ژانوس ؛
وقتی یه شاعر میاد راجع به رودخونه و جنگل حرف میزنه چیزی نیست که هرروز دیده باشیم و برامون شناختهشد
انگار واژههای دفتر خاطراتش رو نامرتب توی مصراعهاش ریخته
فکرای عمیق و جزییات کوچیک با همدیگه قاطی میشن
تصویری که میسازه ملموستر و واقعیتر (و در نتیجه برای بعضیا نچسبتر) میشه.
انگار سعی کرده تمام جزییات یه خاطره رو علاوه بر فکر و عاطفهش، با حواس پنجگانهش هم به ذهنش بسپره و ثبت کنه
شعرش به درد کسی که برای دور شدن از واقعیت شعر میخونه(یعنی من🌹)، نمیخوره.
ژانوس ؛
انگار واژههای دفتر خاطراتش رو نامرتب توی مصراعهاش ریخته فکرای عمیق و جزییات کوچیک با همدیگه قاطی م
چون ما عادت کردیم شعر رو رویایی و فضایی بدونیم
عادت کردیم وقتی شعر میخونیم توقع یه اتفاق بزرگ با تخیل شگفتانگیز رو داشته باشیم
اما شعر میشا کالینز ما رو از روی ابرا پایین میکشه و به زمین بر میگردونه
یعنی دقیقا همون جایی که با شعر میخواستیم ازش فرار کنیم.
هدایت شده از 𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽🔖
طرز فکر مشکی خیلی جالبه بچه ها😭😭😭😭😭 خیلی خوبهه حال میده پیاماشو بخونی
ژانوس ؛
طرز فکر مشکی خیلی جالبه بچه ها😭😭😭😭😭 خیلی خوبهه حال میده پیاماشو بخونی
بوووس بهت مرسی که میخونی