#از_قرآن_بیشتر_بدانیم
"تفاسیر
تفسیر نور (محسن قرائتی)
لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ «102»
آنان صداى (زبانه كشيدن) آن را نمىشنوند و آنان در آنچه (از نعمتها و كاميابىها) كه دلشان بخواهد جاودانهاند.
نکته ها
انسان در دنيا، هر چند هم در رفاه و كاميابى باشد، ولى خواسته يا ناخواسته ممكن است
جلد 5 - صفحه 499
خبرهاى ناگوار و حوادث تلخ به گوشش برسد و از لذّت و عيش او بكاهد، امّا در قيامت، اهل بهشت به دور از هر خبر بد و سر و صداى ناهنجار و ناله و فرياد گرفتاران، با عيش كامل به كامروايى مشغولند.
اميرالمؤمنين علىّ عليه السلام در خطبهى 183 نهجالبلاغه مىفرمايد:
خداوند، آن چنان اهل بهشت را گرامى داشته كه حتّى گوشهايشان صداى آتش دوزخ و ناله و فرياد اهل آن را نمىشنود. «1»
قرآن در بيان گستردگى كمّى و كيفى نعمتهاى بهشتى، آيات متنوّعى دارد. در آيهاى مىفرمايد: «ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ» «2» هر چه كه ميل انسان بكشد و هر چه كه چشم از آن لذّت ببرد. در اين آيه مىفرمايد: «وَ هُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنْفُسُهُمْ خالِدُونَ» آنان در هر چه كه دلشان بخواهد براى هميشه متنعّماند، و در جاى ديگر با اين چنين عبارتى توصيف مىفرمايد كه: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ» «3» احدى نمىداند كه چه لذائذ وكاميابىهايى براى اهلبهشت، ذخيره ومخفى شده است.
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است كه: كيفيّت نعمتهاى بهشتى را نه گوشى شنيده و نه چشمى ديده است. «4»
پیام ها
1- در قيامت، اهل بهشت، فارغ از رنج و ناله گرفتاران به كامروايى مشغولند. «لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها»
2- اشباع واقعى غرايز، تنها در بهشت ممكن است. «فِي مَا اشْتَهَتْ»
3- در بهشت، نه محدوديّت در نعمتهاست «فِي مَا اشْتَهَتْ» و نه محدوديّت در زمان بهرهمندى. «خالِدُونَ»
«1». تفسير نمونه.
«2». زخرف، 71.
«3». سجده، 17.
«4». الفقيه، ج 1، ص 295.
تفسير نور(10جلدى)، ج5، ص: 500
#تفسیر_سوره_انبیا_آیه_۱۰۲
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
🔴 مباحث موضوعی قرآن /
💠 حق و باطل / قسمت اول
✅ تاریخ زندگی بشر همواره عرصه رویارویی دو جبهه حق و باطل در برابر یکدیگر بوده است و مبارزه و معارضه مردان حق با پیروان باطل از زمان هابیل و قابیل تاکنون و تا دنیا دنیاست بوده و هست و خواهد بود. گستردگی حق و باطل به گستردگی مفاهیم زندگی و به درازای تاریخ انسان است و این دو امر تنها منحصر به یک بعد زندگی انسان نمیشود، بلکه تمام شؤون زندگی او را شامل میشود.
🔹قرآن کریم در آیات بسیاری و با تعابیر و روشهای مختلف و از جمله شیوه مقابله صحنهها با یکدیگر، مفهوم حق و باطل و نشانهها و تجلّیات هر یک را در زندگی بشر و مصادیق آن دو و در نهایت فرجام و سرانجام حق و باطل را به روشنی ترسیم نموده است که در اینجا نمونههایی از این گونه آیات را از نظر میگذرانیم. از جمله مقابلههای نغزی که در آن سیمای حق و باطل به شیوهای مجسم و زنده به نمایش درآمده است، این آیه پُر محتوای قرآن است:
▫️انزل من السماء ماء فسالت او دیة بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیا و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء علیه او متاع زبد مثله کذلک یضرب الله الحق و الباطل فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض کذلک یضرب الله الامثال(رعد/۱۷)
🔸خدا از ابرها بارانی میفرستد و رودهایی کوچک و بزرگ روان میشوند و سیلابها کفِ پُفکرده همراه خود میآورند. روی موادی هم که در کورهها برای ساخت زیور یا ابزار ذوب میکنند، کفی مثل کف سیلاب جمع میشود. خدا حق و باطل را به آب و فلز و کفشان تشبیه میکند: آخر سر، باطل محو میشود، عین آن کفها! اما حق که مثل آب و فلز برای مردم سودمند است، در زمین باقی میماند. بله، خدا چنین نکتهها و مثلهای سودمندی میآورد.
🔹خداوند در یک مثال نغز و بیبدیل، حق را به آب و فلزات تشبیه نموده و باطل را به کف روی آب یا کف روی فلزاتِ ذوب شده در کورهها، همانند کردهاست. با دقت در این تشبیه میتوان دریافت که قرآن برای حق و باطل مشخصهها و ویژگیهای خاصی ترسیم نموده است که مواردی از آن را در قالب مقابله ذیل یادآور میشویم:
▫️حق؛ یعنی واقعیتها (مانند آب)
▪️باطل؛ یعنی پندارها و خیالهای خام (مانند کف)
▫️حق؛ خالص است (مانند آب باران)
▪️باطل؛ با ناخالصیها و آلودگیها همراه است (مانند سیلاب)
▫️حق؛ یکی است و بیشتر از یک چهره بیشتر ندارد (همچون آب زلال)
▪️باطل؛ از چهرهها و اشکال مختلفی برخوردار است (همچون کفی که در هر مایعی، مانند آب و فلز ذوب شده و ... به همان شکل ظاهر میشود)
▫️حق؛ همیشه مفید و سودمند است (مانند آبی که مایه حیات و تولید انرژی است)
▪️باطل؛ بیفایده و بیهوده است (مانند کفی که نه رفع عطش میکند و نه چرخ آسیابی را به حرکت در میآورد)
▫️حق؛ ماندگار است (همچون آب جاری نهر)
▪️باطل؛ زودگذر و از میان رفتنی است (همچون حباب)
▫️حق؛ همیشه متکی به خویش است (مانند آب)
▪️باطل؛ طفیلی است و از آبروی حق مدد میگیرد (مانند کف)
▫️حق؛ پر محتوا، وزین و کم ادعاست
▪️باطل؛ بالانشین، پُر غوغا، ولی تو خالی و بیمحتواست
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
🔴 در محضر قرآن کریم/
✅ إِنَّ إِبْراهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتاً لِّلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (نحل/۱۲۰)
🔹همانا ابراهیم (به تنهایى) یک اُمّت بود، در برابر خدا خاضع و فرمانبر و حقگرا بود، و از مشركان نبود.
🔸در این آیه خداوند، حضرت ابراهیم(ع) را به تنهایى یک اُمّت دانسته است و هر یک از مفسران براى تحلیل و تفسیر این جمله سخنى گفتهاند، از جمله:
➖چون ابراهیم(ع) بر مكتبى بود كه اَحدى بر آن نبود، پس یک اُمّت بود.
➖او به اندازه یک اُمّت خیر و خوبى و كمال داشت.
➖كلمه اُمّت به معناى معلّم خیر است او معلّم خوبىها بود.
➖مراد از اُمّت یعنى رهبر و مقصود و امام تمام خداپرستان.
➖شخصیّت و شعاع وجود او به اندازه یک اُمّت بود.
➖چون قوام اُمّت به او بود.
➖چون عالم بود و عالم اُمّتى را راهنمایى مىكند.
➖چون حركت آفرید، كار یک امّت را انجام داد، یارى نداشت و یک تنه قیام كرد.
❇️ از پيامهای آیه
▫️تجلیل از مردان خدا و معرّفى الگوها و قهرمانان توحید یک شیوه تربیتى است. «انّ ابراهیم»
▫️تعداد و كمیّت مهم نیست، بلكه كیفیّت و حركت آفرینى مهم است. «اُمّة»
▫️در راه حقّ از تنهایى نهراسید. «انّ ابراهیم كان اُمّةً»
▫️انسان محكوم محیط و جامعه و تاریخ نیست. «و لم یَکُ منالمشركین»
▫️ابراهیم(ع) هم در عمل خالص بود، «حنیفاً» هم در عقیده. «و لم یک من المشركین»
▫️برخوردهاى مماشاتى ضررى به توحید انسان نمىزند. (با آنكه حضرت ابراهیم علیه السلام در میان خورشید و ستارهپرستان لحظاتى با آنان مدارا و مماشات كرد و گفت: پروردگار من همینهاست، ولى همین كه ناپدید شدند، فرمود: من غروب كنندگان را دوست ندارم. با این حال در این آیه خداوند مىفرماید: او لحظهاى مشرک نبود.) «لم یک من المشركین»
▫️آنچه به انسان ارزش مىدهد عبادت و اطاعت آگاهانه از خدا «قانتاً» همراه با اعتدال و نداشتن انحراف «حنیفاً» و خلوص است. «و لم یک من المشركین»
⬅️ حضرت روح الله، فرزند همان حضرت ابراهیم بتشکن بود. (صلوات الله علیهما)
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
✨بسوی پروردگار سوق داده میشوید✨
🔺یکی از نامهای قیامت که در آیه ۳۰ سوره قیامت آمده است مساق است؛کلمه مساق مصدر میمی است که معنای سوق را میدهد و مراد از آن این است که در قیامت یا در روز مرگ، سوق به سوی خدای تعالی است.
🍀یعنی که بازگشت به سوی اوست و سِر تعبیر به مساق آن است که آدمی در این بازگشت اختیاری از خود ندارد، مانند حیوانی که دیگری او را میراند پس او به حکمِ الی ربّک یومئذٍ المساق، از روز مرگش به سوی پروردگار رانده میشود تا به حکم الی ربک المستقّر، در قیامت بر او وارد شود.
📖تفسیر المیزان ج۲۰ ص ۱۱۳📖
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
💠 مژده برای شیعیان اهل بیت 💠
🔺 در جلد سوم بحارالانوار از امالی شیخ مفید از امام صادق علیه السلام روایت کرده است فرمودند:
🔸هنگامی که روز قیامت شود خدا حساب شیعیان ما را به ما واگذار میکند پس هر حقی که راجع به خداوند است ما از خداوند میخواهیم که به ما ببخشد پس آن حق به ما بخشیده میشود.
🔸 و هر حقی راجع به خود ماست آن را هم به آنها میبخشیم پس این آیه شریفه را قرائت فرمود : قطعا به سوی ما است رجوع ایشان پس بر ما است حساب ایشان .
📖سـوره غاشیه آیه ۲۶📖
📖بحارالانوار جلد سوم📖
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh
🌹 چه کسانی بر گردن خدا حق دارند ؟
✨ وقتی خداوند متعال در قیامت اعلام میکند :
هر کسی که بر گردن من حق دارد ، بلند شود .
همه تعجب میکنند .
از سوی خدا خطاب میآید :
هر کسی هنگام نزاع از خود بخشش نشان داده ، تا مسأله اصلاح شود ، بر گردن من حقی دارد .
قرآن میفرماید :
⚜ فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمینَ
سوره شوری ، آیه ۴۰
خدا میفرماید :
اجرت بر من است
👈 انسان باید خیلی کوچک باشد ، که این مدال و این جایگاه را رها کرده و بگوید : نه ، من نمیبخشم
من میخواهم دلم را خنک کنم !!
این عمل بسیار ناپسند است❗️
#دائره_المعارف_قرآن_کریم
#تفسیر
@Targomeh