#از_قرآن_بیشتر_بدانیم
"تفاسیر
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ لُوطاً آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فاسِقِينَ «74»
و به لوط، حكمت و دانش عطا كرديم و او را از قريهاى كه كارهاى زشت انجام مىدادند رهانيديم، براستى آنان مردمى بد و منحرف بودند.
وَ أَدْخَلْناهُ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ «75»
و او را در رحمت خويش وارد نموديم، همانا او از شايستگان بود.
نکته ها
در زمان حضرت ابراهيم، لوط پيامبر بود وامامت ورهبرى از ابراهيم بود. شايد به همين دليل در آيهى قبل درباره اسحاق و يعقوب خوانديم: «جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً» و در اين آيه نام لوط جداگانه برده شد و كلمه ائمة شامل او نيست، زيرا امام ابراهيم بود.
دراين آيه، خداوند به چهار نعمت مهمى كه به حضرت لوط داده شده، اشاره مىفرمايد كه عبارتند از: حكم، علم، نجات و دخول در رحمت.
شايد مراد از «حكم» در اين آيه، مقام نبوت باشد، چنانكه دربارهى حضرت يحيى نيز به
جلد 5 - صفحه 476
همين معنا آمده است، «وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا» «1»
نجات دادن خداوند، با تلاش خود انسانها منافاتى ندارد، چنانكه نجات حضرت لوط عليه السلام با فرمان و هدايت الهى و با خواست و تلاش خودش صورت پذيرفت. «فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ» «2»*
مراد از «فاسِقِينَ» در اينجا، كفّار است، نظير آيهى: «أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً» «3»
پیام ها
1- خداوند، اولياى خودش را نجات مىدهد. «نَجَّيْناهُ»
2- در منطقه گناهخيز نمانيد. «نَجَّيْناهُ»
3- گاهى انجام يك گناه، سبب ارتكاب گناهان ديگرى مىشود. «الْخَبائِثَ»
4- بدتر از گناه، اصرار بر گناه واستمرار آن است. «كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ»
5- استمرار در گناه، ثمرهى كفر و سبب بد عاقبتى است. «تَعْمَلُ الْخَبائِثَ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فاسِقِينَ»
6- محيط و جامعه، جبر آفرين نيست. «كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فاسِقِينَ وَ أَدْخَلْناهُ فِي رَحْمَتِنا»
7- اگر ما صالح باشيم، خداوند ما را از رحمت خويش سرشار مىسازد. «أَدْخَلْناهُ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ»
«1». مريم، 12.
«2». هود، 83.
«3». سجده، 18."
#تفسیر_سوره_انبیا_آیه_۷۴_۷۵
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 مباحث موضوعی قرآن / ۲۸۹
💠 حیات طیبه / قسمت هفتم
✅ رسالت دین در هدایت به سوی حیات طیبه
🔸ضرورت راهنمایی الهی برای حیات حقیقی
▫️انسان برای آن که به مقام جانشینی خداوند برسد، بندهای صالح شود و از حصار تنگ دنیای مادی فراتر رود تا به زندگی برتر (حیات طیبه) نائل آید، به راهنمایی نیازمند است و به تنهایی توانایی پیمودن این مسیر را ندارد. دین، این رسالت خطیر را بر عهده گرفته است. با فرستادن پیامبران برای راهنمایی انسان و آموزش آیین بندگی، دین در پی رهایی بخشیدن به انسان از دلبستگیهای صرفاً مادی و آزاد کردن او از بردگی هوا و هوس است. از این رو، خداوند به وسیله پیامبر، همه انسانها را برای رسیدن به این حیات برتر فرامیخواند و میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ» [انفال/۲۴]؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی میخواند که شما را حیات میبخشد.» این دعوت، اساس و رکن واقعی خود را در «زنده کردن انسان» و نجات او از پرتگاه فنا و هلاکت قرار داده است.
🔹از نگاه قرآن، کسانی که به ندای حق پاسخ مثبت میدهند، پس از پذیرش این دعوت الهی، به نور ایمان منوّر شده و همچون کسانی هستند که پس از مرگ، زندگی دوباره یافتهاند. پیش از آن، همانند مردگانی بودند که از نعمت حیات حقیقی محروم بودند: «أَوَ مَن کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ» [انعام/۱۲۲]؛ «آیا کسی که مُرده بود و ما او را زنده کردیم...». برای چنین افرادی، مرگ معنای خود را از دست میدهد؛ آنان زندگان جاویدی هستند، همانند شهدا که خداوند دربارهشان فرموده است: «وَلاَ تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ» [بقره/۱۵۴]؛ «و برای کسانی که در راه خدا کشته میشوند، مُرده نگویید؛ بلکه آنان زندهاند.»
🔸تمایز زندگان حقیقی از مردگان دل
▫️نشانه زندهدلی این گروه، پذیرش هشدارها و ندای قرآن است: «لِیُنْذِرَ مَنْ کَانَ حَیًّا» [یس/۷۰]؛ «تا هر که را زنده است بیم دهد.» زیرا مؤمنانی که قلبهایی زنده و بیدار دارند، در برابر دعوت قرآن لبیک میگویند. در مقابل، گروه کافران، مُردگانی هستند که در برابر آیات الهی واکنشی نشان نمیدهند و کلام خدا در آنان اثری ندارد. قرآن این دسته از انسانها را که تحت تأثیر کلام حق قرار نمیگیرند، مرده میانگارد: «فَإِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى» [روم/۵۲]؛ «چون تو هرگز مُردگان را نمیتوانی شنوا کنی.» زیرا دلهای آنان همچون سنگ یا سختتر از سنگ گردیده و هیچ تأثیرپذیری ندارد: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذَٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً» [بقره/۷۴].
🔹حیاتی که خدا و پیامبرش انسان را به سوی آن دعوت میکنند، حیات به همه اشکال و معانی آن است. این دعوت، به عقیدهای فرا میخواند که دلها و عقلها را زنده میکند، از کمند جهل و خرافه و اسارت در برابر غیر خدا رها میسازد و به سوی شریعتی رهنمون میشود که آزادی انسان و کرامت ذاتی او را فریاد میزند. دینی که انسان را به سوی عزت و قدرت میخواند، او را از یوغ بندگی بندگان رها کرده و به بندگی خدا دعوت میکند و آن انسانیتی را که طاغوتیان از او ربودهاند، بازمیگرداند.
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
❤️#معارف #مفاهیم
۲۱ زمر =🌾
ألَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ #أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء #مَاء
۹۲ انعام =🌾
وَهَـذَا #كِتَابٌ #أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ
۱۰۳ آل عمران =🌾
وَاعْتَصِمُواْ #بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا
در نزول باران و نزول قرآن فرق؛ بسیار است نزول باران به شکل تجافی (کَنده شدن) است یعنی باران که به پایین میاید دیگر در بالا نیست❌
اما نزول قرآن به شکل تجلّی (ظاهر شدن از بالا و از همه جا است) است نه به شکل کنده شدن❌ زیرا مرتبه اعلای قرآن در نزد خدا است ۶ نمل =وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ
ومرتبه بالای قرآن در نزد ملایکه و اولیای الهی است که با اسم اشاره به دور (ذلك) آمد ۲ بقره ذَلِكَ الْكِتَابُ🪴
ومرتبه نازلهٔ آن؛ که با اسم اشارهٔ نزدیکِ (هذا) آمد در دست بشر است ۳۷ یونس هَذَا الْقُرْآنُ🕋
یعنی چون باران کنده و تجافی میشود در ۱ مرتبه است اما قرآن💓 که حبل و ریسمان آویختهٔ الهی است در بینهایتْ مرتبه است یعنی از مرتبه نزد بشر تا مرتبهٔ بسیار عظیمِ نزد خدای متعال است🤯
وفقط خدا میداند که ما مومنها به کدام مرحله تجلیِ قرآن خواهیم رسید🤕
واین است عظمت قرآن؛ زیرا طبق آیه۶ نمل در بالا؛ مرتبه آخر آن؛ نزد خدای متعال است‼️🤯
به این علتِ عجیب؛ هرگز دست از قرآن بر ندارید❌ هرگز❌🙏🙏
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
💧#دائره_المعارف_قرآن_کریم 💧
🌟 رویدادهای مهم قرآنی در ماه رجب
⬅️ 2 . #نزول_اولین_آیات_قرآن_کریم
#در_نزول_تدریجی
🌖 در بیست هفتمین روز ماه رجب، غار #حرا شاهد رخدادی بزرگ و بی نظیر بود.
📜 فرشته وحی بر قلب آخرین فرستاده حق نازل شد و اولین آیات #کتاب خدا را برای او قرائت کرد که هان ای رسول خدا بخوان!
🌖 امام موسی بن #جعفر علیهما السلام فرمود:
«بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُحَمَّداً ص رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ فِی سَبْعٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ رَجَبٍ فَمَنْ صَامَ ذَلِکَ الْیَوْمَ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ صِیَامَ سِتِّینَ شَهْراً»
خداوند متعال حضرت #محمد صلی الله علیه و آ له را در بیست و هفت رجب به پیامبری مبعوث ساخت؛ هر کس این روز را #روزه بدارد خداوند متعال پاداش روزه شصت ماه را برای او منظور میگرداند. (5).
📜 بیشتر مفسّرین بر این عقیده اند که پنج آیه اول سوره #علق، اوّلین آیات نازل شده قرآن کریم هستند و اوّلین روزی که جبرئیل علیهالسلام بر #رسول خدا صلی الله علیه و آ له فرود آمد؛ بیست و هفتم ماه #رجب بود. (6).
ادامه دارد .......
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
🔴 در محضر قرآن کریم/
✅ قُلْ يَا عِبَادِىَ الَّذِينَ أَسْرَفُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ لَاتَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (زمر/۵۳)
🔹بگو: «اى بندگان من كه بر نفس خویش اسراف (و ستم) كردهاید! از رحمت خداوند مأیوس نشوید، همانا خداوند همهى گناهان را مىبخشد، زیرا كه او بسیار آمرزنده و مهربان است.»
🔸آیات قبل تهدیدى براى افراد مغرور بود و این آیه به گناهكاران پشیمان، بشارت مىدهد. در تمام كلمات این آیه لطف و مِهر الهى نهفته است:
➖ پیام بشارت را رسول خدا صریحاً اعلام كند. «قل»
➖ خداوند انسان را مخاطب قرار داده است. «یا»
➖ خداوند همه را بندهى خود و لایق دریافت رحمتش دانسته است. «عبادى»
➖ گناهكاران بر خود ستم كردهاند و به خدا ضررى نرساندهاند. «اسرفوا على انفسهم»
➖ یأس از رحمت، حرام است. «لا تقنطوا»
➖ رحمت او محدود نیست. «رحمة اللّه» («رحمة اللّه» به جاى «رحمتى» رمز جامعیّت رحمت است، چون لفظ «اللّه» جامعترین اسم اوست).
➖ وعدهى رحمت، قطعى است. «انّ اللّه»
➖ كار خداوند، بخشش دائمى است. «یغفر»
➖ خداوند، همهى گناهان را مىبخشد. «الذنوب»
➖ خداوند بر بخشش همهى گناهان تأكید دارد. «جمیعاً»
➖ خدا بسیار بخشنده و رحیم است. «انّه هو الغفور الرحیم»
🔸خداوند با این همه رأفت و مهربانى اعلام مىكند كه تهدیدهاى آیات قبل، براى تربیت انسانهاست نه انتقام و كینه. در فرهنگِ قرآن، اسراف معناى وسیعى دارد كه علاوه بر اسراف در مال، شامل اسراف در نفس و جان نیز مىشود. بدین معنى كه انسان در بهرهگیرى از استعدادها و ظرفیّتهاى وجودى خود از حدّ اعتدال خارج شده و دچار افراط و تفریط گردد. مراد قرآن از اینكه مىفرماید: خداوند همه گناهان را مىبخشد، آن نیست كه انسان گناه كند و بگوید خدا مىآمرزد، بلكه مراد آن است كه همه گناهان هر قدر هم بزرگ باشند قابل آمرزش است و نباید از رحمت الهى مأیوس بود و طبیعتاً راه دریافت آمرزش الهى، توبه و جبران گناه است كه در آیه بعد آمده است.
❇️ از پيامهای آیه
▫️قوانین و احكام الهى در حد اعتدال است و نافرمانى مردم، تجاوز از حدّ اعتدال است. «اسرفوا على انفسهم»
▫️در بخشش الهى نوع گناه و مقدار آن تفاوتى ندارد. «الذنوب جمیعاً»
▫️یأس از رحمت الهى، جایز نیست. «لا تقنطوا»
▫️آمرزش گناه، اقتضاى رحمت خداوند است. «رحمة اللّه انّ اللّه یغفر»
▫️امید به مغفرت، زمینه آمرزش است. «لا تقنطوا... انّ اللّه یغفر»
▫️این خداوند است كه همه لغزشها را مىبخشد. «انّه هو الغفور» به جاى «انّه الغفور»
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
🔴 مباحث موضوعی قرآن /
💠 حیات طیبه / قسمت هشتم
✅ حیات طیبه و اصلاح رابطه با دنیا
🔸چشمپوشی از وابستگی، نه نعمتهای دنیا
▫️خداوند به کسانی که با آگاهی از زوالپذیری دنیا و لذتهای زودگذر آن، از وابستگی و دلبستگی به خوشیهای آن چشم میپوشند و با صبر در برابر خواهشهای نفسانی، از طریق ایمان و عمل صالح خود را برای رسیدن به خوشیهای جاودانه آماده میسازند، وعده حیات طیبه میدهد. این چشمپوشی به معنای ترک دنیا و محروم ساختن خود از نعمتها و زیباییهایی که خداوند برای انسان آفریده است، نیست. همانگونه که قرآن کسانی را که به گمان زهد، نعمتهای الهی را بر خود حرام میکنند، سرزنش میکند: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ» [اعراف/۳۲]؛ «بگو: چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگانش پدید آورده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟» این زینتها و طیبات، در زندگی دنیا برای مؤمنان آفریده شده است. منظور از «زینت»، چیزهایی است که عیوب و نواقص را میپوشاند و منظور از «طیبات»، اموری است که موافق طبع سالم انسان باشد، مانند غذاهای حلال، مسکن مناسب و دیگر مایحتاج زندگی.
🔹دنیا، وسیلهای برای سعادت اخروی
▫️نگرش حیات طیبه به دنیا، نگرشی ابزاری و هدفمند است. امکانات و نعمتهای دنیا باید وسیلهای برای رسیدن به سعادت اخروی باشد. خداوند پس از بیان داستان قارون و ثروت انبوهی که آن را در راه خدا خرج نکرد، به این اصل اشاره میفرماید: «وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا» [قصص/۷۷]؛ «و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب و بهرهات را از دنیا فراموش مکن.» یعنی انسان باید از آنچه دارد، هم برای آبادانی آخرت استفاده کند و هم بهره حلال و مشروع خود از دنیا را از دست ندهد، اما این بهرهبرداری باید در مسیر احسان و نیکی باشد، نه فساد و تباهی. نقطه مقابل این نگاه، دنیاطلبی محض است؛ استفاده از نعمتها تنها برای لذتجویی زودگذر و بدون هیچ اندیشۀ ذخیرهای برای آخرت، که موجب شقاوت و عذاب الهی میگردد [احقاف/۲۰].
🔸ویژگیهای پویندگان حیات طیبه در تعامل با دنیا
▫️پویندگان راه حیات طیبه، نسبت به زندگی دنیا و جلوههای آن مانند مال و خانواده بیتوجه نیستند. رسیدن به این مطلوبهای مشروع نیز نزد آنان دوستداشتنی است، اما نهایت هدف زندگی نیست. آنان از این مواهب به عنوان «نردبان ترقی» برای نیل به حیات برتر و حقایقی والاتر استفاده میکنند. آنان دنیا را برای خود هزینه میکنند، برخلاف دنیاطلبان که خود را برای دنیا هزینه میکنند. از این رو، در میدانهایی مانند جهاد برای رضای خدا پیشتازند و آن را تجارتی پُرسود با خداوند میدانند [توبه/۱۱۱]. آنان از هر چه موجب دوری از خدا و خشم او شود، اجتناب میورزند [مائده/۲۸_۲۹] و برای هر دو سرای خود دعا میکنند: «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً» [بقره/۲۰۱]. در نظر آنان، پاداش الهی از هر دارایی دنیوی بهتر است [قصص/۸۰] و حاضرند جان خود را در راه خشنودی خدا بفروشند [بقره/۲۰۷]. اینان مردانی هستند که هیچ تجارت و معاملهای آنان را از یاد خدا و انجام فرایض بازنمیدارد [نور/۳۷] و بدینسان، مظهر اسماء الهی در زمین میگردند.
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh