزم گر خرده بین نباشد
غم ترسد و هراسد ما را نکو شناسد
صد دود از او برآرم گر آتشین نباشد
غم خصم خویش داند هم حد خویش داند
در خدمت مطیعان جز چون زمین نباشد
چون تو از آن مایی در زهر اگر درآیی
کی زهر زهره دارد تا انگبین نباشد
در عین دود و آتش باشد خلیل را خوش
آن را خدای داند هر کس امین نباشد
هر کس که او امین شد با غیب همنشین شد
هر جنس جنس خود را چون همنشین نباشد
ای دست تو منور چون موسی پیمبر
خواهم که دست موسی در آستین نباشد
زیرا گل سعادت بیروی تو نروید
ایاک نعبد ای جان بینستعین نباشد
📚 #مولوی - دیوان شمس - غزل شماره ۸۵۴
@TAMASHAGAH
اگر به گلشن ز ناز گردد قدِ بلندِ تو جلوهفرما
ز پیکرِ سرو، موجِ خجلت شود نمایان چو می ز مینا
ز چشمِ مستت اگر بیابد قبولِ کیفیّتِ نگاهی
تپد ز مستی به رویِ آیینه نقشِ جوهر چو موجِ صَهبا
#بیدل_دهلوی
@TAMASHAGAH