eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
163 دنبال‌کننده
45 عکس
9 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
میدونم دیر شد ولیخب‌ــــ شبتون آروم‌م✨
سلااام‌، چطورین‌ن‌ن؟
فحش گزاشتم هرکی همین الان پارت نده 𖧧 اینو فکر کنم دیشب داده بودی چون برا سیزده ساعت پیش بود، خواب بودم🗿🙏🏻
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 نیلا: سلام حامی: خیلی قشنگ شدی، ولی این.. این چیه پوشیدی؟ نیلا: لباس. حامی: احساس نمی کنی خیلی بازه؟ جلوی همه ی این مردا؟!! نیلا: خب باشهه به تو چه ربطی دارهه؟! حامی: چون.. چون شروین گفت مراقبت باشم و اگه شروینم اینجا بود همین کارو میکرد نیلا: نه، نمیکرد حامی: نیلا ! ازش دور شدم گارسون رفته بود دوباره رفتم سمتش ببخشید وسایل مهمون هارو کجا میزارین به اتاق اشاره کرد +اونجا رفتم سمت اتاق نیلا: میشه دنبالم نیای؟ در اتاق رو باز کردم +نه جا خوردم، صدای حامی نبود. روبمو اونور کردم یه مرد دیکه بود کلا نمیشناختمش.. نیلا: ش شما؟ +نترس کاریت ندارم نیلا: پس چرا اینجایی؟ داشت میومد نزدیکم لباس خدمتکار تنش بود. نیلا: گمشو! دستشو اورد نزدیک محکم گازش گرفتم که بهش چسبید +ایییییی این چه کاریه!! کیفم رو پیدا کردم برش داشتم و خواستم بیرون که گرفتم نیلا: ولم کننن +نمیشه که دختر به این خوشگلی (خنده ) هلم داد سرم خورد به دیوار دیدم درباز شد حامی بود ادآمه پارت بعدی..
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 حامی: چه قلطی میکنی!؟ دستمو ول کرد افتادم ندیدم چی شد ولی یارو با صورت خونی افتاده بود روی زمین حامی اومد سمتم حامی: خوبی؟ نفس نفس میزد نیلا: اره اره حامی: چی شد اصلا یاره کیبود!؟ تقریبا داد میزد نیلا: نمیدونم.. اومدم کیفمو بردارم حامی: هیچی نداری رو این لباس کوفتیت بپوشی؟! نیلا: کوفتی؟! ـ حامی: اره ! نیلا: چ چرا اصلا برا همین اومد کیفمو بردارم که برم کتمو توی ماشین بیارم! کت خودشو در اورد بیا اینو بپوش، من میرم میارم دستمو گرفت بلند شدم تلو تلو خوردم حامی: مطمئنی خوبی؟ نیلا: اره فقط سرم خورد به دیواار همین حامی: شاید ضربه دیده! نیلا: خوبم خوبم رفتم بیرون نیلا: مرده رو چیکار میکنی؟ حامی: فعلا بیهوسه ولی چیزیش نمیشه سری تکون دادم حامی: من برم کتت رو بیارم رفتم پیش هستی هستی: این.. کت حامیه؟ نیلا: آ.. ره هستی: چیزی شده؟ نیلا: (تعریف میکنه) هستی: وای وای.. ببخشید همش تقصیر منه نیلا: وا چرا تقصیر تووو؟ هستی: یارو الان تو اتاقه؟ نیلا: اره هستی: ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🌊> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
سلام قشنگاا✨ دارم پارت هارو مینویسم اگه شد تا اخر شب بهتون میدم اگه نشد فردا سه چهار تایی پارت میدم که جبران شه.