eitaa logo
نعمت‌الهی/زنگارღ
842 دنبال‌کننده
235 عکس
121 ویدیو
0 فایل
بسم رب النور آغوشت نه درد داشت،نه سقف داشت ونه حتی دیوار اما میان گره دستانت،تمام دنیا برایم بی‌خطر میشد پناهم(:🫀 رمان گاندویی زنگار...(: آیدی نویسنده @fatemeh_315_133 کپی‌از‌رمان؟نه‌گلم
مشاهده در ایتا
دانلود
برگشتم نگاهش کردم..مثل همیشه معنی نگاهمو فهمید که زود آهانی گفت و اومد غذارو کشید اصلا میلی نداشتم ولی برای اینکه رسول بخوره و گشنه نخوابه مجبور بودم یکم بخورم... بشقاب لوبیا‌پلو رو گذاشت جلوم با ماست و شروع کردم به خوردن محمد:از اداره چه خبر؟ رسول:به هیچی نرسیدیم متاسفانه..پرونده جلو نمیره تو اعصاب‌مه محمد:پرونده ها که به عشق خودشون جلو نمیرن..ما باید خوب کار و تحقیق کنیم تا پیش بره رسول:قانع شدم تک خنده‌ای کردم ‌و قاشق پرُ تو دهنم گذاشتم رسول:عمو محمد:جان غذایی که لب نزده بود کنار گذاشت و بهم نگاه کرد:چیزی میخوای بگی.. سر تکون داد که گفتم بگو خب رسول:راستش عمو میخوام یه موضوعی رو بگم بهت ولی قول میدی به بابا نگی؟ دست از خوردن زورکی برداشتم و گفتم:آره بگو قول میدم رسول:هیچی ولش کن خواست از پشت میز بلند بشه که مچ دستشُ گرفتم مجبورش کردم برای دوباره نشستن:بگو بهم حرف‌تو بعد جیم بزن رسول:چیز مهمی نیست حالا بعدا حرف می‌زنیم محمد:ما از هم چیز پنهونی داریم؟ رسول:نه محمد:خب بگو دیگه بهم _‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_"♥︎"_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌__‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌_‌
پارت‌نوش‌نگاهتون...💞 《 اون آدم عاشقِ خلافکارِ دز‌دِ زندانی بابام نیست..(:》 پ.ن¹:حامد بچه هنگ کرده دیگه... پ.ن²:این مسعود رو کاغذ بابای من نیست...(: پ.ن³:محمد بچه از خستگی توان نداره دیگه.... پ.ن⁴:نگم قلبم اکلیلی شد؟؟؟؟ پ.ن⁵:من عمو محمد و عمو مهدی رو باهم میخوام تو زندگی‌مممممم🥺 پ.ن:ناشناس کار نمیکنه...بمونه وقتی درست شد https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_a942mll&btn=ناشناس‌زنگار(: اینجا‌ جواب‌‌تونو ببینید 🎀 شخصیت‌های‌رمانم اینجا بببن 🎀
یه سوپرایز‌مون نشه؟؟؟😜🙈 (معلوم نیست کی تموم بشه ولی شروع کردمش)
خسته نباشی عزیزم... واقعا رمانت قشنگ بود و لذت بردم از خوندنش.. ان‌شاءالله موفق باشی🌻😊
آخ که چقدر دلم میخواست منم الان مشهد بودم...❤️‍🩹 زیارتت قبول باشه عزیز‌دلم ان‌شاءالله رزق همیشگی‌ت‌...